با علم نمی‌‌توان در مورد وجود یا عدم وجود خدا …

دیدگاه فرستاده شده در «آیا خدا وجود دارد؟» استیون هاوکینگ نویسنده: kazemita.

با علم نمی‌‌توان در مورد وجود یا عدم وجود خدا نظر داد.

در مورد این طرز تفکر که علم و ایمان دو مقوله جدا از هم هستند در اینجا می‌‌توانید بیشتر بخوانید:

https://en.wikipedia.org/wiki/Non-overlapping_magisteria

دیدگاههای دیگر kazemita

چرا اولین انسان یا حضرت آدم وجود خارجی نداشته/ریچارد داوکینز
آن فیلم نشنال جئوگرافیک را ببینید متوجه می‌‌شوید چه می‌‌گویم وقتی‌ علم و دین در این مورد تناقض ندارند. وجود انسانی‌ به نام آدم که سر سلسله انسان‌های کنونی است، لزوما به این معنی‌ نیست که پیش از او موجود انسان (نمای) دیگری وجود نداشته است. یا اینکه متون دینی می‌‌گویند انسان از خاک آفریده شده به این معنی‌ نیست که انسان “مستقیماً” از خاک آفریده شده است.

در ضمن نظری که استفان هاوکینگ به عنوان اتفاقات ابتدای افرینش پیشنهاد می‌‌کند هنوز اثبات شده نیست. در واقع هنوز نظریه ام از شواهد کافی‌ برای پذیرش برخوردار نیست. بنابرین هیچ نتیجه فلسفی‌ هم (مثلا در مورد “ضرورت” وجود خالق) نمی‌‌توان از آن گرفت. اینها را با اتکأ به فهم خودم عرض نمی‌‌کنم. نظر فیزیکدان‌های هم تراز خود هاوکینگ است:

Neil Turok
archive.wired.com/science/discoveries/news/2008/02/qa_turok?currentPage=all

Roger Penrose
metacafe.com/watch/5278793/roger_penrose_debunks_stephen_hawkings_new_book_the_grand_design/

ft.com/cms/s/2/bdf3ae28-b6e9-11df-b3dd-00144feabdc0.html#axzz1XDd9DeOl

Michael Duff
youtube.com/watch?v=nb7LCau_Z_Y


چرا اولین انسان یا حضرت آدم وجود خارجی نداشته/ریچارد داوکینز
منظور از این عرائض اثبات هیچ عقیده‌ای نبود آن طور که شما برداشت کردید (و حکم مغلطه این جانب را هم جاری نمودید!). منظور یاد آوری این مطلب بود که علم و دین دو قلمرو جدا هستند و می‌‌توانند با هم سازگار باشند. در نتیجه اگر عقیده ماورای طبیعی کسی‌ به نظرتان عجیب می‌‌آید، اگر نمی‌‌توانید به طور قطع آن را رّد کنید (کما اینکه قبول دارید نمی‌‌توانید) حق ندارید آن را تحقیر کنید.


نظریه ی ام، پایان فیزیک و بی نهایت جهان موازی
پروفسور مایکل داف – یکی از پیشگامان ام تئوری

Now does that mean that we have shown M-theory is the theory of everything? No… The other kind of critique who is asking if M-theory is the theory of everything, will have to be a bit patient

دقیقه چهارم از مصاحبه در یوتیوب


چرا اولین انسان یا حضرت آدم وجود خارجی نداشته/ریچارد داوکینز
این مساله را حتی دنیل دنت، فیلسوف خدا نا باور، هم تایید می‌‌کند که برخی‌ از انواع دینداری در تضاد با تکامل نیست. منبع:

Science & Religion: Are They Compatible
Plantinga & Dennett

“True, at least some forms of theism are consistent with evolution”

http://skepticfreethought.com/libere/2012/12/19/review-of-plantinga-dennetts-science-religion-are-they-compatible/


استیون هاوکینگ بار دیگر تاکید کرد: خدا وجود ندارد
البته نویسنده وبلاگ farda.us طبق اعترافی که قبلا کرده است شک گراست. و بر خلاف استفان هاوکینگ معتقد است با علم نمی‌‌توان در مورد وجود یا عدم وجود خدا نظر داد.

در مورد این طرز تفکر که علم و ایمان دو مقوله جدا از هم هستند در اینجا می‌‌توانید بیشتر بخوانید:

https://en.wikipedia.org/wiki/Non-overlapping_magisteria


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به با علم نمی‌‌توان در مورد وجود یا عدم وجود خدا …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners