فردوسی در جای جای شاهنامش از بیشتر جاهای مهم ایران …

دیدگاه فرستاده شده در عید نوروز و دروغهای پان ترک ها نویسنده: سهراب.

فردوسی در جای جای شاهنامش از بیشتر جاهای مهم ایران امروز هم نام برده

سهراب همینطور نوشت:

عید نوروز و دروغهای پان ترک ها
این شعرها (زن واژدها و…)چیزهایی هستند که یا به به جعل وارد شاهنامه شده اند یا یا درجایی فردوسی بزرگ از زبان کسی این را گفته و سو استفاده کننده گانی مثل تو قبل یا بعد آن راحذف کرده ومحل کاربرد این شعر را نمیگویند وآنچه از تفکرات خردمندانه فردوسی بزرگ بر می آید چنین تفکرات کوته نظرانه ای نداشته. کوچک مغزان وبد اندیشانی مانند تونمیتوانند چهره جهانی فردوسی بزرگ را با این مزخرفات خراب کنند
درضمن نخواهی توانست تخم دشمنی را با این حرفهای بی ارزشت بین هموطنان فارس وهموطنان آذری عزیزمان بپاشی
زنده باد ایران ، زنده باد آذربایجان ایران


عید نوروز و دروغهای پان ترک ها
ما از آذری (یا به قول تاریخ نشناسان ترک) و فارس و لر وکرد وبلوچ وگیلک وعرب و…همه ایرانی هستیم وکورش و مولانا وحافظ وسعدی وفردوسی وجشن نوروز و… متعلق به همه ما ایرانیها از هر نژاد وگویش وزبانی هستند واز روی نادانیست که بر سر آنها مجادله کنیم ، فارسها دشمنی با آذریها ندارند که شما دوست آذری با چنین کلماتی نژاد برستانه واز روی تعصب کورکورانه هموطنان فارس خود را مورد لطف قرار داده ای!!!؟ اگر هموطنان آذری یا بلوچ یا کرد فکر میکنند مورد ظلم فارسها قرار گرفته ان که چنین پرخاشگری میکنند بهتر است بدانند که ر ه ب ر ما، یک آذری (یا به قول برخی ترک ) است و ستمی که هست از اوست که بر همه قومها ونژادهای وپیروان دیگرادیان وهمه مردم ایران روا میدارد پس اگر نیک بنگرید سرچشمه ستمها از یک آذریست ولی به خاطر او ما از هموطنان آذریمان رویگردان وکینه بدل نیستیم وبا اینگونه کلمات که شما به فارسها نسبت میدهید به شما پاسخ نمیگوییم باشد که درصحبت شما بجای تعصب نژاد پرستانه خرد حاکم شود.
مملکت ایران کهن از دیرباز یعنی زمان هخامنشی وحتی پیش ازآن شامل تمامی خاک امروزی به اضافه سرزمینهای از دست رفته بسیار بود که با نقشه دشمنان وبداندیشاناز این سرزمین کهن جداشد . فرهنگ وتمدن ایران مدیون همه اقوام از جمله اقوام سرزمین آذرآبادگان است، پس بجای آب ریختن به آسیاب دشمنان این سرزمین که در سر نقشه پاره پاره کردن این سرزمین را دارند به فکر یکپارچگی و سرافرازی سرزمین کهنمان ایران باشیم وتفاوتهای زبانی وقومی ودینی را سرمنشا جنگ وجدل ونابودی سرزمین ودر نهایت خودمان نکنیم واز ملتهایی مانند عراق و افغانستان و… که در آتش این اختلافات می سوزند درس بگیریم.
در پایان از نظرات روشنگرانه دوست و هموطن آذربایجانیمان نادرسپاس فراوان دارم.
زند باد ایران وایرانی از هر قوم هر زبان وهر دین


دیدگاههای دیگر سهراب

جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان
توکه اینقدر قشنگ وادبی صحبت میکنی باید بگی که نباید مرزهای جدیدی هم به بهونه آزادی اقوام درکشورایجاد کنیم وملت ایران را به بهانه آزادی مرزبندی وپاره پاره کنیم


جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان
اونجور هم که آقای زبان شناس فکر میکنن نیست شما نمیتونی لری وکردی و مازندرانی وگیلکی را از فارسی جدا کنی تمام این زبانها یا گویشها با فارسی ریشه ها وکلمات مشترک بی شماری دارن و گویشی از فارسی هستند،بخصوص من که خودم تاحد زیادی گویش لری بختیاری را بلد هستم کاملا میشه گفت که یکی از گویشهای زبان فارسی است وهر فارسی زبانی با کمی دقت کاملا متوجه کلمات لری بختیاری میشه در اکثر کلمات فقط بیان فرقی میکنه مثلا خم: خودم- خوت :خودت- ایهمه: این همه – سوده : سوخته و….
در همون آذری هم با فارسی ریشه های مشترک زیادی هست که باعث میشه مثلا من بتونم صحبت دو آذری را تا حدی تشخیص بدم
تازه برفرض تفاوت کامل زبانها، وای بر ملتی که گوناگونی زبان وگویش بخواد باعث پاره پاره شدنش بشه و ننگ بر تو وامثال تو وطن فروش که به بهانه زبا ن وگویش، تخم دشمنی را در میان ما وهموطنان آذریمان می افکنی و بیگمان جز عده کمی ساده اندیش و وطن فروش برای حرفهای تو ارزشی قائل نمیشوند.
از نوع ادبیات وزبان نگارش بی ادبانه بسیاری از نوشته ها ونوع گفتار میشود فهمید که بیشتر این نوشته های تجزیه طلبانه ضد ایرانی توسط یکنفر یا یک گروه ضد وطنی نوشته شده وباز تاب افکار هموطنان آذریمان نمیباشد


رفسنجانی: تجزیه آذربایجان و بلوچستان پس از انتخابات
ملت ترک آذربایجان نه!!!!قوم آذربایجانی از
ملت ایران
پس اگر اینگونه که شما میگویید هر شهر ودهی باید بیاید وادعای ملت کند!!!!مثلا ملت مازندران ملت بختیاری ملت اصفهان ملت لرستان واین مزخرفاتی که ساخته دشمنان یکپارچگی ایرانه
لطفا از این کلمات تفرقه برانگیز استفاده نکنید


رفسنجانی: تجزیه آذربایجان و بلوچستان پس از انتخابات
ما از آذری (یا به قول تاریخ نشناسان ترک) و فارس و لر وکرد وبلوچ وگیلک وعرب و…همه ایرانی هستیم وکورش و مولانا وحافظ وسعدی وفردوسی متعلق به همه ما ایرانیها از هر نژاد وگویش وزبانی هستند واز روی نادانیست که بر سر آنها مجادله کنیم ، فارسها دشمنی با آذریها ندارند که شما دوست آذری با چنین کلماتی نژاد برستانه واز روی تعصب کورکورانه هموطنان فارس خود را مورد لطف قرار داده ای!!!؟ اگر هموطنان آذری یا بلوچ یا کرد فکر میکنند مورد ظلم فارسها قرار گرفته ان که چنین پرخاشگری میکنند بهتر است بدانند که ر ه ب ر ما، یک آذری (یا به قول برخی ترک ) است و ستمی که هست از اوست که بر همه قومها ونژادهای وپیروان دیگرادیان وهمه مردم ایران روا میدارد پس اگر نیک بنگرید سرچشمه ستمها از یک آذریست ولی به خاطر او ما از هموطنان آذریمان رویگردان وکینه بدل نیستیم وبا اینگونه کلمات که شما به فارسها نسبت میدهید به شما پاسخ نمیگوییم باشد که درصحبت شما بجای تعصب نژاد پرستانه خرد حاکم شود.
مملکت ایران کهن از دیرباز یعنی زمان هخامنشی وحتی پیش ازآن شامل تمامی خاک امروزی به اضافه سرزمینهای از دست رفته بسیار بود که با نقشه دشمنان وبداندیشاناز این سرزمین کهن جداشد . فرهنگ وتمدن ایران مدیون همه اقوام از جمله اقوام سرزمین آذرآبادگان است، پس بجای آب ریختن به آسیاب دشمنان این سرزمین که در سر نقشه پاره پاره کردن این سرزمین را دارند به فکر یکپارچگی و سرافرازی سرزمین کهنمان ایران باشیم وتفاوتهای زبانی وقومی ودینی را سرمنشا جنگ وجدل ونابودی سرزمین ودر نهایت خودمان نکنیم واز ملتهایی مانند عراق و افغانستان و… که در آتش این اختلافات می سوزند درس بگیریم.در ضمن آذربایجان، آذربایجان ایران است نه کشور آذربایجان جعلی

زند باد ایران وایرانی از هر قوم هر زبان وهر دین


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به فردوسی در جای جای شاهنامش از بیشتر جاهای مهم ایران …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners