برچسب: آزادی

گوسفندها شادمانه هلهله می کردند: عوضش امنیت داریم!

Those who would give up essential liberty, to purchase a little temporary safety, deserve neither liberty nor safety. – – Ben Franklin

آنها که آزادی را قربانی می کنند تا موقتا به امنیت برسند، لیاقت هیچکدام آزادی یا امنیت را ندارند. – – بنجامین فرانکلین

گوسفندها نمی دانستند امنیت برای آنها نیست که برای حفظ حکومت سلاخ ها است! آنها نمی فهمیدند که گرگ ها فقط یک تن را می درند ولی سلاخ ها سر همگی شان را می برند.

همگی داخل دالان سلاخ خانه به نوبت صف کشیده بودند تا سر به چاقوی قصابی بسپارند؛ با شادمانی هلهله می کردند: عوضش امنیت داریم!

نخستین گام برای رهایی ملت ایران پذیرفتن مسئولیت اشتباه است

نمی توان یک اشتباه را با همان طرز تفکری که ایجادش کرده، جبران کرد. --انیشتین

نمی توان یک اشتباه را با همان طرز تفکری که ایجادش کرده، جبران کرد. –انیشتین

انتخاب احمد جنتی به ریاست مجلس خبرگان، آن هم از جانب کسانی که قرار بود گزینه های بد (در برابر گزینه های بدتر) باشند، موجی از ناامیدی و یا دستکم ناباوری در میان رای دهندگان انتخابات اخیر ایجاد کرد. پذیرش اینکه گروهی از کسانی که به عنوان اصلاح طلب از مردم رای گرفتند به جنتی رای بدهند برای این بخش بزرگ از ایرانیان آسان نیست؛ با اینحال پیش بینی چنین وضعیتی هم ابدا دشوار نبود.

انتخابات در نظام اسلامی کاربرد افیونی دارد و حاکمیت هم این موضوع را طی سی و هفت سال گذشته به فراست دریافته که می تواند با برگزاری نمایش انتخابات و طراحی گزینه های دروغین در انتخابات غیر آزاد و غیر واقعی، رمق اقشار مختلف را بگیرد و جلوی حرکتهای موثر اعتراضی را سد کند.

من به عقیده تو احترام نمی گزارم

یک هندو در حال نیایش یک گاو. تصویر در قلمرو عمومی است. منبع: defence.pk

یک هندو در حال نیایش یک گاو. تصویر در قلمرو عمومی است. منبع: defence.pk

دوره دانشجویی من در ایران هنوز پدیده ی ساندیس خوری حکومتی باب نشده بود و ما ساندیس ها را با خیال راحت و بدون ترس از بی آبرویی سر می کشیدیم. کیک و ساندیس از کالاهای اساسی زمان ما بود که برخی به شوخی به آن «عمله خفه کن» می گفتند. این عمله خفه کن ها در روزهایی که صبح تا شب کلاس داشتیم یا در روزهای ماه رمضان عجیب می چسبید. یادم می آید هفت هشت سال پیش یک روز ماه رمضان، موقع ناهار یکی از همینها را خریده بودم و در یک مکان نسبتا خلوت مشغول روزه خواری بودم. در همین میان آقایی با سر و وضع نسبتا مرتب طرفم آمد و پرسید که مگر نمی دانی که الان رمضان است و نباید روزه خواری کرد؟ گفتم چرا می دانم اما همه مثل او فکر نمی کنند و برخی هم مثل من روزه نیستند. گفت ولی شما باید به عقیده من احترام بگزاری! گفتم با منطق خودت شما هم باید به عقیده من و امثال من احترام بگزاری! گفت اینجا مملکت اسلامی است و اغلب مردم روزه می گیرند و چون تعداد زیادی روزه می گیرند پس نظر من ارجح است. گفتم به فرض هم که اینطور باشد تعداد طرفداران یک عقیده درستی آن و نادرستی باور مخالف را اثبات نمی کند. گفت شما اگر به دموکراسی معتقدی نباید روزه خواری کنی. دیدم پرت و پلا می گوید تهمانده کیک و ساندیسم را هم جلوی رویش فرو دادم. در واقع آنقدر گرسنه بودم که اگر ماشین منکرات هم می آمد اول ترتیب کیک و ساندیس را می دادم بعد سراغ منکرات می رفتم.

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners