برو بابا!اگه پول نفت به آذربايجان نديم بدبخت مي شه،نمي …

دیدگاه فرستاده شده در توهین شنیع ماموران دولتی جمهوری آذربایجان به پرچم ایران نویسنده: hasan.

برو بابا!اگه پول نفت به آذربايجان نديم بدبخت مي شه،نمي خواد آذربايجان را از ايران جدا كني و نشونمون بدي!يك ماه استانهاي آذري نشين را بدون پول نفت اداره كن ببينم چند مرده حلاجي! جدا شدن پيشكشت!بدون پول نفت فارسها هيچ هستي!اگه راست مي گي يك ماه پول نفت از دولت مركزي نگير!فارسها رهايت كنند ارمني ها و كردها پاره ات مي كنند!عين الهام علي اف جانت !فكر مي كني كي هستي!نه پول داري و نه حتي قدرت دفاع از خودت جلوي ارامنه و كردها!قاچ زين را بچسب نيفتي ،اسب سواري پيشكش!

دیدگاههای دیگر hasan

آذربایجان چگونه ترکزبان شد
اينكه يكي مي گويد ما قبلا چيزي به نام آريايي در ايران نداشتيم و گوبينو (زمان قاجار)آنرا مطرح كرده و اين كلمه ساخت المانها واروپا هاست.فقط به اشعار شاهنامه كه ۹۰۰ سال قبل از گوبينوبودهمراجعه شود تا ببينيد چند بار از لفظ آريايي استفاده كرده است.به عنوان نمونه
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
و همين طور سنگ نوشته هاي باقيمانده از باستان از قول شاهان ايراني كه به روشني از ايرانيان به نام آريايي نام برده و همچنين نوشته هاي هرودوت و پلوتارك .حرف اين عزيزان كه مي گويند گوبينو ۹۰۰ سال بعد از فردوسي واژه اريايي را ساخته بسيار جالب است .ماجراي شاعري است كه در حضور ناصر الدين شاه شعري از حافظ را به نام خودش خواند،ناصر الدين شاه گفت شعر جالبي است ولي مال حافظ است .شاعر هول شد و گفت نه !شعر من است و حافظ آنرا از من دزديده است!شاه گفت مردك آنوقت كه حافظ بود تو كجا بودي؟!شاعر گفت خودتان مي فرماييد كه من آنموقع نبودم،اگر مي بودم مانع دزدي حافظ مي شدم!لابد اگر گوبينو هم بود مانع از دزدي فردوسي مي شد!دوستي نوشته تركهاي تركيه هزار بار از ما برترن!بماند از اينكه اين حرفها بوي نژاد پرستي ميدهد!دوست عزيز اگر اين صحت داشت و اصلا اروپاييها واژه آريايي را براي بالا بردن و برتري طلبي خود ساختند اگر تركهاي تركيه برتر هستند به قول تو! چرا اروپايي ها خودشان را از تبارتركهاي تركيه نگفتند و از تبار آريايي خودشان را فرض كردند.خوب اروپايي ها مي گفتند ما ترك هستيم !به جاي اينكه بگويند آريايي هستيم!همين اروپايي هايي كه بعد سالها هنوز كشور تركيه را (با تمام خواهش تركيه)به خود راه نداده و هنوز تركهاي تركيه در آنجا نقش كارهاي پايين و كارگر را دارند!و هنوز تركيه داردبه اروپا التماس مي كند.با آنكه متاسفانه تركيه را بر برداشتن قانون ۴۹-۵۱ عملا خريدند و حالا عملا بخش وسيعي از صنايع و منابع تركيه متعلق به شركتهاي فرامليتي است و با اين حال همچنان تركيه ۳۰۶ ميليارد دلار بدهي خارجي دارد.كشوري كه شاعر ملي اش (مولوي) يك فارس است و به فارسي سروده اين نشانه برتري است!كشوري كه ارامنه را قتل عام كرده و همچنان حقوق اقليت كرد را با اين همه فشار اتحاديه اروپا نمي دهد اين برتري است! بسياري از تاريخ ما در تورات و انجيل آمده است حتما تورات و انجيل هم جعلي است ولي داستان ماده گرگ راست است!آنقدر جعلي كه الان اروپاييان به جاي انكه بگويند ما آريايي هستيم ،مي گويند ما از نژاد تركهاي تركيه و از نسل آن ماده گرگ هستيم!


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به برو بابا!اگه پول نفت به آذربايجان نديم بدبخت مي شه،نمي …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners