پانترکیسم ها و پانفارسیسم ها چه کسایی هستند در ابتدا این …

دیدگاه فرستاده شده در میزان خویشاوندی یا پیوستگی تبار ایرانی با گروههای ترک و دیگر ملت ها نویسنده: اراز.

پانترکیسم ها و پانفارسیسم ها چه کسایی هستند
در ابتدا این سوال رو از شما میپرسم ایا این تبریزها نبودند که در برابر شاه و موزدورانش ایستادند و مردانه جنگیدند ایا تبریز با نام شهر برترین ها معروف نشد حال چرا سالهاست فارسها و سیاست مدارانشان در شکل های مختلف به ملت غیرتمند اذربایجان و دیگر ملت ها توهین میکنن بعد هم می اندازند گردن پانفارسیسم ها اسم شهرهای ترک را به فارسی تغییر میدن مثله (میاندواب /شاهین دژ/تکاب/بوکان/سیه چشمه/سردشت) که قبلا( قوشاچای/سائین قلعه/ تکان تپه/ سویوخ بلاخ/قرا گوزه/ ساری داش)…… بوده اند/ یا اسم رود ارس که قبلا اراز بود / خاتمی زمانی که رئیس جمهور بود عید نوروز را فقط به فارس ها تبریک میگه /اسم شرکت ها را با نام ترکی ثبت نمیکنند به غیر از تعداد معدودی که برای رد گم کردن است/ در مدرسه ها کسی حق نوشتن وخواندن به زبان ترکی نداره تازه گی ها هم میخوان تدریس به زبان ترکی را هم ممنوع کنند/شما کتاب های ادبیات دوران مدرسه را در نظر بگیرید ایا تا به حال یک شعر به زبان ترکی در انها دیده اید مگر ترکها ادبیات ندارد که نباید بخوانند ایا ادبیات فقط برای فارسهاست (پانفارسیسم هاست )و ما نباید با ادبیات خودمون اشنا بشیم چرا ما باید ادبیات ترکی را رها کرده و ادبیات فارسی را حفظ کنیم شهریار به دو زبان فارسی و ترکی شعر گفته که شعر های ترکی شهریار بسیار مشهورتر از شعر های فارسی او هست اما چرا در کتاب های ادبیاتمان فقط شعرهای فارسی شهریار دیده میشود/ کار پانفارسیسم ها به جایی رسیده که حدیث جعلی در پشت اسکناس ها چاپ میکنن حدیثی که قوم پارس را برتر از دیگران معرفی میکند اما مگر پیامبر برتری انسان ها را در تقوا نمیدانست چه طور ممکن است حدیثی بر مبنای زبان و نژاد داشته باشه/ به طرح های پشت اسکناس ها توجه کرده اید ایا اسکناسی سراغ دارید که در ان طرحی از اذربایجان باشه و اگر نه این نشانه چیست غیر از حکومت فاشیسمی ایا از تمام این ها بوی تأفن اور نژادپرستی و فاشیسمی نمیاد ایا تمام این ها کار پانفارسیسمهاست یا خود فارس ها؟ اینها یعنی چی؟ جزاین است که فارسها از رئیس جمهور گرفته تا ساده ترین افرادشون پان فارسیسم هستند؟ ایا ترکی زبان نیست تا کی باید توهین بشنویم ایا ما حق نداریم از خودمون دفاع کنیم یعنی وقتی فارس ها و پانفارسیسم ها حتی در رسانه های جمعی ، روزنامه ها ( روزنامه ایران ) و فیلم ها به ما توهین میکنند (اگه توجه کنید هرگاه در فیلمی یک ترک در نقش یه ادم مسغره باشه فارسی را با لحجه ترکی صحبت میکنه ) حال ما حق نداریم چیزی بگیم پس عدالت اسلامی کجاست ما حق نداریم برای پایان دادن به این توهین ها زبان مادری خودمون را بخواهیم شما اسم اینها را میزارید پانترکیسم اگر این گونه هست پس ایران هم نباید در برابر امریکا و شبکه بی بی سی از خودش دفاع کنه اگه ایران مال همه قومیت هاست پس همه باید حق مساوی داشته باشیم اما کجاست ان حق مساوی وقتی از فارسهاو پانفارسیسمها علت تک زبانه بودن ایران را میپرسند منشا ان را به دوران رضا خان نسبت میدهند و میگویند این نتیجه نژادپرستی اوست ما تقصیری نداریم اری درست است که رضا خان بود که زبان فارسی را در ایران همه گیر کرد اما حالا چی حالا که رضا خان سالهاست رفته جهنم حالا که حکومت اسلامی سر کار امده پس عدالت کجاست ایا کاری که الان فارس ها و پانفارسیسم ها انجا م می دهند صد بدتر از کارهای رضاخان نیست رضا خان فقط زبان ملت ترک را ازشون گرفت اما حالا فارس ها و پانفارسیسم ها علاوه بر زبان به تاریخ ما هم هجوم اوره اند یه روز ما را از مغولها میدانند و با کمال بی شرمی معزرت میخوام ما را خونخوار و وحشی معرفی میکنند مگه کوروش نبود که سر بریدش را داخل خون خودش گذاشتند و گفتند عمری تشنه خون بودی حالا هر چه میخوان خون بخور حال ایا ما باید فارس ها را خون خوار بدانیم ایا ما هم باید مثل خود فارسها با انها رفتار کنیم و اگر باید صبر کنیم تا کی باید صبر کنیم فارس ها به ما تهمت میزنند که ترکها و پانترکیسم ها میخوان ایران را تجزیه کنند در حالی که ما فقط سهم خودمان را از ایران میخواهیم زبانمان را خواستار هستیم ما زبانمان را میخوایم چون ملتی که زبان نداشته باشه مرده و هیچ ارزشی نداره چون الان شما ایران را نظر بگیرید ترک ها هر کاری کنند و هر افتخاری کسب کنند همه در خارج از مرزهای ایران به نام فارس نوشته خواهد شد نه ترک در واقه مثل این است که در ایران ترک وجود ندارد و همه ایران فارس هستند پس بیاید دست به دست هم دهیم برای گرفتن حقمان ، ترکهایی که انقد در برابر امریکا جنگیدند و انقد در طول تاریخ خون دادند کی خواستار جدایی از ایرنشان خواهند بود اما فارس ها و پانفارسیسم ها اگر واقعا ما را از مغول میدانستند باید به جدایی ما خوشحال هم میشدند نه این که دست پای خود را گم میکردنند اما چرا چرا چرا؟؟؟؟؟ / روزی دیگر هم از خودشون میدانند و میگویند شما ها نژادتون از فارسهاست که به مرور زمان زبانتان تغییر کرده پس چرا خودتان زبانتان تغییر نکرده / روزی هم با کمال بی شرمی معزرت میخوام ما را به الاغ تشبیح میکنند و روزی دیگر ادعا میکنن که شما ترک نیستید اذری هستید لابد اگه این فارس ها در ترکیه بودند به ترکهای ترکیه هم میگفتند شما ترک نیستید استانبولی هستید واقعا مسغره هست مضحک هست( اذری نام منطقه زبانی هست نه نام زبان مثلا : ترکی استانبولی ،ترکی اذربایجانی، که اذری همون مخفف اذربایجان هست یا فارسی افغانستانی که ما به صورت مخفف میگیم افغانی واقعیت این هست که این ها عمری به ترکها توهین کردند اما ترک ها چون انسان های بزرگی بودند چیزی نگفتند تا شاید اینها دست از کارهاشون برداند تا هممون مثل یک ایرانی زندگی کنیم اما نشد که نشد حالا ترک ها به جان امده اند و دارن از خودشون دفاع میکنند و فارس ها امدن نام این دفاع را گذاشته اند حرکتهای پانترکیسمی اینها به بابک ما افتخار میکنن میگن ایرانی بود اما ما کوروش را مایه ننگ میدونیم چون خونخوار بود و میگیم ( اریایی بود و نمیگیم ایرانی بود تا ننگش ما را نگیره) واقعیت این هست که اینها از برتری ها و تاریخ با شکوه ترک به وجد امده اند و خودشون رو گم کرده اند و نمی دونند چی بگن و هر روز بازی جدیدی شروع میکنند به جای این که افتخار کنن که ما ایرانی هستیم و انها هم ایرانی هستند و باید هوای هم را داشته باشیم الان اگر امریکا به تهران حمله کنه ایا همان ترکها (به اصتلاح خودشان پانترکیسمهایی ) که هر روز به انها توهین میکنند به انها کمک نخواهند کرد و دوباره انها را نجات نخواهند داد اما به نظرتان فارسها در برابر این عمل از ترک ها تشکر و قدر دانی خواهند کرد انچه گذشته نشان میدهد که خواهند گفت این هم از خریت ترک ها بود اری این چنین از ما تشکر خواهند کرد سال هاست با جک هایشان دلهای مردم ما را جریحه دار کرده اند بعد هم دم از پانترکیسمی میزنند ترکهایی که اینها را از دست امریکا نجات داد به جایی این که قدردان انها باشن و انها را گرامی دارن شروع کردن به هر توهینی که از دستشان برمیاید و همچنین شغل شریف جک سازی ، اگر درمیان ترک ها پانترکیسم هایی وجود دارد که گاهی حماقت هایی میکنند پس این فارس ها که سال هاست دارند به این مردم شریف اذربایجان توهین میکنند چه ؟ نه تنها به اذربایجان بلکه هیچ کدام از ملت های ایران از دست توهین های اینها در امان نیستند ما نام این ها را چه بگذاریم خود مختارید به نظر شما ایا ما باید به این دفاع مقدس ترک ها در برابر این نژادپرستان را با نام پانترکیسم یاد کنیم و سرکوبش کنیم قضاوت با شماست

اراز همینطور نوشت:

میزان خویشاوندی یا پیوستگی تبار ایرانی با گروههای ترک و دیگر ملت ها
تو از من کتاب خواستی اما من میدونستم هر کتابی معرفی کنم خواهی گفت که پاترکیسم ها نوشتن ا ما امروز برایت کتابی اوردم که قادر نخواهی بود چنین گهی بخوری کتاب های ناصر پور پیرار نویسنده این کتاب خودش یک فارسه البته من این کتاب را شخصا مطالعه نکردم و از یک وبلاگ برداشتم جالب است که خود وبلاگ هم توسط یک فارس نوشته شده البته این وبلاگ تنها به برسی ازدواج کوروش با مادرش نپرداخته بلکه چیزهای دیگری را هم برسی کرده که بسیار جاب هستند و حتی از ازدواج کوروش با مادرش هم جالب تره توصیه میکنم رفتن به این وبلاگ را از دست ندهید
korush1.persianblog.ir
:oops: /


میزان خویشاوندی یا پیوستگی تبار ایرانی با گروههای ترک و دیگر ملت ها
اقای عزیز اگه شما فکر میکنید من در مورد کوروش مهملات در اوردم کافی است بریید یک کتای در مورد زندگی نامش بخرید من نمیگم چه کتابی که باعث سو تفاهم بشه هر کتابی که فکر میکنی درست نوشته بخر اگر در مورد ازدواج کوروش با مادرش چیزیب نخواندی حق داری هر فوشی به من بدی چیزی هم که در مورد زنان ترک گفتی یک دروغ احمقانه است چون اگر زن های ایرانی بخوان خود فروشی کنند قیمتشان در ایران بیشتر است خرجش هم کمتر است به خارج از کشور نمیروند بعدش هم من از خود ایران و داخل تهران به تو مثال اوردم واقعا فکر میکنی یک تهرانی چند پدر داشته باشد


میزان خویشاوندی یا پیوستگی تبار ایرانی با گروههای ترک و دیگر ملت ها
مطلب بسیار جالب و قابل تامل اینجاست که اگر به وبلاگ های ترکها و فارسها دقت کنید متوجه میشوید که فارس ها (پان فارسیسم ها)همیشه سعی میکنن با واژه( اذری) بگن ترکها نژادشان از فارسهاست که زبانشان تغییر کرده اما ترکها در مقابل هیچ وقت درهیچ جایی نمیگن فارسها نژادشان از ترکه بلکه میگن فارسها زبان و نژادشان از عربه البته من کاری به واقعی یا غیر واقعی بودن هیچ کدام از این ادعاها ندارم اما اینها نشان میده فارسها سعی میکنن خودشون را از ترکها بدونند و در واقع سعی میکنن خودشونو به ترکها بچسبونند ولی ترکها برعکس سعی میکنن خودشون را از فارس دور کنن و همیشه از فارس فرار میکنن و انها را جزء عرب میدونند به نظر شما دلیل این رفتارها چیست و چرا هیچ کدام از ترک ها حتی دروغ گوها و احمقهایانشان هم ادعا نمیکنن فارس نژادش از ترکه به نظر من در واقع فارسها و پافارسیسم ها میخوان با چسباندن خود به ترکها به نوعی در افتخارات انها سهیم باشند در واقه میخوان به ترک تکیه کنند و در سایه ترک باشن اما در مقابل ترک ها همیشه سعی میکنن خود را از فارس دور کنن و هیچ وقت نمیگن فارس نژادش از ترکه حتی پان ترکیسم ها هم از گفتن این حرف خوداری میکنن و اگه کسی چنین حرفی بزنه ممکنه کتک هم بخوره اینها همه نشان میدهد که ترکها از اینکه فارس باشن احساس حقارت و بد بختی میکنن و فارس را مایه ننگ میدونند ولی برعکس فارسها از اینکه ترک باشن و با انها باشن احساس افتخار میکنن هرچند به ظاهر این را نشان نمیدهند اما با اذری خواندن ترکها به وضوح میگن که چه قد از ترک بودن و با انها بودن احساس خوبی دارند اما افسوس که فارسند برای همین سعی میکنند با انواع توهین ها ترک را تخریب کنند
اما از تمام اینها جالبتر این است که اگه دقت کنید فارس ها بیشتر از همه به رستم افتخار میکنند اما اشکال کار اینجاست که رستم یک شخصیت خیالی است و هیچ وقت وجود نداشته و فارس ها چون شخصیت واقعی ندارند یکیشون امده از تخیلاتش استفاده کرده و یک شخصیت خیالی به وجود اورده که بحش افتخار کنند ذر حالی که همه شخصیت های افتخار امیز ترک ها واقعی هست ( کور اغلو – اتا تورک-ستارخان سردار ملی – باقر خان سالار ملی-بابک – میرزاکوچیک خان جنگلی – عباس میرزا و ….) کوروشی هم که دارند بیشتر مایه ننگ است تا افتخار چون ازدواج با محارم را همین پدر سوخته به وجود اورد و با ماردش ازدواج کرد حتی لواط هم میکرد


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به پانترکیسم ها و پانفارسیسم ها چه کسایی هستند در ابتدا این …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
    • ایرانی گفت:

      شما دروغگو هستی. این نفت خوزستان شمارو پولدار کرده. همین حالا شما در همین تهران و تبریز کلی مایه دار شدید، البته با زمینه نفت ایران. حالا میگید ما کارگریم. در ضمن ما تو آذربایجان کلی ملی گرای ایرانی داریم. با وقاهت دروغ میگید. البته کاش بدونید اگه همون کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان اگه دخترهاش رو هرزه نکنه مردمش از گشنگی میمیره. از آذربایجانی حرف میزنید که هیچ پیش زمینه اقصادی اعم از تکنولوژی و منابع کاملا فقیر و هیچ راهی به آبهای آزاد نداره. خواهشا فکر کنید و انقدر بیسوادانه و از احساس نظر ندید.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners