اسرائیل: ملت ایران را گرسنگی بدهید تا ایران دست از برنامه هسته ای خود بردارد

سناتور مارک کرک معتقد است که باید غذا را از دهان ایرانیان گرفت.

سناتور مارک کرک معتقد است که باید غذا را از دهان ایرانیان گرفت.

تقریبا از زمان روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی و قطع روابط تجاری ایران و آمریکا، تحریمهای متعددی به اجرا گذاشته شده تا به گفته حامیان این تحریمها، نظام اسلامی را به تجدید نظردر رفتار ستیزه جویانه خود وادارد. آنچه که همواره در مورد این تحریمها تا همین اواخر گفته شد اینکه هدف از اعمال آنها آسیب رساندن و دشمنی با مردم ایران نیست و صرفا نظام اسلامی و مسئولین آن را مد نظر دارد. از طرفی هم حمله به سفارت آمریکا در تهران و حمایت جاهلانه سران رژیم از این اقدام غیر قانونی در همان روزهای نخست انقلاب، رفتار ستیزه جویانه و شعارهای غیر منطقی نظام در تمام طول سالهای حیات سیاسی خود و ترور مخالفین سیاسی و اقدامات متعدد تروریستی در خارج از کشور همگی به نوعی لزوم قطع روابط اقتصادی-سیاسی آمریکا را با ایران توجیح می کرد و مردم ایران هم که عمدتا مخالفین نظام اسلامی بودند یا به تدریج در زمره مخالفان درآمدند، عوارض این تحریمها را با این فرض که باید به تنهایی بهای اشتباهات نظام اسلامی را بپردازند، تا همین امروز به جان خریدند و آن را به حساب دشمنی آمریکاییها ننوشتند. تحریمهای اقتصادی بدون اینکه تغییری عمده در رفتار نظام اسلامی ایجاد کند به همان شیوه محدود گذشته تا همین اواخر هم برقرار بود تا اینکه بر سر برنامه هسته ای ایران به کل رویه دیگری به خود گرفت. سال 2010 اوباما، رییس جمهور آمریکا، تحت فشار کنگره آمریکا تحریمهای جدیدی را علیه ایران وضع کرد که بخشهای دیگری را از صنعت نفت و صادرات ایران را هدف قرار داد و البته همان موقع از قول اوباما و دیگر مسئولین آمریکایی چنین نقل شد که هدف از اعمال این تحریمها دشمنی با مردم ایران نیست و صرفا موضوع برنامه هسته ایران مد نظر است.

Obama said the sanctions are targeted at Iranian elements tied to the nuclear program, rather than the Iranian people.

اگرچه اعمال تحریم برای فعالیت هسته ای ایران هیچ پایه و اساس قانونی ندارد و ایران تا امروز وظایف خود را بر پایه پیمان «ان پی تی» به انجام رسانده و آنچه برخی کشورهای اروپایی و آمریکا از ایران می خواهند فراتر از معاهده ان پی تی است، مع هذا آن زمان بسیاری از ایرانیان (از جمله خود من) این ادعای آقای اوباما را که هدف از تحریمها صرفا بستن حسابهای خارجی مسئولین نظام و فعالیتهای هسته ای ایران است، پذیرفتند.

چند ماه پیش که مقامات آمریکایی خبر دستگیری شخصی مرتبط با اعضای سپاه پادسداران را به اتهام اقدام جهت قتل سفیر عربستان سعودی در خاک این کشور اعلام کرد (بدون هیچگونه مدرکی که تا این لحظه در این باره منتشر شده باشد) یکی از سناتورهای آمریکایی خواستار اعمال تحریمهای جدید و «گرفتن غذا از دهان ایرانیان» شد. آن زمان کسی گفته های این شخص را جدی نگرفت تا اینکه گفته هایش با اعمال تحریمهای جدید به صورت سیاست خارجی اعلان نشده اتحادیه اروپا و آمریکا در آمد. سناتور مارک کرک، سناتور ایالت ایلینوی، در پاسخ به این پرسش مجری یک برنامه رادیویی که از او می پرسد: «وقتی به تحریمها و اقداماتی نظیر آن می رسیم، این موضوع پیش می آید که آیا شما به دنبال [آسیب رساندن به] حکومت آن کشور هستید یا می خواهید غذا را از دهان مردم آن کشور بگیرید؟» صراحتا منظورش را بیان می کند: «هیچ ایرادی ندارد که غذا را از دهان شهروندان کشوری بگیریم که می خواسته مستقیما حمله ای را در خاک آمریکا تدارک ببیند». این موضوع زمانی بهتر روشن می شود که بدانیم سناتور کرک یکی از کسانی است که نقش عمده ای در شکل دادن اجماع علیه ایران و تحریمهای جدید بر عهده داشته و به واسطه همین خدمات و تحریمهای ایران هم چند روز پیش نتانیاهو در اجلاس ایپک بسیار از او تجلیل کرد.

بخشی از مصاحبه سناتور کرک برای گرفتن غذا از دهان ایرانیان:

 

دریافت فایل صوتی گفتگوی سناتور کرک

فقر در ایران؛ غذایی که سناتور کرک و دوستان اسراییلی اش می خواهند از دهان ایرانیان بگیرند.

فقر در ایران؛ غذایی که سناتور کرک و دوستان اسراییلی اش می خواهند از دهان ایرانیان بگیرند.

آنچه مسلم است با اجرایی شدن تحریمهای جدید، سناتور کرک و دوستانش تا حد زیادی به هدفِ گرفتن غذا از دهان ایرانیان رسیدند وحالا حتی بیشتر هم می توانند به وجود خود افتخار کنند. چون اعمال تحریمهای جدید بر روی بانک مرکزی و صنعت نفت ایران، ارزش ریال را نسبت به سال گذشته تقریبا به نصف رسانده و تمام کسانی که دارایی های ریالی داشتند (یعنی تقریبا همه مردم ساکن در ایران)، نیمی از ارزش دارایی خود را از دست دادند و بسیاری از خانواده های آبرومند ایرانی در آستانه ی عید نوروز به فقر افتادند و حتی از عهده تامین مایحتاج ضروری خود هم بر نمی آیند چه برسد به فراهم کردن بساط نوروز وشیرینی و لباس نو برای کودکان. اما شوربختانه کار به همینجا تمام نمی شود. چند روز پیش یک سایت خبری یهودی به نقل از مقامات دولتی اسراییلی نوشت که بهتر است ایرانیان را گرسنگی بدهیم تا دست از برنامه هسته ای خود بردارند. برای اینکه برای خواننده احیانا این پرسش ایجاد نشود که منظور مقامات دولتی اسراییل از گرسنگی دادن دقیقا چیست که تاکنون اعمال نشده؟ نویسنده مقاله توضیحی هم به نقل از مقامات دولتی آن کشور در لید آن افزوده:

West should adopt North Korean model vis-à-vis Tehran, hunger in Iran could prompt regime to ‘consider whether nuclear adventure is worthwhile’, Jerusalem official says

غرب باید مدل کره شمالی را در مورد تهران بکار ببرد. [شیوع] گرسنگی در ایران، رژیم را به صرافت می اندازد که آیا ماجراجویی های اتمی اش ارزش آن را دارد. [نقل از] مقامات رسمی در اورشلیم. (پایتخت اسراییل)

بنابر این منظور اسراییلی ها از این گرسنگی دادن و اشاره به کره شمالی، احتمالا رژیم غذایی علفخواری است که ما ایرانیان تا به امروز تجربه نکرده بودیم و قرار است به لطف اسراییلی ها و مدافعان آمریکایی شان تجربه کنیم. با اینهمه شاید بد نباشد اگر قدری در سوابق و کارنامه دو کشور ایران و اسراییل کنکاش کنیم تا بهتر بدانیم که کدامیک بیشتر لیاقت علفخواری دارند.

ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا

سفیر عربستان سعودی در آمریکا.

سفیر عربستان سعودی در آمریکا.

زمزمه تحریمهای جدید و بحث حمله نیروهای آمریکایی با خبر دستگیری یکی از عوامل سپاه پاسداران در خاک این کشور شدت گرفت. تقریبا پنج ماه پیش اریک هلدر، دادستان کل در آمریکا، و چند تن دیگر از مقامات آمریکایی مدعی شدند که یک فروشنده ماشینهای دست دوم با ملیت ایرانی و آمریکایی و از وابستگان سپاه قدس، به کمک مافیای مواد مخدر مکزیکی قصد بمبگذاری در یک رستوران در حومه واشنگتن و قتل سفیر عربستان در این کشور را داشته که مقامات آمریکایی از وقوع چنین حادثه ای جلوگیری کردند. از همان زمان در مورد این بمبگذاری حرف و حدیث های بسیاری مطرح شد اما تا همین حالا هم مقامات آمریکایی هیچ مدرکی ارایه ندادند که رژیم ایران در چنین برنامه ای دست داشته باشد. این موضوع که رژیم اسلامی در گذشته عملیات تروریستی در خارج از مرزهای خود انجام داده موضوعی محرز است اما چنین عملیاتی عموما با حساب سود و زیان و برنامه ریزی انجام می پذیرفته؛ به گفته ی اغلب کارشناسان مسایل امنیتی که در این زمینه اظهارنظر کردند و مطالبشان در این مدت منتشر شد، نظام اسلامی از انجام چنین عملیاتی که احتمالا به قتل تعداد زیادی آمریکایی در یک مکان عمومی منتهی می شد و به گسترش جو ضد ایرانی در میان مردم آمریکا می انجامید، نه تنها نفعی نمی برد بلکه بالعکس ضرر زیادی می کرد. بر خلاف ایران، دو کشور عربستان و اسراییل از چنین عملیاتی بیشترین بهره را می بردند چون وقوع یک درگیری نظامی میان آمریکا و ایران در واقع حل مشکل هسته ای و سیاست خارجی ایران برای این دو کشور و البته به هزینه ی آمریکایی هاست.

کارشناسان امنیتی هم که در امور سپاه قدس تخصص دارند(مانند رابرت باور در گفتگوی با گاردین این نوع عملیات را از نوع عملیات سپاه قدس نمی دانند و از اینرو صحت ادعای مقامات آمریکایی را تایید نمی کنند. از آنجا که در این زمینه مدارکی در دست نیست یا تاکنون ارایه نشده، تبعا نمی توان قضاوت دقیقی داشت اما چند موضوع هم هست که نباید در این مورد یا موارد مشابه نادیده گرفته شوند:

  1. دولت آمریکا که امکانات نامحدود اجرایی در خاک آمریکا دارد، احتمالا برای داستان سرایی و اتهام زنی به ایران هم می تواند سناریوهای بهتری را مد نظر قرار دهد. از اینرو قصه ای که حتی به درد فیلمهای درجه دو هالیوود هم نمی خورد و تا کنون کمتر کسی آن را باور کرده، احتمالا طرح و برنامه ریزی قبلی از جانب دولت آمریکا برای متهم کردن ایران نیست اما می تواند از جانب گروههایی با امکانات و دسترسی محدود تر در داخل آمریکا باشد.
  2. جمهوری اسلامی در موارد متعدد ترور مخالفین سیاسی خود در خارج از کشور نقش داشته و در مواردی هم گروههای یهودی یا آمریکایی را مورد هدف قرار داده؛ اما این حملات همواره با حساب سود و زیان بوده و قتل سفیر سعودی به همراه تعداد زیادی شهروند آمریکایی در یک رستوران، به جز بالا بردن احتمال حمله نظامی و گسترش نفرت عمومی آمریکاییان چیزی را متوجه ایشان نمی کند.
  3. چنانچه جمهوری اسلامی به هر دلیل تمایل به قتل سفیر سعودی داشته باشد امکانات بسیار گسترده تری برای انجام این عملیات در خاورمیانه دارد که به نسبت بمبگذاری در آمریکا خطرات به مراتب کمتری خواهد داشت.
  4. ارباب سیر نامی که کوشش برای ترور سفیر سعودی به او نسبت داده شده، یک مجرم سابقه دار است و نه فقط دستگاه اطلاعاتی ایران که عقب مانده ترین کشورها هم می دانند، نباید چند صد هزار دلار پول را (آنطور که ادعا شده) برای انجام یک عملیات تروریستی به حساب یک سابقه دار در داخل آمریکا واریز کنند؛ آنهم تحت شرایطی که تمام نقل و انتقالهای بیش از ده هزار دلار در این کشور بررسی می شوند و این موضوع هم چیزی نیست که کسی از آن آگاه نباشد.
  5. بر خلاف دو کشور ایران و آمریکا که از یک درگیری نظامی مستقیم سودی نمی برند، اربابان صنایع نظامی، راستگرایان آمریکایی و دو کشورعربستان و اسراییل بیشترین منافع را در چنین عملیات تروریستی و به تبع آن تقویت جو ضد ایرانی و احتمالا وقوع یک درگیری نظامی میان آمریکا و ایران دارند و بنابر این عملیات فوق می تواند به صورت یک مشارکت دست جمعی یا به توسط هر کدام از این گروهها انجام شود تا مسئولیتش را متوجه حکومت ایران کنند.
  6. اسراییل تنها کشوری در جهان است که می تواند آمریکاییها را کشتار کند و هیچگاه هم صورت حسابش را نپردازد.
  7. اسرائیل سابقه طولانی در امر انجام عملیات ضد آمریکایی و سپس اتهام زنی به دیگران دارد. برای نمونه در سال 1967 و در جریان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل، یک کشتی جنگی آمریکا با نام «یو اس اس لیبرتی» توسط نیروی هوایی اسراییل مورد حمله قرار گرفت و 34 نفر از خدمه اش کشته شدند تا بعدا بتوانند گناهش را به گردن مصری ها بیاندازند. این موضوع که اسراییلی ها عامل این کشتار بودند توسط سازمان اطلاعات ملی آمریکا (ان س ای) هم تایید شده است. نمونه دیگر انفجار یک دیسکو و کلاب شبانه آمریکایی است که در سال 1986 در برلین منفجر شد و تعداد زیادی آمریکایی کشته شدند. آمریکایی ها لیبی (دشمن آنزمان اسراییل) را برای انجام این عملیات تروریستی متهم کردند و رونالد ریگان، رییس جمهور وقت، قذافی را سگ دیوانه خاور میانه نامید. متعاقبا لیبی بمباران شد و 87 نفر شهروند غیر نظامی و از جمله دختر خردسال قذافی کشته شدند. بعدها یکی از مامورین موساد، سازمان اطلاعات اسراییل، افشا کرد که موساد عامل این انفجار بوده و البته این موضوع هم سبب بمباران اسراییل نشد! فهرستی از عملیات تروریستی اسراییل علیه اهداف آمریکایی در اینجا و یا اینجا قابل دسترسی است؛ برخی از این موارد کاملا اثبات شده است و برخی دیگر در حد ادعا باقیمانده اما آنچه که قابل انکار نیست اینکه اسراییل سوابق متعدد در کشتار آمریکایی ها و متهم کردن دیگران دارد.
  8. اسراییلی ها آنطور که از شواهد برمی آید، نفوذ و امکانات خوبی برای انجام عملیات تروریستی از داخل ایران دارند. بنابر این جای تعجب ندارد اگر در آینده هم کسانی از داخل سیستم حکومتی ایران عملیاتی را علیه نیروهای آمریکایی در خلیج فارس یا مناطق دیگر تدارک ببینند که در واقع وابسته اسراییل باشند. حتی این امکان هم وجود دارد که مجریان چنین عملیاتی خود تصور کنند که اجرا کننده دستورات نظام اسلامی یا سازمانهای وابسته آن هستند و بنابر این با لو رفتن عوامل آن هم دشمنان اسراییل در مظان اتهام قرار خواهند گرفت.

اگر این ادعا را بپذیریم که انجام عملیات تروریستی علیه آمریکا معیار عادلانه ای برای اعمال تحریمهای اقتصادی است؛ آنگاه اسراییلی ها با توجه به موارد متعدد عملیات تروریستی که تا کنون انجام دادند در موضوع علفخواری بسیار سزاوارتر از مردم ایران هستند.

سوابق تروریستی و ساخت سلاح اتمی

حمله نیروی هوایی ارتش اسراییل به یو اس اس لیبرتی، کشتی نظامی آمریکایی.

حمله نیروی هوایی ارتش اسراییل به یو اس اس لیبرتی، کشتی نظامی آمریکایی.

آمریکاییها و متحدین اسراییلی شان استدلال می کنند، نظام اسلامی یک نظام سرکوبگر است که از زمان روی کار آمدن، چند دهه مردم خود را سرکوب کرده و بنیادگرایی و تروریسم را هم در جهان گسترش داده و از اینرو باید به هر طریق ممکن از اتمی شدن ایران جلوگیری شود حتی اگر اینکار با استفاده از قوه قهریه و تحریمهای متعدد اقتصادی باشد.

در اینکه نظام اسلامی یک نظام سرکوبگر با سابقه فعالیتهای تروریستی است کمترین شکی وجود ندارد اما این استدلال به گونه ای که آمریکاییها و اسراییلی ها ارایه می دهند هم نادرست است چون تنها بر پایه آن بخشی از واقعیات استوار شده که منافع آنها را تامین می کند. برای اینکه بهتر متوجه شویم که ایران، اسراییل یا آمریکا کدامیک استحقاق ساخت سلاحهای هسته ای دارند باید به حقایق دیگری هم از جمله این موارد توجه کنیم:

  1. دولت ایران سوابق فعالیتهای تروریستی دارد، همانطور که آمریکا و اسراییل هم در موارد متعدد سوابق انجام عملیات تروریستی در خارج از خاک خود دارند. اسراییلی ها در گذشته بسیاری از مخالفان سیاسی فلسطینی و لبنانی خود را ترور کردند و در داخل خاک ایران هم عملیات متعدد تروریستی ترتیب دادند که آخرین و برجسته ترین نمونه آن قتل چند دانشمند هسته ای و شهروند غیر نظامی ایرانی است. (توسط سازمان مجاهدین خلق و با پشتیبانی اسراییل) اسراییلی ها همچنین کارنامه سیاهی در حمایت از اسلام طالبانی و گروههای اسلامی جهادگرا در جهت اهداف سیاسی خود دارند. برای نمونه اخیرا مجله فرن پالسی بر پایه اسناد فاش شده اطلاعاتی ریاست جمهوری جورج بوش، خبری را منتشر کرد که اسراییلی ها در دوره بوش، با نام مامورین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (در واقع به حساب آمریکایی ها) برای انجام عملیات تروریستی از گروهک تروریستی جندالله حمایت می کردند. ذکر این موضوع از این جهت مهم است که بدانیم جندالله مسئول به قتل رساندن دهها تن شهروند بی گناه ایرانی بوده که کوچکترین ارتباطی با نظام اسلامی نداشتند. آمریکاییها هم (نه به اندازه اسراییل) در موارد متعدد عملیات تروریستی انجام دادند از جمله مواردی که اخیرا سر و صدای زیادی ایجاد کرد، قتل انور اولاکی مظنون به انجام عملیات تروریستی علیه آمریکا و همچنین ترور فرزند شانزده ساله او بدون هیچگونه حکم قضایی است. اخیرا سناتور اریک سنتورم، نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکا، هم با تایید موضوع دست داشتن آمریکاییها در ترور دانشمندان ایرانی، خواستار گسترش عملیات تروریستی در داخل خاک ایران شد.
  2. در دنیا چیزی به نام تروریسم خوب یا تروریسم مشروع وجود ندارد و همه ی انواع ترور به هر علت یا با هر هدفی که باشد، محکوم است. بنابر این اگر قرار است فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی را محکوم کنیم به همان نسبت فعالیتهای تروریستی آمریکا و اسراییل و متحدین آمریکا در منطقه (مانند عربستان که بزرگترین حامی تروریسم طالبانی است) هم نکوهیده است واگر نظام اسلامی به علت دست داشتن در فعالیتهای تروریستی نباید بمب اتم بسازد آنگاه دو کشور آمریکا و اسراییل که هر کدام صدها و هزاران بمب اتم ساختند (آمریکاییها علاوه بر ساخت بمب، دو بار هم از آن استفاده کردند) باید خلع سلاح شوند یا مورد تحریمهای بین المللی و حمله نظامی قرار بگیرند.
  3. آمریکا و اسراییل همچنین استدلال می کنند که نظام اسلامی بزرگترین صادرکننده تروریسم در جهان است برای این ادعایشان هم به حمایت ایران از گروههایی مانند حزب الله لبنان و جهاد اسلامی یا حماس اشاره دارند که مطابق با طبقه بندی آنها گروههای تروریستی هستند. متاسفانه هیچکدام از دو کشور آمریکا و اسراییل مرجع و محور اخلاقیات در جهان نیستند که تعریفشان از تروریسم هم که محدود به مخالفان سیاسی خودشان می شود، بتواند میزان حمایت ایران از تروریسم را معلوم کند. اگرچه ما ایرانیان از سازمانهایی مانند حزب الله لبنان و حماس چندان دل خوشی نداریم و حمایت از این گروهها اساسا به ما ارتباطی نداشته و ندارد؛ اما این حقیقت را هم نمی شود انکار کرد که چنین سازمانهایی در پاسخ به تجاوزهای ارضی اسراییل (با شش دهه پشتیبانی آمریکاییان) شکل گرفتند. اسراییلی ها تا همین اواخر هم جنوب لبنان را تحت اشغال داشتند و حتی مطابق تعریف آمریکا از کشور فلطسین بر پایه مرزهای 1967، همین امروز هم بخش اعظم خاک آن تحت اشغال است و چند صد هزار نفر اسراییلی در آن زندگی می کنند و اسراییل شهرک سازیهای خود را ادامه می دهد. از اینرو اگر بنا باشد سازمانهایی مانند حزب الله یا حماس را سازمانهای صرفا تروریستی(مانند القاعده) فرض کنیم آنگاه مطابق با این تعریف، سازمانهای آزادیبخش اروپایی که علیه اشغالگری نازیها می جنگیدند(مثلا در فرانسه ژنرال دوگل که علیه حکومت مارشال پتن، متحد نازیها، می جنگید) یا قهرمانان ملی آمریکا که در سرزمینهای انگلستان (آمریکای کنونی) برای استقلال جنگیدند هم تروریست محسوب می شوند.

معیار دموکراسی و مقایسه مشروعیت ایران و اسراییل برای ساخت و نگهداری تسلیحات اتمی

نقشه مرزهای سیاسی اسراییل و فلسطین از سال 1948 تا امروز.

نقشه مرزهای سیاسی اسراییل و فلسطین از سال 1948 تا امروز.

اسراییلی ها و حامیان آمریکایی شان استدلال می کنند که چون نظام سیاسی اسراییل یک نظام دموکراتیک است و نظام اسلامی یک نظام سرکوبگر تئوتراتیک محسوب می شود، بنابر این اسراییل که هیچگاه به هیچ سازمان بین المللی اجازه بازرسی از تاسیسات اتمی اش را نداده، در برابر ایران که در تمام این سالها فعالیتهایش تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی هسته ای بوده، مشروعیت بیشتری دارد و به همین علت هم می تواند چند صد بمب اتمی در زرادخانه اش نگهداری کند و به احدی هم پاسخگو نباشد. در مقابل ایران نباید حتی حق غنی سازی اورانیوم در سطح محدود و برای مصارف صلحجویانه داشته باشد و اگر زمانی هم نسبت به صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای اش تردیدی پدید آید، اسراییل و آمریکا هرکدام حق دارند بنابه نظر و صلاحدید خود تاسیسات هسته ای این کشور را بمباران کنند یا خواستار تنبیه دسته جمعی مردم آن شوند.

بر خلاف این ادعا که دموکراتیک بودن را شرط اصلی برای دسترسی به سلاحهای هسته ای معرفی می کند، صلاحیت ساخت و نگهداری اینگونه تسلیحات، بیش از آنکه به نوع ساختار سیاسی درونی یک کشور مربوط باشد به عملکرد آن کشور در عرصه بین الملل و کارنامه بین المللی آن مربوط است. در اینکه اسراییلی ها نسبت به نظام اسلامی رفتار مناسب تری با اتباع خودشان دارند، تردیدی نیست بنابر این اگر فی المثل بحث بر سر دسترسی به تجهیزات سرکوب تظاهرات یا کنترل اجتماعات در درون شهرها می بود، آنگاه اسراییلی ها نسبت به جمهوری اسلامی صلاحیت بیشتری می داشتند. اما هیچ کشوری نمی تواند شهرهای خود را مورد بمباران اتمی قرار دهد و تولید و تکثیر تسلیحات اتمی هم صرفا می تواند در برابر دشمن خارجی تعریف شود. بنابر این بر خلاف ادعای اسراییل معیار صلاحیت هر کشور در این زمینه کارنامه خارجی آن است چنانکه چین با یک نظام غیر دموکراتیک و با دارا بودن چند هزار سلاح هسته ای تا امروز کشوری را مورد تهاجم اتمی قرار نداده و آمریکا با یک ساختار دموکراتیک تا امروز دو بار از تسلیحات اتمی برای کشتار مردم غیر نظامی استفاده کرده و به همین منوال اسراییل هم علی رغم آزادیهای نسبی در داخل آن کشور، یکی از بدترین سوابق بین المللی را در طول یک صد سال گذشته تاریخ جهان را دارد که چند مورد از آنها را صرفا اشاره می کنم:

  1. ایران کشوری است چند هزار ساله با قریب هشتاد میلیون جمعیت که ظرف سیصد سال گذشته (شامل سی و اندی سال حاکمیت جمهوری اسلامی) به هیچ کشوری حمله نظامی نکرده و همواره خاک آن از جانب دیگران مورد تجاوز قرار گرفته؛ در طرف مقابل اسراییل کشوری است شصت و اندی ساله با هفت میلیون نفر جمعیت که تا امروز تقریبا جایی نبوده که به آن دسترسی داشته و لشکر کشی نکرده باشد و با تمام همسایگان خود جنگیده است و بخشهایی از خاک آنها را مدتها تحت تصرف داشته با کماکان تحت تصرف دارد.
  2. از سال 1970 و از زمان تاسیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران به طور داوطلبانه به پیمان منع گسترش پیمان اتمی (ان پی تی) پیوست. که در ازای پیوستن داوطلبانه کشورها به این پیمان، آژانس تعهداتی را هم برای کشورهای غربی نظیر آمریکا در نظر گرفت تا کشورهای عضو را برای استفاده از فناوری صلحجویانه هسته ای و ساخت نیروگاههای جدید یاری کنند. ظرف چهل و دو سال گذشته تمامی مراکز اتمی ایران تحت نظارت آژانس بوده و حتی این کشور در مقاطعی هم به صورت داوطلبانه فعالیتهای اتمی خود را به حالت تعلیق درآورده اما تا همین امروز کوچکترین نشانه ای به تمایل کشورهای عضو برای اجرای تعهداتشان نسبت به ایران وجود نداشته و صرفا این پیمان به صورت یکجانبه به اجرا گذاشته شده است. تمامی وظایفی و امتیازاتی که آمریکا یا اروپا ظرف یک دهه گذشته از ایرانیان طلب می کنند (از جمله مسئله تعلیق غنی سازی اورانیوم یا بازدید بازرسان آژانس از سایتهای نظامی) مواردی خارج از عهدنامه ان پی تی است که ایران قانونا الزامی به اجرای آنها ندارد. در حال حاضر تنها چهار کشور اسرییل، هند، کوبا و پاکستان عضو ان پی تی نیستند و اسراییل تا امروز حتی یکبار هم اجازه نداده که هیچکدام از مراکز و فعالیتهای هسته ای اش مورد نظارت قرار گیرند.
  3. از زمان تصویب قطعنامه 181 سازمان ملل متحد در سال 1947 که یک شبه بیش از نیمی از سرزمین فلسطینیان را به عنوان یک کشور جدید شناسایی کرد، مقرر شد که 45 در صد از کشور فلسطین را به فلسطینیان واگذارند، یک درصد به عنوان منطقه بی طرف و تحت نظارات سازمان ملل باشد و الباقی هم به عنوان کشور اسراییل در اختیار یهودیان قرار گیرد. این قطعنامه از آن جهت اهمیت دارد که پذیرش موجودیت کشور اسراییل بر پایه مندرجات آن مشروعیت پیدا می کند و اگر مندرجات آن را معتبر نداریم، موجودیت کشوری به نام اسراییل را هم نمی توانیم بپذیریم. در طول سالهای 1949 تا 1967 اسراییل بیست و سه درصد دیگر از خاک فلسطین را هم اشغال کرد تا سهم آنها به بیست و دو درصد برسد، لیکن حاضر به پذیرش واگذاری آن بیست و دو درصد هم نیست و تا سال 2000 میلادی تقریبا هر آنچه که باقی مانده بود به جز بخشهایی پراکنده (که با هیچ تعریفی نمی تواند به عنوان یک کشور مطرح شود)، تحت اختیار اسراییلی ها قرار گرفت. بنابر این حتی بر پایه قطعنامه 181 سازمان ملل، اسراییل یک کشور متجاوز است که به خود اجازه داده تا تمام خاک یک کشور دیگر را تحت اشغال بگیرد، در تمام این مناطق شهرک سازی کرده و هر طور که تمایل داشته باشد با مردم بومی آن رفتار کند. در مقام مقایسه ایران هیچگاه خاک مردم دیگر را تحت اشغال نداشته و همواره بخشهایی از آن مورد تجزیه قرار گرفته یا مورد تهاجم قدرتهای بزرگ و کوچک بوده که این موضوع به خوبی معلوم می کند که کدامیک از ایران یا اسراییل باید نگران امنیت خود و تجاوز قوای خارجی باشند.
  4. دولت ایران (چه در زمان گذشته و چه در زمان حاضر) هیچگاه به واسطه جنایت علیه بشریت محکوم نشده است. این در حالی است که اسراییل توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در تهاجم به غزه به عنوان جنایتکار جنگی مورد شناسایی قرار گرفت. در باقی موارد هم هرگاه پرونده ای از اسراییل به شورای امنیت سازمان ملل متحد رفته، آمریکا از حق ویتوی خود سو استفاده کرده تا اسراییلی ها بتوانند کماکان به همان رویه سابق ادامه دهند.

اعمال تحریم های غیرقانونی علیه ایران و تهدیدات مکرر به انجام حمله نظامی

آمریکا مانند هر کشور دیگری حق دارد تا درباره روابط سیاسی یا اقتصادی خود تصمیم بگیرد. این موضوع که آمریکاییها تمایلی نداشته باشند تا با ایران تجارت کنند، صرفا به خودشان مربوط است با اینحال نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری حق ندارد مانع تجارت یا ورود و خروج کالا و خدمات به کشور دیگری شده یا با اعمال فشار از روابط اقتصادی بین کشورها جلوگیری کند. چنین اقدامی علاوه بر اینکه هیچ مبنای منطقی ندارد، به معنای اعلان جنگ است و دولت ایران (هر دولتی که بر سر کار باشد) می تواند عکس العمل شدیدی نشان دهد.

از طرف دیگر مقامات اسراییلی بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کردند و آمریکاییها هم مکررا این موضوع را آشکارا یا تلویحا مورد تایید قرار دادند در صورتی که هیچ کشوری (از جمله آمریکا و اسراییل) حق ندارد تا زمانی که خاک یا اتباعش مورد تجاوز نظامی قرار نگرفته ، دیگران را به حمله نظامی تهدید کرده یا مورد حمله قرار دهد. حتی زمانی که هیتلر، پیشوای آلمان نازی، هم به لهستان لشکر کشید ابتدا چنین وانمود که از جانب لهستان مورد تجاوز نظامی قرار گرفته و از این بابت هیتلر را هم می توان به لحاظ اخلاقی نسبت به نئوکانهای آمریکایی و اسراییل مزیت داد.

همانطور که پیوستن ایران به معاهده منع تکثیر سلاحهای هسته ای به صورت داوطلبانه بود، هر زمان هم که لازم بداند می تواند از این پیمان خارج شود و حتی سلاحهای هسته ای تولید کند و همانطور که دیگر کشورها هم برای فعالیتهای هسته ای خوداز ایران کسب تکلیف نمی کنند، این موضوع هم مطلقا ربطی به آمریکا یا اسراییل یا اتحادیه اروپا ندارد.

ایران در شرایط کنونی چاره ای بجز اتمی شدن ندارد

تصویری از دونالد رامسفلد و صدام حسین - آمریکا در طول جنگ ایران و عراق از رژیم عراق حمایت کرد.

تصویری از دونالد رامسفلد و صدام حسین؛ آمریکا در طول جنگ ایران و عراق از رژیم عراق حمایت کرد.

از همان زمانی که آمریکاییها با سو استفاده از جو ایرانی ستیزی خاورمیانه، اقدام به فروش گسترده تجهیزت نظامی پیشرفته به کشورهای منطقه کردند باید می دانستند که ادامه این روند به تشویق ایران برای ساخت سلاحهای هسته ای می انجامد. شرکتهای آمریکایی (اعم از شرکتها نفتی و تسلیحاتی) تا امروز از وجود مترسکی به نام جمهوری اسلامی و ایرانی هراسی بهره ی بسیاری بردند و میلیاردها دلار از پول خرید نفت را از طریق فروش تسلیحاتی بازپس گرفتند. هر زمان هم که لازم دانستند جنگ نفت کشها راه انداختند یا هواپیمای مسافربری ایرانی را هدف قرار دادند تا ایرانیان دچار اشتباه محاسباتی نشوند واین وضعیت ایران هراسی را جدی نگیرند.

در طرف مقابل ایران که حداقل چند دهه به لحاظ تکنولوژی ساخت سلاح از آمریکایی ها عقب تر است توانایی ساخت تسلیحات متعارف در حد تسلیحات آمریکایی ندارد و مجبور است برای رقابت با کشورهای منطقه، یا تسلیحات خود را از کشورهای دیگری مانند روسیه تهیه کند یا اینکه در فکر تهیه تسلیحات نامتعارف باشد. برای نمونه چند ماه پیش خبر فروش هزاران سلاح جدید همچو بانکرباسترهای آمریکایی (بمب های سنگرشکن) به امارات منتشر شد. این در حالی است که کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس سابقه عداوت قدیمی با ایران دارند و در زمان جنگ ایران و عراق از صدام حسین حمایت گسترده مالی کردند و در واقع مسئول مرگ و بی خانمانی بسیاری از ایرانیان هستند. کشور امارات با ایران دعوای ارضی هم دارد و هر از چندگاهی ادعاهای جدیدی را درباره جزایر ایرانی مطرح می کند.

تاریخ ایران ( دستکم در طول یک قرن گذشته) بخوبی نشان داده که این کشور همواره آماج دولتهای بیگانه قرار داشته و حاکمیت ملی آن مورد تجاوز و دست اندازی بیگانگان قرار گرفته و بنابر این دلیلی وجود ندارد که آینده مان هم جز این باشد. تحت چنین شرایطی که همواره سایه جنگ بر سر ایرانیان وجود داشته و در دهه های اخیر با روی کار آمدن جمهوری اسلامی این وضعیت ابعاد تازه تری به خود گرفته است، امکان خرید تسلیحات متعارف دفاعی همچون موشکهای اس 300 را هم از ایرانیان سلب کردند تا تنها گزینه باقی مانده برای حفظ توازن قوا و برتری نظامی، ساخت تسلیحات نامتعارف نظامی باشد.

اتمی شدن ایران و تغییر نظام جمهوری اسلامی

بسیاری از مخالفان نظام اسلامی استدلال می کنند که اتمی شدن ایران، تغییر رژیم را در ایران ناممکن کرده و موقعیت کنونی آن را مستحکم می کند.

در واقع اتمی شدن نظام اسلامی مداخله نظامی بیگانگان در ایران را تا حد زیادی ناممکن می کند و این موضوع ارتباطی به حرکتهای دموکراسی خواهانه مردم ایران ندارد. تکلیف آینده سیاسی ایران را نه جنگنده های آمریکایی که مردم ایران تعیین می کنند و اگر روزی هشتاد میلیون ایرانی تصمیم بگیرند که نظام اسلامی را تغییر دهند و حاضر به پراخت هزینه های انتخاب خود هم باشند، یک زرادخانه کامل از سلاحهای هسته ای هم به کار رژیم نمی آید همانطور که زاردخانه هسته ای اتحاد جماهیر شوروی هم مانع از سقوط آن نشد.

اساسا مداخله خارجی نیروهای بیگانه در ایران به نفع ملت ایران نیست و چون امکان تغییر آسان نظام سیاسی توسط نیروهای بیگانه، در کشور بزرگی مانند ایران وجود ندارد یک حمله نظامی علاوه بر برجای گذاشتن تلفات انسانی و خسارات اقتصادی فراوان، بیشتر به تقویت استبداد می انجامد. حتی اگر این استدلال نادرست را هم بپذیریم که تغییر نظام سیاسی در ایران باید به دست نیروهای خارجی انجام شود، آمریکاییها و هم پیماننشان سی و سه سال برای این تغییرات فرصت داشتند و اگر قرار بود که آمریکاییهای مهربان به فکر توسعه دموکراسی در ایران باشند می توانستند درهمان سی و سال تصمیم بگیرند.

پرداخت هزینه های نظام اسلامی و کلام آخر

در سال 1953، آمریکاییها به خواست انگلستان که دستش از منابع نفتی ایران کوتاه شده بود، کودتایی در ایران ترتیب دادند و دولت دموکراتیک مصدق را سرنگون کردند. به اعتراف سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) حوادثی که در پی این مداخله نظامی روی داد به طور مستقیم منجر به رشد افراطگرایی و وقوع انقلاب اسلامی سال 57 در ایران شد.

در اینجا هدفم تبرئه مردم ایران برای روی کارآوردن ملایان نیست. ملت ایران سه دهه است که هزینه یکبار انتخاب نادرست خود را با بهای بسیار سنگین پرداخته و کماکان هم می پردازد. با اینحال حتی اگر تمام مواردی را که در بالا شرح دادم یکسره نادیده بگیریم و نظام اسلامی را در زمینه تمامی فعایتهای اتمی اش مقصر بدانیم، آمریکا هم در شکل دهی وضع کنونی بی تقصیر نیست و شاید وقت آن رسیده باشد که آمریکاییها هم پس از همه ی این سالها، دستکم بخشی از دین خود را به ملت ایران بپردازد یا اگر مرهمی بر زخمهایشان نمی گذارند، بیش از این هم اسباب آزار و شکنجه ایشان نباشند.

You can leave a response, or trackback from your own site

پیوند کوتاه به این نوشته:

۱۴ پاسخ به اسرائیل: ملت ایران را گرسنگی بدهید تا ایران دست از برنامه هسته ای خود بردارد

  • بهرام گفت:

    همه صغرا کبری ها را چیدید تا حرف اول خود را آخر بزنید هموطن دراینکه هیچ ایرانی با حمله نظامی بکشورش موافق نیست شکی نیست اما دراینکه اگر ایرانیان گرسنگی بکشند خوبست یا بد با شما موافق نیستم ملت ایران درسال ۵۷ درکمال آسایش ورفاه بودند وامنیت ملی بتمامی معنا وجود داشت آزادی هم وجود داشت آنچه نبود فقدان فرهنگ سیاسی ومطالعه ملت وعدم آگاهیشان از اسلام وآخوندبود. ملتی که درکمال رفاه وآسایش تحت تاثیر عده ای وطنفروش بنام روشنفکر از قبیله (اعضای جبهه ملی ۵۰۰۰ نفر-نهضت آزادی ۵۰۰۰ نفر – مجاهدین خلق توله سگی که از نهضت آزای تولید شد- واسلامیون الاغی که هنوز هم خر مقدس باقی مانده اند) همگی بزیر عبای هندیزاده کثیفی که توسط انجمن مسلمانان هند شرقی بریاست دولت فخیمه انگلیس تعین شده بود رفتند وایران راباین روز انداختند آیا اگر شکمشان مانند گذشته سیر باشد فیلشان یاد هندوستان خواهد کرد؟ ویا آنکه گرسنه باشند ؟مسلما گرسنگی از عوامل مخرب وبوجود آورنده اغشاش درکشوراست وبه نظر من این ملت تا گرسنه نشود بپا نخواهد خواست پس نیجه آنکه شما با همه صغری کبری ها نتوانستید نیت خودرا که حمایت از این رژیم خون آشام است درلفافه سخنان زیبا پنهان نمائید گرسنگی ملت وبپا خواستنش بمراتب زیان کمتری بکشور خواهد زد تا اتمی شدن رژیم ملایان مفعول ودوستداران همکارشان که هم اکنون مشغول مذاکره درمورد واگذاری سه جزیره جنوبی کشور توسط لاریجانی هستند شما هم بهتراست از یاران طرفدار مصدق خود بخواهید تا یکبار مرد ومردانه بخاطر خیانتشان بکشور درسال ۵۷ معذرت بخواهند آنگاه خواهید دید که اتحادی که ملت ایران بدنبالش هستند پدید خواهد آمد

    نمایش  
    • admin گفت:

      دوست عزیز در اینکه روشنفکران ایرانی در روی کار آوردن نظام اسلامی نقش داشتند و به وظایف تاریخی خو عمل نکردند، تردیدی نیست به همین نسبت در این هم که آمریکاییها برای منافعشان در ایران کودتا کردند، تردیدی نیست در این زمینه اسناد سازمان سیا بعدا منتشر شد و حتی آلبرایت وزیر امور خارجه اسبق آمریکا هم یک بار عذرخواهی کرد که البته عذرخواهی ایشان هم امروز دردی از ما دوا نمی کند.

      گرسنگی هم در ایران انقلاب راه نمی اندازد همانطور که در کره شمالی یا عراق تحت تسلط صدام هم عامل تحول اجتماعی نشد. فقر در ایران باعث از میان رفتن قشر متوسط شهری (که در هر جامعه بانی تحولات اجتماعی است) می شود، حاشیه نشینی را گسترش می دهد، جامعه را خرافاتی کرده و به طبع آن استبداد را تقویت می کند. هر اندازه که مردم ایران فقیرتر شوند پایه های نظام اسلامی مستحکم تر خواهند شد.

      نمایش  
      • irani گفت:

        درود برشما میخواستم یک چیزی را در تکمیل فرمایشتان عرض کنم:
        دوستان میگویند که مردم اگر گرسنگی بکشند انقلاب میکنند اما به این نکته توجه ندارند که انقلابی که حاصل گرسنگی باشد و اندیشه ای پشت آن نباشد براحتی قاپیده میشودو نتیجه اش نا معلوم.
        اما مردم اگر در رفاه اقتصادی باشند کم کم توجهشان به حقوق شهروندی و حقوق انسان و آزادی و…. جلب میشود و آگاهیش فزونی میگیرد
        حالا نسخه جمهوری اسلامی برای جلوگیری از انقلاب دیگر و همچنین نا آگاه گذاشتن و در نتیجه مدیریت ذهن و تعیین سقف خواسته های مردم چه بوده؟
        به گمان من کج دار و مریض با این دو قضیه تا کرده یه بار شیر رو به یه سمت بصورت ناقص بازکرده و سمت دیگر را خالی گذاشته و بار دیگر برعکس و… این چرخه از آغاز حکومت اسلامی تا کنون ادامه داشته
        ——
        بنده به انقلابی که از سر گرسنگی و صرفا برای سیری باشه هیچ امیدی ندارم

        نمایش  
  • irani گفت:

    ramin_۰۰۵۶
    “با عرض پوزش منبع این خبر فکر می کنم 20:30 یا شبیه اینه ، این حرفهای یک سیاستمدار نیست”
    azadegi.com/link/2012/04/16/191876

    نمایش  
    • admin گفت:

      درود دوست عزیز. متوجه فرمایشتان نشدم. من در هر بخش این نوشته به منبع آن بخش اشاره کردم. کدام بخش نوشته من متعلق به 20:30 است و این که می گویید چیست اصلا؟

      اگر منظورتان مطلب مارک کرک است که فایل مصاحبه اش را همان بالا گذاشتم و نقل قول ایشان را اینجا هم می توانید ببینید. اگر لازم است برای برگردان از گوگل استفاده کنید. کافی است نشانی صفحه موردنظرتان را قرار بدهید تا برایتان ترجمه کند.

      در مورد اینکه اینها هم حرفهای یک سیاستمدار است یا نه؟ همانقدر که حرفهای سیاستمدارن نظام اسلامی حرفهای سیاستمدارانه است این حرفها هم از همتایان فرنگی شان در می آید. اگر ایران با غرب بر سر فعالیتهای اتمی به توافق نرسد خواهید دید که این حرفها چه اندازه واقعی و سیاستمدرانه است!

      نمایش  
      • irani گفت:

        من فقط نقل قول کردم
        اسم نوسنده و لینک رو معرفی کردم
        خواستم آگاه بشین که بعضیها کامنتهای دایی جان ناپلئون ای مینویسند

        گروهی شما رو وابسته به نایاک یا مستقیم به سازمان “ضد اطلاعات” میدانند و مبگن شما مشکوک هستین یا منابع اطلاعاتی شما سر داستان گوناز و اسرائیل سپاه بوده
        بنظر من شما کاری نکردیم که به اتحاد اپوزیسیون ضربه بزنه هر چه بوده دفاع از منافع ملی بوده

        نمایش  
        • admin گفت:

          تنها نظام اسلامی نیست که فعالین اینترنتی هفت هزار تومنی دارد برخی از گروههای اپوزیسیون و همینطور دستگاههای تبلیغاتی خارجی هم به روی اینترنت فارسی فعال هستند تا افکار عمومی ایرانیان را در جهاتی که بهتر می پسندند، هدایت کنند و اگر هم لازم باشد از شیوه هایی غیر اخلاقی استفاده می کنند. منتها من قرار نیست برای نوشته هایم از ایشان اجازه بگیرم یا خوشامد کسی را مد نظر داشته باشم اگر قرار به خفقان گرفتن بود در همان مملکت پدری خودمان زندگی می کردیم و بجز نداشتن آزادی اتفاقا زندگی بدی هم نداشتیم.اینطور اتهام زدن ها که خیلی هم رایج شده فقط به گسترش جو بی اعتمادی نتیجتا بهره برداری عمله استبداد می انجامد.

          چیزی که مهم است من نه از شما و نه از دیگرانی که بی سند مردم را متهم می کنند، نخواستم صلاحیت یا عدم صلاحیت من را تایید کنید؛ مطلبلی نوشتم و برای مطلب خود هم اسناد و شواهدی ارایه دادم و به همین جهت منطقا از دو حال خارج نیست یا ادعاهای من عقلانا درست است یعنی آنچه به عنوان پیش فرض و سند می آورم و آنچه استدلال می کنم لزوما به آنچه ادعا می کنم منتج می شود و یا نمی شود. در دو حالت این موضوع به من که گوینده باشم هیچ ارتباطی ندارد. به اینکار می گویند حمله به شخص بجای استدلال که از جمله مغالطات است یعنی اینکه به جای بازگفتن عیب استدلال به گوینده حمله می کنند.

          نمایش  
  • […] ساخت تسلیحات اتمی را همچنان دنبال کند. همانطور که پیشتر هم دراینباره نوشتم، ایران توان رقابت تکنولوژیک برای ساخت سلاحهای مشابه […]

    نمایش  
  • […] ساخت تسلیحات اتمی را همچنان دنبال کند. همانطور که پیشتر هم دراینباره نوشتم، ایران توان رقابت تکنولوژیک برای ساخت سلاحهای مشابه […]

    نمایش  
  • […] ساخت تسلیحات اتمی را همچنان دنبال کند. همانطور که پیشتر هم دراینباره نوشتم، ایران توان رقابت تکنولوژیک برای ساخت سلاحهای مشابه […]

    نمایش  
  • م گفت:

    سبلام
    در مورد روابط ایران و امریکا نمیخوام مثل بقیه دچار احساسات بشم و بگم از کشورمون دفاع میکنم و……..
    اما معتقدم قدرتی در دنیا وجود دارد که جریانهای بزرگ را بوجود میاورد و هدایت میکند
    همان قدرتی که رئیس جمهور کشورش را در خاک خودش ترور میکند
    یادم هست در سایتی متعلق به اقای دکتر زیبا کلام به ایشان گفتم حتم داشته باشید در اینده شاهد حرکت اعراب خواهید بود و بعد نوبت ایران است اما نه به ان معنی که شما فکر میکنید همان دستان نابودی ایران
    حالا به شما میگویم این بار نقطه مورد نظر امریکا خود اسرائیل است و لا اقل در یک مورد اقای احمدی نژاد و اوباما اشتراک نظر دارند و ان اینکه اسرائیل باید محو شود ولی هر کدام از راه خودشان
    در این سالها بزرگترین دوست ایران امریکا بوده و مثل یک برادر بزرگتر کاملا مراقب ما بوده
    دقت کنید اسرائیل در حال محاصره است
    ایا ممکن است ایران با اسرائیل وارد یک دوئل شود و بعد از نابودی هر دو به بهنه حفظ نظم به تصرف نقاط حساس خاور میانه روی بیاورد
    یا اینکه ایران قرار است به عنوان شریک جدید امریکا در مقابل قدرت روز افزون چین در منطقه وظیفه ای جدید به عهده بگیرد

    نمایش  
  • […] کرده است. اخیرا برخی مقامات رسمی این کشور خواستار گرسنگی دادن ملت ایران برای فشار بر نظام حاکم شده […]

    نمایش  
  • […] جمهوریخواه، مارک کرک، در یک برنامه رادیویی خواستار گرفتن غذا از دهان ایرانیان شد. سناتور مارک کرک از حزب جمهوری خواه و سناتور رابرت […]

    نمایش  
  • Alexander گفت:

    شما در حال حاضر تلاش ایران برای 30 سال و مردم به هیچ چیز به پرداخت بیشتر. ؟آیا شما فکر می کنم این تنها راه حل برای رسیدن به آنچه شما می خواهید؟ تلاش رژیم ایران ممکن است شما را به آنچه شما می خواهید اگر ظاهرا به عمل.

    نمایش  
  • دیدگاه خود را بنویسید

    :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :dance: :cry: :bow: :arrow: :angry-: :?: :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: 8-O 8)

    WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners