وقتی تجزیه طلبان به جان یکدیگر می افتند
Posted on ۱۶ دی ۱۳۸۸
چندی پیش ویدیدیی را با عنوان “فریادهای یک زن هم میهن آذری” در یکی از کانالهای یوتیوب سازما ن مجاهدین خلق مشاهده کردم این ویدیو زنی را نشان می دهد که با زاری در مذمت جمهوری اسلامی و عمال آن لب به اعتراض گشوده اما در واقع این ناهم میهن نا آذری , “شهناز غلامی” یکی از تجزیه طلبان شناخته شده و خاینین به ملت ایران است ;در ابتدا تصور کردم شاید سازمان مجاهدین دچار اشتباه شده و یک تجزیه طلب را با یک شهروند عادی اشتباه گرفته, در اینکه سازمان مجاهدین ,سازمانی ضد ایرانی است تردیدی نداشتم اما اینکه ایشان تصاویر و گفته های تجزیه طلبان را منتشر کنند قدری عجیی می نمود بنابر این پس از درگیری لفظی با چند تن از تجزیه طلبان پیامی را بدین مضمون برای انتشار دهنده ی آن فرستادم : «
با درود_ویدیدیی که بر روی کانال خود قرار دادید مربوط است به یکی از فعالین شناخته شده ی تجزیه طلبی به نام “شهناز غلامی” که از مزدوران شناخته شده ی باکو و آنکارا است و نه آنچنان که عنوان کردید “فریادهای اعتراض یک زن هموطن در تبریز”! این کاملا صحیح است که من و شما احتمالا از جمهوری اسلامی نفرت داریم , اما این دلیل به استفاده ی تبلیغاتی از هر سگ ضد رژیمی نیست و ما ملی گرایان به اندازه ی کافی گرفتاری با دشمنان ایران و تجزیه طلبان داریم که نخواهیم با مجاهدین درگیر شویم ,از آنجا که کانال شما نشان می دهد از طرفداران سازمان مجاهدین خلق هستید و نه یک گروه تجزیه طلبی به شما توصیه می کنم این ویدیو را از روی یوتیوب بردارید_پاینده ایران«
این البته از ساده انگاری من بود که با آگاهی که به ایشان می دهم این ویدیو را از روی اینترنت حذف می کنند امروز اما مطلب جالبی را خواندم که حیفم آمد در اینجا منتشر نکنم و می تواند توجیه گر قرار دادن ویدیوی تجزیه طلبان در کانال مجاهدین باشد . مطلب از قول یکی از تجزیه طلبان معروف به نام ”علیرضا فرشی” است که خودش و همسرش “سیما دیدار” از مزدوران سابقه دار و شناخته شده هستند در رابطه با دلایل آزادی وی و دوستانش اگر فرصتی داشتم مفصلا می نویسم و اینکه نظام چه بهره گیری از تجزیه طلبان به قیمت زیر پا گذاشتن منافع ملی ما می کند , گفته های وی را عینا از “گوناز تی وی” یکی از رسانه های تجزیه طلبی در ادامه ی همین پست نقل می کنم ;فرشی در این نامه که خطاب به عبدالله جاسبی می نویسد خود را از اتهمات و از جمله عضویت در گروه مجاهدین خلق مبرا دانسته و همه ی تقصیرات را متوجه غلامی می داند و همینطور افشا می کند که غلامی و دخترش از ایران گریخته اند مع الوصف اگر گفته های فرشی را در مورد غلامی بپذیریم لاجرم این پهلوان پنبه ی ژورنالیزم ترکستان که اینهمه برایش ترکی می خواندند سر خودشان را هم کلاه گذاشته که البته در میان این طایفه چیز عجیبی نیست
نامه ی فرشی:
جناب دکتر عبدالله جاسبی (مد ظله العالی
رئیس محترم دانشگاه آزاد اسلامی
با عرض سلام و خسته نباشید؛ احتراماً راجع به وضعیت شغلی و پرونده قضایی اینجانب علیرضا فرشی دیزج یکان، فرزند شهید بهمن فرشی و فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته نرمافزار کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف و مقطع کارشناسی ارشد رشته نرمافزار کامپیوتر دانشگاه تهران که در واحد بینالمللی دانشگاه آزاد اسلامی واقع در شهر مرزی جلفا در آذربایجان بعنوان عضو قراردادی هیأت علمی مشغول به انجام وظیفه هستم نکاتی چند را به استحضار میرساند. قبل از هر چیز لازم به ذکر است که برای شناخت اینجانب میتوانید به زندگینامه پیوست این نامه مراجعه کنید.
به هر حال، بعد از دستگیری در اول خرداد ۱۳۸۸ بعلت «خواست تحصیل به زبان مادری» در مراسم پیادهروی همگانی، اعمال نیروهای امنیتی در سرپیچی از آیه «و لا تلبسو الحق بالباطل و تکتمو الحق و انتم تعلمون» نمود پیدا کرد و عمل حق اینجانب، را به ناحق لباس پوشانیدند و اینجانب را «مجاهد خلق – منافق»، «بمبگذار»، «تروریست» و … نام نهادند. خود بهتر میدانید که جمع بین «مجاهد خلق» و «هویت طلب آذربایجانی» ممکن نیست و این دو در تناقض همدیگر قرار دارند و اتهامات وارده تنها برای جلوگیری از فعالیتهای مدنی و اجتماعی مردم به کار میرود. لذا، از محضر آن استاد بزرگوار و عالی مقام خواهشمند است جانب عدالت را گرفته و حقوق از دست رفته اینجانب را اعاده فرمایید. حتی در صورتی که محمکه قضایی اینجانب را محکوم کنند، و رأی بر حبس تعلیقی یا تعزیری اینجانب صادر فرمایند، اینجانب خواستار حمایت ریاست دانشگاه آزاد اسلامی هستم و این خواست با توجه به سابقه عدالتگرایی و حقگویی دانشگاه آزاد اسلامی چیزی دور از انتظار نیست. پیشاپیش تشکر خود را از الطاف جناب عالی اعلام میکنم
راجع به پرونده قضایی اینجانب که در اداره کل اطلاعات تبریز و زیر نظر شعبه چهار بازپرسی دادگستری کل استان آذربایجان شرقی و در شعبه سه دادگاه انقلاب تبریز به قضاوت قاضی علینژاد در جریان است، شرح ماوقعی که منجر به دستگیری بنده شده است چنین است
در مورخه اول خرداد امسال (۱۳۸۸) در محوطه عمومی روبروی پلههای ورودی پارک «شاه گؤلو»ی تبریز همایش پیادهروی همگانی به ابتکار شهرداری تبریز با جوایز ارزنده و ویژه قرعهکشی برگزار شده بود. در این پیادهروی همگانی که از صبح زود برگزار شده بود، جمع کثیری از شهروندان تبریزی شرکت کرده بودند که اینجانب نیز به همراه همسرم تصمیم گرفتم در این مراسم شرکت کنم. مراسم به صورت آرام و به زیبایی هر چه تمام با سرودخانی گروه کر شرکت کننده از صدا و سیمای تبریز و همچنین مجریگری مجریهای تبریزی و تهرانی که در برنامه «صبح و نشات» شبکه سه صدا و سیما به صورت زنده پخش میشد در حال برگزاری بود. متأسفانه، شرکتکنندگان از پخش زنده این برنامه، و اینکه این برنامه بعنوان جشن آزادی خرمشهر (که اصولاً باید در سوم خرداد برگزار میشد) در حال برگزاری است خبری نداشتند. همچنین، همانطور که میدانید روز اول خرداد در تبریز، مصادف با سالگرد قیام مردم تبریز بر علیه کاریکاتور توهین کننده به آذربایجانیها در روزنامه دولتی ایران در اول خرداد ۱۳۸۵ است و مضمون آن کاریکاتور، سوسکی بود که به زبان ترکی صحبت میکرد و مطلب مندرج در روزنامه، حاکی از روشهای امحاء سوسکها بود. همه ساله در سالگرد این روز، تبریزیها به اعتراضات مدنی بر علیه سیاستهای توهینآمیز صدا و سیما و روزنامههای دولتی و غیردولتی و با خواست «تدریس و تحصیل به زبان ترکی آذربایجانی» دست میزنند که امسال نیز چیزی دور از انتظار نبود و برگزاری چنین مراسمی در چنین روزی حاکی از لجمنشی و کوتاه فکری گردانندگان این مراسم داشت. بهرحال، اینجانب به همراه همسرم، هم محض کنجکاوری و هم به منظور گردش و تفریح در این مراسم شرکت کردیم
حدود ساعت ۱۰ صبح عدهای از هواداران تیم تراکتورسازی تبریز که در گوشهای از محوطه برگزاری مراسم جمع شده بودند به ایراد شعارهای “زنده باد تیم تراکتورسازی!” و “زنده باد آذربایجان!” پرداختند که من و همسرم نیز به اقتضای جوانی در بین آنها حاضر شدیم. چند دقیقه نگذشته بود، که میکروفن مراسم قطع شد و دراین اثنا که سکوت ساری بود پلاکاردها و مقوا نوشتههایی با مضامین «لزوم تحصیل به زبان تورکی»، و … بین جوانان حاضر در آن جمع پخش شد که بنده نوشتهای با مضمون «تورک دیلینده مدرسه» را که بر زمین افتاده بود را برداشته و همچون سایرین بدلیل اعتقادی که به این مطلب داشتم، آن را برافراشتم و در منظر عموم مردم قرار دادم. در این حین عدهای به سوی بنده و سایرین حملهور شده و به ضرب و شتم اینجانب و سایرین پرداختند و بعد از حدود ۲۰ دقیقه کش و قوس و رفتارهای غیرقانونی همراه با ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی و اطلاعاتی بدست نیروی انتظامی خلاصی یافتم. بعد از بازجوییها و در حضور نهاییام در اداره اطلاعات تبریز، اتهام دیگری مبنی بر «عضویت در سازمان مجاهدین خلق» تفهیم اینجانب شد. ماجرا از این قرار بود، که زن بیوهای به نام «شهناز غلامی» که صاحب یک فرزند دختر ۱۲ ساله است، و یکی از روزنامهنگاران جنجالی تبریز بود و ماجرای چندین قتل مشکوک در تبریز را افشاء کرده بود بعد از تشکیل جلسهای در استانداری تبریز توسط نیروهای اطلاعاتی دستگیر شد
انگار (؟!) در بازجوییهای انجام گرفته شده، ایشان به مصلحت اتهام وارده را به گردن گرفته، و اتهاماتی که از طریق نیروهای امنیتی بر علیه سایرین ایراد شده است را نیز قبول کرده (؟!) بودند که اینجانب و همسرم نیز در بین این سایرین قرار داریم. ایشان پس از آزادی، در حالی که وثیقه ۲۰ میلیونی برای ایشان در نظر گرفته شده بود، به همراه دختر خویش به صورت قاچاق فرار را بر قرار ترجیح داده و راهی کشور ترکیه شده است. پس از دستگیری بنده، اتهام همکاری با این خانم، و لذا اتهام غیرواقعی عضویت در سازمان مجاهدین خلق به بنده تفهیم شد. بنده متهم شدم که در نوشتن مقالات، ارسال اخبار، و تهیه گزارشهای افشاگرانه به ایشان کمک کردهام و رابطه بلاواسطی با یک خبرگزاری به نام «خبرگزاری هما» برقرار کرده و در ازای دریافت مقداری پول با این خبرگزاری که به گفته مأموران امنیتی به گروهک منافقین وابسته است همکاری کردهام و در این همکاری همسر بنده نیز شرکت کرده است. در نهایت بعد از ۴۵ روز بازجویی در اداره اطلاعات تبریز، اظهار داشتند که: “خانم غلامی از شما سوء استفاده کرده و با جلب همکاری شما و گرفتن کمک از شما به همکاری با خبرگزاری هما پرداخته است!” اتهامی که کذب بودن آن برای بنده و کسانی که اینجانب را میشناسند واضح و مبرهن است و اصولاً هیچ اتهامی متوجه بنده نیست و بنده کاری نکردهام که مستحق ۴۵ روز بازداشت در اداره اطلاعات، و متعاقب آن ۵۰ روز در زندان مرکزی تبریز باشم
۱۴ responses to وقتی تجزیه طلبان به جان یکدیگر می افتند


















































جناب فاشیست پان ایرانی
مه نور فشاند سگ عوعو کند
_________________________________________________
پاسخ :اگر تو مه باشی من با کمال میل حاضرم عوعو کنم اما اگر به فیلمی که در پست بالایی قرار دادم
http://www.farda.co.nr/?p=57
نگاه کنی بهتر معلومت می شود ندای عو عو از کجاست فقط حواست را جمع کن صدای رفقایت را که شنیدی از خود بیخود نشوی !
پاسخ: فقط لطفا خون نجست را بر خاک مقدس ایران نریز می توانی در باشقورتستان یا اولان باتور مبارزه کنی!
_________________________________________________
جهت تجزیه ایران ویران تا آخرین قطره خونمان مبارزه خواهیم کرد ! بخاطر آزربایجان متحد و بزرگ
از صمیم قلب برای کسانی که به تفاله مغول بودن افتخار میکنند متاسفم چرا باید درک کشورما چنین عقب افتاده هایی که حتی الفبا هم ندارند وجود داشته باشند
janam faday iran
ننگ بر وطن فروش و تجزیه طلب
این کفتارهای خائن کمتر از آنند که با شیر ایران در افتند
پاینده ایران
مرگ بر نژاد هیستریک و وحشی تفاله مغولان ، زیادی و کثیف . تو گه میخوری از خاک ایران جدا کنی ، از این مملکت یرو بیرون حرامزاده دست چندمی تاتارها و مغولها. اینجا خاک پاک ایران است ،تو برو بیرون ، هری . مادر این بچه کونی ترک رو هم باید گایید . تو چی زبانت که مخلوطی از زبانهای آن منطقه ای است که اشغالش کردی علف هرز ، تو چی الفبایت کو که هرجا که هستی هم الفبای مستقل نداری ، زبان ما هر چقدر مخلوط باشد از زبان خر که بهتر است ، موسیقی اصیل ایران هم در همه جای دنیا شهرت دارد ، کوروش کبیر هم که پیامبر بوده و منشور حقوق بشرش اولین حقوق انسانهاس . لاس خان تو چی داری جز اشغال و تجزیه طلبی . شاشیدم به این نژاد عوضی و مزدور و روان پریش .
kos kesh fars sag.arab zade.ma nezhademon turk hast.nezhade shoma chi hast. az korosh ke ba madaresh ezdevaj kard.ya daruosh ke ba khaharesh.ya bahram ke ba dokhtaresh.ya arbhay ke on moge omadan iran hame namose shomaro kardan va shoma haromzade ha motavaled shodin.kiram to lahje arabiton.ke sio dovomin lahje az zabane arabist.ma zaban ham darim va alefba ham darim mesle shoma sedaye sag nemidim
اون کش یک طرفش به پدر تورکت متصله یک سر دیگه اش به گونی آذربایجان
همه شما کثافت هستین فاشیست هستین.مرگ بر ایران
با درود به همه تیره های ایرانی ،
پاینده ایران بزرگ
صفویان اصالتا” کورد بودند و مادر هرچی تورکه تو آذربایجان گاییده بودند. فیروز زرین کلاه عجب اعجوبه ای بودی تو!!!
من یک کوردم ولی ایرانیم چون ایرانو من ساختم. رییس جمهور عراق اونقدر با شرف است میگوید من ایرانی هستم. آیا نمیتونست بگه من کوردم و هیچ ربطی به ایران ندارم؟ در ضمن کورد فقط خواهان حقوق خود است نه تجزیه- برای کورد تجزیه مهم نیست مبارزه با ظلم قوم وحشی و زنازاده ی کثیف پلید دیوث مغول مهم است فهمیدی پان خر کسکش مادر قحبه- همین ابراهیم تاتلیس مادر هر چی تورکه تو تورکیه گاییده – این فقط یه نفره از دریای ۳۰ میلیون نفری کوردهای تورکیه – ۱۲ میلیون کورد ایران هم روزی ترتیبتونو میدن دیوثا همونطوری که شاه اسماعیل و شاه عباس کورد نسب ترتیبتونو قبلا” داده بودند.
تف به هر چی مغول وحشی و زنازاده
کورد و فارس دو برادر تنی هستند وبا تورک وحشی دشمن.
هرکس ایرانیه مرگ بر ایران نمیگه – معلومه شما دشمن ایرانین که همچین حرفایی میزنین ای قوم کپک زده ی مغول!!
درود بر توی فارسگ اغوز و افغان صفت
تو ابتدا به نژاد ساختگی اریایی خودت افتخار کن بعدش به سگ بودن و در نهایت افغان بودن خودت افتخار کن
مغول نماد شجاعت و دلیری است
اما شما پان فارسگ های افغان صفت توله نمیتوانید این دلیرمردی را ببینید
شما بهتره خفه شین اونقد به شعار های نژاد پرستانه رژیم شونیستت گوش دادین
که مثل طوطی میگی مغول وحشی بود
مرگ بر ایران
درود بر پان سگای کویرنشین ننگ مایه افغان صفت اغوز
انقد دهن سگوارتون رو باز نکنین و واق واق نکنین
شمایی که همیشه همچون وبال اویزون ترکا بودین و الان هم که منتظرین موسوی ترک و البته پیشوای شما شماهای سگ صفت افغان نجات بده
بهتره برین و اون فیلم هایی رو که در سطح جهان درباره توحش فارسگ ها و پادشاهای خونیشون ساخته شده رو ببینین
و باور پیدا کنین که دنیا سگیزی برای شما ارزش قایل نیس
افغان صفتای اغوز فارسگ اویزان
شما خلقت رو زیر سوال بردین اونوقت دارین درباره تمدن حرف میزنین
مرگ بر ایرانتون
این عکیس رئیس جمهور ننگتونه
http://i.iimmgg.com/images/gr/42627675e8e03a6a5151c419559aba92.jpg
درود بر شما سگان زنازاده پان سگیسم انتی بشریسم متوحش بیشرف
شمایی که بعضیتون فارسگ های مدعی هستین و بعضی مدعیان فارسگ
سگ بودن شما دلیلی برای عدم توضیح بیشتر ما درباره سگ بودن شماس
شمایی که در توهم تمدن پان سگان افغان صفت هستید
در محضر ترک ادب نگه دار
سر خم کن و حرمت و ادب دار
ما ترک غیور و قهرمانیم
ما سرور مردم جهانیم
ما ملت قهرمان ترکیم
ما زاده سرزمین گرگیم
پا چون به حریم ما گذارید
ساکت شده پارس کم نمایید
ای مظهر هر فساد و پستی
هان حرمت عارفان شکستی
در اوج کلاس بی کلاسی
تو وصله زشت یک لباسی
اویزه گوش کن از این پس
هر دور و زمان و پیش هر کس
زین بعد به هر کجا رسیدی
هر جا که نشان ز ترک دیدی
برخیز و وفای خود نشان ده
در محضر ترک دم تکان ده
یادت نرود ولو به گاهی
این گفته ماندگار شاهی