اگر مخاطب نویسنده متن است، آنوقت من جایی به کسی …

دیدگاه فرستاده شده در عقاید رازی درباره ی اسلام و قرآن: قرآن دروغ است و پیامبران شیادان اند نویسنده: Admin.

اگر مخاطب نویسنده متن است، آنوقت من جایی به کسی توهین نکردم. ضمن اینکه این مقدسات اصلا چیست که به آن توهین نشود؟ یا یک گزاره صحیح است یا نیست. در اینجا فی المثل یا قرآن کلام خدا است یا نیست و ما سندی داریم که این گزاره را اثبات کند یا نکند؛ مقدس بودنش چه مفهومی دارد؟

بسیاری از بومیان آفریقا معتقد به قربانی کردن کودکان برای خدایان بودند آیا ما مجازیم به مقدساتشان احترام بگذاریم یا قاعده اعتقاد به مقدسات فقط مشمول مقدسات ما می شود؟

پیامبران از جمله پیامبر عزیز اسلام خواستن که نوع بشر آدم بشه حالا یکی یا گروهی میخان که آدم نشن گناه اونا چیه؟کشتار سرخپوستان هم نعوذبالله لابد کار پیامبر ما بوده ؟!!قتل عام ارمنی ها هم همینطور؟!قتل عام مسیحیان هم همینطور؟!کلاه خود را قاضی کنیم تهمت نکنیم پیامبر خون دل خورد تا ماها

این یک ادعا است که سندی ندارد. یعنی ما این «پیامبران» را سراغ نداریم (خارج از منابع مذهبی) که درباره عملکردشان قضاوت کنیم. مثلا مدارکی دال بر وجود ابراهیم یا موسی وجود نداشته و برخی اصلا وجود این افراد را افسانه های قوم یهود می خوانند. بسیاری از این افسانه های مذاهب هم با مستندات تاریخی همخوانی ندارد.

Admin همینطور نوشت:

عقاید رازی درباره ی اسلام و قرآن: قرآن دروغ است و پیامبران شیادان اند

حالا این اعتقادات هست وضعیت اینه

فرض شما فرض غلطی است! این فرض که اعتقادات مذهبی به جامعه اخلاقیات می دهد نادرست است. اگر لامذهب ترین و بی خدا ترین کشور و جوامع بشری را نگاه کنید (جمهوری چک، سوئد، دانمارک و نروژ) از ما بسیار با اخلاق ترند. علاوه بر این تاریخ خلاف این باور عمومی را نشان داده یعنی آن جوامعی که مذهبی ترند جرم و جنایت و بی اخلاقی بیشتر است چون مذهب برای کسانی که به دنبال سرکوب وجدانشان هستند بهانه شرعی ایجاد می کند. برخی از شنیع ترین و رذیلانه ترین جنایت های بشری را معتقدین واقعی انجام دادند.

از همه اینها بگذریم یا یک گزاره صحیح است یا نیست اینکه چه اثراتی دارد لزوما نامربوط است. من با برتراند راسل کاملا موافقم که هرگر نباید یک گزاره غلط را پذیرفت صرفا به این علت که اثرات مثبتی دارد–به فرض که دارد.

برای یکبار هم شده قرآن را با تفسیر مختصر بخوانید و ببینید چه آرامش و عزتی داره…آرامشی که هیچ کتابی تا به حال نداشته

در این مورد اتفاقا با شما موافقم. برخی از فلاسفه آلمانی هم مثل کانت، هاینه و مارکس معتقد بودند که مذهب افیون توده است. اگر مذهب نبود ملت ایران هم نمی توانست چهل سال درد و رنج موجود را تحمل کند؛ بنابر این در خاصیت آرامش دهی و رفع درد مذهب تردیدی نیست؛ که البته به همان اندازه که افیون است ابزار استحمار و استثمار هم هست و شرایط اعمال فشار بیشتر بر جامعه را میسر می کند.

اما همانطور که بالا نوشتم اینکه دین آرامش بخش هم باشد، رد مدعای رازی در این نوشته نیست. فرض اینکه چیزی آرامش بخش است یا نیست به این معنا نیست که از جانب خدا آمده یا نیامده.


عقاید رازی درباره ی اسلام و قرآن: قرآن دروغ است و پیامبران شیادان اند
نبود خدا قابل اثبات نیست ولی پیش از هر چیز برای پذیرش یک موضوع نیاز به دلایل متقن دارید نه صرفا برای رد آن. این یکی از پایه ای ترین اصول فلسفی است.

https://en.wikipedia.org/wiki/Philosophical_burden_of_proof


عقاید رازی درباره ی اسلام و قرآن: قرآن دروغ است و پیامبران شیادان اند
درود دوست گرامی، وقتی می گوییم از افتخارات جهان اسلام، اشاره مان به بستری است که این دانشمند از آن برخواسته که جهان اسلام بوده و دورانش هم دوران طلایی اسلام (Islamic Golden Age) است. اینکه این دانشمند خودش چه اعتقاداتی داشته مد نظرمان نیست. اما اگر اشاره شود که جهان اسلام چه محصولاتی در دوران کمال خودش داشته بدون تردید رازی یکی از برجسته ترین نمونه ها است.

ضمنا برای اینکه بین لغات فاصله بگذارید در زمان تایپ از دکمه ی سپیس (بزرگترین دکمه ی کیبورد که در پایین دکمه های دیگر قرار دارد) استفاده کنید. من کامنتهای شما را بطور خودکار تبدیل کردم ولی تمام فورمت صفحه را با نقطه گذاری میان حروف به هم ریخته بودید. موفق باشید.


دیدگاههای دیگر Admin

دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند

برای باور به وجود یا عدم وجود خدا به هیچ علمی یا مدرکی یا هیچ آزمایشی پاسخگو سوالات شما نیست. فقط بستگی به درک انسان‌های متفکر داره.

اگر به گفته ی شما هیچ علمی و مدرکی و آزمایشی پاسخگو نیست، آنگاه انسانهای متفکر چطور آن را درک می کنند؟ این ادراک «انسانهای متفکر» چطور مختصاتی دارد که بر پایه ی آزمایش، علم، یا شواهد و مدارک نیست. چگونه تفکر و ادراکی می تواند معتبر قلمداد شود ولی بر پایه ادله نباشد؟

با این حال به نظر من انکار خدا مثل این که پدرو‌مادرت‌رو انکار کنی به بگی من خودم تو رحم مادرم بوجود اومدم و تکامل یافتم

نظر شما مهم نیست؛ چون ما درباره عینیات گفتگو می کنیم. موضوعات آبجکتیو/ عینی مثل پدید آمدن افراد از رحم مادر یا تکامل موضوعات مربوط به جهان مادی هستند و صحت آنها با مدارک و شواهد و آزمایش به اثبات می رسد. نظر افراد مربوط به موضوعات سابجکتیو است.

این که بقول《 شما حتی اگر جهان ساخته شده باشد باعث وجود خدا نمیشه》 و باید بگم که نظر شما کاملا غیر منطقیه. مگه میشه ماشینی که الان ما دراختیار داریم بدون ساخته شدن به دست کسی به تدریج بوجود بیاد. یا مثال زنده‌تر مثل بذریست که تا کاشته نشه به هیچ گیاهی تبدیل نمیشه پس باید بدست کسی کاشته بشه رسیدگی بشه تا رشد کنه ولی اون گیاه نمیتونه تورو درک کنه و متوجه تو بشه. چون دنیای گیاه باشما فرق میکنه.

مطلبی که من برای کاربر دیگر نوشتم (به گمانم زیر این پست یا پست «ایردات برهان ملاصدرا») این بود که اگر فرض کنیم جهان پیش از بیگ بنگ علتی هم داشته، این علت لزوما خدا نیست؛ ضمن اینکه این فرض، فرض بزرگی است چون پیش از بیگ بنگ زمان نبوده که علیت باشد. این نوع استنتاج معالطه ذوالحدین جعلی است. اگر بگوییم چون دلیل چیزی را نمی دانیم پس آن دلیل لزوما خدا است، آنگاه «خدای حفره ها» چون چیزی را نمی انیم نمی توانیم نتیجه دلخواه بگیریم.
درباره پیدایش موجودات وضعیت فرق دارد. ما بطور قطع می دانیم پیچیدگی در اثر تکامل و انتخاب طبیعی بوجود آمده (آبجکتیو/عینی) که نیازی به آفرینش هوشمند ندارد.

اینجا پیشتر توضیح دادم:

https://farda.us/?p=4743


امام زمان را از ایران اخراج کنید
درود،

پیش از اینکه به تعریف جاهلیت برسیم، این دو تصویر هر دو فتوشاپ شده. برای اینکه تصویر شما حذف نشود و دیگران در آینده بدانند ما درباره چه صحبت می کنیم و روی لینک شما هم کلیک نکنند (کار امنی نیست!) من یک کاپی از تصویر شما را در همینجا قرار می دهم:

عنایت بفرمایید: تصاویری که فتوشاپ شده باشند توسط نرم افزارهای خاصی قابل شناسایی هستند و این دو تصویر هر دو فتوشاپ شده اند. یعنی ممکن است در تصویر اول توضیحات فتوشاپ شده باشد؛ در تصویر دوم آجر به دیوار اضافه شده باشد یا در تصویر اول تابلو افزوده باشند برای دومی توضیحات.

اما اینها اصلا مهم نیست! برای اینکه به جاهلیت مورد اشاره شما پی ببریم اصلا اهمیتی ندارد که کدام تصویر کجایش فتوشاپی است. حتی در تصویری که شما فرستادی آن یارو که نامه دستش گرفته داخل چاه بیاندازد–که امام هزار و دویست ساله اش که در پنج سالگی امام شده و رکورد پدربزرگ هفت ساله اش را در امامت شیعیانش شکسته– بخواند، عین جاهلیت است.

اگر به هر دلیلی به وجود شخصی با هویت امام زمان شک داربد
یا باور ندارید از منابع مکتوب یا مستندات اقدام به ارائه مدارکی کنید

شما (و ایضا همفکرانتان) ادعای غیر معمول دارید (extraordinary claim) درباره امام هزار و دویست ساله و چاهش که موظفید بر صحت ادعای خود مدرک بیاورید؛ من موظف نیستم خلاف ادعای شما را نشان بدهم.


ایران در تاریخ؛ سخنرانی برنارد لوئیس، معمار تجزیه ایران، در دانشگاه تل آویو
اگر شما جستجو کردی با اینحال نتوانستی از من بیش از این یک مطلب بیاموزی، بضاعت شما از نوشته های من در حد همین یک مطلب است. فضل من بیش از بضاعت شما است.


ایران در تاریخ؛ سخنرانی برنارد لوئیس، معمار تجزیه ایران، در دانشگاه تل آویو
کورش مان را سر نبریدید!
جواد طباطبایی می گفت پان ترکیست ها ملغمه ی بی سوادی و بی شعوری هستند؛ اما من نظرم این است که عنصر وقاحت این اراذل حتی بر بی سوادی و بی شعوری شان تقدم دارد.


دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند

جناب آقای دکتر

من تا این لحظه که برای شما کامنت می نویسم هنوز یک دانشنامه دفاع شده در یکی از شاخه های علوم ندارم؛ بنابر این دکتر خطاب کردن من بی مورد است. در این وبسایت هم جز عنوان «فرهاد» یا «ادمین» تا امروز استعمال نکردم؛ بعدا هم که دکترا گرفتم اگر نیاز به خطاب مستقیم بود، همان ادمین یا فرهاد کماکان کفایت می کند. عناوین آکادمیک مبارک متخصصات تولید شده ملایان باشد!

تعریف شما از زمان چیه؟ تعریف فیزیک دبیرستان اینه : زمان یک کمیت است. یک امریه که خالقش بشر بوده. زمان به خودی خود وجود خارجی نداره چون ما برای سنجش و محاسبات فیزیک زمان رو درست کردیم. زمان پارامتری نیست که از قبل وجود نداشته باشه و با بیگ بنگ شروع به کار کنه.

من نعریفی از زمان ندارم! سوال شما شبیه این است که از کسی بپرسیم: «به نظر شما پاریس پایتخت فرانسه است یا بلغارستان؟» واضح است که جغرافیای پاریس یک موضوع انتزاعی و سابجکتیو نیست و عینیت دارد بنابر این نظر ما مهم نیست. اگر کسی نظرش بر این قرار بگیرد که پاریس پایتخت بلغارستان است لزوما نظرش نادرست است. برای اینکه بدانیم پاریس کجا است، روش های معلوم داریم که فراتر از نظر افراد است.

زمان یک موضوع سابجکتیو و انتزاعی نیست که مشمول تعریف من باشد. زمان بعد چهارم ماده است و یک مقوله قابل اندازه گیری، قابل مشاهده، و مستقل است که مربوط به دنیای مادی است و بنابر این مطالعه آن در حوزه علم است. اینکه زمان چطور شروع شده هم می دانیم شروعش با انفجار بزرگ یا بیگ بنگ بوده؛ فلذا اینکه نظر شما چه باشد نامربوط است. شروع زمان یک مقوله فیزیکی است، فیزیک جدید هم روش های شناسایی اش را دارد و دانش فیزیک هم می گوید که زمان پیش از انفجار بزرگ نبوده.

دوم اینکه چه عاملی باعث وجود بیگ بنگ شده.

نمی دانیم! اما چون الان جواب نداریم معنایش این نیست که شما می توانی جفت پا بپری وسط و عامل دینی برایش بتراشی! همانطور که گفتم این شیادی به نام «خدای حفره ها» است.

سوم چطور درمورد دین همچین فکری میکنید ؟ یعنی فقط با علم تجربی ما باید تمام دیدگاه و تفکراتمون رو گسترش بدیم ؟ دین مقوله ایه که به بسیاری از سوالات انسان پاسخ داده و من منکر این نیستم که درش هر جفنگیاتی وارد شده اما ما علم داریم عقل داریم

در مورد جهان مادی فقط علوم تجربی صلاحیت دارند موضوعات را بررسی کنند؛ در مورد جهان فرامادی–اگر قایل به چنین قلمرویی هم باشیم–من قایل به روشهای دیگر کسب معرفت مانند شهود برای شناخت مابعدالطبیعه نیستم. همین علوم تجربی نشان داده اند آن حالاتی که انسانها به عنوان حالات عرفانی یا فراطبیعی نام می برند در واقع ریشه طبیعی دارند و فراطبیعی و غیر مادی نیستند. در اینباره احتمالا بعدا یک مطلب بنویسم.

پروفسور چگینی دکتری فیزیک پلاسما پدر علم فیزیک پلاسما و فرد بشدت مذهبی است. دکتر گلشنی و خیلی از دانشمندان هستند که در علم صاحب نظر هستند و دیدگاه دینی دارند.

بطور کلی بالاترین سطح دانشمندان جهان بیخدا هستند. شواهد نشان می دهد که هرچقدر دانشمندان نخبه تر باشند احتمالا بیخدا تر هستند. قبلا چند جا در همین وبسایت پیوند دادم که بیش از نود درصد دانشمندان عمده بیخدا هستند. منتها اینکه دانشمندان چه عقایدی داشته باشند لزوما به معنای وجود یا عدم خدا نیست. اگر چنین ادعا کنیم یک مغالطه است به نام appeal to authority به فارسی چیزی معادل «توسل به اولیای امور» که مغالطه منطقی است.

اصلا بشر نیاز به متافیزیک داره چطور همچین حرفی میزنی؟

اگر فرض کنیم بشر نیاز به چیزی داشته باشد هم به معنای صخت آن نیست. برتراند راسل خیلی خوب نشان می دهد که یک گزاره صحیح است صرفا به دلیل اینکه صحتش اثبات شود؛ اینکه سودمند باشد–به فرض که باشد–لزوما نامربوط است.

خیلی خنده داره . علم الان دارای بینهایت زیرمجموعه و شاخه است که هر شاخه ای برای خودش حرف برا گفتن داره. چیزی که جناب عالی میگی علم باید به یک نتیجه برسه در غیر این صورت شبح علمی میشه. این درسته اما داستانی که وجود داره اینکه هرکس باتوجه به دیدگاه خودش داره درباره مبلغ نظر میده. جنبه های دیگه رو در نظر نمیگیره چون علم شاخه شاخه شده اینجاست که بحث میان رشته ای مطرح میشه. چیزی که شما نوشتی بشدت ساده انگارانست.

علم بینهایت شاخه ندارد و هر شاخه ای از علوم طبیعی یک بخش از جهان مادی را مطالعه می کند. علم دیدگاه نیست. دیدگاه یک موضوع سابجکتیو است؛ علم آبجکتیو و عینی و ابطال پذیر است. دیدگاه یک متخصص علم نیست، برداشت آن شخص از علم است که ممکن است نادرست باشد.

جناب نظریات علمی ای هم بودند که رد شده اند . نظریه ریسمان در یک برهه زمانی رد شد و دوباره پذیرفته شد. نظریه از اسمش پیداست قابل رد شدن به شرط آنکه دلایل علمی و موجه باشند. در ضمن طبق نظریه انفجار بزرگ همه به این قائل هستیم که ابر سیاه چاله هایی در مون هنگام انفجار به وجود آمدند . حال سوال اینه چه عاملی باعث شده که دنیا بوجود اومده با توجه به گرانش دوباره در یک نقطه جمع نشه؟ یا به عبارت دیگه باعث نگهداری دنیا شده ؟ اینجاست که بحث ثابت کیهانی یا ماده تاریک وسط میاد و خود ماده تاریک یک عامل نقص در مورد نظریه بیگ بنگ هست.

نظریه علمی نمی تواند رد شود. من اینجا با شما یکه به دو نمی کنم و وقت رایگان هم ندارم. صرفا چیزی که می دانم را در اختیار شما می گذرم؛ صرفا چون معتقدم روشهای تمیز سره از ناسره باید در اختیار همه باشد. بقیه اش با خودت است! یکبار در پاسخ این موضوع نوشتم و دوباره بحث نمی کنم.

منتها همون طور شما اشاره کردی بیگ بنگ به شناخت جهان کمک زیادی کرده دلایل اثباتش بیشتر از دلایل ردش هست اصلا عزیز من محسن شریف پور یه دانشمند ایرانی اثبات کرده بیگ بنگ آغاز دنیا نبوده این اثباتش دنیا رو شکه کرد.

چرند است!


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به اگر مخاطب نویسنده متن است، آنوقت من جایی به کسی …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners