عالی بود …

دیدگاه فرستاده شده در چگونه آیت الله بروجردی نظریه نسبیت را به انیشتین آموزش داد نویسنده: .

عالی بود

همینطور نوشت:

چگونه آیت الله بروجردی نظریه نسبیت را به انیشتین آموزش داد
سلام
من یه طلبه تازه واردهستم به ذهنم رسید نظرتون رو درمورد اکثرملاهای زیرازتون بپرسم . ظاهرا میانه خوبی با ملا ها ندارید نمی دونم چرا؟ اما آشنایی خیلی کم به خدمات ملاهای زیرشاید نظرتون را عوض کند.
ابن ندیم
ابوسهل اسماعیل نوبختی
فارابی
محمد بن زکریای رازی
فخر رازی
ابوالحسن طبری
ابن سینا
خیام
ابوالحسن عامری
یحیی بن عدی
ابوسلیمان سجستانی
ابوحیان توحیدی
جابر بن حیان
ابوریحان بیرونی
ابن هیثم
ابن ابی صادق
ابن مسکویه
خواجه نصیرالدین طوسی
محمد بن محمود آملی
ابن هندو
ابوحامد محمد غزالی
شیخ بهایی
میرداماد
ملا صدرا
محسن فیض کاشانی
میر حیدر آملی
قطب‌الدین شیرازی
سهروردی
هادی سبزواری
جهانگیرخان قشقایی
ملا عبدالله بهابادی
میرزا ابراهیم حکمی زنجانی
مرتضی طالقانی
حکیم هیدجی
مهدی نراقی
محمدتقی شوشتری
علامه حلی
میرابوالقاسم فندرسکی
ابن ربن طبری


چگونه آیت الله بروجردی نظریه نسبیت را به انیشتین آموزش داد
ایت اله بروجردی هرگز انشتین ر ندیده و انشتین هم ایشان راندیده و هیچکدام به هم درس فیزیک و درس حوزوی نداده اند دست ازاین تبلیغات بی مدرک و غیر مستند بردارید


چگونه آیت الله بروجردی نظریه نسبیت را به انیشتین آموزش داد
همه نوشتید خد خد خد ام هیچ ادمیزاده ای هرگز نتوانسته وجودخدار ثابت کند چون انسان طوری افریده شده که باهچیک ازحواس پنجگانه اش قادرنیست حتی یک نشانه گوچک ازخدار ثابت کند وت لحظه بگوررفتن هم نادان میمیرد اینکه بعضیه چهارت ایه ازقران وانجیل وتورات میاورند بازهم وجود خدارانمیتوانند ثابت کنند حتی بزرگترین مذهبیه فقط کره زمین ازاول پیدایش ادم تاهمین امروز مرگز ظلم وبیدادگری وفسادکامل و گشتاره وجنگهای خونین حتی میان ادیان و غارتگری و تجاوز و پلیدترین اعمال ادمی میباشد و درتاریخ شرم اوربشر تاامروز حتی برای یکبار ازاسمان دادگری بفریاد مظلومین زمین نیامده مذهبیه روی زمین ظلم وجنایت وغارت وفساد بیش از اندازه کرده اند وبازهم میکنند بجز خد بیایید درمسایدیگری سخن بگوییم خودتان ر خسته نکنید بزرگترین دانشمندان هم نتوانستند وجودخدارااثباتکنند چه رسد به عده ای خاخام یهودی وکشیشه وپاپ های مسیحی و ملاه وایت اله ه ومفتیهای الازهر


دیدگاههای دیگر

دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند
((نسان از ماده ساخته شده و اینکه جهان چطور وجود آمده و حتی اگر خودبخود بوجود نیامده باشد اثبات وجود خدا نیست))
پس اثبات چیست؟؟؟اگر این دنیا خدا وافریننده ای داشت ،چه اشکالی داشت؟اینکه دیده نمی شود؟اگر دیده شود به نظر شما می شود اسم خدا روی آن گذاشت؟چیزی که دیده شود محدود است و محدود محکوم به فناست.اصولا مگر بی نهایت دیده می شود؟؟؟اینکه دنیایی وجود دارد با این همه شگفتی که چشمان کورتان را برآن عامدانه بسته اید،محصول تصادف یا مغالطه ی منطقی است؟؟؟اخرش معلوم نشد قوانین فیزیک را که هاوکینگ عامل خلقت می داند،چه کسی وضع کرده است؟هیچ راهی نیست مگر اینکه اگر عقل سالمی داشته باشید که ندارید به طراحی هوشمند که ما آن را خدا یا الله می نامیم معتقد باشید.مشکل شما این است که اگر این خدا را باور داشته باشید باید دینش را هم قبول داشته باشید ،ومقید به اعمال شایسته باشید و از هوا وهوس و تجاوز وهزار کثافت کاری دست بکشید که نفستان قبول نمی کند.همان اول الف نمی گوئید که مجبور نباشید بعد از آن ب بگوئید.آری از دیدگاه شما خدایی نیست ،دینی نیست و قیامتی نیست.خدا فرمود انا هدیناه السبیل اما شاکراواما کفورا .خدا راه را نشان داده است حالا خواه ایمان اورید وخواه کافر شوید .خدا نه به ایمانتان نیازدارد و نه از کفر شما بیمناک.خیلی حماقت و خباثت می خواهد که به کسی که این همه محبت کنی و حتی هنگام تولد شیر را در سینه مادرش جاری کنی که گرسنه نماند ولی حیف ….


تاریخ دو بار تکرار می شود: بار اول بصورت صفویه؛ بار دوم بصورت پاسدار محسن رضایی
مرحوم کارل مارکس یعنی چه ؟؟؟؟یعنی خدایی که او وشما باور ندارید اورا رحمت کند؟؟؟عجب احمق هایی هستید.


ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا
حالا نتیجه گرفتی که خدا وجود ندارد .خب که چی ؟چقدر می گیری و این اراجیف رو می نویسی ؟ مثلا فرض کن که همه ی مردم دنیا هم احمق شدند و به عدم وجود خدا باورمند شدند خب به تو چه می رسد؟منکر خدا و پیامبران و…به دنیایی دیگر هم اعتقاد نخواهد داشت .پس هدف شما واقعا چیست؟پس به چه امیدی زنده هستید.حتما شناخت خالق با برهان و عقل صرف امکان پذیر نیست.شناخت او قلب طاهر می خواهد که با دلهایی که پر از شهوت وکینه و کثافت است هیچ وقت شناخته نخواهد شد.شما هم به همین راه پوچ ادامه بده.وقتی روحی که به ان اعتقاد نداری به حلقومت رسید ،آنوقت معلوم می شود خدا هست یا نیست.ولی ما با همین اعتقاد زیبای به خدا زندگی می کنیم و به خاطر اعتقاد به او هر چند تخیلی به زعم شما سعی می کنیم حداقل به کسی تجاوز نکنیم و دروغ نگونیم و مانند شما دنبال منافع مادی نباشیم.شما هم همین طور ادامه بده.گرچه ادامه زندگی برای کسی که به خدا و اخرت اعتقاد ندارد ،عاقلانه نیست و باید مثل صادق هدایت به زندگی خود پایان دهد.خودتان را دار بزنید چون به اعتقادشما اخرتی نیست و خدایی نیست و شما پس از مرگ به اعتقاد خودتان پودر خواهید شد.هر چند می دانم کسی که واقعا به پوچی رسیده باشد به زندگیش خاتمه می دهد.ولی شما را ساپرت می کنند تا برای اینکه چند صباح دنیا خوب بچرید،برایشان خوش رقصی کنید.فراموش نکنید خداباور به خدادعوت می کند چون اعتقاد دارد وجود داردولی شما به بی خدایی دعوت می کنیدکه چه بشود؟؟؟؟


ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا
دقیقا برهان خلف در هندسس فرض میکنیم حکم غلط است ما میخوایم اثبات کنیم خدا هست حکم خداست فرض کنیم خدا نیست این برهان خلفه مشکلی نداره


توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان
نژاد پارس خیلی نژاد خوبیه ..این نژاد از گونه سگ سانان بوده و بسیار سگ صفت هستند دندان های بسیار تیزی دارند ولی گونه دوپای آنها بسیار وحشی و رام نشدی است و در روایت ها امده است که انها را نجس نیز میدانستند آنها همیشه زبان خودرا بر دیگر ملت ها و قومیت ها تحمیل کرده و بسیار زورگو و ناسپاس هستند در هیچ جای تاریخ از انها نام و نشانی نبوده و نیست و لیکن انها برای خود تاریخ سازی کرده و تاریخ دیگران را نیز تخریب نموده و برای خود اسطوره و پادشاهان خیالی و افسانه ای میسازند و با توجه به خصوصیت سگیشان هرکجا میرسند شاشی کرده و خاکش را مصادره نموده و حتی لهجه شان را نیز نمیتوان به عنوان لهجه هم پذیرفت به عنوان زبان پارسی (واق واق سگ ) در مدارسشان به عنوان زبان ملی ندریس میکنند و با شرمساری از کلمه پارس (پارس سگ ) انرا زبان فارسی مینامند که در زبان عربی هم بتوان ان را تلفظ کرد


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به عالی بود …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners