کتاب سوزی اعراب در ایران

کتابخانه ها و کتابسوزی در ایران

پیرامون کتابسوزی اعراب این نوشته را از من بخوانید. همینطور کتاب “دو قرن سکوت” و منابع مطلبی که در ادامه می آید و از اینجا نقل شده:

مدتها بود که موضوع کتاب سوزی و رفتار اعراب با فرهنگ ایران ذهنم را مشغول کرده بود، پس بر آن شدم که در این زمینه دست به تحقیق بزنم و سعی‌ نمودم که از منابع معتبر و با ذکر صفحه کتب بهره گیرم.از آسیبهای معنوی حمله اعراب هرچه نوشته و گفته شود کم است. پیرامون کشتار و چپاول ایرانیان در زمان حمله اعراب تاریخ نگاران معروف اعراب و ایرانی مانند : ابن خلدون , البلاذری , مسعودی , ابن هشام , ابن حزم , بلعمی , ثعالبی , شویس عدوی و… در کتابهای تاریخ نگاشته اند. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. ایرانیان به سبب عظمت کشورشان کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در برداشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و بدین سبب علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود.

ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید: ( دو قرن سکوت ص ۹۸ )« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.»

همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸ ) چنین می نویسد:« وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.»

زنده یاد دکتر زرینکوب در کتاب ۲ قرن سکوت (انتشارت امیرکبیر ص ۹۶،۹۷) با تحلیلی منطقی به بررسی کتاب سوزی اعراب می پردازد:« شک نیست که در هجوم تازیان ، بسیاری از کتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است .این دعوی را از تاریخ ها می توان حجّت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تأیید می کند . با این همه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند و این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است…نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب ها مانده است که نام ونشانی از آنها باقی نیست…پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است. باری از همه ی قراین پیداست که در حمله اعراب بسیاری از کتاب های ایرانیان، از میان رفته است.»

مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )می‌نویسد «یکی از آثار شوم و زیان‌بخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله می‌افزاید:«…سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلال‌الدین همایی را می‌آورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگی‌ها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابی‌وقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.»

دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکره الشعرا (صفحهٔ ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد: “عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور( به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید: این چه کتاب است؟ (مرد) گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان(زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند”

باری، بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این سبک مغزان افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.

روانشاد دکتر زرینکوب در کتابش(انتشارت امیرکبیر ص۹۵،۹۶) این بار به بررسی رفتار اعراب با زبان و خط ایران می‌پردازد و میگوید:« عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخراین بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنان را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هر جا که در شهر های ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند…شاید بهانه ی دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد.»

در واقع از ایرانیان حتی آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. در کتاب تاریخ بخارا (صفحه ۷۵ چاپ تهران)آمده است:« مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت.» با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.

در پایان به ذکر سخنی در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵) از زبان خسرو پرویز  میپردازم که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند….

امید است امروزه بتوانیم هرچه بیشتر در حفظ فرهنگ و ادب زبان فارسی‌ بکوشیم.

برگرفته از:

کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)

کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)

کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)

کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)

کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)

کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

کتاب تذکره الشعرا (صفحهٔ ۲۶)


نقل از : “راه راستی ” www.farshidh.blogfa.com/

You can leave a response, or trackback from your own site

پیوند کوتاه به این نوشته:

۳۱ پاسخ به کتاب سوزی اعراب در ایران

  • فرشید گفت:

    درود بر شما

    خوشحالم که این مطلب از تارنگار “راه راستی‌” مورد توجه شما هم قرار گرفته است

    پاینده باشید

    نمایش  
  • admin گفت:

    درود بر شما هم میهن گرامی_ من در هنگام جستجو در گوگل با تارنگار شما آشنا شدم موضوعی که شما اشاره کردید یعنی \کتابسوزی\ از مسایل مورد مناقشه ای است که هم پان عربیستها و هم اسلامگرایان به هر نحو ممکن می خواهند آن را انکار کنند اخیرا وهابیون هم به این جمع پیوستند و درباره ی هویت ملی ما و حمله ی عرب مطالبی را منتشر می کنند از آنجا که شما نوشته هایتان را بر روی سرویس بلاگفا انتشار دادید که هر آینه امکان حذف مطالب آن وجود دارد و از طرف دیگر برای سرچ انجینها مناسب نیست من این نوشته را اینجا کاپی کردم تا به هر علت حذف نشود به شما هم پیشنهاد می کنم از سرویس بلاگ وبگاه
    http://www.webgah.org
    استفاده کنید که مخصوصا برای انتشار مطالب ملی و بالا رفتن روی گوگل بهینه شده و همه ی مطالب را هم بر چسب بزنید ضمنا این عبارت ایراد داشت که تصحیح شد لطفا در تارنگار خودتان تصیحیح کنید _ با آرزوی سرافرازی

    «ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید: (نقل از تاریخ طبری چاپ مصر صفحه ۲۸۵،۲۸۶ )« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.»

    نمایش  
  • فرشید گفت:

    درود بر شما

    از اینکه زود قضاوت کردید و بنده را با تجزیه طلبان مقایسه کردید تعجب کردم

    خوشحالم که دریافتید که منابع هیچ مشکلی‌ ندارند و متن مورد نظر در مقدمه کتاب تاریخ طبری به درستی‌ ذکر شده است

    اما گله دیگر بنده از شما پان ایرانیست گرامی‌ این است که انتظار داشتم وقتی‌ مطلب را بطور کامل کپی‌ نمودید نام تارنگار و آدرس آن را هم به نگاره خود می‌‌افزودید

    از رهنمائی شما هم ممنونم…بی‌ شک من نیز از مطالبم نسخه پشتیبان دارم

    اهورا مزدا قلمتان را توانمند

    اندیشه تان را پایدار

    وجود تان را از شر اهریمنان ، محفوظ دارد
    http://www.farshidh.blogfa.com

    نمایش  
    • admin گفت:

      فرشید جان نشانی تانگار شما در همان ابتدای مطلب موجود است که گویا متوجه آن نشدید و درباره ی بقیه ی موضوعات هم پاسختان را به صورت خصوصی ارسال کردم _پیروز باشید

      نمایش  
      • فرشید گفت:

        درود بر شما
        البته که خط اول نگاره را دیدم اما منظور بنده ذکر نام و آدرس تارنگار هم بود که به رسم معمول اضافه میگردد
        در ضمن همان عبارت ابن خلدون در صفحه ۹۷ کتاب ۲ قرن سکوت (انتشارات امیر کبیر) هم آمده است
        ابن خلدون در کتاب 6جلدی خودش به نام العبر، در مقدمه اش اشاره با این قضیه می‌کند
        مصحح کتاب تاریخ طبری چاپ مصر، در مقدمه کتاب، در توضیح این ماجرا، از ابن خلدون به عنوان شاهد مدعا استفاده کرده است
        همچنین تعدادی کتاب بصورت فایل پی‌ دی اف در اختیار دارم اگر مورد خاصی‌ مد نظر داشتید خوشحال میشم که برای شما ارسال کنم
        همیشه پوینده باقی‌ بمانید

        نمایش  
        • admin گفت:

          پیروز باشید دوست من _ نام تارنگارتان را به انهای مطلب هم افزودم و نشانی آن نقل قول در دو قرن سکوت مفید بود که تصحیح کردم . در مورد کتابها هر کتاب مفیدی که در موضوع ایرانشناسی یا تاریخ و هویت ملی دارید را می توانید برای من مستقیما بفرستید تا بر روی کتابخانه قرار دهم یا اینکه خودتان یک بلاگ روی وبگاه که سیستم وبلاگ من است بسازید و آنها را آپلود کنید -با سپاس

          نمایش  
  • ahura گفت:

    من نمی دانم از این فتنه دامن زدن ها و جستجو به دنبال دشمنی های دیرین و فروخفته چه بهره ای می برید؟ اگر فرض کنیم که عرب کتاب سوزاند که اینگونه نیست، آیا این کتابسوزی با کتابسوزی مغول و از بین بردن صدها بلکه هزاران نسخه خطی دانشمندان و فرهیختگان ایرانی قرن ششم و هفتم قابل قیاس است؟ تصور کنید روند رو به رشد فرهنگ و تمدن ایرانی که از پیوند دو ملت عرب و ایران آغاز شده بود، چگونه با حمله وحشیانه جماعت مغول متوقف و نابود شد؟ آیا قبل از ورود مسلمانان به ایران، ابوریحان ها، ابوعلی سیناها، خوارزمی ها، فردوسی ها، رودکی ها، رازی ها، سنایی ها، سعدی ها، مولوی ها و دهها بلکه صدها شخصیت ارجمند و فرهیخته ایرانی، وجود داشتند؟ بی تردید ظهور چنین شخصیت هایی صرفا مدیون اسلام ومسلمانان نیست بلکه نتیجه ورود مسلمانان و در پی آن رهایی ملت فرهیخته ایران از یوغ روحانیان حاکم در روزگار ساسانی بوده است. خودتان قضاوت کنید پس از ورود مغول به ایران، دیگر چنین شخصیت هایی ظهور کردند؟ اگر بگویید حافظ در قرن هشتم و بعد از حمله مغول ظهور کرد باید بگویم که ایشان در شیراز برکنار مانده از حمله وحشیانه مغول ظهور کرد و پس از این قرن، دیگر چه کسی ظهور کرد؟ آیا جامی در قرن نهم و یا صایب تبریزی در قرن دهم یا یازدهم هم طراز سعدی و حافظ و مولوی و فردوسی و ابن سینا و خوارزمی و ابو ریحان و زکریای رازی است؟ طبعا نیست؟ چرا به جای اینکه دیوار بلند جدایی اسلام و ایران و عرب و ایران را از بین ببریم و مانند گذشته این دو ملت را به هم پیوند زنیم، همچنان آب در آسیاب دشمنی و عداوت این دو ملت می ریزیم غافل از اینکه همراهی این دو ملت چه انرژی و قدرت عظیمی برای تغییر دنیا ایجاد خواهد کرد. فرض بر اینکه شمار اندکی از عرب این کار را کرد، آیا باید گناه این عده را به تمام مسلمانانی که برای پیوند این دو ملت خدمت ها کردند، تعمیم دهند و همگی را با یک چوب برانیم. یادمان نرود سعدی در مرگ یکی از همین خلفای عباسی چه مویه ها و مرثیه ها سر می دهد و حافظ شیرازی در مطلع یکی از غزلهای خویش چنین می فرماید: اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست– زبان خموش ولیک دهان پر از عربیست. دکتر حمیدیان یکی از استادان برجسته زبان و ادب فارسی در پاسخ به آنان که می کوشند تا زبان فارسی را از واژگان عربی تخلیه کنند می گوید: این افراد می کوشند تا از زبان فارسی شیری بی یال و دم و اشکم بسازند. بیایید پیوند دیرین این دو ملت بزرگ و متمدن را بار دیگر گره بزنیم و به تعبیر خود حافظ : درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد — نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد.

    نمایش  
    • sorena گفت:

      شما که سنگ عرب به سینه میزنی از وطن فروشی به بیگانه بدت نمیاید اکید تو ایرانی نیستی ای خاک بر سرت وطن فروش اسلام گرا

      نمایش  
    • moh3n(Hagh) گفت:

      جواب اهورا که واقعا لیاقت این اسمو نداره!!! تو نمیخواد سفیر صلح سازمان ملل باشیو این دو نژادو آشتی بدی! تو در اون حد نیستی که بخوای تمدن ثابت شده پارس رو زیر سوال ببری! در ضمن در اون حد نیستی که بخوای از مکتب بزرگی به اسم الامو زیر سوال ببری! اسلام دین جهانیه و مال اعراب کثیف نیست! منتها چون بینهایت خفت بار زندگی میکردن اسلام از اونجا طلوع کرد! خدا تو قران میگه اگه ما این دین رو به غیر از اعراب نازل میکردیم هیچ وقت این قوم اسلام نیاوردن!( سوره حشر ایه 8) فکر نکن که من از اون ادمای مذهبیم که کاملا اشتباه فکر میکنی ولی کتاب زیاد خوندم! دین مال اینه که ادم درست زندگی کنه و حقوق هم نوعاشو رعایت کنه! افرادی مثل تو که هیچی نمیدونن و هیچ اگاهی ندارن و میخوان از دین دفتع کنن بیشترین ضربه رو به پیکر مقصودشون میزنن! اسمتم بزار عثمان که این اسم واسه امثالی مثل تو مناسبتره! امثال ممن تورو هیچ وقت تورو به چشم یه هم وطن نگاه نمیکنن و تو و امثال تورو وطن فروش میدونن

      نمایش  
  • babak navidi گفت:

    با سلام
    در پاسخ به دوست عزیز
    \من نمی دانم از این فتنه دامن زدن ها و جستجو به دنبال دشمنی های دیرین و فروخفته چه بهره ای می برید؟ \
    از کدام ملت متمدن عرب در زمان حمله به ایران نام میبرید که اکنون خواهان گره زدن مجدد پیوند این دو ملت بزرگ و متمدن هستید.آیا میتوانید گوشه ای از تمدن این عرب مورد ادعای شما را قبل از حمله اعراب بادیه نشین بیایان گرد به ایران ، برای ما بازگو نمایید.آنان که شهر تیسفون را شهرها(مدائن) نامیدنند.
    لکن هدف از این مسائل این است که هنوز آن اعراب بر این دیار حکومت مینمایند.حال عمر، ابوبکر و عثمان و یادست نشاندگان حماس وسید نصراالله. لذا مبارزه و مخالفت ها ادامه می یابد.اگر غیر از این است لطفا گوشه از آزادی ها و نشانه های این هم پیوندی را در شرایط کنونی در ایران نام ببرید

    نمایش  
  • ونوس گفت:

    من خیلی خیلی از شما تشکر میکنم چون مدتها بود میخواستم در مورد این قضیه مطالعه داشته باشم ولی فرصت ان پش نمی امد و الان پیش زمینه ای پپیدا کردم تا با مطالعه دقیق تر منابع ذکر شده از تاریخ وطن عزیزم اگاهی پیدا کنم و اشکارا با نظر اقای اهورا مخالفم وچنین دیدگاهی برام بسیار دردناک بود

    راستی من الان تشنه خوندن کتابهای تاریخی در مورد ایران هستم و از شما راهنمایی بیشتری میخواهم که فهرستی از کتاب های معتر تاریخی از هخامنشیان تا … برایم ارسال کنیدو پپیشاپیش بخاطر
    راهنماییتان از شما کمال تشکر را دارم

    درود به همه ایرانیان

    نمایش  
    • admin گفت:

      درود دوست گرامی

      تعداد زیادی از کتابهای تاریخی به صورت رایگان و برای دانلود مستقیم در این نشانی قرار دارد

      http://www.ketab.co.nr
      یا

      https://tarnama.org/library.htm
      http://tarnama.org/library.htm

      نمایش  
      • artemis گفت:

        درود من در به در دنبال کتاب تارخ طبری به صورت کامل و بدون سانسور هستم که خوشبختانه تو سایت تارنما پیدا کردم اما سایت چون فیلتره دانلود با فیلتر شکن هی قطع میشه و خیلی طول میکشه که کلا ادم منصرف میشه لطف کنید کتاب رو در یک سایت اپولود پر قدرت مثل فورد شارد اپ کنید تا بتونیم راحت دانلود کنیم اگه اپ کردین ادرسشو میل کنید برام سپاس گزارم از شما به خاطر اگاهی دادن به هم میهنان پاینده ایران بدرود

        نمایش  
        • admin گفت:

          اینکه سایتهای من در آزادترین کشور دنیا تحمل نمیشود البته ناراحت کننده است اما این هم که من هفتصد مگابایت را مجددا برای شما روی سرور شر آپلود کنم یک مقدار زیاده روی است

          شما می توانید از نشانی اس اس ال سایت استفاده کنید

          https://tarnama.org/library.htm

          و برای دانلود هم از برنامه ی دانلود منیجر استفاده کنید که هر وقت قطع شد مجددا از همانجا ادامه می دهد اگر مرورگرتان فایرفاکس است یک برنامه ی دانلود منیجر خود فایرفاکس به صورت پلاگین دارد

          https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/201/
          و به هر صورت دانلود کردن آن کار ساده ای است

          نمایش  
  • zari گفت:

    vaqean azin postetun mamnunam cheqad 2nbale hamchin matlabi migashtam
    noqte qovatesh ine ke manabee kamel zekr shodan
    tnx so alot

    نمایش  
  • navid گفت:

    مرگ بر اعراب که تمدن و تاریخ ما رو از بین بردن و تا تواستن ما رو تحقیر کردن من به شخصه تشنه به خون اعراب هستم

    نمایش  
  • shadmehr گفت:

    ایا میتوان گفت ما قبل از حمله اعراب وحشی و قاتل هیچ اثر و کتاب و دانشمندی نداشتیم .تا ان جایی که خود پیامبر که دانش اگر در ثریا باشد ایرانیان به ان دست خواهند یافت

    نمایش  
  • shadmehr گفت:

    چه قتل و غارت هایی که این اعراب سوسمار خور در ایران انجام ندادند بعد ما مکه میرویم

    نمایش  
  • ahora گفت:

    زنده باد کوروش کبیررررررررررررررررررررررررر

    نمایش  
  • ادشته گفت:

    سلام به همه عزیزان و تشنگان حقیقت.به قول شاعرمون که میگه:گشتیم نبود نگرد نیست.من حدود 9 ساله که تقریبا زندگیمو گذاشتم رو این کار و تا دلت بخواد خوندم و تحقیق کردم .نمیگم با سوادم ولی سواد خیلی از بزرگا رو تو کتابشون خوندم اما تو این مدت هر سری با یه مطلب جدید رو به رو شدم که میشه گفت کاملا ناقض نوشته قبلی بود.شاید بعضی از شما هم مثل من تو این شرایط افتادین واقعا وحشتناکه وقتی تو یه لحظه تموم اونایی که تا دیروز فکر میکردی حقیقت محضه یکی دیگه بیاد با دلیل و سند دندان شکن ردشون کنه.به هر حال منو هم از علم بی نهایتتون بی نصیب نذارین.
    در ضمن وبسایتم جدیده هنوز به طور راه نیفتاده.

    نمایش  
  • Navid گفت:

    من با متن بالا کار ندارم فقط به شما جواب میدم ، ما با اسلام مشکلی نداریم اگر این طور بود مردم ایران به هیچ وجه اسلام را قبول نمیکردند
    تنها مشکل اساسی ما با عرب سگ صفت ، بنی امیه است. :-x

    نمایش  
    • admin گفت:

      اینکه « ما با اسلام مشکلی نداریم» بسیار قاعده کلی است و به همین کلیت و عمومیتی که شما گفتید قطعا نمی تواند درست باشد اسلام یک مفهوم مشترک و یکسان نیست که ما بخواهیم مشکلتمان را در قیاس با آن سنجش کنیم چون حتی گروههای مسلمان شیعه و سنی یا مثلا سلفیها با یکدیگر مشکل دارند و همگی هم خود را مسلمان حقیقی می خوانند اما اگر منظورتان این است که مشکل اصلی ما اعتقادات مردم نیست تا حدی این گفته می تواند درست باشد به نظر من بزرگترین مشکل جامعه ی ایران پس از اسلام و حتی پیش از اسلام دستگاه روحانیت است و البته این خاصیت در همه ی جوامع از بین النهرین تا مصر باستان تا اروپای مسیحی و … مشترک بوده که هرگاه روحانیت در جامعه قدرت گرفته جامعه رو به فساد رفته و این صرفا ارتباطی با آیین خاصی ندارد

      نمایش  
  • kazemita گفت:

    دکتر فرانز رزنتال، استاد دانشگاه ییل در ذیل جمله نقل شده توسط ابن خلدون در پاورقی این کتاب می‌‌نویسد[۱]:

    This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the
    celebrated library in Alexandria

    به دیگر سخن، او این گفته ابن خلدون را که خلیفه دوم دستور به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان داد، را کپی‌ برداری از “افسانه مشهور” سوزاندن کتابخانه اسکندریه توسط مسلمانان می‌‌داند.

    کلی ترامبل، نویسنده کتاب “کتابخانه اسکندریه” بر این باور است که اکثر دانشوران امروزی داستان تخریب کتابخانه اسکندریه به دست مسلمانان را نا معتبر می‌‌دانند[۲]:

    Today most scholars have discredited the story of the destruction of the Library by the Muslims

    دکتر برنارد لوییس، استاد دانشگاه پرینستون، در مقاله‌ای دلایل خود را بر جعلی بودن کتابسوزی اسکندریه مصر توسط اعراب ارائه می‌‌کند و به ریشه یابی‌ به وجود آمدن چنین ادعائی می‌‌پردازد. او با اشاره به شباهت روایت ابن خلدون در دستور عمر به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان با دستوری که از وی در سوزاندن کتابخانه اسکندریه نقل می‌‌شود نتیجه می‌‌گیرد که این هر دو ادعا از جنس باور‌های عامیانه هستند[۳]:

    The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character

    متیو بتلز، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب “کتابخانه: تاریخی‌ پر سرو صدا” ریشه افسانه کتابسوزی اسکندریه را چنین می‌‌نگارد[۴]:

    the story as we know it may have been invented by one Ibn al-Qifti, a twelfth century Sunni chronicler. According to the Egyptian classicist, Mostafa el-Abbadi, al-Qifti may have invented the story to justify the sale of books by the twelfth-cntury Sunni ruler Sladin, who sold off whole libraries to pay off his fight against the Crusaders.

    منابع

    1. The Muqaddimah, an introduction to history By Ibn Khaldun, translated by Franz Rosenthal, p. 373 قابل دسترسی‌ در اینجا
    books.google.com/books?id=FlNZ5w … nt&f=false

    2. Kelly Trumble, The Library of Alexandria, Robina MacIntyre Marshall, p. 51, قابل دسترسی‌ در اینجا
    books.google.com/books?id=-qvIyv … ed&f=false

    3. Lewis, Bernard. “The Vanished Library”. The New York Review of Books. 37(14). 27 September 1990قابل دسترسی‌ در اینجا
    nybooks.com/articles/3517

    4. Library: an Unquite History By Matthew Battles, قابل دسترسی‌ در اینجا
    books.google.com/books?id=L5O-v2 … ti&f=false

    نمایش  
    • admin گفت:

      درود دوست گرامی گویا مقاله ویکی را هم شما ویرایش کردید؟ اگر چیزی را می خواهید از جایی نقل کنید عینا نقل قول را بنویسید نه نظر شخصی خودتان را

      در مورد رزنتال ایشان استاد زبان عبری و متخصص در زبانهای سامی است و متخصص تاریخ نیست. مطلبی هم که از ایشان نقل کردید نشان نمی دهد که این داستان کپی برداری از کتابسوزی کتابخانه اسکندریه بوده کما اینکه برنارد لوییز دقیقا خلاف همین مطلب شما را درباره کتابخانه اسکندریه نوشته که آن هم از مرجع خودتان است.

      اینکه مقدمه ابن خلدون از العبر یا تاریخ ابن خلدون اعتبار کمتری دارد مهملات مرتضی مطهری است و ما این حرفهای آخوندی را جدی نمی گیریم. «مقدمه» مهمترین کار ابن خلدون است و به واسطه آن شناخته می شود و باز در ترجمه انگلیسی مقدمه که خودتان دادید صفحه ی ۳۷۳ آمده

      tinyurl.com/3bz6bjb

      When the Muslims conquered Persia and came upon an indescribably large number of books and scientific papers, Sa’d b. Abi Waqqas wrote to ‘Umar b. al-Khattab’, asking him for permission to take them and distribute them as booty among the Muslims. On that occasion, ‘Umar wrote him: ‘Threw them into the water. If what they contain is right guidance, God has given us better guidance. If it is error, God has protected us against it.’ Thus, the (Muslims) threw them into the water or into the fire, and the science of the Persians were lost and did not reach us

      ترجمه فارسی: «زمانی که مسلمین ایران را فتح کردند و به تعداد غیر قابل توصیفی کتاب و جزوات علمی رسیدند؛ سعد بن ابی وقاص در نوشته ای از عمر بن خطاب درخواست کرد اجازه دهد تا این کتابها به عنوان غنیمت جنگی میان مسلمین تقسیم شود؛ در آن زمان عمر پاسخ داد: آنها را به آب بیانداز؛ اگر آنچه در آنها است رهنمودهای درستی است؛ خداوند برای ما رهنمودهای بهتری فرستاده و اگر نادرست است خداوند ما را از آنها نجات داده است. بنابر این مسلمانان کتابها را به آب یا آتش انداختند و دانش ایرانیان از میان رفت و به ما نرسید»

      مطالبی که درباره کتابخانه اسکندریه گذاشتید به کل بی ربط است چون بحث ما کتابسوزی در ایران است و نه اسکندریه مگر آن یک سطری که از برنارد لوییز درباره شباهت این دو داستان مطرح کردید:
      «The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character »

      که می گوید چون این نقل(آتش سوزی کتابخانه اسکندریه) به نوشته ی ابن خلدون درباره کتابسوزیهای ایران شباهت دارد بنابر این یک ویژگی عامیانه در این باور را نشان می دهد.

      حتی در مورد کتابخانه اسکندریه هم لوییز چیزی را ثابت نمی کند صرفا کوشش می کند که مسئله کتابسوزی کتابخانه اسکندریه را رد کند اما مطلقا ثابت نمی کند که منابع عربی که در پیرامون آن موضوع نوشتند بی اعتبار هستند یا این موضوع تماما نادرست است با اینحال قبول دارم که نظر برنارد لوییز درباره اسکندریه به عنوان یک متخصص مربوط به موضوع باید لحاظ شود.

      مطلب آخر اینکه چه کتابسوزی کتابخانه های ایران را بپذیریم چه نپذیریم بدون تردید در اثر حمله ی عرب بسیاری از آثار ارزشمند ایرانیان از میان رفت و ما بخش بزرگی از میراثمان را از دست دادیم. این موضوع انکار ناپدیر است و به تناوب در زمان چیرگی اعراب تکرار شده؛ در توحش مسلمانان در هنگام ورود به ایران و جنبه های اقتصادی فتح ایران هم کوچکترین تردیدی نیست. به همین نسبت هیچ تردیدی هم نیست که امروز همه ی ما یا بخش بزرگی از جمعیت ایران مسلمان هستیم و این مسلمانی هم در طول چهارده قرن بخش لاینفک از هویت ملی مان شده به نحوی که امکان انکار یا تغییر آن وجود ندارد بنابر این دفاع بیهوده و نادرست از موضوعاتی که اساسا جای دفاع ندارد به موضع اسلام و مسلمانان هم کمکی نمی کند و بیشتر حساسیت ایجاد می کند ما باید جنبه های خوب و بد ورود اسلام به ایران را بررسی کنیم بدون شک تاثیرات مثبت هم دارد چون اگر این بخش را امروز کنار بگذاریم بخش اعظم تمدنمان در دوره های پس از اسلام از میان می رود

      نمایش  
  • […] گذشته مطلبی را درباره کتاب سوزی اعراب در ایران از یک وبلاگ فارسی خواندم که نسخه ای از آن نوشته را با […]

    نمایش  
  • kazemita گفت:

    -درباره اینکه کلماتی‌ همچون “افسانه” و “فولکلوریک” چه وزنی در ادبیات علمی‌ دارند با شما بحث نمی‌‌کنم و آن را به خوانندگان وا می‌‌گذارم. در مورد کتابسوزی اسکندریه هم به اندازه کافی‌ نویسندگان غربی در جعلی بودن انتصاب آن به اعراب سخن رانده اند و من بیشتر دلیلی‌ به توضیح نمی‌‌بینم. اگر کسی‌ علاقه ماند بود می‌‌تواند اینجا را بخواند:

    en.wikipedia.org/wiki/Library_of_Alexandria

    من در کامنتم حرفی‌ از مطهری نزدم، ولی‌ چون شما به آن اشاره کردید، می‌‌خواهم این سوال را که مطهری در ذهن من ایجاد کرد را برای شما و خوانندگان بازگو کنم:

    چطور ممکن است علوم عقلی به قول ابن خلدون تازه پس از حمله اسکندر ایرانیان به یونانیان برسد، حال آنکه همه می‌‌دانند اسکندر و ارسطو هم عصر بودند و یونان در آن زمان از خیلی‌ پیش تر در علوم عقلی شکوفا شده بود؟

    نمایش  
  • دیدگاه خود را بنویسید

    :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :dance: :cry: :bow: :arrow: :angry-: :?: :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: 8-O 8)

    WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners