برهان صدیقین و وجودی انسلم و علیت ابطال پذیر نیستند. کی …

دیدگاه فرستاده شده در ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا نویسنده: Admin.

برهان صدیقین و وجودی انسلم و علیت ابطال پذیر نیستند.

کی و کجا نوشته ای از من دیدید که برهان منطقی باید ابطال پذیر باشد؟

صادق هستند

مفصلا هم در خود نوشته و هم برای کاربران دیگر توضیح دادم که به چه علت برهان ملاصدرا صادق (معتبر ‘vallid’ و صادق ‘sound’) نیست. برهان انسلم هم ساند نیست که ایرادش را نخستین بار کانت نشان داد و در داخل همین مطلب پیوند دادم. درباره علیت هم مفصلا در همین وبلاگ توضیح دادم که علیت نمی تواند اثبات وجود خدا باشد.

ضمن اینکه برهان صدیقین تقریر علامه طباطبایی هیچ فرضی نیاز ندارد چه تحقق یک واقعیت چه عدم تحقق یک واقعیت. حتی فرض جهانی که واقعیتی در ان وجود ندارد، خود این یک واقعیت است. نکته‌ی اخر اینکه تمام ادله‌ی رد برهان وجودی و علیت منتج به ایده‌آلیسم میشود، فرض کنیم ایده‌آلیسم صادق است، پس ایده‌آلیست محکوم به سکوت است.

برهانی که هیچ فرضی احتیاج ندارد برهان منطقی (deductive argument) نیست. هر برهانی مفروضات دارد و از مفروضات به نتایج می رسد. بجای حرف کلی می توانید این برهان بی فرض را برای دیگران هم پیوند بدهید تا فلاسفه عالم هم با این علامه طباطبایی آشنا شوند.

Admin همینطور نوشت:

ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا
پاسخ شما را اینجا دادم.


ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا
چیزی که من برای شما نوشتم اینکه از مفروض ملاصدرا که خدا کمال مطلق است با درک این گزاره که کمال مطلق مفهوم مجرد و انتزاعی است (به شرط پذیرش نظر افلاطون) می شود نتیجه گرفت خدا وجود ندارد و نه اینکه گزاره ی «خدا وجود ندارد» را مستقلا مطرح کرده باشم.

شماره ی سوم از مفروض ملاصدرا–که استدلال و مفروضات در دانشنامه استنفورد هم آمده و از آنجا پیوند دادم–از مقروضات برهان آنتالاجیک انسام و دکارت هم هست که کانت به درستی خطا بودن آن را نشان داد. انسام و دکارت هم مانند ملاصدرا چیزی را ثابت کردند که آن را فرض کرده بودند!

روی پیوندی که برای آن مطلب مجزا در نوشته قرار دادم کلیک کنید و ایراد برهان آنها را ببینید.


ایرادات منطقی برهان صدیقین ملاصدرا در اثبات وجود خدا
این گزاره که «خدا نیست» از مفروض ملاصدرا است و نه یک ادعای مستقل؛ یعنی اگر مفروض درست باشد بطلان برهان حاصل می شود.


دیدگاههای دیگر Admin

توهین به کورش کبیر در دانشگاه تبریز
این «دونستن» تو و امثال تو من یکی را در این چهارده – پانزده سال که با شما جانوران آشنایی داشتم هلاک کرد!
البته باید اعتراف کنم هنوز نفهمیدم این «تورک» مورد اشاره تو یعنی چی! از بس که دونستید و بعد این دانسته ها را خیرات هم کردید؛ از اینکه اینقده بلدید؛ از اینکه اینقده آثار ممتاز خواندید؛ از بس که مظالعه کردید؛ از بس که تسلط دارید؛ از بس که تولید کردید؛ از بس که قدمت دارید.


دلایل ۵۰ تن از برجسته ترین دانشمندان جهان که به وجود خدا یا درستی مذهب باور ندارند

برای باور به وجود یا عدم وجود خدا به هیچ علمی یا مدرکی یا هیچ آزمایشی پاسخگو سوالات شما نیست. فقط بستگی به درک انسان‌های متفکر داره.

اگر به گفته ی شما هیچ علمی و مدرکی و آزمایشی پاسخگو نیست، آنگاه انسانهای متفکر چطور آن را درک می کنند؟ این ادراک «انسانهای متفکر» چطور مختصاتی دارد که بر پایه ی آزمایش، علم، یا شواهد و مدارک نیست. چگونه تفکر و ادراکی می تواند معتبر قلمداد شود ولی بر پایه ادله نباشد؟

با این حال به نظر من انکار خدا مثل این که پدرو‌مادرت‌رو انکار کنی به بگی من خودم تو رحم مادرم بوجود اومدم و تکامل یافتم

نظر شما مهم نیست؛ چون ما درباره عینیات گفتگو می کنیم. موضوعات آبجکتیو/ عینی مثل پدید آمدن افراد از رحم مادر یا تکامل موضوعات مربوط به جهان مادی هستند و صحت آنها با مدارک و شواهد و آزمایش به اثبات می رسد. نظر افراد مربوط به موضوعات سابجکتیو است.

این که بقول《 شما حتی اگر جهان ساخته شده باشد باعث وجود خدا نمیشه》 و باید بگم که نظر شما کاملا غیر منطقیه. مگه میشه ماشینی که الان ما دراختیار داریم بدون ساخته شدن به دست کسی به تدریج بوجود بیاد. یا مثال زنده‌تر مثل بذریست که تا کاشته نشه به هیچ گیاهی تبدیل نمیشه پس باید بدست کسی کاشته بشه رسیدگی بشه تا رشد کنه ولی اون گیاه نمیتونه تورو درک کنه و متوجه تو بشه. چون دنیای گیاه باشما فرق میکنه.

مطلبی که من برای کاربر دیگر نوشتم (به گمانم زیر این پست یا پست «ایردات برهان ملاصدرا») این بود که اگر فرض کنیم جهان پیش از بیگ بنگ علتی هم داشته، این علت لزوما خدا نیست؛ ضمن اینکه این فرض، فرض بزرگی است چون پیش از بیگ بنگ زمان نبوده که علیت باشد. این نوع استنتاج معالطه ذوالحدین جعلی است. اگر بگوییم چون دلیل چیزی را نمی دانیم پس آن دلیل لزوما خدا است، آنگاه «خدای حفره ها» چون چیزی را نمی انیم نمی توانیم نتیجه دلخواه بگیریم.
درباره پیدایش موجودات وضعیت فرق دارد. ما بطور قطع می دانیم پیچیدگی در اثر تکامل و انتخاب طبیعی بوجود آمده (آبجکتیو/عینی) که نیازی به آفرینش هوشمند ندارد.

اینجا پیشتر توضیح دادم:

https://farda.us/?p=4743


امام زمان را از ایران اخراج کنید
درود،

پیش از اینکه به تعریف جاهلیت برسیم، این دو تصویر هر دو فتوشاپ شده. برای اینکه تصویر شما حذف نشود و دیگران در آینده بدانند ما درباره چه صحبت می کنیم و روی لینک شما هم کلیک نکنند (کار امنی نیست!) من یک کاپی از تصویر شما را در همینجا قرار می دهم:

عنایت بفرمایید: تصاویری که فتوشاپ شده باشند توسط نرم افزارهای خاصی قابل شناسایی هستند و این دو تصویر هر دو فتوشاپ شده اند. یعنی ممکن است در تصویر اول توضیحات فتوشاپ شده باشد؛ در تصویر دوم آجر به دیوار اضافه شده باشد یا در تصویر اول تابلو افزوده باشند برای دومی توضیحات.

اما اینها اصلا مهم نیست! برای اینکه به جاهلیت مورد اشاره شما پی ببریم اصلا اهمیتی ندارد که کدام تصویر کجایش فتوشاپی است. حتی در تصویری که شما فرستادی آن یارو که نامه دستش گرفته داخل چاه بیاندازد–که امام هزار و دویست ساله اش که در پنج سالگی امام شده و رکورد پدربزرگ هفت ساله اش را در امامت شیعیانش شکسته– بخواند، عین جاهلیت است.

اگر به هر دلیلی به وجود شخصی با هویت امام زمان شک داربد
یا باور ندارید از منابع مکتوب یا مستندات اقدام به ارائه مدارکی کنید

شما (و ایضا همفکرانتان) ادعای غیر معمول دارید (extraordinary claim) درباره امام هزار و دویست ساله و چاهش که موظفید بر صحت ادعای خود مدرک بیاورید؛ من موظف نیستم خلاف ادعای شما را نشان بدهم.


ایران در تاریخ؛ سخنرانی برنارد لوئیس، معمار تجزیه ایران، در دانشگاه تل آویو
اگر شما جستجو کردی با اینحال نتوانستی از من بیش از این یک مطلب بیاموزی، بضاعت شما از نوشته های من در حد همین یک مطلب است. فضل من بیش از بضاعت شما است.


ایران در تاریخ؛ سخنرانی برنارد لوئیس، معمار تجزیه ایران، در دانشگاه تل آویو
کورش مان را سر نبریدید!
جواد طباطبایی می گفت پان ترکیست ها ملغمه ی بی سوادی و بی شعوری هستند؛ اما من نظرم این است که عنصر وقاحت این اراذل حتی بر بی سوادی و بی شعوری شان تقدم دارد.


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به برهان صدیقین و وجودی انسلم و علیت ابطال پذیر نیستند. کی …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners