با سلام به همه دوستان ایرانی. من تمام مطالب را خواندم. …

دیدگاه فرستاده شده در عید نوروز و دروغهای پان ترک ها نویسنده: پیکان.

با سلام به همه دوستان ایرانی.
من تمام مطالب را خواندم. در بعضی جاها انصاف, در بعضی جاهلیت,دربعضی توهین و نژاد پرستی و کلی چرت وپرت و فحش بود. حال بنده چند سوال از دوستانی که در اینجا یادگاری نوشتند دارم.
1- اگر قبول داریم که زبان و خط هر ملتی با هم رابطه تنگاتنگی دارند, سوال من اینست که خطی که امروزه برای یادداشت واژگان ترکی بکار میرود چه خطی است.؟
2- در نظراتی که دوستان در بالا دادند دیدم که دوستان ترک با خطی که در فارسی استفاده میشود کلماتی به زبان ترکی نوشته اند, حال سوال اینجاست که خط واقعی مورد استفاده ترکها همان خطی است که به عنوان فارسی میشناسیم؟
3- همه میدانید که در کشور مقتدر ترکهای امروزی یعنی ترکیه, از خط دیگری برای نگارش استفاده میشود, به نوعی انگلیسی-ترکی, حال این تناقض بین خط مورد استفاده ترکهای دو کشور ایران و ترکیه چگونه توجیه میشود؟
4- همه میدانیم که رسم نگارش خط کشور ترکیه بوسیله رهبر بزرگشان آتاتورک رواج پیدا کرده و مرسوم شده. حال سوال اینست که چرا این خط , آنهم خط ترکی-انگلیسی؟ فبل از این خط ترکهای کشور ترکیه چه بوده؟ چرا ترکها که به فرهنگ و تاریخشان تعصبی اینچنینی دارند که البته بجا و قابل ستایش است, پس چگونه به این راحتی همه چیز را کنار میگذارند و دنبال رسوم جدید میروند؟
5- مورد مشابه در دیگر کشورهای ترک زبان هم هست, مثلا فرض کنید ترک مغولی با خط مغولی بنویسد, ترک چینی با خط چینی, ترک ایرانی با خط فارسی و غیره… چطور فرهنگ ترکی که ریشه های زبانی مشترک دارد اما خط مشترک ندارد. توجه دوستان را به شباهت نگارش خط اقوام فارسی زبان ایرانی, افغانی و تاجیکی جلب میکنم اگر چه در تکلم و لهجه یکی نیستند اما در نگارش و خط یکسانند. در صورتی که ترکها دقیقا برعکسند یعنی علاوه بر تفاوتهای زبانی در لهجه و گویش دارای خط یکسان هم نیستند.
6- دوست دارم توضیحی کوچک راجع به فرهنگ و تمدن بدهم که کاملا با هم متفاوتند.
فرهنگ= شامل خصوصیاتی یکسان در انسانها و یا جوامع انسانی از قبیل زبان,گویش,آداب و رسوم,شیوه های مشترک زندگی , کار و معشرت است. و اما تمدن
تمدن= اغلب تعاریف گفته شده برای فرهنگ به علاوه ی + خط نوشتاری مشترک, اصول محاسبات ریاضی مشترک بخصوص در اعداد, ثبت و نگارش و آرشیو اسناد شامل نوشته ها و کتابها و سیاهه هایی با خط آن تمدن.
حال اگر ترکی تمدن است, اولا چرا خط یکسان ندارد. دوما آیا از درون تاریخ بشریت هیچ سندی با خط اصیل ترکی هست. نمونه را لطفا برای اینجانب ذکر فرمایید.
7- اگر زبان سومری و ترکی یکی است, پس خط آنها هم یکی است. اما در واقعیت امروزی ما چیز دیگری میبینیم. آیا دوستان عزیز ترک میتوانند زبان سومری را بخوانند, بنویسند و ترجمه کنند. لطفا برای جواب دادن به این سوال به اصالت زبان و خط فارسی امروزی حمله نکنید, بله من هم میدانم زبان و خط فارسی امروز با 2000 سال پیش متفاوت است اما دقت کنید که خط نوشتاری همه فارسی زبانان امروز یکی است. ترکها چطور ؟
8- اعتقاد شخصی بنده اینست که ترکی نه یک تمدن بلکه یک فرهنگ است. اینکه ریشه های این فرهنگ از کدام تمدن تغذیه میکند, شما برایمان بفرمایید… (تمدن سومری …! یا تمدن ایرانی. دوستان فراموش نکنند که ساکنین امروزی سومرباستان یعنی عراق امروزی خود عرب زبانند و زبان سومریشان را به تاریخ سپرده اند. حال آنکه ترکهای عزیز خود را شیش دانگه سومری زبان میدانند. بقول معروف: شاه بخشید, شاه قلی نبخشید)
زمستان می رود و روسیاهی به ذغال ……
پان ترکیسم=پان عربیسم=پان فارسی=هر گه پانی === فاشیسم,حماقت,خود زنی و غرق شدن در یک مشت افکار پوچ و کثیف نژاد پرستانه. پس جایگاه انسانیت و ملیت ایرانی ما کجاست …؟

پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به با سلام به همه دوستان ایرانی. من تمام مطالب را خواندم. …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners