در مورد سوال اول مرغ بود یا تخم مرغ بر فرض …

دیدگاه فرستاده شده در چرا اولین انسان یا حضرت آدم وجود خارجی نداشته/ریچارد داوکینز نویسنده: ناصر.

در مورد سوال اول مرغ بود یا تخم مرغ
بر فرض صحت وجود یکی از انها اول مرغ بوده چون نیاز تخم مرغ بیشتر از نیاز مرغ به تخم مرغه

اما در مورد نظریه ی اولین انسان
شما اگر تمام تاریخ تکامل رو (که برای حیوانات کاملا تایید شده است و در قران هم به ان تاکید شده اما در مورد انسان بسیار بحث بر انگیز است) مرور کنید می بینید وقتی به انسان می رسند تماما جفنگ می بافن!

تمامی موارد کشف شده ی حلقه های گمشده بسیار خنده دار و غیر قابل باور هستند! همیشه یک نفر شانسی یک چیزی پیدا کرده یا پای اون به چیزی برخورد کرده که از قضا جمجمه ی انسان نمایی بوده که طرف همیشه دنبالش بوده!

دانشمندان محترم لطفا به این سوال پاسخ دهند که انسان دقیقا از کدام شاخه از میمون ها تکاملش رو گرفته؟
چرا الان نیمه انسان نیمه میمون ها نیستند؟
ضمن اینکه قبل از انسان های امروزی حتما انسان های دیگری هم بوده اند که نسلشان از بین رفته اما انسان های امروزی رو کسی نمی تونه ثابت کنه که صد در صد از میمون ها هستند

در ضمن دانشمندان بالاخره باید تفاوت هوموساپینس و نئاندرتال رو چرا روشن نمی کنند؟

سوال ۳: دانشمندان که طوری در مورد تاریخ میلیون ها سال قبل اظهار نظر می کنند طوری که انگار انجا بوده اند چرا جواب این سوال را نمی دهند که به گفته ی خودشان اگر شهاب سنگی که ۶۵ میلیون سال قبل به زمین برخورد کرد و تمام -تاکید می کنم تمام- دایناسور ها را طی مدت کوتاهی از بین برد پس چرا امروز بسیاری از حیوانات تغییر یافته و کوچک شده ی انها هستند؟

سوال ۴ : چرا انقدر تاکید دارند که تمام پرندگان تکامل یافته از یک نوع پرنده (در زمان دایناسورها) هستند اما همان پرنده هم سریعا از بین رفته؟

ناصر همینطور نوشت:

چرا اولین انسان یا حضرت آدم وجود خارجی نداشته/ریچارد داوکینز
من به اندازه ی کافی مقاله فیلم مستند دیده و کتاب در این زمینه خوانده ام. همچنین تاریخ کشفیات دانشمندانی که روی تکامل کار می کرده اند.

اگر شما معلم زیست شناسی نیستید پس چرا از هر چیزی دفاع می کنید؟!

من هیچ وقت صبر نمی کنم تا ببینم دانشمندان چه کشف می کنند از کجا کعلوم که صد سال بعد نگویند الان اشتباه می کردیم؟ چیزی که در گذشته بوده هم قابل تکرار و تجربه نیست

متاسفانه بعضی از دانشمندان امروزی دارند کاری می کنند که علم تبدیل به مذهب جدید بشه.
انگار علم مهم ترین چیز دنیاست.
علم هم مثل سایر چیز های دیگر در اختیار انسان است و ارزش انسان به مراتب بالاتر از همه ی اینهاست

به هر حال دوست گرامی شما هم می توانید به عنوان یک انسان از دانشمندان هر سوالی که داشتید بپرسید

اگر دنشمندی دیدید سوال های بالا از او برسید کاری که من همیشه کردم و جواب نگرفتم!

تازه سوالات بیشتری هم هست که “دانشمندان” طرفدار نظریه ی تکامل انسان “امروزی” از میمون ها را به حاشیه می راند


چرا اولین انسان یا حضرت آدم وجود خارجی نداشته/ریچارد داوکینز
من به اندازه ی کافی مقاله فیلم مستند و کتاب در این زمینه خوانده ام. همچنین تاریخ کشفیات دانشمندانی که روی تکامل کار می کرده اند.

من هیچ وقت صبر نمی کنم تا ببینم دانشمندان چه کشف می کنند از کجا کعلوم که صد سال بعد نگویند الان اشتباه می کردیم؟ چیزی که در گذشته بوده هم قابل تکرار و تجربه نیست

متاسفانه بعضی از دانشمندان امروزی دارند کاری می کنند که علم تبدیل به مذهب جدید بشه.
انگار علم مهم ترین چیز دنیاست.
علم هم مثل سایر چیز های دیگر در اختیار انسان است و ارزش انسان به مراتب بالاتر از همه ی اینهاست


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به در مورد سوال اول مرغ بود یا تخم مرغ بر فرض …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners