Archive for فوریه, 2016

خامنه ای برنده اصلی انتخابات

دوستان بجای ندا!

دوستان بجای ندا!

فرض کنید به یک بیمار سرطانی این امکان داده شود که میان سرطانهای مختلف یکی را انتخاب کند. مثلا به یک بیماری که سرطان خون دارد امکان بدهند سرطان ریه را بجایش انتخاب کند. علی الظاهر این معامله، معامله بدی نباید باشد؛ چون برخی از انواع امراض از انواع دیگر آن بدتر است. مشکل اما زمانی ایجاد می شود که بیمار تصور کند بیماری که جایگزین بیماری اول کرده بخش عمده مشکل اش را حل کرده و نیاز به اقدامات شدید و درمانهای دردناک مانند شیمی درمانی ندارد. این مشابه همان چیزی است که هر بار پس از انتخابات در ایران رخ می دهد.

فرق آدم تحصیل کرده و آدم تحصیل نکرده چیست

سال اولی که در ایران دانشگاه رفته بودم یک روز سر کلاس بر سر یک موضوع تاریخی بحثی در گرفت و من ادعایی کردم. استادم گفت به فلان علت نادرست می گویی! اینکه او درست می گفت یا من، یا اینکه اصلا آن بحث چه بود را امروز یادم نیست؛ ولی جوابی که من به او دادم را خوب یادم است. به استادم گفتم برای دکترا گرفتن باید ده هزار صفحه کتاب خواند و من خیلی بیش از ده هزار صفحه درباره تاریخ جهان خواندم.

آن زمانها شنیده بودم که برای دکترا گرفتن باید ده هزار صفحه مطلب تخصصی خواند که البته این مقدار بیشتر است. من ماهیانه چند هزار صفحه مطلب می خوانم. با اینحال، در آن روزگار من خودم را با چند کتاب عالم فرض می کردم.

جانشین خامنه ای هر چه بدتر، بهتر

علی خامنه ای معروف به امام خامنه ای.

علی خامنه ای معروف به امام خامنه ای.

چند روز گذشته مطالب متعددی درباره برنامه ریزی علی خامنه ای و طرفدارانش برای تاثیرگذاری بر ترکیب مجلس خبرگان رهبری جدید منتشر شده. نویسندگان این مطالب به وضعیت غیر رقابتی مجلس آینده (۱۶۱ نامزد برای ۸۸ کرسی) اشاره می کنند که در برخی حوزه ها حتی رقابت میان دو نامزد هم وجود ندارد. بر این اساس برخی از ایشان حتی استدلال می کنند که در همین انتخابات غیر رقابتی باید به نامزدهای کمتر افراطی رای داد چون مجلس آینده رهبر بعدی را معلوم می کند و ممکن است یک نفر افراطی تر جانشین خامنه ای شود.

قاتلان قتل های زنجیره ای در فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان

محمد مختاری را آنطور که از اسلام ناب انقلابی محمدی سراغ داریم، با دستان و چشمان بسته شده بدون اینکه کوچکترین امکان دفاع داشته باشد، به دستور مراجع تقلید شیعه خفه کردند.

محمد مختاری را آنطور که از اسلام ناب انقلابی محمدی سراغ داریم، در کمال ناجوانمردی با دستان و چشمان بسته شده بدون اینکه کوچکترین امکان دفاع داشته باشد، به دستور مراجع تقلید شیعه خفه کردند.

امروز مطلبی را در فیس بوک سعید بشیرتاش دیدم که نحوه ی کشتن محمد مختاری، شاعر و نویسنده و دبیر کانون نویسندگان، در قتل های زنجیره را توصیف کرده بود؛ متوجه شدم تعدادی از آمران و قاتلین قتل های زنجیره ای در فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان معرفی شده اند. از اینرو لازم دیدم برای ثبت در تاریخ هم که شده مطلبی را بنویسم.

در طول نه سالی که وبلاگ نویسی کردم چه آن یک سالی که در ابتدا ایران بودم و در بلاگفا می نوشتم، چه بعدتر که به آمریکا آمد هیچگاه از مختاری ننوشتم. محمد مختاری را از کودکی می شناختم. آقای مختاری شوهر عمه ی من بود (شوهر دختر عمه که ما عمه صدا می کردیم).

محمد مختاری که من می شناختم شخصیت آرام و متواضعی داشت. از آن دسته آدمهایی بود که کوچک و بزرگ، پیر و جوان جذب مهربانی و فروتنی اش می شدند. زمانی که ایشان کشته شد من چهارده – پانزده ساله بودم بنابر این آشنایی با آرا و نظراتش نداشتم که هیچگاه بخواهم مطلبی درباره اش بنویسم. علاوه بر آن امروز هم که هفده سال از رفتن مختاری می گذرد من بیشتر به مختاری که عضوی از خانواده ما بود قرابت دارم تا مختاری شاعر و نویسنده ی نامدار.

اما موضوعی که می خواهم اشاره کنم و باید برای آینده درس عبرتی بشود دلیل کشته شدن آقای مختاری است.

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Farda.us Hosted by Farda.us | All Images and Objects are the property of their Respective Owners