انیشتن به وجود خدا باور نداشت

لغت خدا برای من چیزی بیش از بیان و محصول نقص بشر نیست. انجیل مجموعه ای است محترم اما بدوی از قصه هایی که به هر حال کودکانه هستند. هیچ تفسیری -- تفاوتی ندارد هر اندازه که هوشمندانه باشد -- این واقعیت را تغییر نمی دهد. - آلبرت اینیشتین. (تصویر در قلمرو عمومی است.)

لغت خدا برای من چیزی بیش از بیان و محصول نقص بشر نیست. انجیل مجموعه ای است محترم اما بدوی از قصه هایی که به هر حال کودکانه هستند. هیچ تفسیری — تفاوتی ندارد هر اندازه که هوشمندانه باشد — این واقعیت را تغییر نمی دهد. – آلبرت اینیشتین. (تصویر در قلمرو عمومی است.)

هفته ی پیش خانه ی دوستی برای مهمانی شام دعوت داشتم. پس از ورود به مهمانی و تعارفات معمول، به یکباره از من پرسید که آیا به وجود خدا باور دارم یا خیر؟ برای شروع گفتگو بعد از احوالپرسی پرسش عجیبی بود اما من سعی کردم بدون اینکه به اعتقادات میزبان اهانت کنم برایش توضیح دهم که این پرسش به ظاهر ساده اش می تواند پاسخ های نه چندان ساده داشته باشد.

واژه خدا در گذشته همواره مفهوم یکسان و مشابهی نداشته و امروز هم معانی متعدد دارد. خدایان مردم بابل همان خدایان آشوری، سومری یا مصری نبودند. (در بسیاری موارد این خدایان حتی شبیه به یکدیگر هم نیستند.) خدای عهد عتیق یهودیان همان ویژگیهای خدایان یونانی یا رومی را ندارد. خدای مسلمانان همان خدای زرتشتیان (یا خدایان زرتشتی) نیست. خدای ارسطو و خدای سقراط، خدایان متفاوتی بودند. ولتر و اسپینوزا و دکارت هم خدای یکسانی نداشتند. اگرچه همه ی خدایان به نحوی مشمول همان مفهوم خدا می شوند؛ من به وجود هر کدام از این خدایان باور داشته باشم لاجرم نسبت به بقیه اشکال خدا کافر هستم و هیچکس نمی تواند ادعا کند که به همه ی این خدایان باور دارد. پذیرش هر کدام از اینها نفی دیگری است، بنابر این پاسخ به این پرسش آسان نیست. با اینحال دوست من اصرار داشت که نیروی ورای همه چیز در جهان وجود دارد که آن نیرو خدا نامیده می شود و برای اثبات این ایده هم ادعا می کرد که همه دانشمندان به وجود آن واقف هستند. وقتی پرسیدم که مثلا یکی از این دانشمندان که چنین وقوفی دارد را نام ببرد؛ فی الفور چند حدیث و جمله قصار از انیشتین، فیزیکدان مشهور، درباره اهمیت وجود خدا و اعتقاد به آن برایم فهرست کرد. کار که به نقل حدیث رسید، بهتر دیدم که موضوع بحث را از اثبات وجود یا عدم خدا به دستپخت خوشمزه و مهماننوازی صاحبخانه تغییر دهم.

پریشب خبری را درباره فروش یک جلد انجیل در یک حراجی آمریکایی در رادیو شنیدم. گوینده با اشتیاق توضیح می داد؛ این انجیل که به مبلغ ۶۸ هزار دلار به فروش رسیده و به زبان آلمانی نوشته شده، توسط انیشتین و همسرش به شخص دیگری هدیه شده و در آن چنین آمده که انجیل بهترین راه برای سعادت بشر است. واضح است که در انجیل قرار نیست گفته شود که قرآن بهترین راه هدایت بشر است! و اینکه شخصی به دیگری انجیل هدیه بدهد معنایش این نیست که به محتوای آن اعتقاد دارد. (همانطور که من هم بارها انجیل و قرآن به کسانی که به آن نیاز داشتند، هدیه دادم.) متاسفانه اینطور تبلیغات با سو استفاده از نام دیگران برای جلب مومنین و دین فروشی همواره رواج زیادی داشته و با تجارتی شدن ایمان در دنیای صنعتی، رواج بیشتر هم یافته. در آمریکا بر سر هر چهار راه و در هر محله چند همبرگر فروشی، تعویض روغنی و کلیسا پیدا می شود. کلیساها ،مانند شرکت های تجاری، با کلیساهای دیگر برای جلب مومنین رقابت می کنند و هر اندازه که ایماندار بیشتری جلب کنند؛ از پول مفت بدون مالیاتِ مالیات دهندگان برخوردار می شوند. بنابر این یک تجارت دهها میلیارد دلاری برای خالی کردن جیب مومنین در جریان است. این دکانداران دین در صورت لزوم و برای تبلیغات مذهبی از دروغ و دغل و سو استفاده از نام اشخاص مشهور هم رویگردان نیستند.

این یک نمونه تبلیغات مذهبی درباره ایمان انیشتن است که شخصی هم آن را به فارسی ترجمه کرده. در این ویدیو برای شنونده ای که اصل قضیه را نمی داند؛ برهانی به نام برهان شر (Problem of evil) بصورت ناقص مطرح می شود و ادعا می کند انیشتین — که یک فیزیکدان است و هیچگاه اصلا فیلسوف نبوده — در زمان کودکی این برهان را رد کرده است. در پایان هم این جمله کوکانه که «مذهب دانایی است» به همراه «مذهب را به مدارس بازگردانید» بر روی صفحه نمایش داده می شود. این ویدیو نمونه ای از تبلیغات عوام فریبانه و مغلطه است که به آن مغلطه ی مرد پوشالی (Straw man fallacy) می گویند.

علاوه بر مومنان مسیحی، مسلمانان هم بیکار ننشستند و انیشتین در سالهای اخیر به دین مبین اسلام و مذهب حقه شیعه دوازه امامی تشرف پیدا کرد. اسباب این تشرف هم آیت الله بروجردی معرفی شده (شخصی که در زمان کودتای ۲۸ مرداد، به همراه اوباش خیابانی و دیگر ملایان با سازمان سیا همکاری می کردI ) و ظاهرا دو تن از مراجع تقلید قم هم موضوع تشرف ایشان را به دین اسلام تایید کردند.

با این همه شخصی را که به نام آلبرت انیشتین، فیزیکدان و واضع نظریه نسبیت عام، می شناسیم؛ در زمان حیاتش به علت عدم اعتقاد به وجود خدا از جانب کلیساداران، تکفیر شد. یعنی همین ها که امروز بساط امامزاده انیشتین پهن کردند؛ از او خواستند که یا دست از کفرگویی هایش بردارد یا خاک آمریکا را ترک کند. اینکه اینیشتن گاهی در گفته هایش خود را مذهبی خوانده یا به خدا اشاره کرده باشد — همانطور که مثلا استیون هاوکینگ در یکی از کتابهایش به «بازخوانی ذهن خدا» اشاره می کند — تغییری در موضوع نمی دهد. چنین اشاراتی مفاهیم و کنایات استغاره آمیز هستند و به معنی اعتقاد مذهبی نیست. همانطور که هاوکینگ هم یک بی خدا است؛ اینیشتین می گوید:

آنچه که شما درباره ی اعتقادات مذهبی من خواندید به طور قطع دروغ است. دروغی که مکررا تکرار شده.  من به یک خدای شخصی اعتقاد ندارم و هیچگاه هم این را کتمان نمی کنم و آن را به طور واضح بیان می کنم. اگر چیزی در درون من باشد که بتوان آن را مذهب نامید. آن بطور قطع تحسین ساختار کائنات است که دانش ما تا امروز نشان داد.

در جای دیگر می گوید:

من یک شخص عمیقا مذهبی بی اعتقاد به وجود خدا هستم. این تا اندازه ای نوع جدید از مذهب محسوب می شود.

و باز هم می گوید:

ایده یک خدای شخصی برای من کاملا بیگانه و حتی ساده لوحانه است.

این گفته های انیشتین در روزگار خودش واکنشهای شدیدی در میان ملایان مسیحی بر انگیخت و برخی او را تکفیر کردند. این یک نمونه از این نامه ها است که یکی از سران کلیسای کالوری (مسیحیان اونجلیک) برای او فرستاد:

پروفسور اینیشتین، من باور دارم که هر مسیحی در آمریکا به شما پاسخ خواهد داد: «ما ایمانمان به خدای خودمان و به پسرش عیسی مسیح را رها نخواهیم کرد.» اما از شما دعوت می کنیم که اگر به خدای این ملت اعتقاد ندارید به همانجایی که از آن آمده اید، بازگردید.» من هر آنچه در توانم بود انجام دادم تا نسبت به اسراییل مهربان باشم و بعد شما می آیید و با آن زبان کافرتان  بیش از آنچه که تمام مسیحیان کوشش کردند یهودی ستیزی را در این مملکت ریشه کن کنند، به یهودیان ضربه می زنید.

پروفسور اینیشتین، همه ی مسیحیان در آمریکایی به شما پاسخ می دهند: «آن نظریه احمقانه و نادرست تکاملت را بردار و به آلمان برگرد همان جایی که از آن آمدی؛ یا اینکه تلاشت را برای سست کردن ایمان مردمی که به تو خوشامد گفتند؛ زمانی که مجبور شدی از مملکت خودت فرار کن، متوقف کن.»

پانویس ها

  1. Among those who worked closely with the CIA and the Shah during and after the coup are: Ayatollah Abolqassem Kashani, Kashani’s son who was the second person who talked at Radio Tehran as soon as it was captured by the coup plotters, Ayatollah Mohammad Behbahani, Ayatollah Sheikh Ahmad Kafaee Khorasani, Ayatollah Sheikh Bahaaldin Nouri, Hojatolislam Mohammad Taqi Falsafi, and Grand Ayatollah Brujerdi. [+] []
You can leave a response, or trackback from your own site

پیوند کوتاه به این نوشته:

۵۸ پاسخ به انیشتن به وجود خدا باور نداشت

  • داعی الی الله گفت:

    بهتره اطلاعاتتون رو بروز کنید . Stephen William هاوکینگ ادعایش در موردعدم وجود خدا را پس‌گرفت و به حقیقت وجود الله جل جلاله اعتراف کرد.

    نمایش  
  • راس الغول گفت:

    پس معلوم شد چه آدم احمقی بوده این انیشتن. از اسمش هم معلومه که تنش انی بوده.

    التبه یه دانشمند آلمانی بود به اسم آینشتاین (اینشتین) که می گویند(می گویند، بر ما ثابت نشده) فهمیده بوده و آدم پیچیده ای بوده. البته این ایرانیها که حتی یه اسم رو هم بلد نیستند درست بنویسیند با هزار تا ادعا تبدیلش کردن به مرغ عزا و عروسی و توی دعواهای احمقانه خودشون واردش می کنن.

    نمایش  
    • نادر گفت:

      برای پاسخ به ادعاهای انشتین: ۱- بی خودی بزرگش نکنید، ایشون خون مردم هیروشیما و ناکازاکی رو به گردن دارن ۲-اگه در مورد اول شک دارین، بفرمایین آزمایش فیلادلفیا رو چرا انجام دادن؟ ۳- در پاسخ انشتین و هاوکینز همون گفته نیکولا تسلا کافیه.

      نمایش  
      • Admin گفت:

        در پاسخ شما:
        نخست اینکه انیشتین شخصیت مستقلی از خواست من و شما دارد. انیشتین به میزان معلومی در فیزیک جدید مشارکت داشته و این مشارکت عمده بوده؛ آن اندازه عمده که اگر نسبیت عام انیشتین نبود ما هنوز با ریاضیات نیوتنی سر و کار داشتیم. اینکه ما از انیشتین یا هر شخص دیگری خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید باعث اعتبار یا عدم اعتبارش نمی شود.

        اینکه بی گفتگو خودمان و عقاید خودمان را صحیح فرض کنیم و بجای اینکه سعی کنیم جهان اطراف و مردمان آن را آنطور که هستند ببینیم، هر آنچه یا هر آن کس که مخالفمان بود را بی اعتبار، بی سواد، جنایتکار، فاسد، ریز و بی اهمیت بخوانیم، نشان از عدم بلوغ فکری و سطحی نگری دارد. همه ی اینها البته مربوط به زمانی است که دستمان به مخالفمان نمی رسد چون اگر دستمان به او می رسید احتمالا همان بلایی که سر امثال کسروی ها آوردیم بر سر او هم می آوردیم. همیشه پاک کردن صورت مسئله راحت تر از مواجه شدن با آن است.

        اینطور می شود که یک روز انیشتین بزرگترین دانشمند جهان است چون شیعه امام صادق است و اینهمه استدلالات در اثبات چیزهایی که ما علاقه داریم دارد؛ اما بعدا که معلوم می شود دروغهای احمقانه ای حواله کوته بینی و ساده نگری مان کردند تبدیل به یک جنایتکار و یک شخصیت نه چندان مهم می شود که اساسا قابل اعتنا نیست و یک نفر دیگر که موافق طبعمان است—اگر باشد—جای انیشتین را می گیرد.اینطور است که علوم انسانی ساخته و پرداخته سازمانهای اطلاعاتی غربی می شود (زهی حماقت و بی شرمی) چون چرندیاتی که ما علاقه داریم را تایید نمی کند و بنابر این آن را دور می ریزم تا خودمان چیزی مطابق با میلمان تولید کنیم. اینطور است که احمدی نژاد مملکت را به گند می کشد و بعد بجای اینکه توضیح دهد چرا به وضع به جایی رسیده که رسیده، مفاهیمی اقتصادی مانند خط فقر، تورم، نرخ توسعه و ضریب جینی را تغییر می دهد. اینها همگی بخش هایی از یک کمدی واحد انسانی است.

        دوم اینکه انیشتین هیچ مشارکتی در ساخت بمب اتم نداشت. شخصی به نام اتوهان نخستین بار هسته اتم را شکافت و فیزیکدان دیگری به نام اپونهایمر در پروژه منهتن مسئولیت ساخت بمب اتم را داشت. تنها کاری که انیشتین در ارتباط با بمب اتم کرد این بود که نامه ای به روزولت رییس جمهور وقت آمریکا نوشت و توضیح داد که از یک فیزیکدان ایتالیایی شنیده آلمانی ها مشغول ساخت بمب اتمی هستند. بنابر این انیشتین نه بمب ساخت و نه بمب را جایی انداخت؛ ولی اینها برای ما اهمیت ندارد چون انیشتین نظریات ما را تایید نمی کند و همان بهتر است که فاسد الاخلاق و جنایتکار باشد!
        سوم اینکه چون انیشتین گفته خدا وجود ندارد معنایش این نیست که خدا وجود ندارد. بیش از نود و پنج درصد از برجسته ترین دانشمندان جهان امروز به وجود خدا اعتقاد ندارد و همه ی اینها فاسد الاخلاق و بی اعتبار و کم اهمیت نیستند؛ فقط آنچه را که ما علاقه داریم تایید نمی کنند و به آن اعتقاد ندارند.

        هدف من از انتشار این چند مطلب درباره ی خدا و مذهب این بود که امثال شما بدانند باورها و مسلماتشان تا چه اندازه سست است– اینکه حتی کلی ترین اصولی که بر پایه مشتقات آن آدم می کشند و کشور اداره می کنند هم محل تردید است چه برسد به ضمایم وفروع آن که چیزی فراتر از قصه های کودکانه نیست.

        نمایش  
  • مهران گفت:

    این دو بزرگوار (!) که کامنت گذاشتند اوج شعور یک خداباور را به نمایش گذاشتند. تبریک به ایشان و همه‏ی هم‏نوعانشان.

    نمایش  
  • سبزعلی گفت:

    فرض کنیم که انشتین یا کسان دیگر به خدا باور داشته باشند یا نداشته باشند ایا دلیلی وجود دارد که دیگران صرف اینکه انشتین یا مانند ان به خدا باور دارند یا ندارند، به خدا ایمان اورد یا دست از ایمان داشتن کشید؟

    نمایش  
    • Admin گفت:

      نه مسلما اعتقاد یا عدم اعتقاد یک شخص به یک موضوع، دلیل بر پذیرش یا رد آن موضوع نیست. در مطلبی که درباره هاوکینگ نوشتم اشاره کردم که در حدود ۹۳ درصد از برجسته ترین دانشمندان کنونی آمریکا (اعضای آکادمی علوم) و ۹۵ درصد زیست شناسان کنونی هم به خدا اعتقاد ندارند. اما باز این هم به تنهایی دلیل بر عدم وجود خدا یا نادرستی مذهب نیست. برای پذیرش یا رد هر چیز به دلایل منطقی نیاز داریم که مشخصا صحت استنتاج ما را تایید کنند. در مورد مذهب اساسا هیچگاه دلایل منطقی وجود ندارد. دین را دینداران به دلایل منطقی نمی پذیرند. اما دلایل منطقی وجود دارد که از قول دیگران جعل نکنیم و برای منافع سیاسی یا مذهبی یا تبلیغاتی به آنها دروغ نبندیم.

      نمایش  
      • برل گفت:

        شما مستند اخراج شده رو ببین متوجه میشه که اینقدر ها هم که میگن تو امریکا ازادی علم نیست بی خودی نیس که ۹۵ درصدشون بی خدا هستن چون نمیذارنند مخالفان حرف بزنند

        نمایش  
        • Admin گفت:

          من مستند اخراج شده ها را لازم ندارم ببینم. من در آمریکا زندگی می کنم و هر روز جامعه ی آمریکا را با چشم می بینم. جامعه ی آمریکا به شدت جامعه مذهبی است.

          چهل و شش درصد مردم آمریکا اعتقاد دارند که زمین تنها شش هزار سال دارد و انسانها و دایناسورها با هم در یک زمان زندگی می کردند صرفا چون در فصل یک جنسیس در بایبل (انجیل مسیحیان) اینطور آمده. اما در مورد نبود آزادی با تو موافقم. مثلا دانشگاهها باید سکولار باشند اما نیستند. خود من چند بار از طرف اساتیدی که خودشان را سکولار محسوب می کردند، دوستانه مواخذه شدم که مطالب خلاف مذهب نگویم چون ممکن است به متدینین خوش نیاید. در صورتی که قانونا حق چنین درخواستی ندارند.

          نمایش  
  • saman گفت:

    در ایران مسئله تنها مفهوم مجرد خدا نیست بلکه مذهبی در مقابل مذهبی دیگر مذهبهای قدیمی و مذهب جدیدی که خدا ناباوران است .در واقع فرهنگ پرسش گری بسیار زیبا و پر هجیان هست و بسیار روحبخش اما وقتی که مطالب مطرح شده توسط فارسی زبانان رو مطالعه مکنم جز نوعی تنفر و مذهب زدگی چیزی دیگه ای نمیشه درک کرد

    نمایش  
    • Admin گفت:

      در ایران مذهب ابزار حاکمان برای اعمال قدرت و تبلیغات سیاسی و باجگیری اقتصادی است. در دیگر جوامع هم کمابیش این وضع وجود دارد و مذهبیون به عنوان گروههای فشار اعمال نفوذ می کنند؛ اما چون در ایران قدرت مذهب بیشتر است و همه چیز به مذهب مرتبط شده؛ واضح است که واکنشهای مخالف هم شدیدتر باشد.

      نمایش  
  • نیما گفت:

    یکی از کارای جالبی که خدا انجام داده اینه که سه تا دین (بیشتر از سه تا دین هست، میدونم؛ منظورم فعلاً ادیان ابراهیمیه) فرستاده که نه تنها از هم متنفرن، بلکه هر کدوم از درون (مذاهب) با خودشون مشکل دارن و هر مذهب فرقه هایی دارن که تحمل ریخت همدیگرو ندارن… به اولی و سومی گفته ختنه کنن و گوشت خوک نخورن، به وسطی گفته لازم نیست ختنه کنن، میتونن گوشت خوک بخورن ولی استمنأ نکن… توی ده فرمان بعد از فرمان اول که میگه خدا یکیست و دوم که میگه ازش تصویر نسازن وسوم که میگه نامش رو تباه نکنن، در فرمان چهارم میگه؛ «شنبه تعطیل است!»، ولی کلامی راجع به دایناسورها و گرد بودن زمین نیاورده… من که دیپلم دارم اینو میدونم اینستاین که جای خود دارد!

    نمایش  
    • Zabi گفت:

      من کاملا گیج ام به دین و مذهبی کی باور کنم ؟

      نمایش  
    • مریم گفت:

      اقا نیما اگه واقف به غلم کلام باشی مخصوصا عربی
      در ایه ای که خدا فرمودند رب االمغربین و رب المشرقین یعنی پروردگار دو مغرب و دو مشرق گرد بودن زمین امده جای دیکری از تداخل ابهای شور و شیرین در قران سخن به میان امده که با تجهیزات تمروزی تصویر برداری شده در دین ما طلا بر مرد حرام است که بعد از گذشت سده ها علت رسوب گلبول سفید در محل استفادهه از طلا برای مردان و سرطانی شدن آن محل کشف و ثابت شده و……. خیلی چیزا رو بهش رسیدن یا میرسن و خواهند رسید
      ایشتن انسان بوده اگه ایمان اورده خوشا به حالش اگر نیاورده که از نعمت بزرگی خودش رو محروم کرده
      و در پایان جا ء الحق و زهقالباطل ان الباطل کان ذهوقا حق می اید و باطل نابود میشود به درستیکه باطل مانند سیاهی شب نابود شدنی است . تفکر با تعقل معنی دارد انیشتن شاید تفکر داشت اما تعقل نداشت پس کامل نبود و یکسونگر بود در قران نعمتها یکی یکی تذکر داده شده وگفته شده ما به شما عقل و قدرت تجزیه تحلیل و تفکر دادیم افلا تعقلون ایا تعقل نمیکنید الهم صل علی نبی

      نمایش  
  • mazyar گفت:

    در ادامه صحبتتون باید بگم که در کتاب آنتونی فلو بارها تاکیید شده که ایشتین به خدای اسپینوزا اعتقاد داشته البته اسپینوزا از خدا رو به نوعی طبیعت میپنداشته و از این دیدگاه میشه انیشتین رو یک ادئیست در دیدگاه مذهبیون نام برد ولی زمانی که اسپینوزا وحدت نیروهای طبیعت رو به عنوان خدا یاد میکنه انیشتین صراحتا این مسئله رو کنار میگذاره و این رو بیان میکنه :

    I’m not an atheist, and I don’t think I can call myself
    a pantheist. We are in the position of a little
    child entering a huge library filled with books in
    many languages. The child knows someone must
    have written those books. It does not know how. It
    does not understand the languages in which they
    are written. The child dimly suspects a mysterious order in the arrangement of the books but doesn’t
    know what it is. That, it seems to me, is the attitude of even the most intelligent human being toward God. We see the universe marvelously arranged and obeying certain laws but only dimly understand these laws. Our limited minds grasp the mysterious
    force that moves the کونستللاتیونس
    ضمنا اثبات وجود خدا از طریق نام بردن دانشمندانی که به وجود خدا اعتقاد دارند مغلطه ای بیش نیست ولی خالی از لطف هم نیست که بگم کسانی مثل ماکسول که با بسط معادلات امواج الکترو مغناطیس، به نوعی پاییه فیزیک مدرن رو بنا گذاشت و تکنولوژی امروزی مدیون او هست یا بور که پدر فیزیک کوانتوم است یا فرانسیس کالینز که با رمز گشایی دی ان ای انسان جایزه نوبل رو در سال 2000 دریافت کرد همگی دئیست بودند
    به هر حال دوست عزیز من به شما پیشنهاد میکنم کتاب THERE IS A GOD اثر آنتی فلو رو مطالعه بفرمایید.

    نمایش  
    • Admin گفت:

      دوست عزیز خدای اسپینوزا، خدای ذی شعور و خدای قادر مطلق نیست. خدای اسپینوزا (طبیعت) با خدای قادر متعال ارسطو که دارای شعور، اراده و اختیار است و دلیل آفرینش جهان است تفاوت دارد. یعنی فقط نامش خدا است اما هیچ شباهتی با خدای ادیان ابراهیمی اعم از مسیحیت و یهودیت یا اسلام ندارد. به فرض که کسی به خدای اسپینوزا اعتقاد داشته باشد این موضوع او را شیعه دوازده امامی یا مسیحی و یهودی معتقد به انجیل نمی کند.

      نمایش  
      • مهدی گفت:

        عزیزم با این متدین نمیشه بحث کرد باید به چشم یک بیمار نگاه کرد.به قول توماس ادیسون:کسی که بحث و جدل میکند باکسی که به جایعقل و خردگرایی دین را انتخاب نموده مانند تجویز دارو بهدیک مرده میباشد.باهمه وجود میکم عزیزم خسته نباشی امیدوارم یه روزی تمام هموطنانمون حرفتو بفهمن.

        نمایش  
  • […] خبرگان رهبری کمک بگیریم؛ تا شهادت دهد که فرای هم مانند انیشتین شیعه بوده، و روضه حضرت عباس می خوانده و از دوستداران اهل بیت عصمت […]

    نمایش  
  • برل گفت:

    تا حالا دیدی یه میمون تبدیل به انسان شه؟؟؟ مگه شما نمی گید که انسان در نتیجه تکامل به انسان تبدیل شده خب پس چرا الان میمون هست خب باید اون ها هم تکامل پیدا می کردند دیگه ؟؟؟؟؟؟ ایا ممکن هست اسنان از هیچ ساخته شده باشه؟؟ اگه جواب شما بله هست پس چرا هیچ انسانی از اب و یا پروتئین ساخته نمی شود؟؟؟ بر فرض تصدیق اینکه انسان از یک تک سلولی به وجود امده خب خود تک سلولی از کجا امده است ؟؟؟ یک موجود بی نظم چظور می تونه نظم ایجاد کنه؟؟؟ یک موجود بی نظم نمی تونه خودشه رو تنظیم کنه چه برسه به این که بیاد و یک حیوان نر و ماده درست کنه؟؟؟؟؟؟ نر و ماده!!!!! چجوری که میمون های الان نطق و تفکر ندارنند ولی انسان داره؟؟؟ چجوری شد که میمون ها فهمیدن باید جفت گیری کنند ؟؟؟ الا چفت گیری چگونه شکل گرفت؟؟؟ پرندگان کجای تکامل هستند؟؟؟؟ و هزاران سوال که توی ذهنمن ولی به جایی نرسیدم

    نمایش  
    • Admin گفت:

      دوست عزیز کسانی که کروی بودن کره ی زمین را زیر سوال می بردند هم سوالشان را مثل شما مطرح می کردند. احتمالا مثل شما جلوی سوالشان هم سه بار علامت سوال می گذاشتند:

      یعنی شما می فرمایید زمین گرداست؟؟؟ اگر گرد است چرا ما از بالایش نمی افتیم؟؟؟ هان! پس ملاحظه می فرمایید که حتما مسطح است!

      خوشبختانه یا متاسفانه موضوع تکامل انسان از حیوانات دیگر به هیچ عنوان نظر شخصی یا نظر یک گروه خاص نیست و در جهان علم به همان جزمیت کروی بودن کرده ی زمین است. یعنی ما امروز بعد از صد و پنجاه سال با استفاده از دانش ژنتیک و کوه مستندات علمی می دانیم که انسان بطور قطع از موجودات دیگر تکامل پیدا کرده و این تکامل در اثر انتخاب طبیعی بوده. این تنها توضیح علمی برای پیدایش انسان و حیوانات است و علاوه بر آن پایه علم زیست شناسی نوین است.

      اینکه موجودات چطور تکامل پیدا کردند بحث بسیار مفصلی دارد که شما اگر علاقه به دانستن آن داری می توانی به تعداد علامت سوالهایت در کامنت بالا، کتاب بخوانی و بیش از تعداد علامت سوالهای شما کتاب فارسی معتبر و فیلم آموزشی در این رابطه در اینترنت در دسترس است.

      اینکه چرا میمون تکامل پیدا نکرده هم بطور قطع فرگشت یا تکامل پیدا کرده. اجداد انسانها و پرایمیت ها–مثل شامپانزه ها–میمون های امروزی نبودند و هر گروهی که توانسته ادامه نسل دهد به نسبت محیط و در طول زمان به گونه ای دیگر تبدیل شده.

      نمایش  
  • برل گفت:

    «کریسشین پست»، «ایزاکسن» در این کتاب نه تنها از لحاظ علمی، بلکه بیشتر به جنبه انسانی شخصیت «انیشتین» پرداخته و در بخش‌های مختلف این کتاب مدارکی از زندگی پدر فیزیک نوین آورده است که نشان از ایمان عمیق او به خدا دارند.

    این نویسنده در بخشی از کتاب «انیشتین: زندگی و کائنات او» می‌نویسد: «اما حیرت و جذبه ایمان به خدا در زندگی او [انیشتین] در دهه 50 سالگی او بیشتر نمود پیدا می‌کند به ویژه زمانی که او به خدا روی می‌آورد که به بیان خود او «تجلی وجود در قوانین کائنات» است.»

    نمایش  
    • Admin گفت:

      کریسشن پست یا نشریه ی ملایان مسیحی می گوید انیشتین به وجود خدا اعتقاد دارد. خودش در تمام پیوندهایی که من فرستادم می گوید [به پیر به پیغمبر] اعتقاد ندارم هر که هم گفته دروغ گفته. حالا اگر مدارک متقن و معتبر در آن نشریه ی وزین ارایه دادند که البته بحثش جدا است؛ و ما توی دهانش می زنیم و می گوییم غلط می کنی اگر اعتقاد نداری! البته به فرمایش شما این اعتقاد در دهه های آخر زندگی ایشان تجلی بیشتر پیدا کرده یحتمل همان زمانی بوده که با آیت الله کنی رییس مجلس خبرگان هم درباره ی فیزیک اسلامی و سرعت نور تماس گرفته و اظهار شیعگی امام صادق کرده.

      خودت اینها که اینجا نوشتی را یک دور بخوان ببین انصافا خنده دار نیست؟

      نمایش  
  • برل گفت:

    از نظر شما خنده داره؟؟؟؟؟؟؟ یه نظر من شما جوابی واسه این سوال ها ندارید یعنی ادم اینقدر متعصب میشه؟؟؟؟؟؟

    نمایش  
  • برل گفت:

    واقعا جواب های شما بسیار ساده لوحانه ست من چندین کتاب تا حالا مطالعه کردم از کتاب اقای دایکنیز تا هارون یحی متوجه شدم که امکان نداره انسان همین جوری به وجود اید خب اصل سوال شما می گید بر اساس انتخاب طبیعی ؟؟؟ مگه موجودات غیر از انسان قدرت تعقل دارنند؟؟؟قدرت تفکر دارنند که بخوان خودشون انتخاب کنند حتما منظورتان اینه که بر اساس اصل طبیعی مثل مشکلات و از این چیز ها تکامل پیدا کردند خب اگه علت تکامل چیه میخوام بدونم زن و یا مرد از کجا اومدن؟؟می خوام بدونم پرندگان از کجا اومدن ! اولین موجودات روی زمین از کجا اومدن حتما موجودات فضایی اومدن و موجودات اولیه رو ریختن رو رفتن نه .. فسیل های زیادی وجود داره که مثل مورجه ها و زنبور ها و شاپرک ها و یا حتی ماهی که هیچ فرقی با فسیل های الان موجودات ندارنند چند تا سوال دیگه : انسان چجوری قدرت تعقل پیدا کرد؟ انسان چجوری شد که مو هاش ریخت ؟ یک شامپانزه چرا دیگه به اسنان تکامل نکرده؟؟ چرا انسان میمره ! یعنی نمیشه ادم بنا به انتخاب طبیعی ایش از مرگ فرار می کرد؟؟ و یا هر جور که خودش می خواست نمی مرد ؟ پروئتین اولی چند نوع بوده؟ و ویا مگه یک تک سلولی بی مغر و بی نظم نبوده خب باید کسی باشه گه هداستش کنه غیراینه؟؟ شرط لازم برای ساخت یک موجود بنا به قول دایکینز ۲۵۰ تا پروتئین لازمه دیگه اگه غیر از اینه بگید خب یکی ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ 8 ۹ ۰ اصلا ۱۰۰ تا به صورت تصادفی به هم رسیدند( قاطی و یا هر چی شدن به خاطر زیرنویس ها اینو میگم) خب چرا باید ۲۵۰ تا این اصولا ۱ در 1000000000000000000000000000000000000000000000000000000در واقع باید گفت بی نهایت امکان نداره ( می تونم از ریاضیات اثبات کنم البته مال خودم نیست ولی خب جالب بوده ) در واقع اماکن نداره یک وجود خود به خود و از سر یه صدفه به وجود اید البته از چند تا داروینیسم ها شندیم که بر خلاف دایکینز که میگه از یک اتم یک موجود بسیار پیچیده درست شد رو تصحیح می کنند و میگن اون موجود هدیت شده است این یعنی خالقی باید باشه حتی نظریه بینگبنگ هم وجچود خدا رو اثبات میکنه البته نظر شخصی من است چون هر دو طرف می گن جهان ساخته شده است ولی اولی میگه از سر صدفهاتفاق شده که با نظمی و چنیشی که در جهان حاکی است کاملا در تضاده و همچنین منبع بینگ بنگ مشخص نیست ولی گروه دیرگی می گوید که انفجار در توسط یک طراح رخ داده و منبعش خداست که صد البته اقای هاوکینگ ( هکنیگ) در کتاب میگه اگر یک ثانیه پس از انفجاز بزرگ اگر سرعت انبساطی حتی کمتر از ۱ در صد هزار میلیون میلیون می بود پیش از اینکه جهان به اندازه کنونی برسد جهان از همی می پاشید کتاب تاریخچه مختصر زمان صفحه ۱۸۸ ) یعنی در زمان معین و با سرعت معین این یعنی کلا برنامه ریزی شده است … در اخر باید بگم که من به وجود خدا شک ندارم و و فهمیدم که داروینیسم باعث نژادپرستی است که البته هیلتر از راس اون ها قرار داره امیداورم موفق باشید

    نمایش  
    • Admin گفت:

      دوست عزیز اگر به نظرت من ساده لوح هستم وقتت را با یک ساده لوح مثل من تلف نکن؛ چون من وقتم را با دانشمندی مثل تو هدر نمی دهم. فرض تو از اینکه من که هستم و آیا چیزی می توانی از من یاد بگیری یا نه بخشی از درک تو از مطلب من است.

      شما اصول و مبنای روش علمی و تفاوت علم وشبهه علم را نمی دانی. اینکه ریاضیات ثابت می کند که تکامل یا انتخاب طبیعی وجود ندارد حرف مهمل است. انتخاب طبیعی پایه ی زیست شناسی مدرن است.

      حتی یک دانشمند زیست شناس نمی توانی پیدا کنی که چنین حرف مهملی را قبول کند. پیش از اینکه کتاب ریچارد داوکینز یا هر کتابی را بخوانی باید بدانی چه چیز را می خوانی و چطور آن را بخوانی. باید بدانی علم چطور کار می کند و چه چیزی قابل استناد است و چه چیز قابل استناد نیست. همینکه برای من می نویسی:«بر اساس انتخاب طبیعی ؟؟؟ مگه موجودات غیر از انسان قدرت تعقل دارنند؟؟؟قدرت تفکر دارنند که بخوان خودشون انتخاب کنند.» این یعنی شما نمی دانی انتخاب طبیعی (natural selection) چیست! وقتی نمی دانی انتخاب طبیعی چیست؛ چطور قضاوت می کنی که غلط است یا من آدم ساده لوحی هستم که به آن اعتقاد دارم؟

      شما توقع داری همه ی اینها را در کامنت یاد بگیری و یکی مثل من برایت بنویسد که انتخاب طبیعی چیست؛ چرا واقعیت دارد چطور نخستین موجودات ازآمینو اسید پدید آمدند و چطور نخستین مواد زیستی توانستند خودشان را باز تولید کنند. توقع بیجا داری! اینها را در بخش کامنتهای یک وبسایت یاد نمی گیری باید هیکل مبارک را تکان بدهی و چند کتاب بخوانی. منظورم این است که واقعا کتابها را بخوانی نه اینکه دانلود کنی و چند صفحه اول را بخوانی و بعد بگویی خواندم. خواستی می توانی از کتابخانه من شروع کنی.

      نمایش  
  • مهدی گفت:

    آلبرت انیشتین خدا را قبول داشت ، اما این که چه دینی رو قبول داشت ، معلومه که یهودیت رو کنار گذاشته بود ، ولی خدارو قبول داشت ، همین طور ، بعضی ها می گن شیعه بود ، البته من به این موضوع مطمئن نیستم ولی چیزی که معلومه اینه که واقعا خدا وجود داره واین رو خیلی از آدم های بزرگ قبولش دارن و همچنین آلبرت انیشتین در نظریه هاش به این موضوع اشاره کرده.

    نمایش  
  • […] گسترده ای داشت. (درباره ی عدم اعتقاد انیشتین به وجود خدا این مطلب را […]

    نمایش  
  • ناشناس گفت:

    یکبار خدا مارو ساخته وما هم در ذهنمان برای خودمون خدایی ساختیم خدای هرکس به اندازه درک شخص هست

    نمایش  
  • یک انسان گفت:

    سلام بر تمام دوستانم.بگذارید در این دنیا انسانها راحت زندگی کنند بگذارید انها که به خدای خودشان اعتقاد دارند و با این اعتقاد احساس ارامش میکنند در کنار کسانی که به خدا اعتقاد ندارند و با این عدم اعتقاد احساس ارامش میکنند همه در کنار هم با صلح و مهربانی زندگی کنند. حساب دغلکارانی که از دین یا بی دینی انسانها نان میخورند جداست.

    نمایش  
    • مریم گفت:

      آقای یک انسان بی ظرفی در برابر حرف حق یعنی موافقت با حرف ناحق اینرو حتما به خاطر بسپار و دوستان محرم و نامحرم بزرگی میفرماید خدای هر کس همانیست که خرد او میگوید این بزرگوار اصلا کسانی رو که به خدا ایمان ندارن مورد خطاب قرار نداده و به قولی اصلا قاطی ادم به حساب نیاورده این هم جالب بود بدونید

      نمایش  
  • مریم گفت:

    به نام خداوند دانا بینا شنوا و اول و آخر
    ابن یمین علیه رحمه شاعر مسلمان میفرماید: انکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد الدهر بماند
    روی سخن شاعر با تمام نادانان و جاهلان عالم نماست من تصحیح میکنم انکس که نداند و نداند که نداند حیف است چنین جانوری زنده بماند . اگر انیشتن دانشمندی متدین و خدا شناس از دنیا رفتن که خوشا به سعادتشان اما اگر بی خدا و بی اعتقاد بهه دین و خصوصا دین کامل و ورژن بالای اسلام از ددنیا رفتن از سعادت بزرگی خودش رو محروم کرده درسته ایشان جویای علم فیزیک بودن کسانیکه علم ماده را واقفند اما محروم از علم ماورا هستند ورژن مغزشان کشش و قدرت تجزیه و تحلیل ماورا را ندارد. در اسلام تعقل و تفکر دو مقوله ی جدا و مکمل هم هستند کسانیکه تعقل دارند اما تفکر ندارند ناقصند و بالعکس . در قران دایم به این نکته اشاره شده که ای انسان ایا تعقل نمیکنی (افلا تعقلون) در قران خداوند بلند مرتبه دایم درحال یاداوری به انسان است که نعمت ها را بر میشمارد و سپس مارا دعوت به بکار گیری عقل و اندیشه با هم میکند . اوناییکه باد به غبغب میندازن و فکر میکنند بی اعتقادی به عالم معنا و دینداری تهجره و بیکلاسیه و کتابهای کتابخانه ناقصشان را به رخ میکشند بروند نسخ قدیمی کتب علمی دانشمندان و اندیشمندان و فلاسفه مسلمان را با کتابهایشان مطابقت دهند .مقالات ناقص علمی شما اکثرا برگرفته و برر پایه ی منابع و کتب دانشمندان مسلمان است . علومی که در دهه های اخیر کشف میشود سده های قبل توسط حضرت محمد ص و در قران و احادیث ذکر شده نمونه اش سفارش اکید پیامبر به مسواک زدن که دست به دست خصوصا در زمان امام صادق ع ترویج و با کتب و مقالات مسلمانان به نسل ما وشما و کشورهای تازه به علم رسیده منتقل شده و امروز رابطه مستقیم تاثیر مسواک بر زیاد شدن حافظه و نور چشم را به میان می اورند با این همه تکنولوژی چیزی که صدها سال پیش در روایات معتبر اسلامی گفته شده بد نیست در گوشه ای از کتابخانه ناقصتان را با کتب تفسیر قران و کتب طب اسلامی و طب امروزی کامل و مزین کنید

    نمایش  
  • مریم گفت:

    حال شما که مبنای علمیتان تنها احساسات پنجگانه است و علمتان و تمام داراییتان که ظاهرا از علم ماده است و لی در واقع ریشه و خمیره ی علمتان مدیون تحقیق متفکرین و عقلای دینیست همانند حال نو نهالیست که از مرحلهی چهار دست و پا به مرحله ی حرکت روی دو پا رسیده و دایم دست بزرگترهایش را پس میزند تا بتواند خودش روی دوپا بایستد و در اخر به این نتیجه میرسد که باید از بزرگترها کمک بخواهد چون زمین خوردن و شکست را تجربه کرده پیشنهاد م به عنوان یک انسان خدا دوست مسلمان و بشر دوست اینست که تفکرتان را به تعقل مزین کنید و انقدر که در کتب منکران دین و خدا سرچ میکنید کمی هم اینسو را ببینید باشد که به راه راست هدایت شوید این علم بشری که انقدر به آن مینازید به گفته ی علما و ایمه ۱/۳ علم بشریست و ۲/۳ باقیمانده زمانی که منجی عالم بشریت حضرت صاحبالزمان عج ظهور بفرمایند با همت ایشان علم به تکامل و بلوغ خود میرسد
    پس نتیجه کلام وحرف اخر اینکه : به قول خودمانی بی تعارف بشین سرجات جوجه مادیگرا ریز میبینمت

    نمایش  
    • Admin گفت:

      به قول خودمانی بی تعارف بشین سرجات جوجه مادیگرا ریز میبینمت

      احتمالا عینکت را درست نزدی. قلمرو علم خارج از جهان ماده نیست. علم چیزی است که قابلیت مشاهده، ابطال پذیری و آزمایش دارد. اگر شرط ابطال پذیری (falsifiability) را نداشته باشد علم نیست سودو ساینس یا شبهه علم است و این شرط فقط در قلمرو جهان مادی مقدور است. کسانی که اعتقاد به مابعد الطبیعه یا جهان غیر فیزیکی دارند به روشهای دیگر شناخت مانند شهود یا وحی متوسل می شوند. علم ابزار شناخت مابعدالطبیعه یا جهان غیر فیزیکی یا به قول شما «جهان ماورا» نیست. فقط کسانی که مثل شما درسشان را خوب از بر نکرده باشند ممکن است یک چنین کامنتی درباره علم غیر فیزیکی و غیر مادی بنویسند.

      شما مصداق همان گفته ی خودت در کامنت بالا هستی:

      انکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد الدهر بماند…من تصحیح میکنم انکس که نداند و نداند که نداند حیف است چنین جانوری زنده بماند

      نمایش  
  • مریم گفت:

    یا ورژن مغزتون رو بالا ببرید تا قدرت تجزیه وتحلیل و هضم درک خدا و عالم ماورا رو داشته باشه یا انقدر الکی ژست روشنفکری و نگاه بالا به پایین نداشته باشید شما از نظر دین اسلام و نص صریح قران مثل شمعی هستید که با یک فوت خاموش میشوید وظیفه یمن و امثال من فقط ارجا ع شما به قران روایات و احادیث است اگر خواستید با کمک بهزیستی برایتان کتب اصیل اسلامی و قر انی را به همراه عینک واقع بینی پست کنم چون اصلا مایل نیستم و تحمل وجودتان را ندارم که کوردلان را به کتابخانه ی شخصی خود و دوستانم دعوت کنم به امید هدایت گمراهان و کوردلان

    نمایش  
  • امیرحسین گفت:

    مریم خانم شما که قدرت تجزیه و تحلیلتون بالاست و به درک این این قضیه رسسیدین بگین کی خدارو بوجود آورده؟
    نکنه میخوای بگی “خدا نیازی به بوجود آورنده نداره!” واقعا فکر کردین به اینک:چرا امکانش نباشه همین قران دست نوشته ی بشر باشه؟مگ قران چی داره؟چرا انقدر افراطی هستین شماها!؟
    جوابش اینه:چون به ماها القا شده که خدایی وجود داره… و باید ترسید از…

    نمایش  
  • مریم گفت:

    خداوند تبارک و تعالی، وجود مطلق و کمال مطلق است که هیچ گونه عیب و نقصی در آن نیست. مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خداوند هستند، نیز آن را درک می کنند.

    هر چند شناخت کنه و حقیقت ذات خداوند تبارک و تعالی برای انسان غیر ممکن است ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود. راههای شناخت خدا در یک دسته بندی کلی به راههای زیر تقسیم می شود:

    1ـ راه عقلی (مثل برهان امکان و وجوب و مانند آن)

    2- راه تجربی (برهان نظم)

    3ـ راه دل (برهان فطرت)

    آسان ترین و بهترین راهها، برهان فطرت (خدا شناسی از راه دل) می باشد که انسان با بازگشت به درون خویش، بی نیاز از هر گونه استدلال عقلی یا مشاهده تجربی خدای خویش را می یابد و از راه دل به کوی یار می رسد.

    نکته مهم در پاسخ به این سؤال که خدا چگونه خلق شده و یا چه کسی خدا را خلق کرده است، یافتن جواب این سؤال فلسفی است که: «ملاک نیاز به علت چیست؟» متکلمین در ملاک نیاز به علت روی مسأله ی حدوث، انگشت نهاده، اما فلاسفه، ملاک اصلی نیاز به علت را مسأله امکان دانسته اند، از دیدگاه اینان چون ذات پروردگار متعال «مبرّا» از وصف امکان بوده و واجب الوجود است، لذا از مدار مسأله نیاز به علت بیرون می باشد.

    در نتیجه از آنجائی که خداوند نه حادث است و نه ممکن، پس نیاز به علت و آفریننده ندارد.

    نمایش  
  • […] انیشتین که از اساس منکر وجود خدا بود، از مریدان این ملا محسوب می شده یک موضوع است؛ اینکه […]

    نمایش  
  • مریم گفت:

    اینکه انشتن شیعه شده یا نه باید مدارک مستند این ادعا را ثابت کند . اگر مسلمان شده که خوشا به سعادتش اگر هم بی دین بوده خودش میداند و خدای خودش
    به هر حال لطمه ای به اصل این درخت تنومند وارد نشده اسلام و ایمه عروت الوثقی هستند هرکس متمسک به این ستون عظیم شود از نجات یافتگان است فقد استمسک بالعروت الوثقی لانفصام لها والله سمیع العلیم یعنی کار دین به اجبار نیست راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن است پس هر که از راه کفر و سرکشی باز گردد و به راه ایمان و پرشتش خدا گراید به رشته ی محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست وخداوند به هر چه خلق گویند وکنند شنوا و داناست . س بقره ایه ۲۵۶
    اسلام از بودن یا نبودن انیشتن در مجموعه ی خودش ضربه ای نمیخورد این جناب انیشتن هستند که اگر اگر اگر خود را وارد این مجموعه نکرده اند از نعمت عظیمی محروم گردیدند . و تمام کسانی که دانسته و ندانسته پشت به خدا و دین میکنند در روزی که خداوند از ان به یوم الحسرت یاد کرده اند بسیار حسرت خواهند خورد . به امید باز شدن دلهای قفل شده و گوشهای ناشنوا وچشمهای نابینا :-|

    نمایش  
  • ناشناس گفت:

    یک آزمایش عملی :
    پیشنهاد میکنم فقط یکبار از ته دل چیزی از “خدا” بخواه
    بعد در مسیر زندگیت سعی کن نشانه ها ی خدا رو ببینی و بعد فارغ از هوس و احساست عمیقا تفکر کن
    اساسا واژه خدا یک مفهومه انسانیت خوب بودن خندیدن و …
    من مطئنم همه مون حداقل یکبار خدا رو تو زندگیمون احساس کردیم
    فهم خدا در جایی میان عقل و احساسمون قابل باوره .
    یک ایرانی ۱.۹.۱۳۹۳
    :?:

    نمایش  
  • مریم گفت:

    تمام کسانی که ادعا دارند خدا وجود نداره زمانیکه به بلا یی گرفتار میشن شروع میکنند دست و پا زدن و ته دلشون خدایی رو صدا میزنند که منکرش هستند. اونجاییکه هیچ انسانی به دادشون نمیرسه .ادله و برهان ها رو فراموش میکنند و متمسک به خداوند میشن
    گروه مادّیون (منکر خدا) گفتند:
    «ما معتقدیم که پدیده‌های جهان، آغاز و پایانی ندارد، و جهان قدیم و همیشگی است، برای بحث در این باره به این‌جا آمده‌ایم، اگر با ما موافق هستی، معلوم است که تقدّم و برتری با ما است وگرنه، با شما مخالف خواهیم شد.»
    پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به آن‌ها رو کرد و فرمود: شما معتقدید که: پدیده‌ها بی آغازند و همیشه تا ابد وجود داشته و دارند؟
    گروه منکر خدا: آری این عقیده ما است، زیرا ما حدوث و آغازی برای پدیده‌های ندیده‌ایم، و هم‌چنین فناء و پایانی برای آن‌ها مشاهده نکرده‌ایم، حکم می‌کنیم که پدیده‌های جهان همیشه بوده‌اند و خواهند بود.
    پیامبر: من از آن طرف از شما سؤال می‌کنم، آیا شما همیشگی و قدیم بودن و ابدیّت موجودات را دیده‌اید؟ اگر می‌گویید دیده‌ایم، باید شما با همین عقل و فکر و نیروی بدنی همیشه در ازل و ابد بوده باشید، تا بتوانید ازلیّت و ابدیّت همه موجودات را ببینید، و چنین ادّعائی برخلاف حسّ و واقعیّت عینی است و همه عقلای عالم شما را در این ادّعا تکذیب می‌کنند.
    گروه منکر خدا: ما چنین ادعائی نداریم، که قدیم بودن و بقاء موجودات را دیده باشیم.
    پیامبر: بنابراین شما یک‌طرفه قضاوت نکنید، زیرا شما با اقرار خودتان نه موجودات را دیده‌اید و نه قدیم بودن آن‌ها را و هم‌چنین نه نابودی آن‌ها را دیده‌اید و نه بقاء آن‌ها را، پس چگونه می‌توانید، به یک طرف مطلب حکم کنید و بگوئید چون حدوث و فناء موجودات را ندیده‌ایم، پس آن‌ها قدیم و ابدی هستند؟
    (سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سؤالی از آن‌ها کرد که در ضمن محکوم کردن عقیده آن‌ها، ثابت کند که موجوادت، حادث هستند) فرمود:
    آیا شما شب و روز را می‌بینید که یکی پشت سر دیگری همواره آمد و شد می‌کنند؟
    گروه منکر خدا: آری.
    پیامبر: آیا شب و روز را چنین می‌بینید که همیشه از پیش بوده‌اند و در آینده خواهند بود.
    گروه منکر خدا: آری.
    پیامبر: آیا به نظر شما امکان دارد که شب و روز در یک جا جمع شوند؟ و ترتیبشان بهم بخورد؟
    گروه منکر خدا: نه
    پیامبر: پس در این صورت از همدیگر جدا هستند، وقتی که مدّت یکی تمام شد، نوبت به دیگری می‌رسد.
    گروه منکر خدا: آری همین‌طور است.
    پیامبر: شما با این اقرار خودتان، به حدوث آن‌چه از شب و روز مقدّم می‌شود بی‌آن‌که آن‌را مشاهده کنید، حکم کردید، پس منکر قدرت خدا نشوید[1] سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین ادامه داد:
    «آیا شب و روز به عقیده شما آغازی دارد یا آغازی ندارد و ازلی است؟ اگر بگوئید آغازی دارد منظور ما که همان حدوث است ثابت می‌شود و اگر بگوئید آغازی ندارد لازمه این سخن این است چیزی که پایان دارد، آغاز نداشته باشد.
    (وقتی که شب و روز از جهت پایان محدود باشد، عقل می‌گوید از جهت آغاز نیز محدود خواهد بود، دلیل محدودیت پایان شب و روز این است که از هم جدا می‌شوند و سپری می‌گردند و سپس یکی پس از دیگری از نو پدید می‌آیند).
    سپس فرمود: شما می‌گویید: جهان، قدیم است آیا این عقیده را به خوبی درک کرده‌اید یا نه؟
    گروه منکر خدا: آری می‌دانیم که چه می‌گوئیم.
    پیامبر: آیا می‌بینید که موجودات جهان باهم پیوند دارند و در بقاء و وجود نیاز به همدیگر دارند، چنان‌که در یک ساختمان می‌بینیم، اجزاء آن ( از کاه و خاک و سنگ و آجر و آهک) با هم پیوند دارند و برای بقاء ساختمان به همدیگر نیاز دارند.
    وقتی که همه اجزاء جهان چنین بود، چگونه می‌توانیم آن‌ها را قدیم و ثابت بدانیم[2] اگر براستی این اجزائی که به هم‌دیگر پیوند و نیاز دارند، قدیم باشند، اگر حادث می‌شدند چطوری بودند.
    گروه منکر خدا از پاسخ دادن درماندند، و نتوانستند معنی و آثار حدوث را بیان کنند زیرا هرچه می‌خواستند در معنی حدوث بگویند قهراً به همان موجوداتی که به عقیده آن‌ها قدیم بود، تطبیق می‌کرد، از این رو، سخت سرافکنده شدند و گفتند به ما فرصت بده تا در این باره بیندیشیم.[3]

    نمایش  
    • زینب گفت:

      سلام بر شما، جالب اینکه متن ارسالیتان بیشتر به نوعی سخن وری تقلیدی و مناظره کلامی میان سقراط و سوفسطائیان شباهت داشت تا شیوه اعاده کلام پیغمبر و اهل بیت ایشان در روایات، احادیث و کتب مرجوعه! یحتمل، اصحاب حوزه، بیشتر به نشر اکاذیبی چون انتساب نظریه نسبیت عام به جناب بروجردی، اتساع زمان و مبانی فیزیک کوانتوم به انوار قدسیه مصحف القرآن و نظریه الکترومغناطیس ماکسول به احکام نماز و روزه و بحارالانوار و علی الخصوص این مورد موخر یعنی آموزش فن استهزای سقراطی از شخص پیغبر، اهتمام و مبادرت می ورزند تا جنباندن ماتحت!

      گرامی، وقتی گفته میشود خدا ازلی است و ابدی، عالم مطلق است و قادر مطلق و آگاه بما فی الصدور، مگر ازلیت و ابدیت یا اقتدار و درایتش را با معیاری مطلق سنجیدید یا تبعات همه اهداف وی را بعینه مشاهده فرمودید یا در همه زمان ها و مکان ها حضور بهم رساندید که او را چنین وصفش کرده اید؟ مگر وقتی از محکمه عدل الهی سخن به میان می آورید، به آینده رجعت کرده اید تا دیگر بار برای ما شرح ما وقع را بازگو کنید؟

      همانگونه که خداباوران برای خدا ذات مبقیه واحدی قائلند و او فعلیتی را که خارج از زمان اراده کرده تحقق می بخشد (یعنی اراده میکند و دیگر همانی نیست که اراده کرده زیرا “اراده کرده” و “اراده نکرده” یکجا ، یکی نیستند) اما باز در کلیت این تغییر، فی نفسه یک هست یا هستی واحد موجود است، به همان صورت تغییرات فضا و زمان و اجرام و اشیاء و ظرف و مظروف، برای مادیون یا فیزیکالیست ها -علی رغم حدوث و عوارض- مثبوت و قدیم اند.
      آنها منکر تغییرات نیستند و اصولا این خلاف مشاهدات هم نیست (آنطور که سقراطتتان استدلال میکند!) بلکه قدامت، ثبات و پیوستگی را نه در سکون، که شرح و وصف و استلزامشان را در همین هارمونی یا فعل و انفعال، ضروری دانسته اند. ضمنا از اینکه در همه زمان ها و مکان ها حضور نداشته ایم یا اینکه حدوث مشهود است نمی توان نتیجه گرفت که خدای ادیان ابراهیمی نیست یا هست.
      در اینجا مغالطه کرده اید. مغالطه توسل به نادانی: چیزی را نمی دانیم پس هست!

      در آنجا که گفتید: ” گروه منکر خدا از پاسخ دادن درماندند، و نتوانستند معنی و آثار حدوث را بیان کنند زیرا هرچه می‌خواستند در معنی حدوث بگویند قهراً به همان موجوداتی که به عقیده آن‌ها قدیم بود، تطبیق می‌کرد، از این رو، سخت سرافکنده شدند و گفتند به ما فرصت بده تا در این باره بیندیشیم” مجددا مرتکب مغلطه حمله به مرد پوشالین شده اید.
      مغالطه حمله به مرد پوشالین: مغالطه پهلوان‌پنبه یا مغالطه حمله به مرد پوشالین از مغالطات مقام نقد است؛ که شخص وقتی با مدعایی مخالف است و آن را نادرست می‌داند، برای نشان دادن نادرستی آن از راه غیرمنطقی مغالطه استفاده می‌کند؛ در مغالطه پهلوان‌پنبه هیچ‌گاه دلیل و برهانی بر ضد مدعای نخستین مطرح نمی‌شود، بلکه ناقد مدعایی را که قدرت نقد آن را ندارد، کنار می‌گذارد؛ یک مدعای سست و ضعیف را که توانایی نقد آن را دارد، به طرف مقابل خود نسبت می‌دهد و به جای رد کردن مدعای اصلی، به رد کردن این مدعای ضعیف می‌پردازد.
      مغالطه پهوان‌پنبه ترفندی‌است که از این راه شخص می‌تواند میزان تأثیرگذاری و مقبولیت شخص مدعی را کاهش دهد؛ هرچند مدعای نخستین پاسخ داده نمی‌شود. این مغالطه، به نوع خود پرکاربرد است و در نقد مکاتب و نظریه‌های دینی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به کار می‌رود؛ برخی افراد غیرمتخصص نیز در جریان نقد جامعه مرتکب چنین مغالطه‌ای می‌شوند. علت نامگذاری این مغالطه به پهلوان‌پنبه این است که ناقد به جای مبارزه با پهلوان اصلی، پهلوان‌پنبه‌ای ساخته، آن را بر زمین می‌زند.

      نمایش  
    • mansoorhallaj گفت:

      روی این زمین ۷ میلیارد ادم هست که به انه میگویند بندگان خد ام برحسب امارهای دقیق سازمانهای جهانی از این ۷میلیارد بندگان خد ۱/۵ میلیارد گرسنگان جهان بخصوص درقاره افریقاهستند چر مگردرپیشگاه خدای شم بین مخلوقاتش تبعیضی هم باید باشد در۲۰۰ کشورعضوسازمان ملل ۵۴ میلیون زنان فقیر وگرسنه مجبورند ب خودفروشی نانی تهیه کنند ای وقتی این بندگانخد برای رفع گرسنگی برخلاف میل خودتن فروشیمیکنند خدای خالق نمیبیند یامیبند از اول پیدایش ادیان تاهمین امروز پیروان ادیان جنگهای خونینی باهم کرده اند که درطول تاریخ صدهامیلیون بندگان خد کشته شده اند درجنگ دوم جهانی حدود۷۰ میلیون بندگان خدا کشته شدند و ۶میلیون همازبندگان خد درکوره های ادم سوزی خاکسترشدند ای مسیولیت خد دربرابر بندگانش چه بوده است ازاول افرینش ادم درزمین تاامروز ظلم جنایت فساد بیدادمیکند خد این پلیدی هارااگر میبیند چر حتی یک یکبار وض نابسامان بندگان خودر رسیدگی نکرده وبفریادحتی یک انسان نرسیده مگرخودش خلق نکرده است

      نمایش  
  • مریم گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    قل هو الله احد الله صمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد
    بسم الله الرحمن الرحیم
    قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ما عبدتم ولا انتم عابدون ما اعبد لکم دینکم ولی الدین
    شما بهتر بود بجای وقت گذاشتن برای حفظ کلمات دهن پرکن الفاظ ثقیل که خودتان را هم دچار سوء هاضمه فکری کرده و نیمکره مغزتان را با اراجیف و ومزخرفات اشغال نموده ومانع وسعت دیدتان گردیده کمی از فضای مغزتان را ازاد نموده و به تفکر و تعقل در معنای سوره ی اخلاص بپردازید . باشد که پرده های ابهام وشبهه از ذهن غبار گرفته ی شما برگرفته شود و اگر چنین نشد خداوند پاسخ شما را در سوره ی کافرون داده است .
    لازم به ذکر است انچه از قدرت کلام و تفکر در من وشما وجود دارد ونمود وتراوش میشود برگرفته از ذات احدیت است . نمک خوردن و نمکدان شکستن در مرام اهل انکار و اهل شک است فبای الاء ربکما تکذبان پس کدامین نعمتهای خدا را تکذیب وانکار میکنید
    واگر خدا نخواهد برگی از درخت نخواهد افتاد همه چیز تحت فرمان اوست و اگر بخواهد تمام نعمتهایش را از تو باز پس خواهد گرفت از نعمت تعقل و تکلم خود درست استفاده کن که به آنی باز پس بگیرد اگر بخواهد
    وخداوند شاهد ونظاره گر وشنوا وبینا به اعمال و رفتار ماست باشد که درست بیاندیشیم و کردار و رفتارمان رضای او باشد نه رضای روسای بی دین و ایمان هشدار باش چه متاعی میخری و چه ارزشی را زیر پا میگذاری دوروز دنیا ارزش زیر پا گذاشتن اصول انسانی و زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن قدرت خداوند که تمام قدرتت بر کرفته از اوست را ندارد ازاد باش ازادانه بیاندیش که سرسپردگی عین اسارت است . اقیانوس الهی با پیاله ی من و شما قابل توزین و تجزیه تحلیل نیست . ملاک سنجش و تقعر در بحر ژرف لایتناهی الله جل جلاله کشتی نجاتی چون رسول اکرم ص و چهارده معصوم س هستند باشد که توفیق ورود و سکون در این کشتی نجات نصیبمان شود و نایل به این توفیق الهی گردیم . به امید شنوا وبینا شدن کوردلان و ناشنوایان حرف حق .

    نمایش  
  • زینب گفت:

    سلام بر شما.

    رابطه میان اراجیف ، ثقالت کلام ، سفاهت اندیشه و ضلالت عقل را در سطح جهالت خود جست و جو کنید.

    “شما بهتر بود بجای وقت گذاشتن برای حفظ کلمات دهن پرکن … تقعر در بحر ژرف لایتناهی الله جل جلاله … نایل به این توفیق الهی گردیم ” :

    روزی، سیری طعنه زد به پیاز …

    گرامی، تلبیس در کلام را نهی میکنید و خود را از یاد می برید؟

    فرمودید: “واگر خدا نخواهد برگی از درخت نخواهد افتاد همه چیز تحت فرمان اوست و اگر بخواهد تمام نعمتهایش را از تو باز پس خواهد گرفت ….. اگر بخواهد” :

    عنایت کنید:
    اگر من مدعی می‌شدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید می‌گردد، هیچ کس قادر نبود مدّعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم می‌بود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قوی‌ترین تلسکوپ‌ها هم قابل رویت نیست.
    اما اگر تا آنجا پیش می‌رفتم که می‌گفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم می‌شدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تایید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا یا هر آدینه در مصلی، درباره آن به وعظ می‌پرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرو می‌کردند، تردید در وجود آن نشانهٔ نامتعارف بودن تلقی می‌شد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید می‌فرستادند. (جناب برتراند راسل)

    برای درک حقیقت، هم چشم و گوش سر باز است و هم چشم و گوش دل لیکن تعریف و تسبیح و تمجید متعلق به پیام های بازرگانی و تبلیغ کره و مرباست نه منطق و اثبات و استدلال اما اگر خدای شما کره و مرباییست، پس تا ادای تکلیفتان میتوانید ادامه دهید.

    نمایش  
  • مریم گفت:

    هم کلامی با شما و گروه شما را اتلاف وقت میدانم چرا که اجرهای ذدیوارتان را از پایه کج نهاده اید تا ثریا میرود دیوار کج گر در خانه کس است یک حرف بس است
    همه شما درست فکر میکنید و پیامبران و ایمه اطهار و مریدان و فیلسوفان و شاعران صاحب نامی چون حافظ مولانا سعدی ناصر خسرو و ….. همه در گمراهی هستیم. کسی که بدیهییات را انکار میکند و از درک ساده ترین حقایق اثبات خداوند چون برهان علیت محروم و ناتوان است هم صحبتی با شما جز اتلاف وقت نیست بر گوش و چشم و غقل امثال شما پرده غفلتی کشیده شده که تنها قدرت و اراده خداوند قادر به کنار رفتن این حجاب است و لقمه ی حرام یکی از مصادیق این حجاب است تنها کار من دعا برای مردم است تا دنباله رو افکار منکرانی چون شما نشوند و دعا برا ی هدایت شما
    دوره دوره ی اخرالزمان است و حتی ایمان اورندگان هم از مکر و دسایس شیاطین و برده های شیاطین در امان نیستند . اللهم عجل لولیک الفرج به امید ظهور حضرت صاحب الزمان و ریشه کن شدن درخت انکار و ثمراتتش که میوه های فریبنده و بی خاصیت منکرانی چون گروه شماست . امین

    نمایش  
  • زینب گفت:

    سلام بر شما.

    “هم کلامی با شما و گروه شما را اتلاف وقت میدانم چرا که اجرهای ذدیوارتان را از پایه کج نهاده اید ..”

    دوست وقت شناس من،
    انگار سه ماه است دچار اباطیل هستید، ببخشید الان ساعت چند است؟

    “همه شما درست فکر میکنید و پیامبران و ایمه اطهار و مریدان و فیلسوفان و شاعران صاحب نامی چون حافظ مولانا سعدی ناصر خسرو و ….. همه در گمراهی هستیم”

    هدایت شده عزیز،
    اولا: صدق امر را با کثرت آراء موافق و مخالف نمی سنجند:
    مغالطه توسل به اکثریت: هر موضوعی که اکثریت مردم نسبت به آن موافق باشند، درست است.

    ثانیا: اشتباه میکنید که “همه یا اکثریت فلاسفه و افراد صاحب نام، خداباورند” :
    فلاسفه: دنیل دنت، ژان پل سارتر، کارل مارکس، آرتور شوپنهاوئر، برتراند راسل، فردریش نیچه، مارتین هایدگر، دیوید هیوم، آگوست کنت و ….
    دانشمندان: آلن تورینگ، استیون هاوکینگ، پل دیراک، پیرسیمون لاپلاس، ریچارد داوکینز، زیگموندفروید و …

    “کسی که بدیهییات را انکار میکند و از درک ساده ترین حقایق اثبات خداوند چون برهان علیت محروم و ناتوان است … بر گوش و چشم و غقل امثال شما پرده غفلتی کشیده شده …. لقمه ی حرام یکی از مصادیق این حجاب است …”

    تیزهوش گرامی، کمی آرام تر…
    مغالطه اتهام نادانی: ادعای این‌ که یک مدعا بسیار واضح و بدیهی‌است و نیاز به استدلال ندارد.

    برهان علیت اصولا مشمول اثبات تام نیست:
    پرسش اساسی این است که آیا علت در گزاره هر معلولی علتی دارد؛ تامه است یا ناقصه؟
    اگر تامه است؛ پس برهان علیت باطل است؛ زیرا حکم برهان اثبات این مدعاست، و نمی توان آن را جز مفروضات ذکر کرد.
    اگر ناقصه است؛ پس برهان علیت از توجیه علت نداشتن خدا قاصر خواهد بود، زیرا سلسله علل ناقصه، هر چه به عقب تر رویم، به علت ناقصه ای دیگر می رسد؛ یعنی نمی‌توانیم مسئله را اینگونه توضیح دهیم که دلیل علت نداشتن خدا، علت تامه بودن اوست؛ زیرا در این صورت وجود علت تامه را پیشاپیش مفروض گرفته‌ایم، در حالی که وجود علت تامه حکم ماست.

    “به امید ظهور حضرت صاحب الزمان و ریشه کن شدن … میوه های و بی خاصیت منکرانی چون گروه شماست. آمین”

    به امید ظهور حضرت اسپایدرمن (ع) در رکاب حضرت سوپرمن (عج). آمین

    نمایش  
  • محمدرضا گفت:

    سلام جناب ایراندوست، در یکی از کامنت ها به این اشاره کردید که : چطور نخستین موجودات ازآمینو اسید پدید آمدند و چطور نخستین مواد زیستی توانستند خودشان را باز تولید کنند. اما ظاهرا هیچ مدل استانداردی در مورد پیدایش حیات وجود ندارد، و هرچه راجع به چگونگی ایجاد حیات در زمین از مواد بی جان گفته شده، بیشتر از یکسری فرضیات نیست که هنوز تحقق آنها در مقیاس آزمایشگاهی هم صورت نگرفته! البته بعضی ها هم میان خلقت گرایی، آبیوجنسیس و فرگشت، ضدیتی رو متصور نیستند، ولی بهرحال اگر مقدور هست در مورد فرمایشتون، یه منبع موثق معرفی کنید. این مطالب رو از ویکی پدیا (پیدایش حیات) میتونید تهیه بفرمایید:

    تا اوایل قرن ۱۹، مردم به پیدایش خود به خودی اشکال حیات از مواد بی جان معتقد بودند. تصور کلاسیک آبیوجنسیس که امروزه با نام پیدایش خود به خودی نامیده می‌شود به این موضوع اشاره می‌کرد که مواد پیچیده ارگانیک از تجزیه مواد غیر ارگانیک ایجاد می‌شوند.

    در قرن ۱۷، در فرضیات پیداش خود به خودی تردیدهایی به وجود آمد. در سال ۱۶۴۶، سر توماس براون، کتابی تحت عنوان شیوع باورهای غلط تالیف نمود که حمله‌ای به عقاید غلط و اشتباهات عامیانه رایج بین مردم داشت. استدلالات براون نتوانست به طور گسترده‌ای پذیرفته شود.

    در سال ۱۶۶۵، رابرت هوک، اولین نقاشی از میکروارگانیسم‌ها را ارائه کرد. در سال ۱۶۷۶ آنتوان فن لونهوک توصیف دقیق‌تری از میکروارگانیسم‌هایی که امروزه با نام باکتری وتک یاخته شناخته می‌شوند ارائه داد.

    اولین دلیل محکم بر خلاف نظریه پیدایش خود به خودی در سال ۱۶۶۸ توسط فرانسیسکو ردی بیان شد. او نشان داد که چنانچه از تخم‌گذاری مگس روی گوشت جلوگیری شود هیچ تخم مگسی روی گوشت مشاهده نخواهد شد. تدریچا در مورد سایر مواد زنده بزرگتر نیز نشان داده شد که نظریه پیدایش خود به خودی نمی‌تواند درست باشد. بدین نحو نظریه جایگزین با نام بیوژنز به وجود آمد که پیدایش هر موجود زنده‌ای را از موجود زنده قبلی اش می‌پندارد.

    ئوری بیوژنز در میانه قرن نوزدهم بدنبال شواهد فراوانی که از سوی پاستور و دیگران ارائه گردید چنان جای خود را گشود که نظریه پیدایش خودبه‌خود در عمل کنار گذاشته شد. پاستور پس از یافته‌هایش در سال ۱۸۶۴ گفت: «نظریه پیدایش خودبخود هرگز از ضربه کشنده‌ای که این آزمایش ساده بر پیکره اش وارد کرده‌است بهبود نخواهد یافت.» از سوی دیگر فروپاشی نظریه پیدایش خودبخودی خود سبب ایجاد خلآ در پاسخ به دلیل علمی چگونگی پیدایش حیات در ابتدا گردید. داروین در نامه‌ای درسال ۱۸۷۱ ذکر می‌کند که حیات ممکن است در حوضچه گرم کوچکی که حاوی آمونیاک، نمک‌های فسفره، نور، حرارت، الکتریسیته وسایر عوامل بوده‌است آغاز شده باشد. این شرایط ایجاد ترکیبات پروتئینی که خود آماده تغییرات پیچیده تری بوده‌اند را ممکن می‌ساخته‌است. چنین ترکیباتی امروزه به سرعت تجزیه شده یا خورده می‌شوند ولی این تجزیه و نابودی هنگامی که هنوز موجودات زنده وجود نداشته‌اند رخ نمی‌داد.

    در واقع هیچ مدل استانداردی در مورد پیدایش حیات وجود ندارد. در مدل‌های جدیدتر در بیشتر موارد خطوطی از فرضیه اپارین-هالدین به چشم می‌خورد. آن چه در زیر می‌آید بر پایه یافته‌ها و نظرات متنوعی است که در این مورد وجود دارد.

    ۱. یکی از مدل‌های پیشنهادی مدل حباب بود که فرآیندهای کلیدی مواد شیمیایی مورد نیاز برای ایجاد حیات را فضای درون حبابی موجود در سطح اقیانوس‌ها می‌دانست. این مدل شامل پنج مرحله اصلی است؛ آمونیاک، متان و دیگر گازهای حاصل از انفجارهای آتشفشانی زیر دریایی در حباب‌های زیر دریا محبوس می‌شدند. متان و آمونیاک‌های مورد نیاز برای تشکیل آمینو اسیدها درون حباب‌ها در مقابل صدمات حاصل از اشعه ماورای بنفش محفوظ می‌ماندند. حباب‌ها به سطح اقیانوس‌ها می‌آمدند و و پس از ترکیدن د ملکول‌های آلی ساده آزاد می‌کردند. ملکول‌های آلی ساده ضمن انتقال توسط باد و حرکت به سمت بالا در معرض اشعه ماورای بنفش نور خورشید و رعد و برق قرار می گرفته‌اند و در نتیجه نیروی لازم برای واکنش‌های بعدی برایشان فراهم می‌شد. باران بسیاری از این ملکول‌های آلی را که به تازگی تشکیل شده بودند به درون اقیانوس می‌برد و چرخه دیگری را شروع می‌کردند.

    ۲. برخی تئوری‌ها ذکر می‌کنند که اتمسفر زمین در ابتدا بازی بوده‌است و در آن ترکیباتی چون متان، آمونیاک، سولفید هیدروژن، دی اکسید کربن، منوکسید کربن و فسفات وجود داشته‌است. در چنین اتمسفری اکسیژن و اوزون نایاب بوده‌است و یا وجود نداشته‌است.

    ۳. در چنین اتمسفری فعالیت‌های الکتریکی توان تسهیل و تسریع ایجاد مولکول‌های حیاتی ساده را داشته‌اند. در سال ۱۹۵۳ این واقعیت در آزمایش میلر- یوری نشان داده شده‌است.

    ۴.فسفولیپیدها (در صورتی که به اندازه کافی بلند باشند) توان تشکیل خود بخودی لیپید دو لایه که یکی از اجزای بنیادین غشای سلولی است را دارند.

    ۵. یکی از پرسش‌های اساسی در این باره، ماهیت نخستین همانندساز است. در سلول‌های امروزی همانند سازی در اثر تعامل و همکاری پروتئین و اسیدهای نوکلئیک رخ می‌دهد. بر اساس دیدگاه اندیشمندان در مورد اولویت تشکیل پروتئین یا اسید نوکلئیک نظرات به دو دسته تقسیم می‌گردند. یک دسته معتقد به پیدایش نخستین پروتئین هستند و گروه دیگر به اولویت ایجاد اسید نوکلئیک اعتقاد دارند. نظریه مربوط به اولویت ایجاد اسید نوکلئیک به موارد زیر اشاره دارد:

    * بر اساس نظریه جهان ار ان آ، پلی مریزه شدن نوکلئوتیدها ممکن است منجر به ایجاد ریبوزیم‌های (مولکول‌های آران آ با خصوصیات آنزیمی) همانندساز شده باشند.
    * از آن رو که الیگوپپتیدها توان اتصال به آران آ و ایجاد کاتالیزورهای بهتری را دارند، ممکن است بر اساس فشارهای انتخابی برای گزینش عملکرد آنزیمی، پپتیدیل ترانسفرازها از این راه بوجود آمده باشند. پروتئین‌ها ی کوچک خود می‌توانند در نتیجه این گزینش ایجاد شده باشند.
    * پروتئین‌های ایجاد شده خود توان رقابت با ریبوزیم‌ها به عنوان کاتالیزور را دارند و از این راه می‌توانند به عنوان بیوپلیمر غالب در تنظیم فعالیت‌های نوین اسیدهای نوکلئیک که بیشتر انتقال اطلاعات ژنتیکی است، انتخاب شوند.

    نمایش  
  • محمدرضا گفت:

    جناب فرهاد ایراندوست، اگر در نقد تئوری بیوژنز یا نوشتار فوق و تایید مشاهدات علمی در تئوری پیدایش موجودات زنده از غیرزنده، منبع موثقی هست معرفی بفرمایید. سپاسگزارم

    نمایش  
    • Admin گفت:

      درود دوست گرامی. موضوع پیدایش حیات با موضوع تکامل انسان دو چیز هستند و این دو را نباید با هم اشتباه بگیریم. درباره ی تکامل انسان امروز به صورت عام پذیرفته شده. اما پیدایش اشکال اولیه ی حیات به بیش از سه و نیم بیلیون سال پیش باز می گردد. در مورد منشا آن نظرات متفاوتی وجود دارد. اما باور بر این است که نخستین سلولهای حیات از مواد زیستی پدید آمده که قابلیت بازتولید خودشان را داشتند. اینجا را ببینید.

      نمایش  
  • مهرداد گفت:

    :bow: چه موجود جالبیه انسان، هرکسی فقط خودشو برحق میدونه. علم و دین هر دو به یک اندازه خودبزرگ بین هستند، متاسفانه. دست انیشتین و امثالشو گرفتن و هر کسی میخواد اونو پرت بده به دنیای خودش، انسان شعور داره، درک داره و قدرت تجزیه و تحلیل. این یک مورد فکر میکنم مورد قبول علم و دین و مذهب باشه، پس خواهشا ول کنید مردمو… ی عمر از دین ضربه زد به شعور مردم حالا علم پرچمو به دست گرفته و انگ بی خردی و حماقت به مردم میزنه. دست بردارین، حال آدم از بودنش بهم میخوره با این کشمکش های مسخره، تا کی قراره مردمی که برداشت های دیگه ای از زندگی خلاف میل ما دارن گوسفندی خطاب بشن ک نیاز به شبان داره!؟

    نمایش  
  • ناشناس گفت:

    ممکنه فکر کنید یکم دلیل اخراج اینشتین از آلمان چی بود؟؟؟

    آهان درست حدس زدین یهودی بود ینی خداباور بود.

    لطفا کمی فکر کنید بعد مغلطه کنید جناب مدیر سایت که برای حرفایی هم که ازاینشتین آوردی هیچ منبعی نداشی

    نمایش  
  • بیخدایان گناباد گفت:

    درود بر شما و تمام خردگرایان و جنبش بزرگ اتئیسم ایران.

    #گناباد
    #گنابادی
    #gonabad
    #gonabadi

    نمایش  
  • دیدگاه خود را بنویسید

    :wink: :twisted: :roll: :oops: :mrgreen: :lol: :idea: :evil: :dance: :cry: :bow: :arrow: :angry-: :?: :-| :-x :-o :-P :-D :-? :) :( :!: 8-O 8)

    WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners