دوست گرامی در دانشنامه اسلام چاپ لیدن (به عنوان یکی …

دیدگاه فرستاده شده در جهود همان اندازه توهین آمیز است که فارس توهین آمیز است نویسنده: Admin.

دوست گرامی در دانشنامه اسلام چاپ لیدن (به عنوان یکی از معتبرترین منابع عمومی تاریخ اسلام)، جلد دهم، صفحه ی 62 زیر مدخل TADJIK اینطور آمده:
(جلد ده از اینجا قابل دسترسی است.)

The traditional explanation of the term goes back
at least to E. Quatremere, Histoire des sultans mamelouks
de I’Egypte, ii/2, Paris 1845, 154-5, and was set forth,
e.g., in Barthold’s E71 art. This derives Tazik, etc./
Tadjik from the name of the Arab tribe of Tayyi1
[q.v.], Syriac Tayyaye, meaning “Arabs”, said to have
been the first Arab tribe encountered by the Persians
in pre-Islamic times (this would presumably be from
contacts with the Lakhmids [q.v.] of al-Hlra, who used
the Tayyi1 as frontier guards in ‘Irak, with lyas b.
Kablsa al-TaJI in A.D. 602 actually taking over the
wardenship of the marches from the Lakhmids), so
that the Persians then applied it to the Arabs in general.
The usage of the term may, however, be older
than the 6th century. It spread eastwards with the
Arab advance through Persia in the 7th century A.D.,
and when Arab troops reached Transoxania and first
encountered members of the Western Turkish empire,
the latter gradually took over the term, at first applying
it to all Muslims (between whose component
ethnic groups they did not as yet distinguish) but subsequently
to the Iranian peoples of Transoxania and
then Persia proper, as the Muslim people with whom
they were, by that time, most in contact.

توضیح سنتی برای اینواژه حداقل به سال 1845 بازمی گردد که لغت تاجیک از لغت عربی طایی آمده که نخستین قبیله عربی بودند که پارسیان در دوران پیش از اسلام با آنها تماس داشتندو بعدا پارسیان این را برای همه ی اعراب بکار بردند. در قرن هفتم میلادی با پیشروی اعراب در ایران آنها به ماورالنهر رسیدند و با امپراتوری ترک غربی مواجه شدند و آن زمان ببعد این لغت برای همه ی مسلمانان عرب یا غیر عرب و بدون توجه به قومیت آنها استعمال شد.

اما والتر هنینگ با این ایده موافق نیست:

W. Henning (cited in M. Mu’in’s ed. of the Burhdn-i
kdtic, Tehran, i, 455) therefore concluded that tdftik
in the sense of “Persian” has nothing to do with MP
tazik/g and MParth tdzik/g, which exclusively mean
“Arab”, and convincingly postulated an origin for
tddj.ik in *Tdt-cik, originally *Tdd-cik. Persians migrating
from Fars to Transoxania would have brought
with them their own name for themselves and their
language, a name quite distinct from Tazik and Tazik,
names by which the Persians and Parthians respectively
called the Arabs.

هنینگ می گویید این لغت با لغت تازی که پارسیان به اعراب می گفتند تفاوت دارد و از لغت Tdd-cik آمده و گروهی از پارسیان بودند که از فارس به ماورانهر رفتند و نام خودشان را به همراه بردند.

Admin همینطور نوشت:

جهود همان اندازه توهین آمیز است که فارس توهین آمیز است
یک زمانی به ما هم می گفتند برای احترام به یهودیان، موقع اشاره به آنها Jew (جهود) نگویید! می گفتیم پس چه بگوییم می گفتند یک چیز دیگر بگویید مثلا Jewish (یهودی) بگویید. ایراد این استدلال این بود که جو اسم (Noun) است و جوییش صفت (Adjective) باید یک دور جمله را دور سرمان می جرخاندیم صرفا برای اینکه اسم نیاوریم و بجایش صفت بکار ببریم. بعد من متوجه شدم در دانشنامه ها در واژه نامه ها در متون دانشگاهی و تاریخی و حتی ادبیات طرفدار اسراییل هم همین جو را می نویسند. این حرفها مهملات آدمهای بیکار است. اینکه اکبر عبدی رفته مجیز احمدی نژاد را گفته قطعا کار زشتی کرده و باید مردم ایران به این مسئله توجه کنند. اما در رابطه با لغت جهود، اگر یک لغت معنای توهین آمیز نداشته باشد و کاربرد گسترده هم داشته باشد توهین آمیز نیست و می شود بکار برد.


دیدگاههای دیگر Admin

پاسخ به بی بی سی؛ نژاد مردم ایران چیست
دوست عزیز شما پرت و پلا می گویی. حرف مفت می زنی و توقع داری دیگران هم از این دانش لایزالت بهره مند شوند. تصور می کنی من هفته ای چند بار از این مهملات می گیرم؟ سومری ها به لحاظ زبانی یک گروه ایزوله هستند یعنی در هیچ دانشگاه معتبری در جهان این گروه اجداد ترکان یا هیچ گروه قومی دیگری محسوب نمی شوند. http://azargoshnasp.net/recent_history/pan_turkist_philosophy/sumd/buqalamoonsumeri.htm

در مورد آریایی من سه پست در این وبلاگ نوشتم نیازی به توضیح بیشتر نیست. اگر کسی بخواهد چیزی یاد بگیرد می تواند منابع آن نوشته را نگاه کند اگر کسی نخواهد چیزی یاد بگیرد از من کاری بر نمی آید. نژاد هم یک برساخته اجتماعی است و پایه ژنتیکی ندارد. چیزی به نام نژاد نداریم که نژاد اروپایی یا نژاد آریایی داشته باشیم. اینکه چرا ویژگی های ظاهری یکسان وجود دارد یک توضیح مفصل نیاز دارد که شاید بعدا یک پست نوشتم اما چیزی به نام نژاد برای دسته بندی انسان مدرن کاربرد ندارد. در مورد بی بی سی هم مطلب نخستشان را خودشان تکذیب کردند و در مطلب دوم همان ادعای نوشته من را تایید کرد یعنی اینکه ایرانیان بازماندگان آریاییان ساکن در فلات ایران هستند. شما گویا این پست ها را اصلا نخواندی و نظر نوشتی.


رفسنجانی: تجزیه آذربایجان و بلوچستان پس از انتخابات
1)کسانی که امروز به نام سادات می شناسیم ربطی به اعراب شبه جزیره عربستان ندارند. حتی گروههای دیگری که امروز عرب نامیده می شوند مانند مردم عراق یا لبنان جز خط و زبان با اعراب نسبت دیگری ندارند. 2)سیدی در ایران یک کسب و کار پر درآمد بود و هنوز هم هست. بسیاری در قرن های گذشته ادعای سیدی کردند و نسل های بعدی شان سید نامیده می شدند. فقط بیست میلیون سید در هندوستان وجود دارد که اینها اولاد علی نیستند. 3)چیزی به نام نژاد وجود ندارد که نژاد آریایی یا عرب وجود داشته باشد. از قسمت برچسب ها بر روی برچسب نژاد آریایی کلیک کنید و چند مطلبی که من در اینباره نوشتم را ببینید. 4)مصدق ترک قاجار نبود بلکه اجدادش لر آشتیانی بودند. ایل قاجار هم اگرچه یک ایل ترکی است اما آن اندازه با گروههای ایرانی ممزوج شده که نمی شود آن را یک گروه ترکی نامید. درباره ورود مغول ها و مردمان دیگر هم به همین شکل آن اندازه در گروههای دیگر مستحیل شدند که امروز نشانه ای از آنها پیدا نیست.


منشور کورش و ماجرای سرقت رضا مرادی غیاث آبادی
هر جا مطلبی نوشته شده منبع آن نوشته هم همراهش آمده. کلی گویی مانند گزافه گویی مشکل امثال غیاث آبادی را حل نمی کند. در این پست مطلبی ادعا شده نشانی روزنامه همشهری هم همراهش آمده. در باقی موارد هم هرگاه به غیاث آبادی اشاره شده یا ادعایی شده حتما منبع نوشته هم همراهش آمده. اگر به هر کدام از مطالب اعتراض داشتید چه خودش و چه دوستانش می توانند دلیل نادرستی آن نوشته و منبع آن نوشته را زیرش بیاورند و حتما منتشر می شود.
منابع تاریخی مربوط به قرنها پیش در دست امثال غیاث آبادی ارزشی ندارد. غیاث آبادی یک متخصص تاریخ صاحب مقالات عدیده ی ریویو شده و کتب دانشگاهی نیست. صرفا می تواند به متون دانشگاهی اخیر استناد کند تا درستی ادعاهایش را نشان دهد. اگر جایی در این وبسایت مطلبی خلاف متون علمی اخیر بود بنویسید حتما منتشر می شود.


ایرادات برهان صدیقین ابن سینا در اثبات وجود خدا
درود دوست عزیز،
سپاس از نظر خوبتان. به نظرم شما دو چیز را که در نام مشابه هستند را به جای یکدیگر گرفتید. در انگلیسی به اینکار Equivocation می گویند. یک مجموعه اعداد به معنای مجموع (جمع) اعداد نیست. مثلا اعداد اول یا اعداد زوج مجموعه اعداد هستند شامل اعدادی با ویژگی خاص اما خود آنها عدد نیستند. ممکن است یک مجموعه خواص اجزای خود را داشته باشد یا نداشته باشد اما لزوما خواص اجزای خود را ندارد. مثال در این زمینه فقط محدود به مجموعه اعداد نیست است. مثلا بخش عمده بدن من و شما از آب تشکیل شده. اما این بدین معنا نیست که ما خواص آب را داریم مثلا در صد درجه سلسیوس بخار شویم یا در صفر درجه یخ ببندیم یا اگر در جایی نشستیم آنجا را خیس کنیم. این مطلب هم عمدتا ایراداتی بود که فلاسفه بعدی به ابن سینا گرفتند. همانطور که برای کامنت گذار بالایی نوشتم این ایرادات از یک پادکست فلسفه از دانشگاه مونیخ و کینگزکاج لندن از اینجا قابل دسترسی است. پیروز باشید.
historyofphilosophy.net/avicenna-god


میلیاردر یهودی: ایران را بمباران اتمی کنید
نه تعطیل نمی کنم. مرسی از بابت درد و دل.


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به دوست گرامی در دانشنامه اسلام چاپ لیدن (به عنوان یکی …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners