پاینده ایران
Posted on ۱۳ دی ۱۳۸۸
پاینده ایران
از مجموع ۱۸ باری که تاکنون فیـــــلــتـر شدم تقریبا نیمی از آن به این وبلاگ(فردا) که وبلاگ سیاسی من است اختصاص داشت و آخرین بار که بر روی سیستم بلاگفا بودم کل مطالب از روی سیستم آن حذف گردید و تنها به مسدود کرن آن اکتفا نکردند از همینجا و با آغاز دوره ی جدید به برادران سانسورچی اطمینان می دهم هر یک آدرسی که از من حذف کنید دست کم یکی دیگر اضافه خواهم کرد.
پاینده ایران
۱ Response to پاینده ایران


















































خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد _ ایراد ندارد طبیعتتان همین است _ پاینده ایران
_______________________________________________________________________________
استقلال آزادی جمهوری آذربایجان جنوبی
پیام سکوت ملت آذربایجان :آذربایجان در امور داخلی ایران دخالت نمیکند.
بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال ۱۳۵۹درآذربایجان،وجانباختن تعداد کثیری از مردم آذربایجان در آن حادثه تاریخی،که در نهایت به عقب نشینی توام با اعتراف به اشتباه از سوی رهبریت حرکت خلق مسلمان در آذربایجان یعنی آیت الله شریعت مداری که علاوه بر مرجعیت بعنوان مردی از داخل نظام که لقب جانشین خمینی را هم یدک میکشید،ومیتوان گفت که از حیث وابستگان نظام اولین کسی بود که وقتی علم مخالفت با توتالیترهای مذهبی به رهبریت خمینی،را برافراشت ،با اولین حمله متقابل از سوی رژیم،مردم را تنها گذاشته وبرای نجات جان خود، شروع به چانه زنی نموده ونهایتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربایجان با چنین تجربه ای که نشان میدهد تغییر نظام با تکیه به وابستگان ناراضی حاکمیت وکسانی که از درون حاکمیت میآیند امکان پذیر نیست ، تجربه تلخ وخونبار دیگری را در سال ۱۳۸۵ از سر گذراند ،تجربه ای که در آن ، اعتراض مدنی ملت مظلوم آذربایجان به سالها توهین وتحقیر از سوی رسانه های همواره وابسته به شوونیستها ، در میان سکوت موذیانه وعمدی مدعیان حقوق بشر ! ودر میان بهت وحیرت،در کوجه ها وخیابانهای شهرهای آذربایجان،توسط رژیم بخاک و خون کشیده شد.همانهایی که مدام آذربایجان را سر ،سبز وطن مینامیدند،و به جانفشانیها وفداکاریهای بینظیر آذربایجانیها در راه بقول آنان ایران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا این بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گویی آذربایجان وآذربایجانی سرباز بی مزد ومواجب ایران است وفقط در روزهای دشوار ایران بکار میآید وبعد از آن دیگر هیچ! در واقع آذربایجان در خرداد ۱۳۸۵ از ایران جدا شد.اما مسبب این جدایی آذربایجانی نبود بلکه کسانی بودند که چشم بر جنایت رژیم در آن سال در آذربایجان بستند.نمیشود آنگاه که ایران به سرباز جنگجوی غیور نیاز دارد ،آذربایجانی ، هموطن غیور ،برای ایرانی عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزایش، یکی برای ما تعریف کندفاصله هموطن غیور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آری درست میخوانید، آذربایجان در خرداد ۱۳۸۵ از ایران جدا شد. اماآذربایجان از این جدایی شرمگین نیست وبا سری بلند به تاریخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربایجان را از ایران جدا کرد آذربایجانی نبود،بلکه کسانی بودند که آذربایجانی را گارگر فصلی ایران قلمداد میکردند.با احترام به جنبش سبز ایران ،ودر پاسخ به گلایه های این جنبش نسبت به نپیوستن ملّت آذربایجان به این جنبش باید خاطر نشان کنم باتوجه به اینکه سالهاست این ملت را از خود جدا کرده اید (جز در مواقع دشوار که نیاز به غیرت آذربایجان ،پیدا میکنید) وچون فرزند خوانده ایران به وی نگریسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان میبندید،چنین انتظاری (پیوستن ملت آذربایجان به جنبش سبز)غیر معقول مینماید.که چرا وقتی شما امور مربوط به آذربایجان را به خودمربوط ندانسته ونمیدانید ،در شگفتم ،که چگونه پیام ملت آذربایجان را تابحال دریافت نکرده اید؟پیام سکوت ملت آذربایجان به شما این است :آذربایجان در امور داخلی ایران دخالت نمیکند.
استقلال آزادی جمهوری آذربایجان جنوبی