جناب نره آدمین، این گونه اخبارهای بیهوده ول کنید، خبرهای …

دیدگاه فرستاده شده در توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان نویسنده: Aynaz.

جناب نره آدمین، این گونه اخبارهای بیهوده ول کنید، خبرهای مهمی مانند این خبر را در سایتتان منتشر کنید… حالا برای پایمال کردن حقوق تورکها میگویید که آنها تورک نژاد نیستند و فلان… برای کوردها چه؟

چاپ دینار عراق به دو زبان عربی و کردی ، کتمان زبان و هویت ترک در ایران ــ اومود اورمولو
بر اساس اخبار رسمی منتشر شده توسط بانک مرکزی عراق از این پس دینارهای عراق دوزبانه چاپ خواهند گردید.
دینارهای عراق از سال ۲۰۱۴ به صورت دو زبانه و کاربرد ۲ زبان رسمی عراق یعنی زبانهای عربی و کردی منتشر خواهند شد. در پشت و روی دینارهای عراقی و همچنین سکه های منتشر شده توسط بانک مرکزی عراق از هر دو زبان به طور وسیع استفاده خواهد شد.
بر اساس گفته های رئیس بانک مرکزی عراق، سیستم بانکی عراق برای رفع مشکلات مرتبط با موضوع چاره اندیشی نموده و گروهی متشکل از کارشناسان خبره را برای تامین زیرساختها چاپ اسکانسهای دوزبانه تعیین نموده و به زودی بانک مرکزی عراق اسکانهای دوزبانه را به صورت رسمی وارد بازار تجارت خواهد نمود. رئیس کل بانک مرکزی عراق از علائم، کلمات، موتیفها و .. دوزبانه ای که از این پس در اسکناسهای عراق نقش خواهند بست به مطلبی اشاره نکرده است.
در حالیکه عراق جنگ زده از سال ۲۰۰۳ با تحقق حقوقی همچون رسمیت چندین زبان به صورت رسمی سراسری و رسمی منطقه‌ای، کاربرد وسیع چند زبان در سیستم آموزشی و تحصیلی عراق، اجرای سرود ملی عراق به چندین زبان، گشایش کانالهای تلویزیونی منتصب به گروههای ائتنیکی و … اکنون نیز چاپ اسکناس به دو زبان به سرعت و جدیت تمام در حال تحق حقوق گروههای ائتنیکی و زبانی موجود در عراق می باشد ما در ایران شاهد سیاست های یکسانسازی وسیع و کتمان تنوعات ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی به صورت وسیع می باشیم به طوریکه اکنون نیز تنوعات یاد شده موجود در این جغرافیا به صورت رسمی کتمان گردیده و گروههای اکثریت مغلوب تنها به سبب تمایز ائتنیکی و زبانی با گروه اقلیت حاکم استعمارگر به عنوان شهروندان درجه چندم دولت تلقی گردیده و از هیچ حقوق اولیه‌ای همچون حق برخورداری از آموزش زبان مادری، حق اداره مناطق ملی خود، حق داشتن مئدیای ملی، داشتن ان‌جی‌او ها، تمثیل در ساختار قدرت و … محروم نگه داشته شده اند. مهمترین ابزار دولت و ملت حاکم برای پدید آوردن جامعه ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری که بر پایه ویژگی های زبانی گروه اقلیت حاکم شکل گرفته به پیش برده میشود.
اولین خواسته فعالین جامعه ترک از هر طیف و گروه فکری برای رفع تبعیضات زبانی متعدد در این جغرافیا رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی بر اساس ضمانت اجرائی قانونی اساسی و عدم تحمیل زبان اقلیت فارس زبان به هر نام و عنوانی می باشد. گروهی از فعالین ترک و مرکزگرا که از تحقق اصل به اصطلاح ۱۵ قانون اساسی فعلی سخن می گویند می باید به این حد از اطلاع و درک از مسائل برسند که در حالیکه در عراق و سوریه شاهد ظهور ۲ دولت کرد خودمختار می باشیم سخن گفتن از اصل ۱۵ قانون اساسی که قابلیت تطابق و پاسخگوئی به نیازهای انسان و جوامع امروزی را ندارد به مانند خاک پاشیدن بر روی آفتاب می باشد. شاید اگر ۱۰۰ سال پیش بود می شد به تحقق اصل ۱۵ امیدوار بود ولی اکنون روند جهانی و منطقه‌ای به شیوه‌ای دیگر بوده و دولت و ملت حاکم نیز یا می باید به مانند امروز در روندی متضاد شنا کنند که نتیجه‌اش از اکنون با توجه به نمونه های منطقه ای و جهانی مشخص هست که به کجا خواهد انجامید ویا می باید به طور سریع به استعمار داخلی گروه های مغلوب پایان داده و سعی در احقاق حقوق گروههای ائتنیکی – زبانی را در پیش بگیرند.

Aynaz همینطور نوشت:

توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان
جناب نره آدمین، لطفا شعارها را تحریف نکیند، اصل آن شعار جعلی که در بالا نوشته اید، بدین گونه است:
آزربایجان بیزیمدی، تاجیکستان سیزیندی


توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان
افغانی‌ها انسان‌های شریفی هستند و به همین دلیل است که آدمین سایت با ارسال چنین پستی، خواسته که خود را به افغانی ها نسبت دهد…. و برای خودشیرینی برای مخاطبان افغانی خود، به دروغ اعلام کرده هواداران تراختور به افغانی‌ها اهانت میکنند و سپس بابت این کار هم از حقوق افغانی‌ها حمایت کرده….
درحالیکه افغانی های شریف، آدمین و کلا ایرانیان فارس را به تخم خود نیز حساب نمیکنند و تلاش آدمین که به سفلیس مغز مبتلا گشته، بیهوده خواهد بود و نخواهد توانست ایرانیهای کثیف را به افغانی‌های شریف و پاکزاد بچسباند….!
زنده باد افغانی‌های غیرتمند…


توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان
آن موقع شما پان‌ایرانیست حیوان و هم‌نوعانت از کجا باید میفهمیدند که چه می‌گوییم؟
حال آنکه روی سخن‌مان نیز با پان ایرانیست‌ها بود…


دیدگاههای دیگر Aynaz

همه چیزمان ترکی؛ نان سنگک هم ترکی
این مهملات که درباره “قدرط” نیمزبان فارسی گفتی را، قبلا در دیگر سایتت یعنی آذرگشنسب

نیز منتشر کرده بودی
http://www.azargoshnasp.com/persianblog/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%86%d9%88-%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%e2%80%8c.html
گفته بودی: «در واقع پان‌ترکیستها بخاطر ترفندکاری تنها گویش فارسی تهران را در نظر دارند و به زبان/گویشهای فارسی و ایرانی دیگر توجه ندارند.»
——————————
در واقع شما پان ایرانیستها هم تنها گویش منطقه خاصی از ازربایجان را در نظر میگیرید و به زبان/گویشهای تورکی سایر مناطق و حتی کشورهای تورک زبان توجهی ندارید…
برای تمام آن کلماتی از زبان به اصطلاح پارسی که در بالا اشاره کردی، معادل تورکی وجود دارد… منتها اینکه اجازه تدریس به زبان مادری در ایران وجود ندارد و ممکن است بسیاری از کلمات به مرور زمان فراموش شوند، بحثش جداست…. و دلایل استفاده از برخی لغات فارسی را باید در اجرای سیاستهای فاشیستی پان ایرانیستی که سعی در نابودسازی زبان و هویت ملل دیگر را دارد، جستجو کرد… اگر برای زبان تورکی هم همانند فارسی، «فرهنگسرای زبان و ادب» وجود داشت، این زبان نیز میتوانست خود را از تاثیرات زبان فارسی مصون دارد…
. یکی از ایرادهایی که به ریشه شناسی عامیانه گرفته می شود این است که عوام (یا همان شما) تلاش می کنند براساس «ظاهر» واژه برای آن ریشه تراشی (و نه ریشه شناسی) کنند. اینکه مردم هر قومی تلاش کنند ریشه لغت ها با هر زور و زحمتی به زبان خود بچسبانند به دور از پژوهش های علمی است. اینکه کلمه ها را به اجزای گوناگون تقسیم کنیم و در زبان خود به دنبال یک معنی برای هر جزء باشیم و در نهایت با کنار هم قرار دادن معنی های به دست آمده، یک معنی جدید «اختراع» کنیم ما را از «علم ریشه شناسی» دور خواهد کرد. و جالب آنکه این گونه ریشه تراشی ها را فقط از جانب فارسزبانان و پان ایرانیستها شاهد هستیم و هیچ گاه نمی بینیم که مردم تورک و روس و عرب دیگران را از این تراوش های ذهنی خود بهره مند کنند.
و اما در مورد پسوندهایی که گفتی تورکی آزربایجانی از فارسی گرفته است!!!
یحتمل این پسوندها در همان زبان موهوم آذری‌تان استفاده میشود! وگرنه در زبان تورکی آزربایجانی برای تمامی آنها معادل وجود دارد… اصلا برخی از انها تورکی است. البته همه زبانها ممکن است از یکدیگر تاثیر بپذیرند و نمیتوان منکر این شد که چند کلمه در تورکی استفاده میشوند که ریشه فارسی دارند…
بغیر از آن کلمات تورکی ای که در بالا اشاره کردید که وارد زبان فارسی شده است، تعداد بسیار زیادی کلمه روسی و انگلیسی و عربی و فرانسوی و … نیز در زبان فارسی وجود دارد… برای مثال کلمه “سپاس” در زبان فارسی از کلمه روسی
спасибо
گرفته شده است…
و یا کلمه “ما” نیز از کلمه
мы
روسی گرفته شده است…
یا کلماتی مثل سماور، کتری، اسکناس، کالسکه، بلشویسم،درشکه…
آپارات، آفتامات، آسفالت، باک، بالانس، برزنت، بکسوات، بکسل، بنزین، پلاتین، پُلُس، تراموا، ترانزیت، ترمز، دیفرانسیل، دینام، رادیاتور، رزوه، رُل، زاپاس، ژیگلور، ساسات، شاتون، شاسی، شلنگ، فابریک، قالپاق، کاپوت، کاربراتور، کوپه (قطار)، گاراژ، لاستیک، لنت، ماشین (به معنای خودرو)، واگن
املت، بیسکویت، پیراشکی، پیک (پیالهٔ مشروب)، چای، چتول (ظرف مشروب)، سوخاری، شکلات، کالباس، وانیل، ودکا، ورمیشل
پالتو، پُرو (لباس)، جلیقه، زیگزاگ، سارافون (که از «سراپا»ی فارسی گرفته شده بوده است)، ساسون، کُرک، کِلوش (نوعی دامن زنانه)، گالش
اشپون، کلیشه، گارسه، گراور، پونت
اپرا، آتریاد، امپراطریس، امپراتور، اوکراین، بالون، بانک، بلیط، پاگون، درشگه، راپورت، شنل، فانوسقه، فرم (در کاربرد لباس)، قرنطینه، قزاق، کالسکه، مانور، مدال، واکسیل، آرتیست، استکان (که از «دوستگانی» فارسی گرفته شده بوده است)، اسکناس، باندرول، بانکه، بایکوت، برلیان، بشکه، بیلیارد، پارتیزان، پاسور، پاکت، پُرس، پریموس، پُز، پُست (به معنی مقام اداری)، پودر، تراخم، چرتکه، چدن، چمدان(«در روسی به ظن قوی از جامه‌دان فارسی گرفته شده است.»، دوجین، دوش، ساخارین، سماور، سیگار، سیگارت، شابلون، شار (در بیلیارد)، شانتاژ، شانس، شماطه، شوت (فرد کندذهن)، شوکا، فامیل، فرز (

دستگاه برش)، فرغون، فوتبالیست، قرنیز، کتلت، کردیت، کمپوت، کمد، گتر (نوار پارچه‌ای)، متقال، مشتوک (فیلتر سیگار)، واکس، وان (حمام)، ویترین، نمسه (نام قدیم اتریش)، …
اگر باور نداری، میتوانی از آدمین آن سایت ضدپانتورکیستی روسی که به سایتت لینک داده، بپرسی…
و اما در مورد کلمات فارسی ای که فکر میکنی معادل تورکی ندارند؛ میتوانی به این سایت مراجعه کرده و هرکلمه ای که به با زور آوردن به مغز بیمارت از خود تراوش میدهی را جستجو کنی و معادلش بیابی تا دیگر مهمل نبافی…
adasozluk.com/en/index.php

ضمنا یه مطلبی هم میخواستم در مورد پسوندها در بالا اشاره کنم که یادم و اینجا میگم:
کلمه “کوچک” از زبان تورکی و از لغت
küçük
ویا
kiçik
وارد زبان فارسی شده، پس کلماتی مثل شاخک (شاخ “کوچک”) پیامک(پیام “کوچک”) و کلا هر تمامی کلماتی که بدین نحو ساخته میشوند، ریشه فارسی ندارند…ریشه ترکی برخی کلمات فارسی
1ـ کلمات فارسی که با پسوند «آق»، «آغ»، «آک»، «اوْک» ختم میشوند. مثال: اتاق، سراغ، الک، یدک، چابک و سایر…
2 ـ کلمات فارسی که با پسوند «مَه//مِه» ختم میشوند. مثال: دکمه//تکمه (دوگمه// دوکمه) ،(
تؤکمه//توْکمه)، قیمه (قیمَه//قیمِه)، سرمه (سوْرمه//سوْرمِه)، چکمه، دلمه، چاتمه، قاتمه، چنباتمه و … (با استثناء کلمات عرب دخیل در فارسی).
3ـ کلمات فارسی که با پسوند «اوق»، «اوْق»، «ایق»، «اوْک» ختم میشوند. مثال: قرق، اَغروق، ایلیق، بلوک، چابک//چابوک و…
4ـ کلمات فارسی که با پسوند «چی»، «چی» ختم میشوند. مثال: سورچی، قورچی، یورتچی، ارابه‌چی، قهوه‌چی، یازیچی و …
5ـ کلمات فارسی که با پسوند «لیق»، «لیق»، «لوق» ختم میشوند. مثال: بوزلوق، قارلیق، باشلوق، اتالیق، باشلیغ
6ـ کلمات فارسی که با پسوند «لاق»، «لاخ» ختم میشوند. مثال: ییلاق، قشلاق، باتلاق. پسوند «لاخ» از قدیمیترین پسوندهای ترکی است که در زبان فارسی داخل گشته و در ساختار لغات بسیاری کاربرد دارد. مثال: سنگلاخ، رودلاخ، نشیبلاخ، سولاخ//سوراخ، دیولاخ و ….
7ـ کلمات فارسی که با پسوند «ماق»، «مق»، ختم میشوند. مثلاً: چخماق، قیماق، تخماق و …
8ـ کلمات فارسی که با پسوند «آر»، «اَر» ختم میشوند. مثال: قاتار (قطار)، چاپار، آچار، چپر، دچار و …
9 ـ کلمات فارسی که با پسوند « اِر»، «اوْر» ختم میشوند. مثال: قاطر، چادر، بهادر و …
10ـ کلمات فارسی که با پسوند «اوْل»، «آول» ختم میشوند. مثلاً: قراووْل، یساول، قرقاول و..
11ـ کلمات فارسی که با پسوند «داش»، «تاش» ختم میشوند. مثلاً: داداش، آداش، سرداش، کونولتاش، یکتاش و…
12ـ کلمات فارسی که با پسوند «غَه//غِه»، «قَه//قِه»، «کَه//کِه»، «گَه//گِه» ختم میشوند. مثال: داروغه، یرقه(یورقَه//یورقِه)، اُلکه (اوْلکه)، الکا (اوْلکا)، جلگه (جوْلگه//جولگه) و…
13ـ کلمات فارسی که با پسوند «قی»، «قو»، «غو» ختم میشوند. مثال: قرقی (قئرقی)، برقو (بورغو)، یرغو (یوْرغو) و … سؤزلر.
14ـ کلمات و افعالی که در ساختار آنها حروف«ق» و «چ» باشد، تماماً منشأ ترکی دارند. مثال: قاچاق، قیچی، قاچ، قارچ، چاقو
15ـ کلمات و افعالی که در ساختار آنها حروف «ک» و «چ» باشد، منشأ ترکی دارند. مثال: کوچ، کوچه، کوچک، چکول، چاک، چابک، کچل و …
16ـ کلمات و افعالی که در ساختار آنها حروف «ق»، «د»، «‌ت» باشد. مثال: قاتر، قاتوق، قره‌قات، قوروت، آنقوت، قتار// قطار و …
17ـ کلمات فارسی که در ساختار آنها «انگ» و «نگ» باشد و یا کلماتی که با این پسوندها ختم شوند. مثال: سرنگ(سورماق)،النگو(النگ،ال در زبان ترکی به معنی دست)، فشنگ، تفنگ، سنگر،زرنگ ، قشنگ ،اوزنگ(افسار)و ..[ به استثناء کلمات دخیل سنسکریت وهندی)
18ـ کلماتی با حرف «ی» شروع میشوند منشأ ترکی دارند. مثال: یام، یامچی، یونجه، یالغ، یال، یله، یان//یون [(در ترکی به معنی اسب است) این کلمه در فارسی به شکل «نریون» و «مادیون»//«مادیان» و با افزودن علامات جنسیّت «نر» و «ماده»//ماد به اشکال فوق در

زبان فارسی وارد گشتهاند]. در بعضی از موارد به اوّل این کلمات پروتئز «پ» علاوه میشود مثال: «پیاله»، «پیام» و.. لازم به ذکر است در بعضی از موارد حرف «ی» کلمات ترکی با حروف«چ» و «ج» عوض میشوند. مثال: یلقه به شکل جلقه// جلیقه، «یرمه» به شکل «چرم»، «یادو» به شکل «جادو»، یده (سنگ مشهور) به شکل «جده» و …..
19ـ کلمات و افعالی که در ساختار آنها حروف «ق» و «ز» باشد ترکی میباشند: قاز، قوزک، قوزه، قزوین، قوز (این واژه به شکل گوژ در زبان فارسی وارد شده است).
20ـ کلماتی که در ساخترشان حروف «ت»، «پ» باشد ترکی هستند. مثال: تپش، تپیدن، تپه، توپال
21- کلماتی که در ساختارشان حروف «چ»، «پ» باشد منشأ ترکی دارند. مثال: چاپار، چپاول، چپر، چاپ و….
22ـ کلماتی که در ساختارشان حروف «چ» و «غ»// «ج» و «غ» باشد منشأ ترکی دارند. مثال: بوغچا//بقچه، غنچه،‌ چاغ، چوغول//چغلی، جیغ،
23-کلمات فارسی که با پسوند «مان»(مان در زبان ترکی پسوند شدت است). مثلا : آرمان ،سازمان،آسمان(بسیار آس=بسار آویزان) و…

پسوند ها و پیشوند های ترکی در فارسی:

مه me (از گروه مهme و ما ma ):
در ترکی برای منفی کردن فعل امر – امر منفی یا نهی- با توجه به قانون فنوتیک (از نوع اینجه ince یا قالینkalın ) یکی از حالات مه me و ما ma بکار می رود. مثل:گئت : برو گئتمه: نرو. در منفی کردن فعل در فارسی از نه ne استفاده می شود ولی در اثار فارسی قدیم
از مه me استفاده میشده است. یعنی مه me به نه ne تبدیل شده است. مثل: مرو mero- نرو nero و گاهی هم وند ما ma در ترکی به شکل نا na بکاررفته است. مثل نامرد namerd

گون gün و گن gen و گین (از گروه گون gün-gun، گین gin، گنgın ، قون qun-qün، قین qin، قن qın):
این وندها در ترکی برای نشان دادن حالت بکار می روندکه فقط گون و گن از این گروه بفارسی وارد شده است. مثل گوناگون gunagun ، چگونه çegune ، همگن hemgın، گونه gune و…
مثال ها در ترکی:
وورقون vurqun : عاشق / قیزقین qızqın : عصباتی / جوشقون coşqun : جوشان و مهیج شده / ویرقین vırqın : بلا / خشمگین xəşmgin / غمگین qamgin
وند های دیگری در ترکی برای حالت وجود دارد.
مثل : شیخ şıx (حالت و وضعیت) مثلا بو شیخدا bu şıxda(با این حالت)
شین şin (قیافه و چهره) مثلا ساری شین sarışin (زرد قیافه)، قره شین qərəşin (سیاه چهره)
و …

دان dan :
این وند برای نشان دادن ظرف یا قاب نگهداری است. در نمونه های قدیمی ترکی که به فارسی رفته می توان به مثال های زیر اشاره کرد.
زندان (ایزیندان) ایز(نظارت و مشاهده، رد و اثر) ین +دان
دندان :دن (دانه سفید)+دانکده kede و کد ked (از گروه کنت kent و کد ked و کده kede ):
این وند در معنای روستا و شهر است . (در ترکی به روستا لغات کنت kent و کوی küy-köy و اؤی öy و برای لغت شهر لغات بالقاسون balqason و بولیک bolık و شار şar و اور ur بکار می رود). این وند از وند های مکان ترکی می باشد. مثل : دانشکده danışkede / کدخدا (کنت خدا) kedxudaگاه gah (از گروه گاه gah و قاه qah و گه geh):
این پسوند مکان مشهور در فارسی است. هر کدام از اشکال این وند با قانون فنوتیک به کار میروند. دوشکل آن در فارسی نیز بدون رعایت قانون فنوتیکی بکار می روند . مثل: خوابگاه xabgah – خوابگه xabgeh
این پسوند در اصل بشکل قاه qah است مثل کلمه خانقاه xanqah
وار var :
این کلمه در دو شکل دربه فارسی وارد شده است. یکی به شکل پسوندی وار var در پسوند های کلمات (بعنوان پسوند شباهت) و یکی هم از ترکی شرقی به شکل اسمی بار bar که به معنی ثمره و میوه بکار رفته است. مثل : بؤیوک وار: بزرگوار / ماهوار و…ش ş (از گروه یشiş – وشuş -شş ) :
این پسوند در ترکی اگر به فعل اضافه شود و فعل بسازد حالت دسته جمعی و هم به فعل می دهد (شبیه به پسوند یت ıt که از فعل اسم دسته جمعی می سازد یاشیت yaşıt / یا پسوند داش daş که به اسم حالت دسته جمعی و هم می دهد مثل داداش dadaş یولداش yoldaş و …)
مثل : اؤپوشمک öpüşmek : باهم روبوسی کردن / گؤروشمک görüşmek: دیدار کردن / یازیشماق yazaşmak : مکاتبه / گولشمک güleşmek : کشتی گرفتن ولی اگر با افزودن این وند به فعل اسم ساخته شود شیوه و حالت فعل را بیان می کند. مثل : چالش çalış / تلاش telaş / جنبش cunbuş/ چکیش çekiş / گئدیش gediş / کوشش kuşeşین in (از گروه ون un و ینin):
این وند در اسم ها بکار می رود. مثال : در ترکی در (بشکل اسمی) به معنی عمق می باشد که اگر وند بالا را بگیرد می شود درین derin : عمیق / درآز deraz : کم عمق. در فارسی :

مثل : سنگینsengin / چرکین çirkin و…گل gül (از گروه گیل gil- گول gül- قیلqil – قولqul):
مثال : یونگول yüngül : سبک/ خوشگل xoşgülبر ber (از گروه برber و بری beri) :
بر در ترکی معادل رخ در فارسی است. بری beri : به این سمت،به سمت بالا / اؤته öte : به آن سو. بره بیتیرمک bere bitirmek : به رو روییدن (در اصلاح به معنی فایده داشتن) مثل افسوس بره بیتیرمز : افسوس سودی ندارد. این وند در فارسی کاربرد فراوان دارد. مثل : برداشتن ber daşten و…

وازvaz – باز baz :
هر دو پیشوند در فارسی به معنی گشاد وارد شده اند.مثل: واز گئچمک vaz geçmek :در اصلاح به معنی بی خیال شدن / دروازه dervaza ولی پسوند باز خود نیز به عنوان پسوند علاقه نیز به فارسی وارد شده است.

چه çe(از گروه چهçe -جهce -چاça -جاca):
از وند های تصغیر ترکی است. در ترکی پسوندهای تصغیر دیگری هم مثل جیک cik وجود دارد. از نمونه های ترکی که به فارسی وارد شده است : پاچه (پاچاpaça) / کلوچه kuluçe / پارچه (پارچا parça) و…

توق tuq :
از پسوند های مکان است و شبیه به گاه است. مثل : قولتوق qoltuq : زیربغل / پاتوق patuq : پایگاه. جالب توجه است که کلمه پا pa در ترکی باستان نیز به معنی آیاق ayaq و قیچ qıç به شکل با ba بکار رفته است ولی منشا اصلیش معلوم نیست که ترکی است یا

فارسی.

مان man (از گروه مان man و منmen):
اگربصورت اسم باشد به معنی ناقص و عیب است ولی در شکل وند به معنی شدت است. مثل : دگیرمان degirman : آسیاب / اؤیرتمن öyretmen : معلم / آرمان arman (آرامان araman : بسیار جستجو شدنی) / درمانderman / سازمان sazman و…
البته باید اشاره کرد که این وند در ترکی باستان به شکل پان pan بوده است که امروزه در ترکی قزاقی در کلماتی مثل آسپان aspan (شکل اصلی لغت آسمان asman ) بکار می رود.

چی çi(چیçi – جیci – چوçu – جوcu ):
حالت فاعلی به اسم میدهد. مثل تفنگ چی tüfengçiانگ eng:
وقتی به اسمی یا فعلی اضافه می شود به معنی وسیله آن اسم یا آن کار می شود. مثل : سرنگ soreng (وسیله سورماق sormak) / النگو elengu (وسیله ال əl)خانه xane (از گروه خاناxana – هانا hana – انا ana) :
از پسوند های مکان ترکی است که به فارسی در معنی ائو / ev هم وارد شده است. مثل : خسته خانا xəstə xana (خسته هانا hastane) / آستانا astana : در ترکی قدیم و ترکی شرقی به معنی پایتخت başkent می باشد (آستانه astana پایتخت قزاقستان kazakistan ) آست ast در ترکی مخالف اوست üst است. مثل آستار astar ، آستین astın

بان ban :
این پسوند ترکی در فارسی اولیه به شکل پان pan بکار میرفته که به تدریج دوباره به شکل ترکی خود باز گشته است. مثل لغت چوپان çuban (که در ترکی به شکل چوبان çoban بکار میرود. چو ço در ترکی قدیم به معنی گوسفند qoyun است. مثل لغت چودارçodar)دارdar (از گروه دارdar – درder):
این وند از پسوند های محافظت و پیشه به حساب می آید و با توجه به قواعد فنوتیکی یکی از حالات ان به کار می رود. مثل : ائلدار ildar / صفدارsefdar (صفدرsefder) / چودارçodar به معنی گوسفند دار و…

ستان stan (از گروه یستانistan – وستانustan ):
این پسوند ریشه کلمه استان ustan است که هم معنی با بیگلربیگی beyglerbeygi می باشد. که فقط یک حالت ان به فارسی وارد شده است.

یک ik و وک uk(از گروه یک ik – وک uk-یق iq – وقuq ):
این پسوند از وند های صفت ساز در ترکی است. مثل کلمه چابک çabuk و تاریک tarikشن şən و شان şan:
این از پسوند های وضیعت در ترکی می باشد. مثل : گلشن gülşən / پریشان perişanوانvan و آوانavan و آباد abad و اوا ova:
این پسوند از وند های مکانی ترکی می باشد که در فارسی نیز کاربرد فراوانی دارد. ریشه این وند به کلمه اوov در ترکی باستان که معادل ائوev در ترکی جدید است بر میگردد.
قهqe و گه ge (از گروه قا qa- قه qe -گا ga – گه ge):
از پسوند های مکان و ابزار ترکی است که علاوه بر فارسی به زبان هایی مثل روسی نیز وارد شده است. در فارسی حالت گه ge در مفهوم مکان و در روسی قا qa در مفهوم مکان و ابزار رایج است. مثل کلماتی مثل جلگه colge در فارسی و ناسیرقا nasırqa (فرغون)
در روسی . در ترکی مثل لغات آتیشقا atışqa (محل پرتاب) / بؤلگه bölge (منطقه) / داشقا daşqa (گاری)پسوند های بسیار دیگری از ترکی به فارسی رفته اند که به چند مورد دیگر زیر اکتفا می کنیم.
لاق laq در سنگلاخ senglaq و باتلاق batlaq / سارsar و زار zar در گلزارgülzar و گلسار gülsar / قارqar و گارgar در ایلقار ilqar (وعده) و آموزگار amuzegar و روزگار ruzgar / آلal در گودال godal / پاد pad و پد pəd به معنی ضد zid چیزی

/ و…

نکته: یکی از نشانه های وند های ترکی در فارسی چند حالته بودن آنها است که در ترکی با استفاده از قوانین هماهنگی اصوات یک یا چندی از این حالات بکار میرود. مثل وند پاد pad و پد pəd به معنی ضد zid چیزی
که در حالتی که مصوت های کلمه قالین kalın باشند پاد pad و اگر اینجه ince باشند پد pəd بکار می رود. ولی در فارسی چون این قانون وجود ندارد اشتباه بکار برده می شوند مثل پد افند pəd afənd و گاهی نیز از معنی خود دور می شوند مثل پادشاه padışah.

استاد ملك شعراء بهار در باره تأثير زبان عربي و تركي در ساختار زبان فارسي ميگويد:

گرچه عرب زد چو حرامي به ما
داد ولــــــــــي دين گرامي به مـا
نصف زبان را عرب از ياد بــرد
نصف دگر لهجه به تركان سپرد.

*****

بعد از زبان عربي، زباني كه بيشترين تأثير را در زباني فارسي گذاشته است. زبان تركي

است، اين تأثير هم از لحاظ فونتيكي و هم از لحاظ لغوي بوده است.

*****
طبق آمار اداره ثبت احوال ايران 45 ./. اسامي ايراني منشأ عربي دارند. [البّته بيشتراين اسامي منشأ، عبري، آرامي، سورياني و.. دارند امّا عربي محسوب شدهاند.]

*****

زبان فارسي تا بحال هيچ الفبائي نداشته است. مولف «فرهنگ نظام» ميگويد: ايرانيان از حيث خطّ مايه افتخار ي ندارند. خطّ و الفباي ميخي را به واسطه بابليها از سومريها اخذ كردهاند. خطّ اوستائي را توسط كاتبان سرياني اوستا از عاشور//آشور و الفباي كنوني را از عربي به عاريت گرفتهاند. اعدادي كه امروزه در ايران رايج است. اعداد «هندي» است. (مقدمه. جلد يك)….


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به جناب نره آدمین، این گونه اخبارهای بیهوده ول کنید، خبرهای …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners