ایرادات منطقی برهان های اثبات وجود خدا

The trouble with most people is that they think with their hopes or fears or wishes rather than with their minds. – Will Durant

ایراد بیشتر مردم این است که بجای مغزهایشان با آرزوها، یا ترس ها، یا امیدهایشان فکر می کنند.

Irrationally held truths may be more harmful than reasoned errors. – Thomas Huxley

باور بی منطق به یک حقیقت زیانبارتر از عقیده ی نادرستی است، که برای باور به آن استدلال شده باشد.

مطلبی که در ادامه می آید (بجز مقدمه ای که خود من نوشتم) را عمدتا از صفحات ۱۲۷-۱۴۱ این کتاب گرفتم:

Solomon, R. C. (2005). Introducing philosophy: a text with integrated readings (8th ed.). New York: Oxford University Press.

نخستین کسی که تئولوژی یا الاهیات را شاخه ای از علوم به شمار آورد ارسطو بود. ارسطو ادعا می کرد هر چیزی در جهان علتی دارد و علت نخستین خدا است. بعدها در دوران مدرن کسانی مانند دکارت یا جان لاک هم وجود خدا را به عنوان علت نخستین و از معلومات دانستند. امروز کمتر کسی است که ادعا کند اثبات وجود خدا در حیطه ی دانش است؛ چون ما می دانیم مفاهیمی چون خدا به کل خارج از حیطه ی مشاهده و آزمایش (روش علمی) هستند. علاوه بر این اثبات وجود خدا اساسی ترین شرط علمی بودن، قابل آزمایش بوده (testability) و ابطال پذیری (falsifiability)، را ندارد. (به گفته ی کارل پاپر، فیلسوف علم) هر آنچه ابطال پذیر نباشد، نمی تواند علمی باشد. با اینحال هنوز هستند کسانی که باور دارند وجود خدا از راههای دیگر همچون برهانهای عقلی قابل اثبات است.

برای اثبات وجود خدا سه دسته برهان وجود دارد: (۱) برهانهای هستی شناسانه (Ontological arguments) که از ذات و موجودیت خدا سعی در اثبات او دارند. (۲) برهانهای علت و معلولی (Cosmological arguments) مانند برهان ارسطو، که سعی در اثبات وجود خدا به عنوان علت نخستین دارند. (۳) برهانهایی که از انتظام امور جهان به اثبات وجود خدا می رسند (Teleological arguments).

همه ی این براهین در طول تاریخ موافقان و مخالفانی داشتند. اما مهمترین و دشوارترین این برهانها، برهانهای دسته نخست است. در مطلبی که درباره برهان صدیقین ابن سینا نوشتم، توضیح دادم که ابن سینا بعدها توسط برخی فلاسفه ی اسلامی– مانند غزالی–مورد انتقاد قرار گرفت که برای اثبات وجود خدا به وجود غیر قایل شده است؛ برهانهای دسته نخست کوشش دارند که وجود خدا را از راه ذات خدا ثابت کنند و بر منطق صرف تکیه دارند.

در این نوشته صرفا به برهانهای دسته نخست می پردازیم. اما پیش از اینکه به این استدلالها و دلایل نادرستی آن برسیم؛ باید چند مفهوم بنیادین را یاد بگیریم.

انواع استدلال های منطقی

بطور کلی دو نوع استدلال منطقی وجود دارد. نوع اول به استدلال استنتاجی (deduction) یا به استدلال کل به جز معروف است. و نوع دوم استدلال استقرایی (induction) یا قیاس جز به کل است. در استدلال استنتاجی اگر مفروضات یک استدلال صحیح باشد و قوانین منطق دنبال شود نتیجه لزوما صحیح است. در استدلال استقرایی صحیح بودن مفروضات، نتیجه را اثبات نمی کند بلکه وجود آن را تقویت می کند. بنابر این در این نوع استدلال حکم قطعی داده نمی شود. از استدلال استقرایی بیشتر برای طرح فرضیات علمی استفاده می شود.

استدلال استنتاجی انواع مختلفی دارند. در زیر انواع این استدلال را یاد می گیریم:

(۱) قیاس استئنایی یا قانون تفکیک (affirming the antecedent/Modus ponens)

فرض اول: اگر الف صحیح باشد؛ آنگاه ب صحیح است.

فرض دوم: الف صحیح است.

نتیجه: ب حتما صحیح است.

(۲) قیاس منطقی یا سیلوجیزم (syllogism)

فرض اول: اگر الف صحیح باشد؛ ب صحیح است.

فرض دوم: اگر ب صحیح باشد؛ ج هم صحیح است.

نتیجه: اگر الف صحیح باشد؛ ج حتما صحیح است.

(۳) نفی تالی (Modus tollens)

فرض اول: اگر الف صحیح باشد؛ ب صحیح است.

فرض دوم: ب صحیح نیست.

نتیجه: الف حتما صحیح نیست.

دقت کنید که معتبر بودن یک استدلال (validity) لزوما به معنای بی عیب بودن آن (soundness) نیست. یک استدلال ممکن است معتبر باشد اما بی عیب نباشد. برای اینکه یک استدلال صحیح باشد هم باید معتبر باشد و هم باید بی عیب باشد. استدلال معتبر استدلالی است که از قوانین منطقی برای رسیدن از مفروضات به نتیجه استفاده کند. استدلال بی عیب استدلالی است که علاوه بر معتبر بودن استدلال، مفروضات آن هم درست باشد. برای نمونه این استدلال را ببینید:

همه ی نهنگ ها کبوتر هستند. همه ی کبوترها عقاب هستند. نتیجه می گیریم که همه ی نهنگ ها عقاب هستند.

این استدلال معتبر است اما بی عیب نیست. چون مفروضات استدلال نادرست است. بنابر این در عین اینکه استدلالمان معتبر است و از قوانین منطق برای رسیدن به نتیجه استفاده کرده؛ صحیح نیست. یک استدلال اگر غیر معتبر باشد حتما عیب دار است. اما اگر معتبر باشد می تواند با عیب یا بی عیب باشد. اگر یک استدلال استنتاجی معتبر و بی عیب باشد–یعنی هم از قواعد منطقی پیروی کرده باشد و هم مفروضاتش صحیح باشد–آنوقت نتیجه ی آن استدلال حتما و لزوما صحیح است. در ادامه نشان می دهیم که چرا این استدلال ها معتبر هستند؛ اما بی عیب نیستند.

برهان آنسلم

سنت انسام کانتربری (انسام مقدس؛در فارسی به آنسلم هم مشهور است.) نخستین کسی بود که کوشش کرد وجود خدا را از ذات خدا ثابت کند.

سنت انسام کانتربری (انسام مقدس، در فارسی به آنسلم هم مشهور است.) نخستین کسی بود که کوشش کرد وجود خدا را از ذات خدا ثابت کند.

انسامِ کانتربری (Anselm of Canterbury) نخستین کسی بود که کوشش کرد برهانی برای اثبات وجود خدا بر پایه ی ذات خدا بیاورد. این استدلال از جانب لایبنیتز و اسپینوزا هم مطرح شده؛ اما انسام نخستین کسی بود که آن را ارایه داد:

…ای پروردگار! از آنجا که تو به ایمان فهم بخشیدی؛ به من توانایی فهمیدن بده که تو وجود داری، آنطور که ما باور داریم و تو آن موجودی هستی که ما باور داریم تو هستی. اکنون ما باور داریم که تو موجودی هستی که هیچ موجودی فراتر از او قابل تصور نیست. آیا می تواند چنین موجودی باشد؛ آنطور که ابله در دل خود می گوید: خدایی نیست؟I اما وقتی همان ابله آنچه را که من می گویم می شنود– “موجودی که هیچ موجودی فراتر از او قابل تصور نیست.” –آنچه را که شنیده می فهمد. و آنچه که را می فهمد بخشی از فهم اوست، حتی اگر نفهمد که آن وجود دارد. چون اینکه یک موجود در فهم باشد یک چیز است و اینکه بدانیم آن موجود وجود دارد چیز دیگر است. وقتی یک نقاش می خواهد چیزی را رنگ کند نخست آن را در فهم خود می آورد؛ اما تصور نمی کند چیزی که هنوز رنگ نشده وجود دارد. اما وقتی آن را ر نگ کرد هم در فهم خود دارد و می داند آنچه را که رنگ کرده، وجود دارد. حتی یک ابله باید قانع شده باشد؛ موجودی که از آن برتر وجود ندارد؛ دستکم در فهم او وجود دارد. زیرا آن زمان که آن را می شنود آن را می فهمد. و هر آنچه را که می فهمد در فهم خود دارد. واضح است آنچه که چیزی از آن برتر نیست فقط در فهم وجود ندارد. چون اگر تنها در فهم وجود داشته باشد، می تواند در حقیقت هم وجود داشته باشد. وآن [که در دنیای واقعی وجود دارد از آنچه در فهم وجود دارد] برتر است. بنابر این اگر آنچه که چیزی برتر از آن قابل تصور نیست؛ تنها در فهم وجود داشته باشد، آن چیزی که برتر از آن وجود ندارد چیزی است که برتر از آن وجود دارد. واضحا این موضوع محال است. بدون شک آن چیزی که از آن برتر وجود ندارد، وجود دارد؛ هم در فهم و هم در عالم واقع.

درک استدلال انسام ساده است. وجود خدا موجودی تعریف شده که “چیزی از آن برتر قابل تصور نیست.” بعد انسام می پرسد: “کدام برتر است؟ آنچه فقط در فهم (خیال) آمده یا آنچه حقیقتا وجود دارد؟” پاسخ قطعا آن چیزی است که در عالم واقع وجود دارد. از آنجایی که خدا، با توجه به تعریفش، موجودی است که از آن برتر وجود ندارد؛ بنابر این باید حتما وجود داشته باشد. خدا نمی تواند وجود نداشته باشد حتی در خیال.

برهان دکارت

رنه دکارت به عنوان پدر فلسفه ی مدرن شهرت دارد.

رنه دکارت به عنوان پدر فلسفه ی مدرن شهرت دارد.

برهان آنسلم برای پنج قرن در دنیای مسیحیت دست نخورده باقی ماند تا زمانی که دکارت در قرن ۱۷ آن را بصورت جامع تری درآورد. دکارت روشن کرد که «وجود داشتن» خاصیتی مانند رنگ، شکل، وزن، و اندازه است. یک چیز می تواند یا این خاصیت را داشته باشد یا نداشته باشد. برخی خواص البته برای برخی چیزها ضروری هستند. مثلا سه ضلع برای مثلث ضروری است. دکارت باور داشت که کمال برای کامل ترین موجود ضروری است. و وجود داشتن یک کمال است. هیچ کس نمی تواند کامل ترین موجود را بدون وجود داشتن تصور کند همانطور که نمی تواند مثلث را بدون سه ضلع تصور کند.

دکارت می گوید:

من نمی توانم خدا را بدون خاصیت وجود داشتن تصور کنم.

(وجود خدا از ذاتش قابل تفکیک نیست.)

بنابر این خدا وجود دارد.

او اضافه می کند:

تصور من از خدا این است که او دارای همه ی کمالات است.

وجود داشتن یک کمال است.

بنابر این خدا لزوما وجود دارد.

ایراد نخست

دو استدلال دکارت معتبر است اما آیا این استدلال ها بی عیب هم هستند؟ اگر از مقدمه بخاطر آورید؛ یک استدلال برای اینکه صحیح باشد؛ هم باید معتبر باشد و هم بی عیب باشد. برای دانستن این موضوع؛ تصور کنید ما یک موجود خیالی به نام «زردک» را تعریف می کنیم که این موجود زردترین موجود قابل تصور است. حالا کدام زردتر است؟ یک موجود زرد که واقعا وجود دارد یا زردک که در خیال ما است؟ واضح است آنچه که وجود دارد زردتر است و چون زردک، زردترین موجود معرفی شده؛ بنابر این باید وجود داشته باشد!

ایراد دوم از کانت

امانوئل کانت از جانب بسیاری به عنوان برجسته ترین شخصیت فلسفه ی مدرن شناخته می شود.

امانوئل کانت از جانب بسیاری به عنوان برجسته ترین شخصیت فلسفه ی مدرن شناخته می شود.

کانت از نخستین کسانی بود که ایراد استدلال دکارت و انسام را نشان داد

آنچه کانت استدلال کرد، اینکه وجود یک چیز هیچگاه نمی تواند صرفا یک موضوع منطقی باشد. وجود داشتن یا بودن یک گزاره نیست. مثلا شما نمی توانید بگویید این سیب قرمزاست؛ گرد است؛ و وجود دارد. چون وجود داشتن چیزی درباره ی خصوصیات سیب به شما نمی گوید؛ فقط نشان می دهد که یک سیب با این خصوصیات وجود دارد. بنابر این صرف توصیف خدا مشمول خصوصیات متعدد می شود اما این نباید شامل این خصوصیت باشد که خدا وجود دارد.

به عبارت دیگر کانت استدلال می کند که وجود داشتن بخشی از پیش فرض دو استدلال بالا است. همین که شما خدا را تصور کردید وجودش را هم تصور کردید. بنابر این، این استدلال ها اگرچه معتبر است اما بی عیب نیستند؛ چون فرض استدلال صحیح نیست و چیزی را ثابت کرده که از ابتدا فرض کرده.

پانویس ها

  1. اشاره دارد به عبارتی از انجیل شاه جیمز، سرود چهارده، بخش نخست
    The fool hath said in his heart, There is no God. Psalm 14:1-7 KJV []
You can leave a response, or trackback from your own site

پیوند کوتاه به این نوشته:

۲۱ پاسخ به ایرادات منطقی برهان های اثبات وجود خدا

  • khosro گفت:

    با سلام ساده ترین ومحکمترین دلیل وجود خدا ایات و علایم ونشانه های اوست دلایل بسیاری وجود دارد فقط به یک نمونه اشاره میکنم هنگامی که نوزاد به مرحله تولد میرسد در پستان مادرش غذای فراهم میشود که مناسب حال نوزاد است یعنی مایع ونرم است چون نوزاد دندان ندارد سبک وقابل هضم است چون معده نوزاد تحمل غذای سنگین را ندارد محتوی کلیه مواد غذایی لازم از پروتین ویتامین وغیره میباشد این اتفاق بدون هیچ شبه ای اثبات مینماید ان کس که نوزاد را خلق کرده نیاز او را میداندو دارای تفکر ودانشی قوی است ودر کنار این دانش قوی قدرت اجرایی فوق العاده ای دارد والا این هماهنگی واتفاق ابدا ممکن نخواهد بود نقطه مقابل ان احتمالات ریاضی است اگر ده گوی از شماره یک تا ده در کیسه ای انداخته وسپیس این گویها را یکی پس از دیگری از کیسه دراورید احتمال اینکه این گویها به ترتیب شماره از یک تا ده از کیسه در ایند یک در میلیون است حال خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل اثبات وجود خدا به این راحتی است احتیاج به این همه فلسفه بافی نیست وهر کس در وجود خدا کوچکترین شکی داشته باشد قطعا یا دیوانه است یا کودن وبسیا ر نادان

    نمایش  
    • Admin گفت:

      درود دوست گرامی. مطلبی که شما اشاره کردی، بطور کلی تر همان تاکید بر انتظام امور جهان است. همه ما در یک مقطع از زندگی با این موضوع مواجه شدیم که جهان اطراف ما به قدری پیچیده است که این انتظام وجود یک ناظم را ضروری می کند. همانطور که شما گفتید غذای نوزاد به قدری خوب برای او تهیه شده که در نگاه نخست وجود یک آفریننده را ضروری می کند.

      این دیدگاهی است که در طول تاریخ همواره وجود داشته و عموما دیدگاه غالب هم بوده تا اینکه صد و پنجاه سال پیش داروین و والاس این دیدگاه را–احتمالا بدون اینکه چنین قصدی داشته باشند–تغییر دادند. داروین زمانی که نظریه ی تکامل را مطرح کرد احتمالا خودش هم نمی دانست که این نظریه از کجا سر درخواهد آورد. امروز به لطف دانش ژنتیک ما می دانیم که موجودات از طریق تکامل پدید آمدند (این موضوع در جهان علم کاملا پذیرفته شده) و این تکامل هم از راه انتخاب طبیعی بوده. این انتخاب طبیعی امکان پدید آمدن پدیده های بسیار پیچیده را فراهم می کند بدون اینکه نیازی به وجود خالق داشته باشد. لزوما نفی خدا نیست اما لزوم وجود خدا را به کل نفی می کند.

      همانطور که برای دوست دیگری در پاسخ یک کامنت در اینجا نوشتم؛ انتخاب طبیعی به عنوان یک اصل مورد پذیرش قرار گرفته. من نه می خواهم از این موضوع طرفداری کنم نه مخالفت کنم. صرفا می خواهم مطلب را برای شما روشن کنم. در طرف مقابل ایده ای که به نام «طراح هوشمند» یا لزوم وجود طراح هوشمند مطرح می شد امروز بکل از دایره ی علم خارج شده و به عنوان شبهه علم شناخته می شود.

      نمایش  
    • ناشناس گفت:

      مسئله به این سادگی نیست مگر اینکه بخواهید فکر کنید همه کودن بوده اند جز شما!! شما موضوع رو به شکل دلخواه تقلیل داده اید و بعد خوشحالید که حل کرده اید! موضوع شماره ها و تصادفات رو که گفته اید کاملا جواب داده شده و رد شده اند اگر دوست دارید بدونید به کتاب ساعت ساز نابینای داوکینز مراجعه کنید اگر هم دوست دارید با همین جوابها خوش باشید که هیچ، خوش باشید.

      نمایش  
      • پیرو ولایت فقیه گفت:

        خفه شو آشغال. قرآن کریم خیلی عظیمه، بسیار بزرگتر از فهم من و توئه. پر از مفاهیم، نشانه ها، راهها و معجزاتیه که هیچ وقت کشف نمیشه یا فقط نابغه های انگشت شمار و معدودی، کشفشون میکنن نه خر و کثافتهایی مثله تو! بخاطر همین باید حتما تعداد زیادی مفسر وجود داشته باشه تا مفاهیم و آیات پیچیده اون رو تجزیه و تحلیل کنن. فقط یکمی از اونا رو میشه درک کرد. احمق عوضی، قرآن کتابیه که بالاتر از سطح شعور ما آدمهاست و برتر از همه ماست و فقط عده خیلی کمی تحت شرایط خاص میتونن به اون هوش بالایی که برای فهمش لازمه، برسن.
        کتابیه که شایسته ترین، باهوش ترین ، عالم ترین و منطقی ترین آدم ها رو(حضرت محمد(ص)، ائمه اطهار(ع) و مراجع تقلید مثل آیت الله مکارم شیرازی مدظله العالی) به ما معرفی کرده و صریحا اسم برده. کتابیه که پر از معجزات، مفاهیم و راه حل های عددی و پیش بینی های علمی توی فیزیک هسته ای ، هندسه و مکانیک کوانتومه. هرچند فهم تو و امثال تو به این چیزا قد نمیده، بی شرف بی همه چیز.

        نمایش  
        • کامران گفت:

          کاملاْ معلومه که این جواب ساختگیه و برای خراب کردن ولایت فقیه و دین جعل شده

          نمایش  
          • پیرو ولایت فقیه گفت:

            ساختگی چیه مومن؟ این جماعت کفار اگه میخواستن حیوون نباشن و مثل سگ هار یا بحکم غریضه، هر دست لطفی رو دندون نگیرن، بدون چماق کشی، با اینهمه وسیله هدایت و نرمشی که فراهمه، رام میشدن. اینجور هم نیست که بشه به حال خودشون گذاشت، چون همش درحال تبلیغ ، فتنه و فریبکاری علیه دینی هستن که علما و مراجع اون بیشترین دستاوردهای علمی و خدمات بشری رو در طول تاریخ برای بشریت به ارمغان آوردن.
            شما نگاه کن به اختراعات، به تئوری نسبیت عام (که انیشتین از آیت الله العظمی بروجردی(ره) اون رو بصورت مکاتبه ای تعلیم و آموزش دید- مراجعه کنید به سایت حضرت آیت الله الظعمی بروجردی)، شما نگاه کن به اکتشافات علمی مثلا توی علوم انسانی، علوم کامپیوتر و شبکه ، علوم ریاضیات ، علوم زیست شناسی ، فیزیک کوانتوم ، علوم پزشکی و اینهمه دارویی که برای ساختشون از خود قرآن مستقیما استفاده شده یا مفسرین فرمول ساختشون رو از تامل و تدبر روی عمق مطالبش پیدا کردن.
            کار از امر بمعروف و نهی از منکر هم گذشته، بعید نیست که این جماعت کافر یا مشرک ، مثل وجود پلید چند تا از همپالگی های بی سرو پاشون (مثل شاهین نجفی دأیوس و خوک صفت)، بحکم مراجع علوم و انسانیت و تقلید ، قتلشون واجب بشه که بنا به آیات الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ یا وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ هرجا که اونها رو دید، باید اونها رو کشت.
            اینها توهین هم نیست، به شأن دانشمند و پر منزلت حضرت آقا هم با اراجیف و زوزه ی اینها، کوچکترین خدشه ای وارد نمیشه. اونها صفتشون همینه یعنی بی پدر و مادر، حرومزاده یا سگ صفتن.

            لبیک یا قائدنا الخامنه ای

            نمایش  
        • امیرحسین گفت:

          “خفه شو آشغال. قرآن کریم خیلی عظیمه، بسیار بزرگتر از فهم من و توئه.”
          این جمله ی بالا هم دقیقا مثل رفتاریه که در ایران به کسایی که انتقاد یا حتی سوالی مخالف دین میپرسن.
          میخوان به اجبار بفهمونن “قرآن کریم خیلی عظیمه، بسیار بزرگتر از فهم من و توئه”
          این شعور یک انسان معتقد به خدا،قران و….کسایی که صف اول نمازن،سینه زنن و…
          مهم مثل آدم زندگی کردنه که امروزه کمتر میبینیم…همون کسایی که سخت از دین دفاع میکنن بهتره برن یاد بگیرن چطور میشه مثل آدم زندگی کرد.
          یک آدم بی دینم که داره مثل آدم زندگی میکنه،نه مثل این ها که به هم نوع خودشون هم رحم نمیکنن…اگر بهشتی وجود داشته باشه(که محال وجود داشته باشه)من جام بهشته!نه تو و امسال تو…

          نمایش  
        • ناشناس گفت:

          داداش اگه خدا قران جوری گفته که فقط تعدادی محدودی از ادم ها بفهمن……بازم شک بر انگیزه…..انقد ساز خودتو نزن…بی احترامی هم نکن چون دین خودتو زیر سوال میبری…!!!!

          نمایش  
          • پیرو ولایت فقیه گفت:

            پارس نکن بیخدای سگ صفت، من داداش سگها نیستم، سگ هار که احترام سرش نمیشه! باید قلاده بست بهش یه وقت پاچه نگیره. آقامون از شما سگها چه ها که نمیکشه!!
            لبیک یا قائدنا الخامنه ای

            نمایش  
  • افسانه گفت:

    عالی بود، یکم مطالب نقد دین بیشتر بزارید، کلاه گشادی که سال ۵۷ رفت سر مردم رو همین دین داران بافته بودند، با نخ دین.

    نمایش  
  • ناشناس گفت:

    ایمان یعنی تمایلی برای نفهمیدن حقیقت (نیچه)!! این دقیقا همون استراتژی هست که دوست رادیکال ما “خسرو” انجام میده. اساسا مادامی که به برهان هایی که در کتاب دینی دبستان آموزش میدن اکتفا کنیم چیزی بیشتر لز سخن این آقا در نمیاد. به هر حال این بحث خیلی جامع تر از اینه بخوایم اینجا چیزی بگیم. به عنوان نکته ی آخر باید بگم اثباتی خسرو انتخاب میکنه در واقع در آخرین جملات نوشتش نمایان میشه به این معنی که مذهبیون و افرادی که فقط باور دارن به یه موضوعی (غالبا) از اون جایی که ظرفیت به مخاطره افتادن باورهاشون رو ندارن (بدون اون باورها خالی میشن از همه چیز) به این راه متوسل میشن که با حرف هایی یکسویه و گاها توهین آمیز مثل بالا از به خطرافتادن افکارشون فرار کنن

    نمایش  
  • سیروس گفت:

    اصولا این روش اثبات خدا که مورد اول و کتب دینی بیان میکنند روش هایی بسیار قدیمی و در حد انسان های نخستین میباشد که با دیدن طبیعت پی به وجود خالق میبردند ، فقط برای رد آن باید به تکامل تدریجی نظری بیافکنیم… تا یک میلیارد سال پیش انسانی نبود که از پستان مادر شیر بنوشد… همه ی جهان تک سلولی ها بودند که با تکامل تدریجی تمامی حیات امروز را بوجود آوردند… قبل از تک سلولی ها هم عوامل حیاتی مانند کربن ،گوگرد،هیدروژنواکسیژن سرمایه تولید همان تک سلولی ها بود…اما در هیچ جای دین چنین چیزهایی هم نیامده است یعنی به عقل هیچ پیامبری این چیزها نمیرسد!
    اما متاسفانه عده ای سودجو با پوشیدن پیراهن پیامبر،امام و آخوند سعی در فریب مردم و سواستفاده از ایشان رادارند… بت ها شکستند و الله را قالب کردند…
    ظریفی میگفت :
    ابتداانسان خدا را خلق کرد ، سپس خدا انسان را خلق کرد
    این بهترین پاسخ برای نفی خداست
    اصولا اگر انسانی نباشد خدا هم بی مفهوم است و این ما هستیم که اورا خلق میکنیم

    نمایش  
  • […] در وبلاگ من کامنت گذاشته و ارایه نظریه نسبت انیشتین را به آیت الله بروجردی نسبت […]

    نمایش  
    • علیرضا گفت:

      سلام، جمله چرا اول و آخر نداره؟ […] در وبلاگ من کامنت گذاشته و ارایه نظریه نسبت انیشتین را به آیت الله بروجردی نسبت […] ؟؟؟؟

      نمایش  
      • Admin گفت:

        چون این مطلب یک کامنت نیست؛ پینگ بک است. وقتی از یک صفحه به جای دیگر پیوند داده می شود وبسایت بطور خودکار قسمتی از نوشته را می برد و بجای دیگر پیوند می دهد تا سرچ انجینهایی مانند گوگل متوجه شوند که این دو نوشته بهم مربوطند. موفق باشید.

        نمایش  
  • دانیال گفت:

    خیلی سادس و با کمترین چیزهای این جهان میشه به وجود خدا پی برد
    تک تک سلولها که اونقدر پیچیدن ،بزرگی کهکشان،اتم،و…..

    الان ما تو ایران کلی آدم داریم با مدرک دکتری ،فوق دکترا و … که از آمریکا اومدن از فرانسه و خیلی جاهای دیگه از اوج بی خدایی به خدا رسیدن ماشالا همشونم چقدر فهیدن هم خانوم داریم هم آقا یه تحقیقی بکنین..

    چطوری چشماتونو بستین و خدا رو نمیبینید وای به شما به نظرم برین خودتون تحقیق کنین نزارین اطلاعات رو به خوردتون بدن قربانی نظام سرمایه داری و افکار پوچ نشین بنظرت اگه حرف من درست بود و خدا بود اونموقع چکار میخای بکنی عقل میگه که بودنشم در نظر بگیر
    فوقش خدا نبود خوب زندگی کردی،دروغ نگفتی کسی رو اذیت نکردی به کسی تهمت نزدی…. حیف نیس آدم خودشو از وجود مهربون خدا محروم کنه؟؟ عجیبه برام

    من به خدا باور دارم و خدا تو تمام مراحل زندگی واقعا کمکم کرده جاهایی که واقعا پر از ناامیدی بودم ازش خاستم و سریع به دادم رسیده
    به نظرم به جای انکارش بشناسینش اخلاقاشو بشناسین اونموقعس که میفهمین خدا چقدر بخشنده و مهربونه

    یا علی

    نمایش  
    • Admin گفت:

      چیزی به نام مدرک فوق دکترا وجود ندارد که کسی از دانشگاههای آمریکا یا فرانسه بگیرد. اساسا اگر مدرکی ترمینال دیگری (مدرک نهایی) نباشد دکترا نیست. پسا دکترا یک دوره پس از دکترا در دانشگاه است که شخص که نتوانسته پروفسورشیپ یا تنیرشیپ بگیرد به عنوان پژوهشگر کار تحقیقاتی می کند ولی مدرکی به این عنوان وجود ندارد.

      همه اینها به کنار ادعای شما یک مغالطه منطقی است. اینکه باید صحت یک استدلال را بپذیرم صرفا به این علت که گوینده در آمریکا بوده یا فوق دکترا داشته. اگر مبنا اعتبار گوینده باشد بیش از نود و سه درصد از برترین دانشمندان آمریکا (اعضای آکادمی علوم) و تقریبا همه ی برندگان نوبل علمی به وجود خدا اعتقاد ندارند.

      نمایش  
  • GOMNAM گفت:

    بسمه تعالی
    فرض کنید کسانی که برای اولین بارپا به ماه گذاشتند ساعتی می یافتند
    به نظرتان باخود چه فکرمیکردند؟
    ایا میگفتند که این ساعت خودش به وجودامده یااینکه موجودی هوشمند ان را ساخته و اکنون اینجا قرار دارد؟

    به نظر شما بدن ما با این همه پیچیدگی و ابهامات حتی برای عالمان علم پزشکی، سازنده ای ندارد؟

    نمایش  
    • Admin گفت:

      در آن صورت تصور می کردیم که حتما کسی آن ساعت را طراحی کرده. مشکل اینجا است که ما آن ساعت نیستیم و امروز می دانیم که مثل یک ساعت از کارخانه بیرون نیامدیم و در اثر تکامل این پیچیدگی ها در طول میلیاردها سال شکل گرفته. این موضوع امروز بطور کامل اثبات و پذیرفته شده که انسان در اثر تکامل و انتخاب طبیعی پدید آمده. شما کامنتی را که در بالا برای کاربر دیگری نوشتم نخواندید.

      نمایش  
  • شاهرخ گفت:

    خدا فقط از طریق مذهب به اثبات میرسه و اگر مذهب نباشه خدا نیست

    نمایش  
    • Admin گفت:

      خدا از طریق مذهب به اثبات نمی رسد ولی یقین به وجود خدا احتمالا فقط از طریق باور مذهبی میسر است. مذهب اساسا چیزی را اثبات نمی کند چون از ابتدا چنین قصدی ندارد.

      مذهب مقوله مربوط به ایمان است و ایمان یعنی پذیرفتن چیزی بدون اینکه نیازی به استدلال داشته باشد. چون اگر چیزی را استدلال کنید در آن صورت گزاره های منطقی و نتایج معتبر دارید که نیاز به ایمان یا مذهب ندارد.

      نمایش  
  • دیدگاه خود را بنویسید

    :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :dance: :cry: :bow: :arrow: :angry-: :?: :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: 8-O 8)

    WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners