بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد الله صمد …

دیدگاه فرستاده شده در انیشتن به وجود خدا باور نداشت نویسنده: مریم.

بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد الله صمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد
بسم الله الرحمن الرحیم
قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ما عبدتم ولا انتم عابدون ما اعبد لکم دینکم ولی الدین
شما بهتر بود بجای وقت گذاشتن برای حفظ کلمات دهن پرکن الفاظ ثقیل که خودتان را هم دچار سوء هاضمه فکری کرده و نیمکره مغزتان را با اراجیف و ومزخرفات اشغال نموده ومانع وسعت دیدتان گردیده کمی از فضای مغزتان را ازاد نموده و به تفکر و تعقل در معنای سوره ی اخلاص بپردازید . باشد که پرده های ابهام وشبهه از ذهن غبار گرفته ی شما برگرفته شود و اگر چنین نشد خداوند پاسخ شما را در سوره ی کافرون داده است .
لازم به ذکر است انچه از قدرت کلام و تفکر در من وشما وجود دارد ونمود وتراوش میشود برگرفته از ذات احدیت است . نمک خوردن و نمکدان شکستن در مرام اهل انکار و اهل شک است فبای الاء ربکما تکذبان پس کدامین نعمتهای خدا را تکذیب وانکار میکنید
واگر خدا نخواهد برگی از درخت نخواهد افتاد همه چیز تحت فرمان اوست و اگر بخواهد تمام نعمتهایش را از تو باز پس خواهد گرفت از نعمت تعقل و تکلم خود درست استفاده کن که به آنی باز پس بگیرد اگر بخواهد
وخداوند شاهد ونظاره گر وشنوا وبینا به اعمال و رفتار ماست باشد که درست بیاندیشیم و کردار و رفتارمان رضای او باشد نه رضای روسای بی دین و ایمان هشدار باش چه متاعی میخری و چه ارزشی را زیر پا میگذاری دوروز دنیا ارزش زیر پا گذاشتن اصول انسانی و زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن قدرت خداوند که تمام قدرتت بر کرفته از اوست را ندارد ازاد باش ازادانه بیاندیش که سرسپردگی عین اسارت است . اقیانوس الهی با پیاله ی من و شما قابل توزین و تجزیه تحلیل نیست . ملاک سنجش و تقعر در بحر ژرف لایتناهی الله جل جلاله کشتی نجاتی چون رسول اکرم ص و چهارده معصوم س هستند باشد که توفیق ورود و سکون در این کشتی نجات نصیبمان شود و نایل به این توفیق الهی گردیم . به امید شنوا وبینا شدن کوردلان و ناشنوایان حرف حق .

مریم همینطور نوشت:

انیشتن به وجود خدا باور نداشت
هم کلامی با شما و گروه شما را اتلاف وقت میدانم چرا که اجرهای ذدیوارتان را از پایه کج نهاده اید تا ثریا میرود دیوار کج گر در خانه کس است یک حرف بس است
همه شما درست فکر میکنید و پیامبران و ایمه اطهار و مریدان و فیلسوفان و شاعران صاحب نامی چون حافظ مولانا سعدی ناصر خسرو و ….. همه در گمراهی هستیم. کسی که بدیهییات را انکار میکند و از درک ساده ترین حقایق اثبات خداوند چون برهان علیت محروم و ناتوان است هم صحبتی با شما جز اتلاف وقت نیست بر گوش و چشم و غقل امثال شما پرده غفلتی کشیده شده که تنها قدرت و اراده خداوند قادر به کنار رفتن این حجاب است و لقمه ی حرام یکی از مصادیق این حجاب است تنها کار من دعا برای مردم است تا دنباله رو افکار منکرانی چون شما نشوند و دعا برا ی هدایت شما
دوره دوره ی اخرالزمان است و حتی ایمان اورندگان هم از مکر و دسایس شیاطین و برده های شیاطین در امان نیستند . اللهم عجل لولیک الفرج به امید ظهور حضرت صاحب الزمان و ریشه کن شدن درخت انکار و ثمراتتش که میوه های فریبنده و بی خاصیت منکرانی چون گروه شماست . امین


انیشتن به وجود خدا باور نداشت
تمام کسانی که ادعا دارند خدا وجود نداره زمانیکه به بلا یی گرفتار میشن شروع میکنند دست و پا زدن و ته دلشون خدایی رو صدا میزنند که منکرش هستند. اونجاییکه هیچ انسانی به دادشون نمیرسه .ادله و برهان ها رو فراموش میکنند و متمسک به خداوند میشن
گروه مادّیون (منکر خدا) گفتند:
«ما معتقدیم که پدیده‌های جهان، آغاز و پایانی ندارد، و جهان قدیم و همیشگی است، برای بحث در این باره به این‌جا آمده‌ایم، اگر با ما موافق هستی، معلوم است که تقدّم و برتری با ما است وگرنه، با شما مخالف خواهیم شد.»
پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به آن‌ها رو کرد و فرمود: شما معتقدید که: پدیده‌ها بی آغازند و همیشه تا ابد وجود داشته و دارند؟
گروه منکر خدا: آری این عقیده ما است، زیرا ما حدوث و آغازی برای پدیده‌های ندیده‌ایم، و هم‌چنین فناء و پایانی برای آن‌ها مشاهده نکرده‌ایم، حکم می‌کنیم که پدیده‌های جهان همیشه بوده‌اند و خواهند بود.
پیامبر: من از آن طرف از شما سؤال می‌کنم، آیا شما همیشگی و قدیم بودن و ابدیّت موجودات را دیده‌اید؟ اگر می‌گویید دیده‌ایم، باید شما با همین عقل و فکر و نیروی بدنی همیشه در ازل و ابد بوده باشید، تا بتوانید ازلیّت و ابدیّت همه موجودات را ببینید، و چنین ادّعائی برخلاف حسّ و واقعیّت عینی است و همه عقلای عالم شما را در این ادّعا تکذیب می‌کنند.
گروه منکر خدا: ما چنین ادعائی نداریم، که قدیم بودن و بقاء موجودات را دیده باشیم.
پیامبر: بنابراین شما یک‌طرفه قضاوت نکنید، زیرا شما با اقرار خودتان نه موجودات را دیده‌اید و نه قدیم بودن آن‌ها را و هم‌چنین نه نابودی آن‌ها را دیده‌اید و نه بقاء آن‌ها را، پس چگونه می‌توانید، به یک طرف مطلب حکم کنید و بگوئید چون حدوث و فناء موجودات را ندیده‌ایم، پس آن‌ها قدیم و ابدی هستند؟
(سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سؤالی از آن‌ها کرد که در ضمن محکوم کردن عقیده آن‌ها، ثابت کند که موجوادت، حادث هستند) فرمود:
آیا شما شب و روز را می‌بینید که یکی پشت سر دیگری همواره آمد و شد می‌کنند؟
گروه منکر خدا: آری.
پیامبر: آیا شب و روز را چنین می‌بینید که همیشه از پیش بوده‌اند و در آینده خواهند بود.
گروه منکر خدا: آری.
پیامبر: آیا به نظر شما امکان دارد که شب و روز در یک جا جمع شوند؟ و ترتیبشان بهم بخورد؟
گروه منکر خدا: نه
پیامبر: پس در این صورت از همدیگر جدا هستند، وقتی که مدّت یکی تمام شد، نوبت به دیگری می‌رسد.
گروه منکر خدا: آری همین‌طور است.
پیامبر: شما با این اقرار خودتان، به حدوث آن‌چه از شب و روز مقدّم می‌شود بی‌آن‌که آن‌را مشاهده کنید، حکم کردید، پس منکر قدرت خدا نشوید[1] سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین ادامه داد:
«آیا شب و روز به عقیده شما آغازی دارد یا آغازی ندارد و ازلی است؟ اگر بگوئید آغازی دارد منظور ما که همان حدوث است ثابت می‌شود و اگر بگوئید آغازی ندارد لازمه این سخن این است چیزی که پایان دارد، آغاز نداشته باشد.
(وقتی که شب و روز از جهت پایان محدود باشد، عقل می‌گوید از جهت آغاز نیز محدود خواهد بود، دلیل محدودیت پایان شب و روز این است که از هم جدا می‌شوند و سپری می‌گردند و سپس یکی پس از دیگری از نو پدید می‌آیند).
سپس فرمود: شما می‌گویید: جهان، قدیم است آیا این عقیده را به خوبی درک کرده‌اید یا نه؟
گروه منکر خدا: آری می‌دانیم که چه می‌گوئیم.
پیامبر: آیا می‌بینید که موجودات جهان باهم پیوند دارند و در بقاء و وجود نیاز به همدیگر دارند، چنان‌که در یک ساختمان می‌بینیم، اجزاء آن ( از کاه و خاک و سنگ و آجر و آهک) با هم پیوند دارند و برای بقاء ساختمان به همدیگر نیاز دارند.
وقتی که همه اجزاء جهان چنین بود، چگونه می‌توانیم آن‌ها را قدیم و ثابت بدانیم[2] اگر براستی این اجزائی که به هم‌دیگر پیوند و نیاز دارند، قدیم باشند، اگر حادث می‌شدند چطوری بودند.
گروه منکر خدا از پاسخ دادن درماندند، و نتوانستند معنی و آثار حدوث را بیان کنند زیرا هرچه می‌خواستند در معنی حدوث بگویند قهراً به همان موجوداتی که به عقیده آن‌ها قدیم بود، تطبیق می‌کرد، از این رو، سخت سرافکنده شدند و گفتند به ما فرصت بده تا در این باره بیندیشیم.[3]


انیشتن به وجود خدا باور نداشت
اینکه انشتن شیعه شده یا نه باید مدارک مستند این ادعا را ثابت کند . اگر مسلمان شده که خوشا به سعادتش اگر هم بی دین بوده خودش میداند و خدای خودش
به هر حال لطمه ای به اصل این درخت تنومند وارد نشده اسلام و ایمه عروت الوثقی هستند هرکس متمسک به این ستون عظیم شود از نجات یافتگان است فقد استمسک بالعروت الوثقی لانفصام لها والله سمیع العلیم یعنی کار دین به اجبار نیست راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن است پس هر که از راه کفر و سرکشی باز گردد و به راه ایمان و پرشتش خدا گراید به رشته ی محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست وخداوند به هر چه خلق گویند وکنند شنوا و داناست . س بقره ایه ۲۵۶
اسلام از بودن یا نبودن انیشتن در مجموعه ی خودش ضربه ای نمیخورد این جناب انیشتن هستند که اگر اگر اگر خود را وارد این مجموعه نکرده اند از نعمت عظیمی محروم گردیدند . و تمام کسانی که دانسته و ندانسته پشت به خدا و دین میکنند در روزی که خداوند از ان به یوم الحسرت یاد کرده اند بسیار حسرت خواهند خورد . به امید باز شدن دلهای قفل شده و گوشهای ناشنوا وچشمهای نابینا :-|


دیدگاههای دیگر مریم

چرا ریچارد فرای آشغال است
اقا کاوه خوشحالم درد رو فهمیدی و اما درمان در دست منجی عالم بشریت است به امید ظهور حضرتش
بخوان دعای فرج را


پیوند کوتاه به این نوشته:

بازخوری ثبت نشده به بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد الله صمد …

  • ARAZ گفت:

    پاسخ:
    خوب جمهوری اسلامی از گرده ی شما سواری می گیرد ایراد ندارد طبیعتتان همین است
    _______________________________________________________________________________

    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي
    پيام سکوت ملت آذربايجان :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.

    بعد از حوادث خونبار مربوط به خلق مسلمان در سال 1359درآذربايجان،وجانباختن تعداد کثيري از مردم آذربايجان در آن حادثه تاريخي،که در نهايت به عقب نشيني توام با اعتراف به اشتباه از سوي رهبريت حرکت خلق مسلمان در آذربايجان يعني آيت الله شريعت مداري که علاوه بر مرجعيت بعنوان مردي از داخل نظام که لقب جانشين خميني را هم يدک ميکشيد،وميتوان گفت که از حيث وابستگان نظام اولين کسي بود که وقتي علم مخالفت با توتاليترهاي مذهبي به رهبريت خميني،را برافراشت ،با اولين حمله متقابل از سوي رژيم،مردم را تنها گذاشته وبراي نجات جان خود، شروع به چانه زني نموده ونهايتا تن به اعتراف و توبه داد.مردم آذربايجان با چنين تجربه اي که نشان ميدهد تغيير نظام با تکيه به وابستگان ناراضي حاکميت وکساني که از درون حاکميت ميآيند امکان پذير نيست ، تجربه تلخ وخونبار ديگري را در سال 1385 از سر گذراند ،تجربه اي که در آن ، اعتراض مدني ملت مظلوم آذربايجان به سالها توهين وتحقير از سوي رسانه هاي همواره وابسته به شوونيستها ، در ميان سکوت موذيانه وعمدي مدعيان حقوق بشر ! ودر ميان بهت وحيرت،در کوجه ها وخيابانهاي شهرهاي آذربايجان،توسط رژيم بخاک و خون کشيده شد.همانهايي که مدام آذربايجان را سر ،سبز وطن ميناميدند،و به جانفشانيها وفداکاريهاي بينظير آذربايجانيها در راه بقول آنان ايران! اعتراف و اذعان داشتند،بناگهان زبان در کام فرو بردند،وچشمها بستند،تا اين بقول آنها سر،سبز وطن!سرخ شود.تو گويي آذربايجان وآذربايجاني سرباز بي مزد ومواجب ايران است وفقط در روزهاي دشوار ايران بکار ميآيد وبعد از آن ديگر هيچ! در واقع آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد.اما مسبب اين جدايي آذربايجاني نبود بلکه کساني بودند که چشم بر جنايت رژيم در آن سال در آذربايجان بستند.نميشود آنگاه که ايران به سرباز جنگجوي غيور نياز دارد ،آذربايجاني ، هموطن غيور ،براي ايراني عنوان شود وبعد از کارزار ،سوسک شود وله شدن سزايش، يکي براي ما تعريف کندفاصله هموطن غيور تا سوسک از کجاست تا بکجا؟.آري درست ميخوانيد، آذربايجان در خرداد 1385 از ايران جدا شد. اماآذربايجان از اين جدايي شرمگين نيست وبا سري بلند به تاريخ جواب خواهد داد، چه:آنکه آذربايجان را از ايران جدا کرد آذربايجاني نبود،بلکه کساني بودند که آذربايجاني را گارگر فصلي ايران قلمداد ميکردند.با احترام به جنبش سبز ايران ،ودر پاسخ به گلايه هاي اين جنبش نسبت به نپيوستن ملّت آذربايجان به اين جنبش بايد خاطر نشان کنم باتوجه به اينکه سالهاست اين ملت را از خود جدا کرده ايد (جز در مواقع دشوار که نياز به غيرت آذربايجان ،پيدا ميکنيد) وچون فرزند خوانده ايران به وي نگريسته ودرد ورنج آنها را مربوط به خودشان دانسته وچشم بر مظالم رفته بر آنان ميبنديد،چنين انتظاري (پيوستن ملت آذربايجان به جنبش سبز)غير معقول مينمايد.که چرا وقتي شما امور مربوط به آذربايجان را به خودمربوط ندانسته ونميدانيد ،در شگفتم ،که چگونه پيام ملت آذربايجان را تابحال دريافت نکرده ايد؟پيام سکوت ملت آذربايجان به شما اين است :آذربايجان در امور داخلي ايران دخالت نميکند.
    استقلال آزادي جمهوري آذربايجان جنوبي

    نمایش  
    • آنتی تجزی طلب گفت:

      آکراد متوهم
      امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
      واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و….. و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری ۵ میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
      در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و…. نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از ۹۰۰ سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.

      نمایش  
  • WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners