شما یک پاراگراف مطلب نوشتی من اشتباهات و مغالطاتت را …

دیدگاه فرستاده شده در دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند نویسنده: Admin.

شما یک پاراگراف مطلب نوشتی من اشتباهات و مغالطاتت را نشان می دهم خودت و دیگر خوانندگان قضاوت کنند چند ایراد داری!

اینکه جهان چطور پدید آمده بحث های گسترده فلسفی و تاریخی دارد و هر کدام از راه حل هایی که ارایه می شود ایرادات متعدد دارد و از جمله وجود خدا. مطلبی که من برای کامنت گذار بالا نوشتم این بود که محدود کزدن عومل پیدایش جهان به دو نوع خودبخودی یا طراحی هوشمند مغالطه ای است به نام ذوالحدین جعلی. ممکن است طراحی هوشمندی درکار نباشد و جهان یکباره هم از جایی سر در نیاورده باشد و احتمال سوم یا چهارم یا دهمی در کار باشد که ما نمی دانیم و بتوانیم در آینده بدانیم یا نتوانیم و ندانیم. در هر حالت صورت مسئله لزوما آنطور نیست که شما مطرح کردید. اگرچه برخی از آنچه مذهب ادعا می کند خارح از قلمرو شناخت ما است؛ اما بخشی هم هست که قابل شناخت است و مردود شده. مثلا همانطور که بالا نوشتم ما می توانیم بدانیم و می دانیم که انسان اولین وجود خارجی نداشته چون بر خلاف مقوله ی خدا و پیدایش جهان ابزار شناختش را داریم.

همین یک مورد نقض تمام ادیات ابراهیمی است و هر سه آیین ابراهیمی را مردود می کند؛ چون ما نباید همه ی مدعای آنچه از جانب خدا مطرح شده را رد کنیم؛ صرفا ابطال یکی از اجزا بدین معنا است که این مذهب از جانب خدا نیامده؛ مگر اینکه تععمدا این خدا را درغگو فرض کنیم.

درباره پیدایش جهان و علت اول، علت اول لزوما باید در زمانی پیش از معلول اتفاق بیافتد که اگر بیافتد دیگر علت اول نیست و خودش معلول واقع می شود. چون معلول زمان است. از آنجا که امروز با فیزیک جدید می دانیم زمان آغازی داشته و آغاز آن بیگ بنگ بوده این خدا نمی تواند پیش از پیایش زمان حادث شده باشد چون نقض قاعده فیزیک است. همانطور که نوشتم به آن سادگی نیست که شما تصور می کنی!

اگر این دنیا خدا وافریننده ای داشت ،چه اشکالی داشت؟اینکه دیده نمی شود؟اگر دیده شود به نظر شما می شود اسم خدا روی آن گذاشت؟

این یک مغالطه منطقی لست به نام مغالطه «پهلوان پنبه»! اینکه یک پدیده باید اثبات شود، لزوما به معنای دیده شدنش نیست. یک پدیده باید ماهیتا ابطال پذیر (falsifiable)باشد تا اثبات شود. خدا ابطال پذیر نیست بنابر این نمی شود بصورت روشمند اثباتش کرد. اثبات پدیده های جهان مادی از جمله علت ها و معلولات نیازمند ابطال پذیری است. وجود خدا ایرادی ندارد اما تا چیزی اثبات نشود قابل باور پذیری نیست.

اینکه دنیایی وجود دارد با این همه شگفتی که چشمان کورتان را برآن عامدانه بسته اید،محصول تصادف یا مغالطه ی منطقی است؟؟؟اخرش معلوم نشد قوانین فیزیک را که هاوکینگ عامل خلقت می داند،چه کسی وضع کرده است؟هیچ راهی نیست مگر اینکه اگر عقل سالمی داشته باشید که ندارید به طراحی هوشمند که ما آن را خدا یا الله می نامیم معتقد باشید

اگر منظور از طراحی هوشمند آفرینش هوشمند موجودات است، این موضوع رد شده و بدون تردید ما می دانیم موجودات در اثر انتخاب طبیعی بوجود آمدند. من یک پست مفصل اینجا نوشتم:

جعل و تحریف درباره نظریه تکامل داروین و وجود خدا

منابع هر بخش از آن نوشته هم همراهش آمده. اینکه موجودات در اثر انتخاب طبیعی پدید آمدند مقوله ابطال پذیر است–یعنی ابزار شناختش را داریم. ادعای دیگر این است که جهان (نه صرفا موجودات زنده) نیاز به طراح هوشمند دارند (Fine-tunning) که این ادعا هم شبه علم است و مردود شده. هیچکدام از اینها به معنای عدم خدا یا اثبات نبود خدا نیستند اما لزوم وجود خدا را در پیدایش موجودات و کائنات رد می کنند.

مطلب دوم اینکه «ماده گرا» (ماتریالیست» همان «مادی گرا» (مقید به مادیات یا زندگی مادی) نیست. ماده گرا یا ماتریالیست یعنی کسی که معتقد است همه چیز از جمله خودآگاهی انسان حاصل فعل و انفعالات در جهان ماده است. این بدان معنا نیست که خودآگاهی یا تفکر هم ماده است یا خواص مادی دارد. من یک متریالیست هستم–یعنی به دنبال دلایل فرا فیزیکی برای تشریح رویدادهای مربوط به جهان ماده نیستم—اما یک مادی گرا هم نیستم.

یکسان فرض کردن اینها یک مغالطه است به نام Equivocation که دو چیز مشابه در نام را یکسان فرض می کند. اما اگر فرض بر این باشد که مادی فرض کردن پایه همه چیز لزوما به مادی گرایی منتج می شود، آنوقت با مغالطه دیگری سر و کار داری به نام مغالطه کامپوزیشن.

اینکه چیزی از چیز دیگر پدید بیاید به معنای حفظ همان خواص و ویژگی ها نیست، جهان از ماده ساخته شده اما من یک مادی گرا نیستم؛ بالعکس خیلی هم طرفدار معناویاتم؛ منتها معنویاتم با مال شما توفیر دارد!

برای اینکه اهمیت اختلاف من و شما را بفهمیم و بدانیم که این بحث بسیار فراتر از ایمان یا عدم ایمان به موجودات فراطبیعی است برای شما یک مثال می زنم:

سیصد سال پیش افغان ها به اصفهان حمله کردند و شاه سلطان حسین بجای دفاع با روشهای مرسوم نظامی، آش نذری نخود پخت و بر هر نخود آن «لااله الی الله» خواند. شاه سلطان حسین به روشهای مادی برای حل مسایل مادی اعتقاد نداشت و از اعماق قلب باور داشت که آنچه می کند راه حل مقابله با نیروهای دشمن است. نتیجه نبرد را همان موقع در تاریخ ها نوشتند.

امروز پیش از اینکه پاسخ شما را بنویسم یک مطلب خواندم که امام جمعه مشهد، علم الهدی معتقد است راه درگیری فلسطینی ها با اسراییل نه معادلات نظامی بلکه روش های خدایی است. آقای علم الهدی عمیقا به چیزی که می گوید باور قلبی دارد. آقای علم الهدی این ظرفیت را دارد که یک ملت را بفرستد دقیقا همانجا که شاه سلطان حسین فرستاد!
زمانی که شما پذیرفیتی برای درک مقولات جهان مادی دلایل مابعدالطبیعه ای ازاعماق قلبت ردیف کنی، آنگاه این موضوع صرفا به مابعدالطبیعه ختم نمی شود و از هر جای دیگری سردرآورد!

مگر اینکه اگر عقل سالمی داشته باشید که ندارید به طراحی هوشمند که ما آن را خدا یا الله می نامیم معتقد باشید.مشکل شما این است که اگر این خدا را باور داشته باشید باید دینش را هم قبول داشته باشید ،ومقید به اعمال شایسته باشید و از هوا وهوس و تجاوز وهزار کثافت کاری دست بکشید که نفستان قبول نمی کند.همان اول الف نمی گوئید که مجبور نباشید بعد از آن ب بگوئید.آری از دیدگاه شما خدایی نیست ،دینی نیست و قیامتی نیست.

این یک مغالطه است به نام ادهام اتک یا حمله شخصی.

شما بجای اینکه ادعایت را ثابت کنی یا نقض ادعای من را بیاوری؛ خیلی سریع نتیجه می گیری که همه ی اینها از سر هوا و هوس و زشتکاری و بی اخلاقی و تجاوز و به قول خودت «کثافتکاری» است؛ فلذا ادعای من نقض می شود و مدعای شما به اثبات می رسد؛ که اینطوز نیست. برای اثبات یک ادعا باید بر صحت ادعا دلیل بیاورید نه صحت گوینده و بالعکس.

جهت اطلاع شما، این کسانی که می گویی در کثافت هستند همانهایی هستند که بزرگترین پیشرفت های تاریخ بشر را مدیون آنها هستید. صد و پنجاه سال پیش، بیش از ۹۵ درصد جمعیت جهان در فقر مطلق بودند؛ کسانی که شما به کثافت کاری متهم می کنی همانهایی هستند که اگر نیامده بودند شما الان در کثافت و فلاکت غوطه می خوردید. از سوی دیگر صد و پنجاه سال گذشته را فقط در ایران برای تمام مصادق مدنیت از حمام رفتن و دوش گرفتن و دبستان رفتن و آب لوله کشی داشتن با ملایان جنگیده ایم. تمام تاریخ مملو است از ستمی که مذهبیون از سودجویی و بی شعوری بر جامعه انسانی کرده اند.

مذهبیون—چه در ایران چه در جوامع دیگر—کارنامه مشخص اخلاقی دارند که بسیار بد است. یعنی زشتکاری نبوده که مذهبیون منشا آن نبوده باشند. هر اندازه دستشان برای تعدی درازتر بوده بیشتر تعدی کرده اند. لامذهب ها و سکولارها سوابق اخلاقی تاریک تر از مذهبیون ندارند؛ اگرچه من معتقد نیستم صرف مذهب داشتن یا نداشتن لزوما به معنای اخلاق داشتن یا نداشتن است.

همانطور که استیون واینبرگ، برنده نوبل فیزیک، می گوید:

“With or without religion, good people can behave well and bad people can do evil; but for good people to do evil – that takes religion.”
― Steven Weinberg

با یا بدون مذهب، انسانهای خوب، خوبی می کنند و انسانهای بد بدی؛ اما برای اینکه انسانهای خوب بدی کنند به مذهب نیاز است.

Admin همینطور نوشت:

دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند
درود دوست عزیز،

نخست اینکه این مقولاتی که اینجا مطرح می شود مطالب عمده و شامل موضوعات اساسی هستند که احتمالا چای مطرح کردنش چند کامنت وبلاگ من نباشد. من فقط به شما سر نخ می دهم باقی را باید خودتان بروید از منابع مفصل تر تخقیق کنید.

تنها دلیلی که ادمین بر اون پافشاری میکند وجود نداشتن زمان قبل از بیگ بنگه . برادر عزیز درسته در اون هنگام چیزی به نام ساعت یا بهتر بگم گردش زمین و روز و شب وجود نداشته ولی فاصله گذار از مرحله ای به مرحله دیگر که وجود داشته

دوست عزیز زمان-مکان (space-time) پیش از انفجار بزرگ وجود نداشته. زمان بعد چهارم ماده است که به همراه مکان (=فضا) و ماده پس از انفجار بزرگ پدید آمده.
http://www.columbia.edu/~vjd1/origins.htm

ایا علم یک پاسخ قاطع برای جهان ماقبل از بیگ بنگ داره که ارائه کنه . این بیگ بنگ اصلا چی بوده و چه جوری بوجود اومده این رو برای من روشن کنید که قبلش چی بوده

این مطلب شما یک مغالطه است به نام خدای حفره ها. نظریات فیزیک جدید تا انفجار بزرگ را توضیح می دهند اما در سینگیولاریتی (singularity) (جایی که فضا و زمان پدید می آید) باز می ایستند و فراتر نمی روند. به عبارت دیگر ما نمی دانیم پیش از بیگ بنگ را بدانیم اما این به معنای اضافه کردن خدا و پیغمبر نیست. برای اینکه چیزی را ادعا کنید باید دلایل متقن داشته باشید. اینکه چون شما نمی دانید پس آن است که ما می گوییم مغالطه است که بالاتر برایتان نوشتم.

ایا این نظم شگفت انگیز از عالم ذرات گرفته تا اجرام اسمانی همه و همه بانیش انتخاب طبیعی بوده ؟!

انتخاب طبیعی پایه زیست شناسی است و تکامل موجودات را توضیح می دهد. نام دانشی که تشکیل کائنات را توضیح می دهد استروفیزیک است. هیچ دانشی هم لزوم وجود خدا را ثابت نمی کند. یعنی از قواعد فیزیکی و تشکیل کائنات و سیارات و اجزای ماده نمی توانید وجود خدا را ثابت کنید.

این انتخاب طبیعی چیست که هیچوقت خطا نکرده و همیشه هوشمندانه عمل کرده . من منکر انتخاب طبیعی نیستم ولی میدانم که همین انتخاب طبیعی باز هم فصل الکلام ما نیست . لابد رازی در ان نهفته هست . ایا علم پاسخ منطقی به این راز داده است ؟

این موضوع امروز بطور کامل پذیرفته شده که موجودات در اثر انتخاب طبیعی (natural selection) پدید آمدند. انتخاب طبیعی به معنای عدم خدا نیست به معنای عدم نیاز به خدا در توضیح پیدایش موجودات است. به عبارت دیگر شما نیاز به خالق هوشمند (intelligent designer)–که امروز این ایده به عنوان سودو ساینس و شیادی علمی شناخته می شود–ندارید برای اینکه پیدایش موجودات پیچیده را توصیف کنید. اینکه دانش ما توضیحی برای مقوله ای نداشته باشد، به معنای تایید خدا و پیغمبر نیست. برای اینکه چیزی را ادعا کنیم باید صحت آن را ثابت کنیم.

به نظر بنده این راز خدا هست

نظر یک موضوع سابجکتیو و شخصی است و پیدایش جهان یک مقوله عینی است که نظر افراد به آن راه ندارد. تنها راه مطالعه مقولات مربوط به جهان مادی علم است که بطور روشمند بر پایه مشاهده و ابطال پذیری کار می کند. فلسفه هم محدوده دانایی را نشان می دهد و چیزی را اثبات نمی کند که آن هم نظر افراد نیست.


دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند
دوست عزیز یک مغالطه ی اکویوکیشن درباره ی هفتاد درصد مسیحی شما وجود دارد که هر که از منظر دموگرافیک مسیحی فرض شده را خداباور مسیحی (ملتزم به مسیحیت) فرض کردید.

هیچ عقل سلیمی که مبانی آمار را هم بداند، از شما نمی پذیرد که ۹۶ درصد دانشمندان نخبه (اعضای آکادمی علوم) بی خدا باشند و آنوقت ۷۰ درصد برندگان نوبل علمی مسیحی معتقد بشوند.


دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند

داداش خیلی نمیخوام بحث علمی کنم
چون خیلی از حوزه های مختلف علوم چیزی نمیدونم
با اینکه خودم محقق علوم تجربی ام و دانشجوی علوم پزشکی ام و موضوع پایان نامم کاملا علمیه
و دارم رو طراحی داروی ضد سرطان از طریق شیمی دارویی کار میکنم

داداش مشتی،
به گمانم شما داری مدرک اشتباهی می گیری! به گمانم یک مقدار تحقیق کن که یک وقت ناقلاها کلاه سرت نگذارند و تحقیقات اضافی از گرده شما نگیرند.
دکترای حرفه ای ام دی هیچ دخلی به تحقیقات پایان نامه ای (دیسرتیشن) دکترای ریسرچ مثل پی اچ دی ندارد.

من تو چیزی که تخصص ندارم نظر نمیدم و مثل شما عقل کلم نیستم ک ب تمام علوم چنان تسلط داشته باشم که این چنین قاطعانه حرف بزنم و فک کنم طرز تفکرم صد در صد درسته

این دقیقا کاری است که شما اینجا می کنی!

مراحل تولید علم تو حوزه علوم پزشکی ب این شکله که نظریه علمی بالاترین حد قطعیتو داره ولی بازم امکان تغییر یا رخداد اشتباه در نظریه علمی هستش
ب عنوان مثال وقتی داروی رانیتیدین تمام مراحل کارآزمایی بالینی و مطالعات علمیو طی کرد و وقتی مطمئن شدن دیگه عارضه قابل توجهی نداره

نظریه علمی نمی تواند رد شود (به گمانم چندین بار مغهوم نظریه را توضیح دادم) و شما نمی دانی معنای نظریه علمی چیست. اینکه تحقیقات علمی درباره دارو چه می گوید نظریه علمی نیست؛ نظر دانشمندان در مورد یک مقوله هم نظریه علمی نیست. همینطور نظر تایید شده و یا پذیرفته شده درباره یک بیماری یا درمان یا یک مقوله هم نظریه علمی نیست.

نظریه علمی یک کلیت از دانش است که بصورت یک چارچوب یا فریموورک درک بهتری از جهان مادی می دهد.


دیدگاههای دیگر Admin

رضا مرادی غیاث آبادی؛ دکتر قلابی و جاعل تاریخ
این مطلب شما مغالطه حمله شخصی است.

بجای کلی نویسی و اینکه چه چیزی شما را به چه نتیجه ای درباره شخص نویسنده می رساند، اگر استدلالی در دفاع از این «انسان های مفید» و «سرمایه های اندک انسانی»–که واضحا جاعل تاریخ است–دارید، بنویسید؛ اگر مطلبی خلاف قید شده آن را هم باید با دلیل بنویسید؛ در غیر اینصورت قضاوت شخصی و حمله شخصی شما مطلقا برای من اهمیت ندارد.


ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا
درود دوست عزیز،

اولا قیاس برهان صدیقین ملاصدرا با دیگر براهینی که ذکر کردین عبث است به این علت که برهان ملاصدرا به دنبال حرکت از ذهن به عین نیست که ایراد انتزاعی بودن مفهوم کمال یا کامل از جهت انتزاعی بودنش عینیت نداشته و ندارد

خیر! عبث نیست. برهان صدیقین ملاصدرا همانند برهان انسام (انسلم) و برهان دکارت از برهانهای هستی شناسانه (Ontological arguments) است. همه ی این برهانها از موجودیت خدا سعی در اثبات او دارند. عرض کردم کانت این ایراد را پاسخ داده که وجود دشتن یک خصیصه نیست. شما نمی توانی از خصیصه وجود داشتن به وجود خدا برسی.

Hume concluded that existence is not a separate property of an object. Kant’s criticism of the ontological arguments for the existence of God rested on a rejection of the claim that existence is a property of an object. Proponents of the ontological argument argue that the concept of God as an entity with all perfections or a being of which no greater can be conceived entails God’s existence, as existence is a perfection and a being that exists is greater than a being that does not exist. Kant objected (in his Critique of Pure Reason, A596/B624-A602/B630) that existence is not a property. “Thus when I think a thing, through whichever and however many predicates I like (even in its thoroughgoing determination), not the least bit gets added to the thing when I posit in addition that this thing is.

فرض دیگر این است که خداوند حایز کمال است و کمال هم که می دانیم در جهان واقعی وجود ندارد فلذا فورم است–مثل فورم های افلاطون که پیوند دادم– و عین نیست. اینکه ملاصدرا چه چشمداشتی داشته مهم نیست. مفروض شما عینیت ندارد. شما وجود داشتن را خاصیت فرض کردید؛ بعد برایش کمال انتزاعی تعریف کردید و بعد به یکی دیگر نسبت دادید. این چند بار فرض است و نه حتی یکی.

یک)خیر محض بودن در تناقض با صدور شر است که این باطلست زیرا چه بسا همین خیر محض برای ثبوت خیری شری را صادر کند چون خیر محضست مثلا به شخص بیمار داروی تلخ میخورانند داروی تلخ شریست که جاری مجرای خیری به اسم سلامتیست پس تا این شر محقق نشود آن خیر محقق نخواهد شد پس الان اثبات یک چیز دیگر هم به عهده شماست اینکه اثبات کنید هیچ شری مطلاقا به خیر نمی انجامد(خواهشا اثباتش کنید حتما)شر در تناقض با خیر نسبی بودن است نه خیر محض.
دو)اصولا الشر ماهو؟ لم هو؟ وگرنه بدون تعریف مشخص و یک دید درست نسبت به مقوله شر اگر سخن بگویید مغالطه موضوع مبهم خواهد بود
سه)آیا شر عرضی عالم مادیست یا ذاتی آن

خیر! شما گفتی خیر محض است. اگر محض باشد نمی تواند شر صادر کند چون شر صادر کرده فلذا دیگر خیر مخض نیست. در مثال شما طبیبی که دوای تلخ داده خیر محض نیست. این مثال نقیض گفته ی من نیست شما مغالطه می کنید.

برهان دوم شما مقدمه دومش قائم بر اینست چون خدا خیر خواه محضست و قادر و عالم پس باید جهانی بدون شر می آفرید اما در جهان شر هست و این شر با صفات مذکور در تناقضست پس خدا موجود نیست ولی هی تند نروید جناب زیرا مقدمه دوم شما باید سه در موردش اثبات شود

شما خدا را کمال مطلق فرض کردی که فرض نابجایی است اما حالا که فرض کردی نمی توانی برای من بنویسی چرا از مفروض شما استفاده کردم.

هیچ معدومی واجب الوجود نیست(قضیه قضیه ای صادقه و بدیهیست اما جهت تنبیه عقل عرض شود که معدوم یعنی فاقد وجود ولی واجب الوجود یعنی واجد وجود پس نسبت مصداق معدوم و واجب الوجود در بین نسب اربعه تباینست)

روی چه حساب؟ چطور بدیهی است؟

که معدوم یعنی فاقد وجود ولی واجب الوجود یعنی واجد وجود

واجب الوجود یعنی چیزی که وجودش ضروری باشد. من اینجا مفهومش را توضیح دادم.

واجب الوجود یعنی چیزی که وجودش لازم است و نه اینکه ابدی است یا ازلی است؛ و این فرض که یک واجب الوجود وجود دارد و زنجیره ممکن الوجود ها نمی تواند واجب الوجود باشد لزوما نادرست است. شما فرض کردید بدون اینکه اثبات کنید.


توهین به کورش کبیر در دانشگاه تبریز
این «دونستن» تو و امثال تو من یکی را در این چهارده – پانزده سال که با شما جانوران آشنایی داشتم هلاک کرد!
البته باید اعتراف کنم هنوز نفهمیدم این «تورک» مورد اشاره تو یعنی چی! از بس که دونستید و بعد این دانسته ها را خیرات هم کردید؛ از اینکه اینقده بلدید؛ از اینکه اینقده آثار ممتاز خواندید؛ از بس که مظالعه کردید؛ از بس که تسلط دارید؛ از بس که تولید کردید؛ از بس که قدمت دارید.


امام زمان را از ایران اخراج کنید
درود،

پیش از اینکه به تعریف جاهلیت برسیم، این دو تصویر هر دو فتوشاپ شده. برای اینکه تصویر شما حذف نشود و دیگران در آینده بدانند ما درباره چه صحبت می کنیم و روی لینک شما هم کلیک نکنند (کار امنی نیست!) من یک کاپی از تصویر شما را در همینجا قرار می دهم:

عنایت بفرمایید: تصاویری که فتوشاپ شده باشند توسط نرم افزارهای خاصی قابل شناسایی هستند و این دو تصویر هر دو فتوشاپ شده اند. یعنی ممکن است در تصویر اول توضیحات فتوشاپ شده باشد؛ در تصویر دوم آجر به دیوار اضافه شده باشد یا در تصویر اول تابلو افزوده باشند برای دومی توضیحات.

اما اینها اصلا مهم نیست! برای اینکه به جاهلیت مورد اشاره شما پی ببریم اصلا اهمیتی ندارد که کدام تصویر کجایش فتوشاپی است. حتی در تصویری که شما فرستادی آن یارو که نامه دستش گرفته داخل چاه بیاندازد–که امام هزار و دویست ساله اش که در پنج سالگی امام شده و رکورد پدربزرگ هفت ساله اش را در امامت شیعیانش شکسته– بخواند، عین جاهلیت است.

اگر به هر دلیلی به وجود شخصی با هویت امام زمان شک داربد
یا باور ندارید از منابع مکتوب یا مستندات اقدام به ارائه مدارکی کنید

شما (و ایضا همفکرانتان) ادعای غیر معمول دارید (extraordinary claim) درباره امام هزار و دویست ساله و چاهش که موظفید بر صحت ادعای خود مدرک بیاورید؛ من موظف نیستم خلاف ادعای شما را نشان بدهم.


ایران در تاریخ؛ سخنرانی برنارد لوئیس، معمار تجزیه ایران، در دانشگاه تل آویو
اگر شما جستجو کردی با اینحال نتوانستی از من بیش از این یک مطلب بیاموزی، بضاعت شما از نوشته های من در حد همین یک مطلب است. فضل من بیش از بضاعت شما است.


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به شما یک پاراگراف مطلب نوشتی من اشتباهات و مغالطاتت را …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
    • ایرانی گفت:

      شما دروغگو هستی. این نفت خوزستان شمارو پولدار کرده. همین حالا شما در همین تهران و تبریز کلی مایه دار شدید، البته با زمینه نفت ایران. حالا میگید ما کارگریم. در ضمن ما تو آذربایجان کلی ملی گرای ایرانی داریم. با وقاهت دروغ میگید. البته کاش بدونید اگه همون کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان اگه دخترهاش رو هرزه نکنه مردمش از گشنگی میمیره. از آذربایجانی حرف میزنید که هیچ پیش زمینه اقصادی اعم از تکنولوژی و منابع کاملا فقیر و هیچ راهی به آبهای آزاد نداره. خواهشا فکر کنید و انقدر بیسوادانه و از احساس نظر ندید.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners