برچسب: انتخابات

از امام خامنه ای و اصلاح طلب به نقی پناه می برم

عمو چرا نمی فهمی؟ این را یک رفیقمان در بالاترین نوشته! جدا چرا ما تحریم کنندگان ارج گذار نظرات مشعشع این عزیزان نیستیم و نمی فهمیم که به قول این دوستمان، اگر یک ملتی با عقرب در افتادند راه کم هزینه و متمدنانه این است که نشیمنگاه مبارک را صرفا به اندازه ی کاناپه تا حوزه ی رای گیری تکان بدهد و برود به نماینده مورد تایید آقا رای بدهد؛ تا ازاین راه به عقرب نفهم نشان دهند که ما تو را نمی خواهیم برو گورت را گم کن!

بعد هم یک دور ترانه ی «سر اومد زمستون، بیامد ملا حسن» را برای خودشان زمزمه کنند؛ چون عنقریب اوضاع معرکه می شود! عقرب هم که اقتضای طبیعتش ایجاب می کند دل نازکی داشته باشد از رای دوستان ناخشنود می شود و دستش می آید که ملت واقعا طرفدارش نیست. جدا چرا ما اینها را نمی فهمیم؟

نخستین گام برای رهایی ملت ایران پذیرفتن مسئولیت اشتباه است

نمی توان یک اشتباه را با همان طرز تفکری که ایجادش کرده، جبران کرد. --انیشتین

نمی توان یک اشتباه را با همان طرز تفکری که ایجادش کرده، جبران کرد. –انیشتین

انتخاب احمد جنتی به ریاست مجلس خبرگان، آن هم از جانب کسانی که قرار بود گزینه های بد (در برابر گزینه های بدتر) باشند، موجی از ناامیدی و یا دستکم ناباوری در میان رای دهندگان انتخابات اخیر ایجاد کرد. پذیرش اینکه گروهی از کسانی که به عنوان اصلاح طلب از مردم رای گرفتند به جنتی رای بدهند برای این بخش بزرگ از ایرانیان آسان نیست؛ با اینحال پیش بینی چنین وضعیتی هم ابدا دشوار نبود.

انتخابات در نظام اسلامی کاربرد افیونی دارد و حاکمیت هم این موضوع را طی سی و هفت سال گذشته به فراست دریافته که می تواند با برگزاری نمایش انتخابات و طراحی گزینه های دروغین در انتخابات غیر آزاد و غیر واقعی، رمق اقشار مختلف را بگیرد و جلوی حرکتهای موثر اعتراضی را سد کند.

خامنه ای برنده اصلی انتخابات

دوستان بجای ندا!

دوستان بجای ندا!

فرض کنید به یک بیمار سرطانی این امکان داده شود که میان سرطانهای مختلف یکی را انتخاب کند. مثلا به یک بیماری که سرطان خون دارد امکان بدهند سرطان ریه را بجایش انتخاب کند. علی الظاهر این معامله، معامله بدی نباید باشد؛ چون برخی از انواع امراض از انواع دیگر آن بدتر است. مشکل اما زمانی ایجاد می شود که بیمار تصور کند بیماری که جایگزین بیماری اول کرده بخش عمده مشکل اش را حل کرده و نیاز به اقدامات شدید و درمانهای دردناک مانند شیمی درمانی ندارد. این مشابه همان چیزی است که هر بار پس از انتخابات در ایران رخ می دهد.

جانشین خامنه ای هر چه بدتر، بهتر

علی خامنه ای معروف به امام خامنه ای.

علی خامنه ای معروف به امام خامنه ای.

چند روز گذشته مطالب متعددی درباره برنامه ریزی علی خامنه ای و طرفدارانش برای تاثیرگذاری بر ترکیب مجلس خبرگان رهبری جدید منتشر شده. نویسندگان این مطالب به وضعیت غیر رقابتی مجلس آینده (۱۶۱ نامزد برای  ۸۸ کرسی) اشاره می کنند که در برخی حوزه ها حتی رقابت میان دو نامزد هم وجود ندارد. بر این اساس برخی از ایشان حتی استدلال می کنند که در همین انتخابات غیر رقابتی باید به نامزدهای کمتر افراطی رای داد چون مجلس آینده رهبر بعدی را معلوم می کند و ممکن است یک نفر افراطی تر جانشین خامنه ای شود.

قاتلان قتل های زنجیره ای در فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان

محمد مختاری را آنطور که از اسلام ناب انقلابی محمدی سراغ داریم، با دستان و چشمان بسته شده بدون اینکه کوچکترین امکان دفاع داشته باشد، به دستور مراجع تقلید شیعه خفه کردند.

محمد مختاری را آنطور که از اسلام ناب انقلابی محمدی سراغ داریم، در کمال ناجوانمردی با دستان و چشمان بسته شده بدون اینکه کوچکترین امکان دفاع داشته باشد، به دستور مراجع تقلید شیعه خفه کردند.

امروز مطلبی را در فیس بوک سعید بشیرتاش دیدم که نحوه ی کشتن محمد مختاری، شاعر و نویسنده و دبیر کانون نویسندگان، در قتل های زنجیره را توصیف کرده بود؛ متوجه شدم تعدادی از آمران و قاتلین قتل های زنجیره ای در فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان معرفی شده اند. از اینرو لازم دیدم برای ثبت در تاریخ هم که شده مطلبی را بنویسم.

در طول نه سالی که وبلاگ نویسی کردم چه آن یک سالی که در ابتدا ایران بودم و در بلاگفا می نوشتم، چه بعدتر که به آمریکا آمد هیچگاه از مختاری ننوشتم. محمد مختاری را از کودکی می شناختم. آقای مختاری شوهر عمه ی من بود (شوهر دختر عمه که ما عمه صدا می کردیم).

محمد مختاری که من می شناختم شخصیت آرام و متواضعی داشت. از آن دسته آدمهایی بود که کوچک و بزرگ، پیر و جوان جذب مهربانی و فروتنی اش می شدند. زمانی که ایشان کشته شد من چهارده – پانزده ساله بودم بنابر این آشنایی با آرا و نظراتش نداشتم که هیچگاه بخواهم مطلبی درباره اش بنویسم. علاوه بر آن امروز هم که هفده سال از رفتن مختاری می گذرد من بیشتر به مختاری که عضوی از خانواده ما بود قرابت دارم تا مختاری شاعر و نویسنده ی نامدار.

اما موضوعی که می خواهم اشاره کنم و باید برای آینده درس عبرتی بشود دلیل کشته شدن آقای مختاری است.

حمایت وبلاگنویسان و کاربران دنیای مجازی از فراخوان 21 خرداد برای شرکت در مسابقه ایران و لبنان

21 خرداد، استادیوم آزادی با شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.

21 خرداد، استادیوم آزادی با شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.

هم میهنان،

در زمانه ای که مردمان دنیای آزاد و منطقه ی خاورمیانه، هر روز دستاوردهای تازه تری در جهت تامین رفاه و حمایت از حقوق اساسی شهروندان کشورهای خود کسب می کنند؛ سهم ملت ایران از این تحولات جهانی تنها تماشا و حسرت است.

ما عده ای از وبلاگنویسان، کاربران شبکه های اجتماعی و فعالان دنیای مجازی و اینترنتی، با آرا و نظرات و دیدگاههای گوناگون، از عموم شهروندان تهرانی و ایرانی دعوت می کنیم، در روز 21 خرداد ماه، بازی تیم های ملی ایران و لبنان (ساعت 18:30) در ورزشگاه آزادی حاضر شوند و با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» فریاد اتحاد و همدلی خود را به گوش جهان برسانند.

21 خرداد ماه و مسابقه ی تیم های ایران و لبنان، با توجه به تقارن زمانی با انتخابات ریاست جمهوری ایران و محدودیت نظام اسلامی برای هر نوع واکنش قهرآمیز، فرصت بسیار مناسبی برای طرح خواسته های قانونی و شروع حرکتهای اعتراضی بعدی در واکنش به وضعیت فقر، گرانی، ظلم، فساد لجام گسیخته، و نقض گسترده حقوق اساسی مردم ایران است.

ایران، امروز به کمک همه ی فرزندان خود نیاز دارد. لطفا با انتشار این خبر به گسترش حرکت اعتراضی مردم ایران کمک کنید. رسانه شمایید.

فراخوان برای شرکت در مسابقه ایران و لبنان؛ با شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

گروهی از وبلاگنویسان و کاربران شبکه های اینترنتی، برای شرکت در مسابقه فوتبال میان تیم ملی ایران و لبنان فراخوان دادند. مسابقه ی میان تیم های ملی ایران و لبنان، در روز 21 خرداد (ساعت 18:30)، سه روز پیش از انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، و در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.

مسابقه ی این دو تیم به صورت زنده از تلویزیون دولتی ایران هم پخش می شود و با توجه شرایط زمانی و موقعیت مکانی، بهترین فرصت را برای طرح شعارهای اعتراضی مردم فراهم می کند. این مسابقه می تواند یک شروع خوب برای تجمعات اعتراضی بعدی باشد.

ایران را انتخابات نجات نمی دهد؛ اعتصابات و اعتراضات نجات می دهد

اکبر هاشمی زفسنجانی، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات 92، محمود احمدی نژاد، و علی خامنه ای. تصویر از خبرگزاری مهر.

اکبر هاشمی زفسنجانی، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲، محمود احمدی نژاد، و علی خامنه ای. تصویر از خبرگزاری مهر.

دعوای میان رای دهنده ها و تحریم کننده ها باردیگر در آستانه انتخابات بالا گرفته. رای دهنده ها با همان شیوه ی دوره های پیشین، استدلال می کنند، در شرایطی که مملکت در وضعیت بدی قرار دارد، انتخاب یک رییس جمهور میانه رو به تعدیل شرایط و کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی کمک می کند. در طرف مقابل تحریم کننده ها باور دارند که انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی — که علاوه بر جناحی بودن و بسته بودن، سی و چند سال با تقلب انجام شده و در دور گذشته هم به صورت کاملا فرمایشی و به قیمت خون چند صد تن از مردم ایران برگزار شد — فاقد حداقل های لازم برای مشارکت مردم است؛ بنابر این مشارکت در چنین انتخاباتی جز اینکه به نظام اسلامی مشروعیت مردمی بدهد، حاصل دیگری ندارد.

هر دو گروه رای دهنده و تحریم کننده، باور دارند که دیدگاه خودشان بر دیدگاه طرف مقابل ارجح است و جبهه مخالفشان یا از شرایط جاری کشور چیزی نمی فهمد و یا اساسا خاین و مغرض است. هر دو طرف باور دارند که شرکت یا عدم شرکشان قرار است یک اقدام بزرگ سیاسی باشد، که تاثیرات عظیمی بر آینده مملکت بگذارد. رای دهنده ها اصرار دارند که رای دادن به نامزد مد نظرشان، به ضرر حاکمیت است چون نامزد جناح مخالف به پیروزی نمی رسد. تحریم کننده ها هم معتقدند که رای دادنشان علاوه بر اینکه هیچ ثمری ندارد به نظام آبرو و اقتدار (قدرت مشروع) می دهد، چیزی که امروز فاقد آن است. آنچه همه ی این اختلاف نظرها را بی معنی می کند، تکرار هرباره و چندباره آنها در سالهای گذشته است. رای دهنده ها در دوره های مختلف به امید تغییرات به نامزدهای خودشان رای دادند و تحریم کننده ها هم در دوره های مختلف انتخابات را تحریم کردند و در نهایت هم وضع مملکت ما روز بروز بدتر شده. نه رای رای دهنده ها ظرف چند دهه ی گذشته تغییر قابل توجه در شرایط میهنمان ایجاد کرده و نه تحریم انتخابات توانسته گره ای از گره های مملکت باز کند. انتخابات در نظام اسلامی یک پدیده ی بی اهمیت و در بهترین شرایط دعوا میان مافیای درون قدرت برای کسب منابع بیشتر است، که شرکت و یا عدم شرکت در آن بخودی خود هیچ تحول اساسی ایجاد نخواهد کرد. علی القاعده ما نمی توانیم امیدوار باشیم که یک رفتار مشابه را تحت شریط مشابه برای سالها و دهه ها تکرار کنیم و نتایج متفاوتی بگیریم.

ویکی لیکس: محمد باقر قالیباف بنا بود رییس جمهور بعدی ایران بشود

محمد باقر قالیباف

محمد باقر قالیباف

سایت کمپین دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، اخیرا مطلبی منتشر کرده که به دعوای درونی جناحهای حکومت ایران اشاره دارد. به گفته ی این وبسایت، احمدی نژاد اسنادی از تخلفات محمد باقر قالیباف، شهردار کنونی تهران، را برای شورای نگهبان فرستاده که اگر اسفندیار رحیم مشایی، نامزد مورد نظر او، در انتخابات پیش رو تایید صلاحیت نشود، به تخلفات قالیباف هم رسیدگی شود و به این ترتیب او هم نتواند در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت کند.

اینکه احمدی نژاد حتی  پیش  پیش از اعلام کاندیداتوری و مشخص شدن فهرست نامزدهای انتخاباتی، به سراغ قالیباف برود، ممکن است قدری عجیب به نظر برسد. هر کس  با نظامهای استبدادی مانند حکومت ایران آشنایی داشته باشند، بخوبی می داند که فعالیت سیاسی در چارچوب این نظامها با حفظ سلامت سیاسی و اخلاقی تقریبا غیر ممکن است. کما اینکه سلامت سیاسی افراد و مقامات در دایره ی قدرت، برای رقیبان فاسد، حتی تهدید هم به شمار می آید. از اینرو احمدی نژاد — که نه امروز برایش آبرویی مانده و نه دیگر چیزی برای از دست دادن دارد —  با توجه به اینکه هشت سال رییس جمهور بوده، نباید در دسترسی به اطلاعات و افشای مفاسد نامزدهای جناح مقابل محدودیتی هم داشته باشد. با اینحال این پرسش وجود دارد که چرا او یکسره سراغ قالیباف رفته و به دیگرانی مثل ولایتی یا حداد عادل یاا محسن رضایی — که آنها هم ظاهرا دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری هستند — نپرداخته؟ شاید احمدی نژاد اطلاعات خاصی  درباره شخص قالیباف دارد که دیگران از آن نا آگاهند و شاید این اطلاعات آن اندازه مهم باشد که سرنوشت انتخابات آینده ایران را معلوم کند.

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners