آذربایجان درانقلاب مشروطه ثروتمندترین ایالت ممالک محروسه بود وهمین قدرت …

دیدگاه فرستاده شده در جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان نویسنده: ماجد.

آذربایجان درانقلاب مشروطه ثروتمندترین ایالت ممالک محروسه بود وهمین قدرت اقتصادی اجازه می داد که یک سال تمام درمقابل قشون مستبدین مرکز مقاومت کند وازمشروطیت دفاع نماید امااکنون آذربایجان طبق آمار وزارت صنایع درمیان سی استان درمقام هفدهم قرارگرفته است و سیاست ویران سازی آن با خشکاندن دریاچه اورمیه همچنان ادامه دارد. فرق اساسی آذربایجانی ها با سایر ملیت های غیر فارس اینست که آذربایجانی ها قبل از بقدرت رسیدن رضا شاه ملیت حاکم بودند و هزار سال سابقه حکومت دارند وتضعیف اقتصادی وتحقیر فرهنگی آنان یک استراتژی استعماری بوده وهمچنان هست تا نگذارند آذربایجانی ها دوباره قدرت بگیرند .

بیست سال پیش وضعیت اقتصادی واجتماعی کردستان ایران وکردستان عراق مشابه هم بود ولی اززمانی که کردستان عراق تحت حمایت سازمان ملل متحداستقلال نسبی بدست آورد شروع به توسعه نموده بطوریکه اکنون با کردستان ایران قابل مقایسه نیست و زبان کردی درآنجا به زبان دانشگاهی تبدیل شده است اماکردستان ایران همچنان اسیرفقر وعقب ماندگی است که نتیجه مستقیم استعمارداخلی می باشد .

درسال 1350 هنگامیکه بحرین با انجام رفراندوم زیرنظر جامعه بین المللی ازایران جدا ومستقل شد ، جزیره متروک و بی اهمیتی بود که نود ونه درصد مردم ایران ازجدائی آنجا با خبر نشدند همین بحرین اکنون مرکز بیمه وبانکداری منطقه است و درآمد سرانه آن ده برابر درآمد سرانه ایران می باشد .

ترکمن صحرا حاصلخیز ترین زمینهای کشاورزی را دارد اما از دوره رضا شاه به بعد ترکمن ها را سرکوب و زمینهایشان را بین سرهنگان و درباریان تقسیم کردند و جمهوری اسلامی نیز با مهاجرت دادن غیربومی ها به ترکمن صحرا ترکیب جمعیتی انجا را تغییر داده واکنون تمام کارها و زمینهای مرغوی ترکمن صحرا به شیعه های طرفدار حکومت واگذار شده است و سنی زدائی درمنطقه پیش می رود وهمه این اعمال سیاستهای استعماری می باشند .
در کتابهای درسی فارسی، ملیت های غیرفارس را مرزداران غیور خطاب می کنند اما بلافاصله اضافه می کنند که متاسفانه قدرتهای بیگانه برای ازبین بردن وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران مرزنشینان را تحریک می کنند تا ایران را تجزیه کنند . این نوع آموزش ها ذهن کودک را ازهمان نوباوگی نسبت به ملیت های غیر فارس که اکثرا در پیرامون کشور ساکن هستند بد بین می کند وکودک تصور می کند که هرترک وکرد وبلوچ وعرب یک تجزیه طلب مادر زاد است مگراینکه غیرآنرا اثبات کند. همین آموزشهای انحرافی و نژاد پرستانه منجر به این شده است که بسیاری از روشنفکران فارس نیز دربرخورد با مساله ملی وخواسته های ملیت های غیرفارس به یک پان ایرانیست و راسیت تبدیل شوند واصول پایه ای دموکراسی را زیر پا بگذارند .بقول پیربوردیو « خشونت سمبلیک» همه جانبه اعمال می شود . وقتی یک کارگر فارس همکار ترک خود را« ترک خر» و دیگری را« تازی »یا «عرب سوسمارخور» خطاب می کند ، خشونت ملتی بر ملت دیگر را نشان می دهد که این زخم زبان ها روح و جان انسانها را آزرده می سازد و فاصله ها را بیشتر می کند.

پس آزربایجان کردستان بلوچستان ترکمن صحرا و الاهواز مستعمره هستند و حق تعیین سرنوشت دارند!

ماجد همینطور نوشت:

جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان
در ضمن آذربایجان یک کشور مستقل هستش چه بخواین چه نخواین و حق جعل اسم اون رو که دنیا با اون میشناسه رو ندارین! آران جزو محدوده ی آذربایجان تاریخی هستش و به این معنا نیست که بگین اونجا آدربایجان نیست و آرانه! مثل این میمونه که بگین زنجان آذربایجان نیست و زنجانه! عینکو وردار داداش :)


جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان
نه جانم اینجا کار میکنه این سایت! به هر صورت سعی کنیم همدیگر رو انکار نکنیم! گیرم ۱۱ ملیون نه اصلا ۲ ملیون! مگه آدم نیستن! اگه ایران متحد میخواین باید این تفاوت ها رو قبول کنین و ایران رو تک رنگ نبینین. مثل یک قالی خوش رنگ ببینید و این عینک تک ملت و تک زبان رو از چشماتون وردارین برادر. به امید دموکراسی و آزادی واقعی برای همه مردم دنیا


جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان
تجزیه طلب کسی هستش که با کارهاش و ندیدن یک قوم حالا به اصطلاح شما و ملت در اصطلاح ما کار رو به اینجا کشونده! ما تجزیه طلب نیستیم برادر! ما حقمون رو میخایم اون هم در داخل ایران! انگ زدن جایی نداره! موفق باشین


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به آذربایجان درانقلاب مشروطه ثروتمندترین ایالت ممالک محروسه بود وهمین قدرت …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
    • ایرانی گفت:

      شما دروغگو هستی. این نفت خوزستان شمارو پولدار کرده. همین حالا شما در همین تهران و تبریز کلی مایه دار شدید، البته با زمینه نفت ایران. حالا میگید ما کارگریم. در ضمن ما تو آذربایجان کلی ملی گرای ایرانی داریم. با وقاهت دروغ میگید. البته کاش بدونید اگه همون کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان اگه دخترهاش رو هرزه نکنه مردمش از گشنگی میمیره. از آذربایجانی حرف میزنید که هیچ پیش زمینه اقصادی اعم از تکنولوژی و منابع کاملا فقیر و هیچ راهی به آبهای آزاد نداره. خواهشا فکر کنید و انقدر بیسوادانه و از احساس نظر ندید.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners