Etiqueta: Pan ایرانیست

Libera a Mehdi Maleki

Mehdi Maleki.

Mehdi Maleki.

سرور مهدی ملکی، هموند سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، روز گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و به همراه کتابها و لوازم شخصی اش به مکان نا معلومی انتقال داده شد. متاسفانه این چندمین بار است که از زمان ریاست جمهوری حسن روحانی، اخبار بازداشت ها و حبس غیرقانونی فعالین سیاسی و ملی گرایان در فضای مجازی منتشر می شود.

مهدی ملکی نه جرم و عمل خلافی مرتکب شده که مستوجب بازداشت شبانه وی باشد و نه اساسا بازداشت یک شهرونددر ایران یا در هر نقطه ی جهانبدون مقدمات و حکم قانونی میسر است. مع الاسف نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران در این زمینه خودسرانه نقض قانون می کنند. بدیهی است دولت آقای روحانی باید پاسخگویی این بی عدالتی ها و بی قانونی ارگانهای زیر مجموعه ی خود باشد. خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط مهدی ملکی هستیم.

Quería que un reportero para los israelíes para liberar a Hussein abedini y ronaghi a.

Hace unas semanas, un periodista israelí le preguntó a Javad Zarif sobre la situación de Majid Tavakkoli, un prisionero del movimiento estudiantil, quien respondió diciendo que no conocía a Tavakoli en absoluto.. La falta de familiaridad de Vazir con Tavakoli incluyó una ola de reacciones de protesta de los blogueros, hasta el punto de que Zarif se vio obligado a negar el asunto por completo..

2020 Volkswagen Passat revelado en sketches, será lanzado

Abolfazl Abedini es periodista y miembro del Partido Paniraní, que fue condenado a 12 años de prisión por propaganda contra el Estado.. Al principio, fue recluido en la prisión de Ahvaz.. Durante ese período, fue golpeado varias veces por las autoridades penitenciarias y los prisioneros secesionistas árabes, hasta muchos esfuerzos por año. 89 Prisión de Evin en Teherán.

El año pasado, algo sucedió en la sala. 350 Evin ocurrió cuando las vidas de algunos de los presos políticos en ese pabellón, incluido Abolfazl Abedini, fueron eclipsadas.. La historia de la muerte de un joven bloguero de la clase trabajadora de la sociedad — Como el propio Abolfazl. — que fue torturado por las autoridades penitenciarias y asesinado después de mucha persecución. El nombre de este blogger era Sattar Beheshti y no tenía otro delito que bloguear y expresar sus opiniones.. Beheshti fue torturado y torturado. Contrariamente a las predicciones de los asesinos, la sociedad reaccionó fuertemente a este caso, y aunque no existe tal cosa como el honor en la República Islámica, el asesinato de sattar beheshti finalmente terminó en detrimento del régimen..

Colchones "radio zamaneh escándalo que ha caído desde el techo de la esperada"

Mientras estaba en un breve comentario sobre los medios de Comunicación Visual- Taller de Alien y los peligros de los monopolios surgieron en la esfera del libro informativo hasta ayer que me encontré con un artículo de Reuters en la que alegaciones falsas y poco realista "paniranist" habían atribuidos y escritos en el artículo, mientras que un breve análisis de la situación Los medios de comunicación existentes ,A las alegaciones planteadas por esto respondo a medios de comunicación holandeses.

Tal vez algún día esa difusión Consejo Reina, Comenzarán a las difusiones de tv «BBC», Supongo que funcionó menos en el corto plazo se convierten en uno de los más persa de medios de comunicación ser contacto. Nadie puede difamación del papel prominente de la BBC en la formación de la evolución destructiva de las últimas décadas sobre todo arco especialmente ignorar el ocurrir de la revolución islámica; Pero la misma gente que traen estos elementos bien , En estos eventos pueden dedo ,Los contactos principales de estos programas y se nos recuerda una vez más que los medios como la BBC, con el riesgo de millones de libras (Y ciertamente no de la cabeza I benevolencia ) La inversión para la construcción de los programas de inglés , El comportamiento de la sociedad iraní es mucho más preciso de los persas. El mismo tema tomando en cuenta la situación de vacante es de independientes medios nacionales un monopolio de los medios de comunicación para estas empresas y cuando es necesario la posibilidad de mano puede utilizarlos para fines políticos y la mayoría de mtboashan proporcionan los gobiernos.

El poder judicial no devuelve al público ,No también orden braet

وقتی دستگاه قضایی یک مملکت را افکار عمومی بگرداند نتیجه فاجعه خواهد شد. وقتی توده ی مردم بخواهند حکم گناهکاری یا بیگناهی بدهند آنوقت هرج و مرج همه جا را می گیرد .متاسفانه اغلب هم میهنان ما از دموکراسی که صرفا یک شیوه ی حکومتی است, تعریف درستی ندارند و حد و مرزش را هم نمی شناسند. اغلب تصورشان بر این است که اگر عموم مردم بر تصمیمی اجماع داشتند آنوقت حتما آن تصمیم مشروعیت پیدا می کند چون نشات گرفته از اصول دموکراتیک است. بر خلاف باور این گروه، دستگاه داوری در هر کشور باید کاملا مستقل بوده و گردانندگان آن هم افراد مستقل با صلاحیتهای لازم شغلی باشند و همینطور تنها در صورتی میتوان عملکرد چنین نهادی را توجیه نمود که در تصمیم گیریها به کل از هر نوع فشاری چه از جانب مراکز قدرت و چه افکار عمومی بدور بماند.

همه ی ما می دانیم که دستگاه قضایی کشور ما در مواجه با فعالین سیاسی چنین وضعی را ندارد؛ احکام غیر عادلانه ای که برای زندانیان می دهند؛ حکمهای حبس و اعدام که برای سیاسیون صادر کردند؛ همه وهمه افکار عمومی را به وضعیت محاکمات قضایی حساس کرده است. از طرف دیگر ما مردمی هستیم که دستکم بیش از دیگر ملتها در مواجه با رویدادها احساسی برخورد می کنیم و به پیامدهای رفتارهای غیر عقلانی خود پروا نداریم و از آن بدتر از گذشته خودمان عبرت نمیگیریم تمام آنچه که دستکم در طول یکصد سال گذشته بر سرمان آمده ناشی از همین برخوردهای احساسی و عدم عقلانیت در بزنگاههای تاریخی است.امروز هم متاسفانه به یکی از همان مقاطع حساس رسیدیم .شرایط داخلی میهمنمان هر روز بدتر می شود هر روز زیر تیغ تهدیدات جدید خارجی قرار می گیریم و هنوز هم احتمال حمله ی نظامی به وجود دارد ,خطر فروپاشی و تجزیه از جانب گروههای داخلی با حمایت بیگانگان ,کشور را تهدید می کند و به طور کلی در یکی از بدترین دوران تاریخی خودمان هستیم.

¿Quién paga el daño al vidrio de los vecinos?

مانند همه ی خبرهای بدی که جزیی لاینفک از زندگیمان شده; خبرها و نامهایی که تاثیرش تنها چند ثانیه ی گذرا بر ذهنمان می ماند, خبر دستگیری دوست و همرزم میهن پرستم ابوالفضل عابدینی برای چندمین بار در سال گذشته از ایران رسید; انگار دستگیری ,La ejecución de ,مرگ, تجاوز, شکنجه و بدبختی ملت ایران زایده ی سرنوشت محتوم ایشان است و دنیا کماکان سیر طبیعی خود را طی می کند.

خبر دستگیری عابدینی هم مانند دیگر خبرها آمد اما اینبار برای من آهنگی تازه داشت , ابوالفضل , جوان بیست و هشت ساله ی پان ایرانیست همان روزنامه نگاری که ترجیح داد از بیچارگی هم میهنش بگوید و از ناداری خود نگفت او که قصه ی درد کارگران نیشکر هفت تپه را برای جهان بازگو کرد سرگذشت مردانی که پس از چند ماه عدم پرداخت دستمزد باید شرمنده ی زن و فرزند خود باشند همو را به همراه مادر , برادر و زن برادرش چند ساعت کتک زدند و دست آخر بازداشت کردند ظاهرا پنجاه تنی که برای بازداشت این یک تن آمده بودن علاوه بر شکستن لوازم دو اطاقی که منزل آنها است, شیشه ها و اسباب خانه های مجاور را هم شکستند.

روی سخنم در این نوشته با برادران ارزشی است , هان ای برادر ارزشی , بسیجی , سپاهی , دلاور! تو که در راه خدا با ما ملت کافر ستیز می کنی تو که سرباز گمنام امام زمانی , تو که توطئه ی صهیونیزم و امپریالیزم غرب را بهتر از هرکس می فهمی و ابزار جنگ نرم را می شناسی , تو که مانند کارگران نیشکر هفت تپه شرمنده ی زن و بچه ات نیستی و فیش حقوقت را هفته به هفته می پردازند تو که فحش ناموس به هموطن لغلغه ی زبانت شده و آنقدر باغیرتی که اگر می خواهی یک تن را دستگیر کنی لابد برای تفریح خواهر و مادرش را هم کتک می زنی دیگر چرا اسباب خانه ی همسایه ها را شکستی؟

ابوالفضل مانند بیشتر هموطنانش دلی بزرگ دارد و جیفه ای از دنیا ندارد, تمام این هفته را با خود فکر می کردم چه کسی قرار است خسارت شیشه ی همسایه ها را بپردازد.

 

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Del proyecto por Farda.us Organizado por Farda.us | Todas las imágenes y los objetos son propiedad de sus respectivos propietarios