بربریت سرمایه داری جهانی با بالا آوردن دو میلیارد نفر …

دیدگاه فرستاده شده در کمونیسم مانند اسلامگرایی شما را به خاک سیاه می اندازد نویسنده: فرهاد.

بربریت سرمایه داری جهانی با بالا آوردن دو میلیارد نفر در فقر سیاه و با یک میلیارد نفر که گرسنه سر به بالین میگذارند و صدها میلیون کودکان کار و زحمت و حتی ده ها میلیون برده علنی و فقط پنجاه میلیون آمریکایی در صف سوپ هر روزه و صدها هزار بزرگ و کودک کارتن خواب آمریکایی و و و و….. و مداخلات بی امان نظامی و کودتاها و بیست و هشت مردادها به ملت ها و پس انداختن امثال القاعده و سلفی ها و تحمیل امثال کنفرانس اهریمنی گوادالوپ به جنبش های انقلابی و و …….., هم اکنون اخلاف هموساپینس را به خاک سیاه نشانده است, لذا کمونیسم به مثاب تنها و تنها بدیل توحش کاپیتالیسم به جنگ این درام انسانی آمده است!
قابل توجه لینک گذار و به ویژه گرداننده و یا گردانندگان وبسایت farda.us
قبل از آنکه جوابیه ام را بنویسم, باید بگویم که نخیر جناب آدرس را عوضی داده اید! در مرتبه نخست دقیقا همین آرم شیر و خورشید به زعم مقدستان که در سایت جنابعالی درج کرده اید, مردم ایران را به خاک سیاه نشانده است! خوب دقت کنید که چه گفته ام! همین آرم و یا پرچم شیر و خورشید نشان که در زیر لوای آن خون آشامانی از گونه جانوری شاه و شیخ در طی هزاران سال همچون بختکی شوم لمیده بودند و هستند, مردم ایران را به خاک سیاه نشانده است! متاسفانه صاحب سایت حتی شهامت آنرا ندارد که با شفافیت و صداقت خود را هوادار نظام منحط و پوسیده سلطنت و یا حواری خاندان منحوس پهلوی معرفی نماید, اما کیست که نداند, این بنده خدا یک سلطنت طلب شرمگین است! اما به هر روی میپردازیم, به ادعاهای این سلطنت طلب شرمگین شیر و خورشید نشان “کمونیسم شناس؟؟؟!!!”
مدعی هستید که یک جلد از کتاب کاپیتال مارکس و نیز چند کتابچه از آثار مارکسیستی را خوانده اید, اما ثمم بکم! حتی یک کلمه در تایید و یا ردیه بر آنها چیزی نگفته اید! از این رفتارتان یاد نقل و قول هایی از حاج داوود بی کله, شکنجه گر معروف خمینی افتادم که در زندان با داد و هوار مدعی از بر بودن آثار مارکس و لنین میگردید, لذا مدام از زندانیان چپ برای مناظره هل من حریف میطلبید! به هر روی نمیدانم که نظرتان حداقل در مورد تئوری های مارکسیستی چیست؟
ببینید, من قرآن را چندبار خوانده ام و ضمنا شاید ده ها بحث و سخنرانی له و علیه آن را نیز خوانده و شنیده ام و همچنین در باره بخش هایی از نهج الباغه و نیز کتاب ولایت فقیه و بسیاری از بخش های صحیفیه خمینی را هم خوانده ام و لذا میتوانم در باره آنها نظر شخصی ام را حتی المقدور در حد خلاصه در باب تئوری های رژیم اسلامی حاکم بیان نمایم!
راستش من هر چه در متن لینک دقیق شدم, سطح درک و فهمتان را از کمونیسم, دریغ حتی یکی دو خط را هم ندیدم, لذا متوجه هم نشده ام, یعنی با زبلی تمام نم پس ندادید و تمام “دانسته هایتان؟؟؟!!!” در حد درک و فهم ترهات مبتذل کلثوم ننه ها و پامنقلی ها و به ویژه لاطائلات کله چدنی های سلطنت طلب و اسلامی ها است! به عبارتی تمام فهمتان از کمونیسم حول و حوش حکومت هایی نظیر روسیه شوروی و اروپای شرقی و چین و و و….., یعنی به زعمتان “سوسیالیسم های؟؟؟!!!” موجود و قبلی دور میزند! راستش اگر بخواهید سطح درک فهمتان همینقدر سخیف بماند, بهتر است, همچنان در تره پندارهایتان گیج گیجی بخورید! پسر خوب! همآنگونه که کارل مارکس همواره به متوهمان هپروتی گوشزد مینمود و بهتر است,جنابعالی نیز آنرا آویزه گوشتان نمایید! “دوست من, نادانی هیچگاه به کمک کسی نمیآید!” البته این اندرز مارکس فقط به درد کسانی میخورد که به واقع در پی کشف حقیقت باشند, نه آنکه از بابت ناراحتی حضور گسترده کمونیست ها در فضای مجازی با درج لینک هایی با تیترهای پر سر و صدا و بی محتوی صد من یک غاز با شانتاژ و شامورتی بازی شلتاق بزنند!
شاید برای میلیون ها بار که میدانم حتما خوانده ای و شنیده اید, باز هم تکرار میکنم که:
— سوسیالیسم بر مبنای شورای کارگران یدی و فکری بنا میشود , یعنی آنکه اساس حکومتی اش بر چنین نظام عمیقا دموکراتیک و خودگردان واقع شده است! در چنین نظام به واقع دموکراتیک و خودگردانی, در هر زمانی که توده مردم مصمم گردند, میتوانند با رای مستقیم در شوراها مسئولان و متولیان اجرایی را در هر سمت و مقامی به زیر بکشند!
— مارکس اولین شخصیت اثر گذار تاریخی بود که اعدام را به عنوان ترور دولتی نقد نمود و عنوان کرد که در حکومت سوسیالیستی بر خلاف رژیم سرمایه داری اعدام به هیچ روی وجود نخواهد داشت! لذا هیچکدام از نظام های موجود و یا فروپاشی شده که مدعی “سوسیالیسم؟!” بوده اند, به هیچ روی وجه اشتراکی با رهنمود مارکس نداشته و ندارند!
فقط در همین دو مقوله, یعنی “دموکراسی تمام عیار شوراها!” و نیز “لغو همه جانبه اعدام به مثاب ترور حکومتی!” و دقیقا با استناد بر اسناد مکتوب مارکسیسم و کمونیسم, میتوان نشان داد که نظام های موجود قبلی و فعلی که همچون تو و امثال تو که مدعی “سوسیالیسم!؟” بوده و هستند, فاقد “سندیت!” میباشند! این رژیم ها دقیقا بر مبنای جوامع طبقاتی سرمایه داری با شکل توحش سرمایه داری اما با ورژن “سرمایه داری دولتی!” اداره شده و میشوند!
لابد بر این باورید از اینکه حزب فاشیست های آلمانی به نام “ناسیونال سوسیالیسم” خوانده میشد, لذا رژیم نازی ها میبایست, نظامی سوسیالیست پنداشته شود؟؟؟!!! آقای farda.us اگر در پی آن نباشید که احیانا نادانی به کمکتان بیاید, بهتر است, خوب در سطور فوق دقیق گردید!
اما به طور کاملا خلاصه عرض کنم که قرآن و نیز نوشتارهای خمینی و سایر ملایان شیعه و غیر شیعه با وضوح و شفافیت و به طور مستند و مکتوب تمام بربریت را به طور عیان و آشکار بیان میکنند, هر چند که مسلمان های فوکل کراواتی خود را به شکل دیگری جا بزنند! حقه بازی آنها بدون هرگونه استناد است! نوشتارهای صد من یک غاز و قمپزهای لیبرال و دموکراتیک چاخان پاخانشان به هیچ روی ربطی به قرآن ندارد, یعنی مستند نیست!
farda.us با ریاکاری تمام حتی یک کلمه از قرآن و نوشتارهای خمینی و امثالهم نگفته است و فقط به قول های خمینی در اوان انقلاب اشاره میکند! انگار که در قرآن و نوشتارهای خمینی الطاف و رحمت و شکوفاهی و کرامت انسانی دیده است! نخیر آقا جان در قرآن و نوشتارهای خمینی به صراحت تمام بربریت مستند و مکتوب وجود دارد! خمینی که در قول آب و برق مجانی, آنهم برای یکبار در بهشت زهرا برای اهالی قبور خلاصه نشده است!
farda.us در صد و پنجاه سال قبل مارکس و انگلس مانیفست کمونیست را ارائه نمودند و در آن از حق بهداشت و درمان رایگان و حق داشتن مهد کودک برای زنان کارگر و حق مسکن مجانی و صدها مطالبات جنبش کارگری را بیان نمود! هم اکنون در اسکاندیناوی و غالب کشورهای اروپایی علی رغم استیلای نظام های سرمایه داری اما به پشتوانه ده ها سال مبارزات بی امان طبقه کارگر و مزدبگیران, بهداشت و درمان عملا مجانی است, هر چند بورژوازی در صدد بود و هست که شاخ و برگشان را بزند! دولت اوبا در آمریکا, یعنی ام القرای کاپیتالیسم که سگ له میزند, تا شاید ذره ایی از بیمه و درمان را بتواند, مجانی نماید که با مقاومت توحش انحصارات آمریکایی مواجه میباشد! شاید بورژوازی به شدت از مجانی شدن مسکن ممانعت نماید, اما به هر روی سازمان ملل برخورداری مسکن مناسب را برای همه افراد یک حق مسلم میداند!
میبینی جناب farda.us کمونیست ها حق برخورداری از بهداشت و درمان مجانی و مسکن و و و…… را در صد و پنجاه سال قبل به طور مکتوب بیان نموده اند و بدون تردید شوراهای خودگردان که در آن هر لحظه میتوان متولیان اجرایی را به زیر کشید, قابل اجرا خواهد بود! حتی در عمر کوتاه کمون پاریس و نیز اوان انقلاب اکتبر بهداشت و درمان و مسکن و و … مجانی گردید! اما به سبب آنکه امثال farda.us بر این باورند که نادانی برای درک حقیقت به کمکشان میآید, مصرانه به چاخان پاخان های خمینی استناد میکنند! farda.us نمیفهمد که حق برخورداری از بهداشت و درمان مجانی و مسکن مجانی و و و …. هیچگاه قرار نبود, توسط خمینی داده شود, بلکه وزن و حضور توده کار و زحمت در عرصه های سیاسی ضامن تحقق آن بوده و هست!
farda.us آخه مرد حسابی بر چه منوالی قول چاخان پاخانی امثال خمینی آنهم برای یکبار در بهشت زهرا برای اهل قبور را با پلاتفرم کمونیسم و مانیفست مقایسه میکنی؟! آیا حق ندارم که بگویم, حتی در حد و اندازه های درک و فهم کلثوم ننه هم نیستی, هرچند در حقه بازی و شامورتی بازی رو دست کلثوم ننه میزنی!
farda.us نشان داده ایی که نادانی فقط به کمک تو و همپالکی های کله چدنی های سلطنت طلب و اسلامی ات میآید و بس!
farda.us نوشتی که “اگر اسلاف اسلامگرایان یا کمونیستهای کنونی در طول دهه ها یا قرن ها نتوانستند نسخه ی حقیقی چیزی را که مدعی آن هستند برای حتی یکبار ارایه کنند؛ هیچ تضمینی وجود ندارد که اینبار بتوانید در دوران عمر کوتاه شما چنین کاری را انجام دهند.”
نظام برده داری شش الی هفت هزار سال و نیز نظام فئودالی و ارباب رعیتی دو الی سه هزار سال دوام آورد! اما نظام سرمایه داری علی رغم آنکه سیصد سال است, ظهور نموده و آنهم از اوایل قرن بیستم به نظامی در مقیاس جهانی پدیدار شده است, با اینحال تمام علائم پوسیدگی در آن به صورت تمام عیار به عیان مشاهده میشود که بدون تردید مبارزات طبقه کارگری که مسلح به سلاح مارکسیسم بوده است, در سرعت بیسابقه اضمحلال آن موثر بوده است!
farda.us نظام سرمایه داری در دو هزار سال و هزار سال قبل هم نبوده است, اما هم اکنون به نظام مسلط جهانی بدل شده است! دو هزار و حتی صد و پنجاه سال قبل بشر نمیتوانست در آسمان پرواز نمکاید, اما اکنون به امر پیش پا افتاده بدل شده است و و و …. نظام منحط پادشاهی که یک سرش به آسمان ها وصل بود و بدون آن اصلا حیات انسانی غیر قابل تصور بود, در انقلاب فرانسه و یا انقلاب بهمن 1357 در زیر گام های استوار دانایی لگدکوب گردید!
سوسیالیسم در جایی به طور عیان تحقق نیافته است, با اینحال بسیاری از آموزه های مانیفست حزب کمونیست که در صد و پنجاه سال قبل نوشته شده است و در آن از حق برخورداری بهداشت و درمان رایگان و حقوق برابر زنان با مردان در همه عرصه ها و بدون قید و شرط و امثالهم به مدد مبارزات بی امان کارگران و کمونیست ها هم اکنون عملا بر بسیاری از رژیم های سرمایه داری اروپایی تحمیل شده است و اجرایی گردید و سرانجام نیز توده کار و زحمت آمریکایی بهداشت و درمان رایگان را به حلق سرمایه داران درنده اشان میچپانند!
پتانسیل تحقق سوسیالیسم را توده های کار و زحمت در خیابان های در چهار گوشه جهان با مطالبات انسانی و عدالت جویانه اشان مدام به نمایش میگذارند, حتی در قلب ام القرای بربریت کاپیتالیسم, یعنی وال استریت جنبش نود و نه درصدی ها علیه یک درصدی ها در زیر زرق و برق چراغ های نئون در جریان است!
farda.us نوشتی که “باید اعتراف کنم که احتمالا چیزی درباره کمونیسم مورد اشاره اش نمی دانم. اما یک چیز را خیلی خوب می دانم: اگر کسی به شما گفت که قرار است شما را به خوشبختی ای برساند که تا به امروز کسی به آن نرسیده و این خوشبختی را هم از راهی بدست آورد؛ که تا امروز کسی نپیموده؛ شما احتمالا با یک شارلاتان یا با یک ایده آلیست طرف هستید”
بنده شیر خورشید, متاسفانه درکت از کمونیسم و سوسیالیسم, یک درک ارباب رعیتی و رضا قلدری است! از بس امثال جنابعالی چشم به دست شاه و شیخ دوختند, تا آنکه پس از چهارتا شدن چشمانتان چیزی نیز نصیبتان نشده است!
بنا به بیان موجز و شیوای منصور حکمت, بنیانگذار حزب کمونیست کارگری, “سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است!” کمونیست ها انقلاب و خرد نمودن ماشین سرمایه داری را به منظور آن انجام میدهند که شرایط برای حاکمیت مستقیم توده های کار و زحمت تحت شوراهای خودگردان مهیا گردد, نه آنکه قرار است, مثلا کمونیست ها این و آنرا به مردم بدهند! توده کار و زحمت تحت اختیار و به میل خود و با یک برنامه آگاهانه تحت شوراهای خودگردان به این و آن دست مییابند, مثلا بهداشت و درمان و مسکن و و و … را به عنوان حق مسلم انسان مدرن و با هدف تامین کرامت انسانی مجانی خواهند نمود! نمیدانم, farda.us شیر فهم شد, یا نه؟ یا آنکه برای “کشف حقیقت؟!” همچنان در صددی که با ژست و قمپوز “معقولانه؟!” لایتچسبکت همچنان نادانی از نوع کلثوم ننه ایی به کمکت بیاید؟!
کمونیست های ایرانی بسیار مایلند که مخالفان کمونیسم در ایران همچون همتایان اروپایی و آمریکایی لااقل از حداقل سطح سواد و مطالعه برخوردار باشند, چرا که کمونیست ها بر این باورند که انتقاد منطقی و علمی علیه کمونیسم و مارکسیسم از جانب یک فرد مخالف اما آگاه و صاحب مطالعه موجب ارتقای نظری و عملی کمونیسم و مارکسیسم میگردد! چرا که کمونیسم از بدو تولدش از منظری به سبب نبردهای تئوریک و نظری با ایدئولوگ های بورژوازی قوام یافته است! اما متاسفانه به سبب تداوم دیکتاتوری های وحشیانه شاهان و شیوخ و نیز بقایای رسوبات هپروت ارتجاع سلطنتی و دینی بر اذهان بخشی از مخالفان حکومت اسلامی حاکم, سطح و برد انتقاد و مخالفت خوانی ها بر علیه مارکسیم به غایت حقیر و مبتذل و چارواداری است! عالیجنابان سلطنت طلب و مسلمان باور کنید که کمونیست ها بسیار مایلند که سطح سواد و آگاهی و مطالعه شما بارور گردد, تا اینقدر کمونیست از حقارت و ابتذال و نادانی مخالفانشان در عذاب نباشند! چرا که تا جنین اید, کارتان خونخوارگی است!
جهان بدون امید به سوسیالیسم, بدون خطر سوسیالیسم, به چه منجلابی منجر میشود!
اساس سوسیالیسم انسان است, سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است!

پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به بربریت سرمایه داری جهانی با بالا آوردن دو میلیارد نفر …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
    • ایرانی گفت:

      شما دروغگو هستی. این نفت خوزستان شمارو پولدار کرده. همین حالا شما در همین تهران و تبریز کلی مایه دار شدید، البته با زمینه نفت ایران. حالا میگید ما کارگریم. در ضمن ما تو آذربایجان کلی ملی گرای ایرانی داریم. با وقاهت دروغ میگید. البته کاش بدونید اگه همون کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان اگه دخترهاش رو هرزه نکنه مردمش از گشنگی میمیره. از آذربایجانی حرف میزنید که هیچ پیش زمینه اقصادی اعم از تکنولوژی و منابع کاملا فقیر و هیچ راهی به آبهای آزاد نداره. خواهشا فکر کنید و انقدر بیسوادانه و از احساس نظر ندید.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners