همه هین موضوعات ساخته و پرداخته غربنددر دوران پهلوی در …

دیدگاه فرستاده شده در پاسخ به بی بی سی؛ نژاد مردم ایران چیست نویسنده: orhan.

همه هین موضوعات ساخته و پرداخته غربنددر دوران پهلوی در بين محافل صد در صد وابسته محافلي چون «كاوه» ، «انجمن ميهن پرستان ايران» ، «كميته برلين حزب دموكرات» ، افرادي چون تقي¬زاده، كاظم زادة ايرانشهر ، پور داوود ،قزويني و چند تن ديگر به ترويج عقايد نژاد پرستانه و برتري نژاد آريا و شكار جوانان مي پرداختند . سيد حسن تقي زاده در خاطرات خود به تأمين مالي مجلة كاوه از سوي آلمانها اشاره دارد :
« آلمانها به لحاظ هزينه هيچ مضايقه نداشتند و پول به سهولت مي دادند».
احسان يارشاطر نيز تأييد مي كند كه در دوران حاكميت نازيها در آلمان ، مطبوعات آرياپرستانه از سوي آلمان نازي چاپ و به طور مجاني به ايران ارسال مي كند و اين اروپائيان بودند كه به كشف تاريخ ايران باستان و خاصه يادگارهاي فخرآميز ايران هخامنشي نائل آمدند در اين ميان بد نيست اشاره اي كنيم به شرقشناس معروف فرانسوي «كلمان هوار» كه در ايران كاملاً شناخته شده و معروف است كه به تأييد چنين عالمان پان فارسيست «مشغول كشف مجهولات تاريخ ايران در عهد باستان» بوده است .
، استعمار درصدد پياده كردن سياست هاي خود در قالب پان ايرانيسم- پان فارسيسم برمي آيد . با شركت انبوهي از دانشمندان و مرشدان فكري و با پول نازيسم و استعمار ، تب نژادپستانه را شعله ور مي سازند . «از اين جهت شكل گيري تعريف هويت ملي ايرانيان بر اساس اساطير موهوم ، برتري موهوم نژاد آرياو زبان فارسي كه متأسفانه تا به امروز در متن قوانين و ذهنيت عمومي ماندگار شده است مستقيماً محصول اروپاي دهه هاي دوم و سوم عصر حاضر ميلادي (قرن بيستم) است كه خود به شدت نژاد پرستانه است
توجه به واقعيات تاريخي ، مارا به اين نكته دردناك واقف مي كند كه هياهوي باستانگرايانه و ماضي پرستي اهدايي بيگانگان ، چيزي جز مشتي شعار در قبال غارت ثروت هاي مادي ايران نبوده است
نگاهي به تاريخ فعاليتهاي همزمان و موازي كه در دو جهت براي :
1- تاراج ثروتهاي طبيعي ايران
2- رواج خرافات نژاد پرستانه آريايي
افشاگر اين واقعيت است .
هیچ کس نمیگوید که مگر این اب پشت کمر اریاییها چه فرقی با بقیه دارد که مدعی اند این همه سال خالص و بی نقص مانده.بله اقیان متاسفانه همگی بازیچه ای بیش نبودید تا دیروز میگفتند اریایی خالص هستید اما امروز چیز دیگر….
مبلغان سر سپردگي ايران به غرب مي خواستند كه «ايران بايد ظاهراً و باطناً ، جسماً و روحاً فرنگي شود و بس پان فارسيسم به روشنفكران و عوام كمك مي كند تا به جاي پي بردن به علل بدبختي امروزي اش ، به دوران «مجد و عظمت ايران باستان» و ادعاي برتري نژادي (آنهم صرفاً بر عربها و تركان) به خلسه فرو رود و واقعيت تلخ امروز را فراموش كند . همة كاسه و كوزه ها را بر سر مقدونيان ، اسلام ، اعراب ،مغولها و تركان بشكند . گويا ايران هخامنشي و ساساني مدينه هاي فاضله¬اي بودند كه از سوي مقدونيان و اعراب به بربريت سوق داده شدند
ماهيت به شدت ضد تركي و ضد آذربايجاني پان فارسيسم مسئله آشكاري است . مورخان درباري در توضيح علت اين مسئله ، خصومت رضا خان با سلسلة قاجار ترك زبان را دليل مي آوردند !؟ اما به استناد اطلاعات مستندي كه در دست است رضاخان جز يك ماسك بي اراده بر چهرة بازيگران اصلي ، مصدر كار ديگري نبود . بنابراين ماهيت ضد تركي و ضد آذربايجاني پان فارسيسم را بايد در جاي ديگر جستجو كرد كه علت آن چيزي جز نقش آذربايجان در انقلاب مشروطه و عصيان آذربايجان به رهبري شيخ محمد خياباني عليه قرار داد 1919 وثوق الدوله نيست كه طومار منافع انگلستان را در هم پيچيد . با حدس و گمان نمي توان تاريخ را توجيه كرد . آذربايجان با روي كار آمدن يك رژيم صد در صد وابسته انگليسي قرار بود تقاص مخالفتهاي خود را با سياست انگلستان پس بدهد كه اين انتقام كشي تا امروز ادامه دارد .مختار حديدي در رابطه با جشنهاي 2500 سالگي شاهنشاهي ايران چنين بر مي آيد :
«ظهور باستانگرايي آريايي در قرن نوزدهم و گسترش آن در دوره پهلوي ، ارتباط تنگاتنگي با هدفهاي استعماري بريتانيا در هند و ايران داشته است
در پي همان سياستها بود كه «ايران نوين» جايگزين «ممالك محروسة ايران» مي گردد كه به نظر بسياري از انديشمندان سياسي ، هنر تركان در بنا نهادن دولتهاي بزرگ در سرزمين هاي چند مليتي بوده است . جالب است كه جعل تاريخي شووينيستها به مرور زمان افشا مي گردد . از آن جمله نادر صديقي از كار شناسان مسائل قفقاز و آسياي ميانه در نشرية دولتي «مطالعات سياسي» ، شكست نهايي ديگر جعل تاريخي پان فارسيستها را افشا مي كند و مي نويسد :
«تز اران» جعلي آكادميك و بر خاسته از نيازهاي سياسي- ايدئولوژيك دوران شاه بود و به عنوان تحكيم ناسيوناليسم شاهنشاهي عمل مي كرد . اين تز عاجز از توضيح اين واقعيت فرهنگي و سياسي است كه چگونه جمهوري آذربايجان در طول ساليان خفقان كمونيستي هويت ملي خود را حفظ كرد
در حاليكه مي دانيم شوونيستهاي وطني 70 سال عمر منحوس خود را صرف ساختن اين جعل تاريخي كردند كه آذربايجان شمالي وجود نداشته و آن سرزمين « آران » نام داشته است
استراتژی و سیاست دورة پهلوی در ایران با الهام از ترکیة آتاتورک به میدان آمد که عبارت از ملی گرایی متکی به زبان یعنی پان فارسیسم بود که منشأ جنایات فرهنگی بی شماری شد . در دورة پهلوی برخلاف قانون اساسی سابق که نیازی به ذکر زبان رسمی کشور ندیده بودند عملاً زبان فارسی را به زبان جانشین کشور مبدل کردند و می دانیم که هر زبان جانشین عملاً به یک زبان قاتل مبدل می شود و نقش ضد فرهنگی و فرهنگ کشی بازی می کند . در حالیکه « زبان مشترک » دارای چنین نقشی نیست و همواره روح اتحاد خودخواسته ملی با گسترش آزادی و برابری انسانی ـ اجتماعی و حقوق فرهنگی همة شهروندان همراه است که در مقابل روح وحدت جویی و « انتگریسم » متکی به دیکتاتوری و « توتالیتریسم » قرار دارد . اما زبان جانشین و استراتژدی سیاسی هدایت کنندة آن خواستار سلب هویت و تکثر واقعی و طبیعی ، در جهت نابود کردن گوناگونی های فرهنگی به بهانه « وحدت ملی» است

دیدگاههای دیگر orhan

ایران در تاریخ؛ سخنرانی برنارد لوئیس، معمار تجزیه ایران، در دانشگاه تل آویو
اگر به قول شما ما(ایرانی ها)فرهنگ غربی را بهتر از ترکها میپذیریم چرا همین ما(ایرانیها)۳۵سال پیش شاه و تمام دارودسته اونو فراری دادیم و آبروی اونها تو دنیا رفت.اما ترکها آتاترک خودشون رو که واسه اونها فرهنگ غربی رو به ارمغان آورده بود معاذالله به جای خدا میپرستند


برخی هنوز «ایران لعنتی» را دوست دارند
آقای محترم چرا جواب سوال هامو نمیدین من که خدایی نکرده به کسی توهینی نکردم چرا همه نظرات منو حذف کردید. براي خيلي ها اين سوءال بي جواب مانده كه چرا در ايران تا روي كار آمدن رضا شاه در هيچ سند ؛دست خط، داستان يا شعري به اسامي نظير بيژن، منيژه ، فرامرز ،داريوش يا كوروش بر نمي خوريم؟ يا چرا هيچيك از پدر بزرگ هاي ما نام ايراني(فارسي) ندارند؟
به عكس به كرات نامهاي اسكندر، چنگيز ، تيمور را كه ظاهراً بر طبق تاريخ رسمي بر ايران هجوم آورده اند و خون هاي بسياري را بر زمين ريخته اند در داستانها و شعر ها آورده شده و بر روي پدرانمان گذاشته شده است.
چگونه مي توان قبول كرد انسان نام پسرانش را از ميان نام قاتلان اجدادش انتخاب كند؟
به يقين در اين ميان چيزي از پازل افتاده و يا حلقه اي از ميان زنجير دانستني هايمان مفقود شده است.
اكنون در تواريخ رسمي و مدرسه اي كوروش و داريوش را حكمرانان عادل و گسترنده حقوق بشر و بنيانگذاران بزرگترين امپراتوري جهان مي شناسيم.
ولي هيچگاه از خود نمي پرسيم چرا همزمان با برپايي اين امپراطوري ،تمدنهاي تابناك جنوب درياي خزر بويژه مارليك ، تمدن هاي درخشان البرز مركزي (سيلك)، عيلام ، اورارتور ، ماننا و ماد كه 2500 سال قبل از هخامنشيان ايجاد شده بودند به يك باره از بين رفتند؟

اما كوروش بعد از نابود كردن بابل و تمدن درخشان بين النهرين (عراق) با مهرباني مثال زدني با يهوديان رفتار نموده و آنها را پس از آزادي به اورشليم باز مي گرداند. سقوط بابل و آزادي يهوديان آيا به جز اين نبوده كه تعقل و قدرت مالي يهود توانسته سرداري خونريز و گمنام را از استپ هاي روسيه از نژاد اسلاو به ايران بكشاند. در سال اول سلطنت كوروش خداوند آن چه را كه توسط ارمياي نبي فرموده بود به انجام رسانيد. او كوروش را بر آن داشت تا فرماني صادر كند و آن نوشته را به سراسر امپراطوري خود بفرستد. اين است آن فرمان : من كوروش امپراطور پارس اعلام ميدارم كه خداوند ، خداي آسمانها تمام ممالك جهان را به من بخشيده و به من امر فرموده كه براي او در اورشليم خانه اي بسازم. هر كه بخواهد مي تواند به آنجا باز گردد.(تورات عهد عتيق غررا 22؛23؛36) مسلماً چنين فرماني از رافت انساني كوروش برنمي خيزد بلكه دستور باز پرداخت سرمايه هاي عقلي و مادي يهود مي باشد. نفوذ يهوديان در هخامنشيان را در جاي ديگر تاريخ در توطئه ها و كودتاي پنهان و پيدا بر عليه كمبوجيه و برديا شاهان هخامنشي كه به مخالفت با يهوديان بر مي خيزند مي توان مشاهده كرد،كه به ظهور داريوش ختم مي شود.اگر چنانچه اين آرياييها و پارسيان به جبر شمشير وارد سرزمينهاي ايران نشده و اشغالگر و خون ريز نبوده اند و با حمايت مردمان ساكن در ايران روي كار آمده اند چطور مي توان قبول داشت كه لشكر هاي كوچك و بي نام و نشان مقدوني و اسلام توانسته است به اين راحتي امپراطوري عظيم را در نوردند و در مدت كوتاهي بر مقدرات ايران حاكم شوند. چرا نياكان ما نامهاي اسكندر ، تيمور ، چنگيز و انبوه نامهاي عربي را داشته اند ولي يك نفر پير مرد هفتاد هشتاد ساله به نام كامبيز ، اردشير ؛كوروش و داريوش نداريم.؟!!
. کوروشی رو که به قول پان ایرانیست همه دنیا می شناسند، چرا در کتابهای شعرایی مثل سعدی و حافظ و فردوسی که دیگه از مشاهیر ایران نوشته، حالا به خوبی یا بدی، حتی نامی ازش برده نشده؟؟؟
چرا کوروش فقط و فقط از دوران پهلوی به بعد اسم و رسم پیدا کرد؟؟؟
بگیم حالا شاههای قبلی فکرشون تو عیش و نوش بوده و رضا پهلوی و پسرش فقط تاریخدان بودند و اهل فضل و ادب و … !!!!!!!!!!! (با اون کتاب سوزونشون تو تبریز) فردوسی که اسمش دهنتون رو پر کرده چی؟؟؟ کسی که تا جمشید هم رفته بود قدمت شعراش … کوروش رو این وسط جا انداخته؟؟؟
میگی تخت جمشید تو دوران پهلوی کشف شده؟؟؟ و فردوسی اطلاعی از کوروش نداشته حتما؟؟؟ پس این همه اطلاعات از کیکاووس و جمشید و فریدون و ضحاک رو از کجا آورده؟؟؟ از داستانهای حماسی که سینه به سینه منتقل شده … درسته؟؟؟ پس چرا داستان پادشاه به قول شما مقدسی چون کوروش سینه به سینه منتقل نشده؟؟؟ برای اسکندر جانی و قاتل به قول شماها، تو سینه ها جای داستان بود، که داستان آب حیاتش تو شاهنامه نوشته شده، برای کوروش کبیر و مقدس نبود؟؟؟

یهودیان سابقه طولانی و توانایی خاصّی در تاریخ سازی و تحریف تاریخ و ارتباط دادن مسائل تاریخی، نه چندان مهم، با یکدیگر دارند و همیشه این توانایی را در خدمت منافع سیاسی خود به کار گرفته اند؛ چنانکه با تشکیل دولت اسرائیل، سران آن دولت که قصد نزدیکی با رژیم پهلوی حاکم در ایران را داشتند، رفتار کورش با یهودیان را به قدری بزرگ نشان دادند که حتی در منابع قدیم و جدید مربوط به هخامنشیان، ردپایی از آنها یافت نمی شد. «پل فیندلی»، نماینده مجلس نمایندگان امریکا، در کتاب «فریبهای عمدی» می نویسد:
«قسمت عمده جعلیات و افسانه ها درباره اسرائیل ساخته و پرداخته متعصبین مذهبی اعم از یهودی و مسیحی است که طی سالیان متوالی آن را تکرار کرده اند تا حدی که الان در جهان به عنوان واقعیت پذیرفته شده است.»
البته توانایی صهیونیست ها تنها دلیل موفقیت آنها در استفاده از باستان گرایی برای پیشبرد مقاصدشان نبود، بلکه باستان گرایی افراطی حکومت پهلوی زمینه مناسبی برای موفقیت صهیونیست ها فراهم کرده بود.
دکتر زوی دوریل، رئیس هیات نمایندگی اسرائیل در تهران، در مقاله ای در روزنامه اسرائیلی «یدیعو اخرنوت» در مورخه ۲/ ۱/ ۱۹۶۴ می نویسد:
«وقتی برای افراد تحصیل کرده ایرانی صحبت می کنم کافی است اظهارات خود را از داستان استر شروع کنم. تا فورا از علاقه و توجه آنها برخوردار شوم.»
این شیوه به الگویی برای تمام مقامات اسرائیلی تبدیل شد. تا در هر محفلی و مراسمی شروع سخن را به قدردانی از کورش و داستان استرومردخای اختصاص دهند و به قول «دوریل»، روشنفکران و مقامات نیز مشتاقانه به این حکایات گوش می دادند.
*اسحق رابین، نخست وزیر اسرائیل، در سال ۱۳۵۷ در خانه کوروش و در جمع یهودیان ایرانی الاصل طی سخنرانی ای گفت: «به عقیده من بنیانگذار اصل صهیونیسم که به غلط به هرتصل (تئودور هرتصل) اطلاق می گردد اما این لقب در حقیقت برازنده کوروش کبیر است که برای نخستین بار اجتماع یهودیان را در ارض مقدس ممکن ساخت و از این رهگذر تمامی یهودیان جهان را رهین منت خود ساخت… و شاهنشاه ایران (محمدرضا پهلوی )میراث دار راستین کوروش کبیر است.
*بایگانی وزارت امور خارجه، نمایندگی تل آویو
* واقعیت آن است که باستان گرایی تاریخی و به عبارتی تاریخ نگاری باستان گرایانه به نوعی با یهودی گرایی نیز همراه بوده است. این مسئله، هم در دوره پهلوی اول به علت نفوذ چهره های برجسته ای چون محمدعلی ذکاالملک فروغی و میرزا ابراهیم خان قوام الملک شیرازی که یهودی الاصل بوده اند، مشهود است و هم در عصر پهلوی دوم که حضور و نفوذ گسترده یهودیت صهیونیستی در عرصه تاریخ نگاری و تاریخ سازی به خوبی مشهود است.
* برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب پل فیندلی، فریب های عمدی، حقایقی درباره روابط ایران و اسرائیل، ترجمه محمدحسین آهوئی
مراجعه کنید.
* چشمها را باید شست /جور دیگر باید دید.


توهین به کورش کبیر در دانشگاه تبریز
چرا نظر منو حذف کردین.اگه به قول خودت یک بار میتونم اون نظرو تو سایت بذارم چرا حتی برای یکبار هم که شده جوابمو ندادی.و اما سوال من اینه که چرا در ايران تا روي كار آمدن رضا شاه در هيچ سند ؛دست خط، داستان يا شعري به اسامي نظير بيژن، منيژه ، فرامرز ،داريوش يا كوروش بر نمي خوريم؟ يا چرا هيچيك از پدر بزرگ هاي ما نام ايراني(فارسي) ندارند…


توهین به کورش کبیر در دانشگاه تبریز
چرا تاریخ ایران رو باید از بریتانیاییها یاد بگیریم از آلمانها از….آخه چرا بریتانیایی میاد کتیبه های ایران رو میخونه اما تا حالا حتی یک نفر ایرانی نتونسته اون کتیبه ها رو (تازه اگه واقعی باشند)بخونه و تنها کاری که از دست تاریخدان ایرانی برمیاد اینه که متن انگلیسی یا آلمانی اون کتیبه ها رو ترجمه کنه.چقدر بدبختیم ما خدا…
خدا میدونه جسد کدوم زن یا مرد یا یک سرباز گمنامی توی اون قبر که به سبک یونانی!!!!!!!(واقعا جای تعجب داره)خوابیده که مشتی وطن بربادده به اون گور میگن مقبره کوروش…


رفسنجانی: تجزیه آذربایجان و بلوچستان پس از انتخابات
در زبان عامیانه به جای کلمه فرهنگ از کلمه اوز öز استفاده می کنیم.در ضمن میدونید که در مورد اوستا هم ۳هزار سال اختلاف زمانی وجود دارد.و یک چیز دیگه مگر کلمه فرهنگ چند ساله که تو پارسی استفاده میشه.یه سوال دیگه دارم اینکه تو زبان پارسی به صدای سگ چی میگند


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به همه هین موضوعات ساخته و پرداخته غربنددر دوران پهلوی در …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
    • کریم ناصری گفت:

      من یک مرندی هستم وهمه همشهریانم وهم استانیهایم همه وهمه قویااعتقادداریم که روزی جمهوری آذربایجان جعلی که زمانی به زورتوسط روسهای حرامزاده ازایران جداشد،دوباره به مام میهن یعنی ایران عزیزخواهدپیوست واین عو عوی اقلیت بسیاربسیارناچیزو حقیر بنام پانترک هم بزودی تمام خواهدشد.اینهاهنوزنمیدانندکه چند نفرسران جمهوری جعلی آذربایجان مزدوران اردوغان بیسواد و عقده ای هستند وسودی برای این پان تجزیه طلبان ندارند.همه30میلیون آذری های هموطنم بلی سربازهستندولی سرباز مادرمان ایران واز ذره ذره خاکمان دفاع کرده ومشتی عناصر تجزیه طلب که ازباسن پدرشان اردوغان
      خارج شده اند رابه سزای خیانتشان بزودی خواهندرساند.زنده بادایران بزرگ وآذریهای شریف و خوار و زبون باد سران جمهوری جعلی آذربایجان و سران متعفن ترکیه جعلی،که اگر بخواهیم به مرزهای تاریخی برگردیم،ترکیه هم بایدبه مام وطن یعنی ایران بزرگ برگردد.

      نمایش  
  • کریم ناصری گفت:

    من یک مرندی هستم وهمه همشهریانم وهم استانیهایم همه وهمه قویااعتقادداریم که روزی جمهوری آذربایجان جعلی که زمانی به زورتوسط روسهای حرامزاده ازایران جداشد،دوباره به مام میهن یعنی ایران عزیزخواهدپیوست واین عو عوی اقلیت بسیاربسیارناچیزو حقیر بنام پانترک هم بزودی تمام خواهدشد.اینهاهنوزنمیدانندکه چند نفرسران جمهوری جعلی آذربایجان مزدوران اردوغان بیسواد و عقده ای هستند وسودی برای این پان تجزیه طلبان ندارند.همه30میلیون آذری های هموطنم بلی سربازهستندولی سرباز مادرمان ایران واز ذره ذره خاکمان دفاع کرده ومشتی عناصر تجزیه طلب که ازباسن پدرشان اردوغان
    خارج شده اند رابه سزای خیانتشان بزودی خواهندرساند.زنده بادایران بزرگ وآذریهای شریف و خوار و زبون باد سران جمهوری جعلی آذربایجان و سران متعفن ترکیه جعلی،که اگر بخواهیم به مرزهای تاریخی برگردیم،ترکیه هم بایدبه مام وطن یعنی ایران بزرگ برگردد.

    نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners