تو یک مریض عقده ای هستی که توهمات رضا شاه …

دیدگاه فرستاده شده در چرا ریچارد فرای آشغال است نویسنده: نادر.

تو یک مریض عقده ای هستی که توهمات رضا شاه روت تاثیر گذاشته فکر کردید ملت شدید و آدم
مردیکه اینجا نشستی یک قوم وحشی که دو هزار و هشتصد ساله این سرزمین ابدی ما را به تاراج بردند را تبلیغ میکنی
ابله من نه جدایی طلبم و نه عین تو بیسواد و.بی هویت
دست من بود هر چی کثافت از کوروش لواط تا تو کاکاسیاه را میریختم خلیج عربی
هاف هاف جان بی ریشه این فلات که ایران مینامید هشت هزار سال دست ما بود و هست
شما یک اقلیت وحشی هستید با یک تاریخ و فرهنگ دزدی
خیلی ناراحتيد از این سرزمین هرررری

نادر همینطور نوشت:

چرا ریچارد فرای آشغال است
اسفندیار سپهری نیا و منصور بابازاده دوتا پانترك احمق لجن كه گوه نوشته هاشون در سايت هاي پانتركي مانند نقل و نبات منتشر مي شود
durnanews.ir/
در کامنتها ادرس وبلاگهای مردم را گذاشته و با هتک حرمت و حیثیت و نام بردن انها به فحاشی و تهمت علیه انها می پردازد.، و به فحاشي عليه كردها فارسها افغانها و ارامنه مي پردازد. جالب است اين خوكها داراي مجوز رسمي هستند و عليرغم اينكه يكبار فيلتر شده اند با پرداخت رشوه دوباره سايت خوكدوني گوه نگارشان را براي تجزيه ايران راه اندازي كردند.

علي الحساب روزي ما دست موذي افتاده پس:
از دوستان خواهشمندم با مراجعه به سایت filter.internet.ir/ زمینه لازم جهت فیلتر شدن سایت رواج نژادپرستی و توهین به اقوام ایرانی را فراهم نمایند durnanews.ir//
مصادیق قانونی مجرمیت سایت فوق الذکر
۱- انتشار محتوا علیه اصول قانون اساسی. ( بند ۱۲ ماده ۶ ق.م )
۲-اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی. ( بند ۴ ماده ۶ ق.م )


چرا ریچارد فرای آشغال است
ليدر پانتركهاي احمق داخل كشور كيست؟حسین محمد زاده صدیق (دوزگون) را بهتر بشناسيم

حسین محمد زاده صدیق (دوزگون) که کتاب اخیر وی به نام … موجب خشم و نفرت عمومی مردم ایران و فرهنگ دوستان کشورمان شده است، کیست؟ انتشارات اندیشه نو (واقع در تهران ،خ کارگر شمالی) که چندین کتاب ضد ایرانی را به چاپ رسانیده است کجاست و توسط چه کسانی اداره می شود؟ چرا در حالی که ناشرانی مانند نشر نی،آگه و اختران لغو امتیاز می شوند، و یا کتاب هایشان مجوز نمی گیرد، نویسندگانی مانند حسین صدیق و نشر اندیشه نو به راحتی می توانند به فعالیت های خود ادامه بدهند! تخریب چهره ایران و ایرانیت به بهانه رویارویی با شونیسم فارس، پان فارسیسم و رضا شاه جز پان ترکیست ها به سود چه کسی است؟

این ها پرسش هایی است که در این نوشته کوتاه به بیان آن می پردازیم و چهره خائن و ضد ایرانی این عنصر وطن فروش و هزار چهره روشن شود.

· حسین محمد زاده صدیق از اهالی تبریز و متولد 1324 است. وی در جوانی از مخالفان سر سخت استاد شهریار بوده و فعالیت هایی را بر علیه وی انجام می داد. علت این مخالفت اندیشه های ایران دوستانه استاد شهریار و سرودهایی بود که وی در وصف فردوسی، ایران و تخت جمشید منتشر کرده بود. فعالیت های وی به تدریج موجب حساسیت رکن دوم ارتش می شود در نتیجه تحقیقاتی را پیرامون او آغاز می کنند. در تحقیقات رکن دو ارتش روشن می شود که وی دارای ارتباطاتی با سفارت شوروی می باشد و در نهایت این تحقیقات به دستگیری کوتاه مدت وی می انجامد.

· آقای صدیق پس در دوران جوانی با حزب توده ایران نیز ارتباطی داشته و عضو شاخه جوانان دموکرات به شمار می رفت.

· وی نشریه یولداش را با گرایش های مارکسیستی و پان ترکیستی در اوایل انقلاب منتشر کرد. در این نشریه وی تلاش می کرد که با حمایت از شریعتمداری ، نقش آیت الله خمینی را کم رنگ نماید. اصطلاح امام شریعتمداری،از ابتکارات این فرد در نشریه یولداش بود. توهین و تحقیرهایی که نشریه وی نسبت به آیت الله خمینی در یولداش انجام داد در نهایت منجر به تعطیلی این نشریه شد. یکی از عبارت توهین آمیز وی به آیت الله خمینی ارتجاعی خواندن حرکت های مذهبی در انقلاب و اطلاق عبارت «پیر خرفت» در حق او بود. بعد از تعطیلی یولداش نشریه «انقلاب یولوندا» از سوی حسین صدیق منتشر شد. با خوابیدن قضیه خلق مسلمان و شریعتمداری حسین صدیق نیز به ترکیه فرار کرد و تا زمان فوت آیت الله خمینی در این کشور بود. در سال 1368 وی با مدرک دکتری که ترک ها به وی داده بودند به ایران بازگشت و دارالترجمه زبان ترکی استانبولی بر پا نمود. بازگشت وی به ایران بدون سر و صدا و بدون هرگونه پیگرد همراه بود و شگفت این که فرد هتاک به امام پس از بازگشت وارد مرکز نشر آثار امام شده و با در اختیار گرفتن یک میز به عنوان مترجم آثار وی فعالیت کرد و تلاش کرد این بار در لوای حمایت از امام با دوست داران ایران و فرهنگ ایران مبارزه کند.

· وی در نامه ای که به روزنامه شرق نوشته است (البته این نامه را به نام یکی از مریدان خود نوشته ولی سبک و سیاق آن پیداست که نوشته صدیق است) خود را فردی دیندار،دوستدار امام خمینی، ضد سکولاریسم، ضد ایران و ضد ملی گرایی معرفی کرده است و همه ایران دوستان را کافر ، بی دین و سلطنت طلب دانسته. جالب این جاست که فردی که تا دیروز کمونیست دو آتشه و عضو حزب توده بوده به یک باره دیندار و دوستدار مذهب از آب در می آید و کسی که از دشمنان امام بوده و وی را پیرخرفت معرفی می کرد، درمرکز نشر آثار امام شروع به فعالیت کرده و ادعا می کند در جریان صدور انقلاب سهم عظیمی داشته است.

· برخی از فعالان فرهنگی آذربایجان معتقد هستند که حسین صدیق (دوزگون) از همان زمان بازگشت بی سر و صدا به ایران ، هم با سرویس های اطلاعاتی شروع به ساخت و پاخت کرد و با معرفی کردن برخی از فعالین پان ترکیست به اطلاعات ادامه فعالیت های خود را تضمین کرد. در پاداش همین اقدام میزی در مرکز نشر آثار امام دریافت نمود تا هم ممر در آمدی داشته باشد و هم پرونده سیاه گذشته را جبران نماید و ای بسا این مورد آخر پیشنهاد خود وی برای جبران مافات بوده باشد. از سوی دیگر بعید به نظر می رسد با توجه به سوابق و طرز نگاه ضد ایرانی، صدیق با سرویس های اطلاعاتی ترکیه هیچ ارتباطی نداشته باشد.

· حسین صدیق پس از بازگشت از ترکیه علاوه بر ترک ظاهری مرام کمونیسم و ارادت مصلحتی به امام، دارای گرایش های علی اللهی نیز شده بود و گروه ها و افراد علی اللهی روابطی پیدا کرده بود. مقدمه ای که او بر کتاب اشعار ترکی ابوالقاسم نباتی نگاشته بود مبین این موضوع است. دراین مقدمه او علاوه بر تمجید از فرقه علی اللهی نباتی از شاعران ارسباران را نیز علی اللهی دانسته بود.

· یکی از مریدان علی اللهی آقای حسین صدیق جناب آقای م.ص نائبی، از اعضای سپاه پاسداران و مسئولان مراکز فرهنگی سپاه هست که در یکی از این مراکز نیز تدریس داشته و در عین حال یکی از طبقات منزل خود را به صورت رایگان در اختیار ایشان قرار داده است. درجه ارادات آقای نائبی به حسین صدیق تا حد دست بوسی است و معلوم نیست که چرا یکی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، با فردی هتاک به رهبر انقلاب و کسی که معلوم نیست از پیشینه کمونیستی خود بازگشته باشد یا نه چنین رابطه ای دارد.

· با توجه به سوابق و پیشینه ی ضد انقلابی آقای حسین صدیق، حضور وی در ایران و در مرکز نشر آثار امام چندان قابل توجیه نیست مگر در قالب زد و بندهای سیاسی.

· آقای حسین صدیق، که گویا مریدانی برای خود دارد و انتشاراتی مانند اندیشه نو (وابسته به آقای فرزانه برادر فرزانه مارکسیست که چند سال پیش فوت شد) خود را لیدر پان ترکیست ها می پندارد. با توجه به حجم تالیفات جدای از ارزش علمی و ادبی آن ها،پان ترکیستها نیز برای وی اعتباری قائل هستند و شاید برای او اعتبار رهبری نیز قائل باشند. دستکم می توان پنداشت که حسین صدیق رهبر طیفی از پان ترکیست های داخل کشور و به حتم تئوریسین مسائل تاریخی و فرهنگی آن هاست. پرسش این است که این تئوریسین که در روزنامه شرق در مورخه 9 اسفند ماه 1389 می نویسد: در دوران سی سال گذشته بیش از 30 هزار عنوان کتاب ترکی مجوز گرفته است. با این وصف باید پرسید چرا همیشه این طیف از وجود دشواری ها و تبعیضات شکوه و ناله می کند؟

· صدیق تلاش بسیاری به خرج می دهد تا خود را به جمهوری اسلامی منتسب نماید. یعنی خود بیان می دارد که در صدور انقلاب اسلامی به بیرون مرزها نقش داشته است (روزنامه شرق) و در مرکز نشر آثار امام دارای سمتی است، به علاوه دارای تعلق فکری عمیقی نسبت به «حضرت امام» می باشد و بیشتر آثار امام از سوی وی به ترکی ترجمه شده است. در نامه اش به شرق می نویسد ، شما همان هواداران جمهوری ایرانی هستید و روزنامه شرق را به سکولاریسم متهم می کند.


چرا ریچارد فرای آشغال است
زیاد هم ترک ترک نکن تو کجا و جهان توران کجا
اینجا چند تا پان سگ و پان آذربایجان جدایی طلب را دور خودت جمع کردی و صبح تا شب چرت و.پرت میگید
تو سگ کی باشه جواب من را بدی بی سواد
برو با همون جدایی طلب ها کل کل کن


دیدگاههای دیگر نادر

جهان در سال 1945
:bow: :arrow: 8-O :!: :) :-? :-o :-P :-D :angry-: :wink: :twisted:


گوسفندها شادمانه هلهله می کردند: عوضش امنیت داریم!
effektivt middel mod edderkopper

Erano gioiosamente Osanna gosfandeha: Abbiamo un awadsh di sicurezza! | Tarangar di domani


تجزیه طلبان پان ترک در استادیوم تبریز به شیوه ی سگان زوزه می کشند
در زبان کردی به آلت تناسلی ماده ” قوز” میگن 😂


توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان
فارس ها حاصل تجاوز تمام ملت های روی زمین هستند و هر کس به سرزمین فارس حمله کرده فارس ها لنگهایشان را هوا داده اند . :arrow:


عقاید رازی درباره ی اسلام و قرآن: قرآن دروغ است و پیامبران شیادان اند
ای کاش که با مرگ کار انسان تمام شود که واقعا موجودی بدرد نخور بیشتر نیست احتمالا خودشیفتگی باعث شده دنیای دیگربرای خود بسازد بحمدلله خاک شدن در قبر یک پیام دارد اری انسان کارش با مرگ تمام است اگر روح را هم می گویی ان هم بخاری بدون احساس ودرک است یعنی نه غذا می خواهد نه احساس بر درد دارد نه شهوت دارد که حوری بخواهد اری ان هم با مرگ از بین می رود پس انسان خوبی را سرلوحه خود نماید وبرود سر درست زندگی نمودن خوبی نماید خوبی می بیند بدی نماید بدی می بیند وخداوند تمام بندگان خوب خود را دوست می دارد


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به تو یک مریض عقده ای هستی که توهمات رضا شاه …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners