برچسب: ترکی

جعل وبسایت ترکی درباره آزمایش تسلیحاتی ایران و زلزله آذربایجان

جعل پان ترک ها درباره زلزله آذربایجان

جعل پان ترک ها درباره زلزله آذربایجان

پس از زلزله اخیر در آذربایجان و کشته شدن جمعی از مردم بومی آن خطه، گروههای پان ترکیستی – که در رویداد زلزله بم، زشت ترین توهین ها را متوجه مردم مصیبت زده ایران می کردند -بار دیگر با رویکرد طلبکارانه، رو به گسترش نفرت نژادی آوردند تا مسئولیت حوادث پس از آن را متوجه ایرانیان کنند.

در همین راستا، یک وبسایت جمهوری آذربایجان به نقل از سایت دبکا – نزدیک به منابع امنیتی اسرائیل- ادعا می کند که زلزله اخیر در آذربایجان در نتیجه آزمایش تسلیحاتی بمب زلزله ساز(!) ایران و نفرت ایرانیان از مردم آذربایجان رخ داد.

فحاشی یا حق آزادی بیان در وب دو فارسی

مطلبی درباره تفاوت اهانت و اتهام نوشتم و لازم است کوتاه درباره دلایل ارسالش هم بنویسم. همانطور که در آنجا تاکید کردم اتهامی که بر درستی اش سند آورده شود نامش اهانت نیست.

چند هفته پیش به اصرار دوستی در یکی از شبکه های اجتماعی فارسی عضو شدم هرچه برای این دوستمان توضیح دادم که فرصت انجام مسئولیتهای فعلی ام را هم بر روی اینترنت ندارم و چند سال پیشتر هم که شخص دیگری برای عضویت در آن وبسایت دعوتنامه فرستاده بود، در همان ساعت نخست اخراج شدم، این دوستمان دست بردار نبود و می گفت ایرادی ندارد و حتما باید آنجا عضو شوی چون تعداد ایراندوستان در مقابل تجزیه طلبان ترک کم است.

انصافا هم گویا حق با او بود و اینبار بر خلاف پیش بینی من این حساب کاربری نه فقط چند ساعت که چند هفته ای عمر کرد تا اینکه دیروز به جرم فحاشی شناسه مرا مسدود کردند. ضمن اینکه به خاطر بسته شدن اکانتم باید قدردان مسببین آن باشم – که هم مرا از رودربایستی ایراندوستان نجات دادند و هم کلی وقت نداشته انجام کارهای انجام نشده را برایم فراهم کردند – لازم است چند سطری هم درباره اینطور ممیزی ها و داوریهای از روی شکم  از جانب کسانی بنویسم که ظاهرا داعیه آزادی بیان هم دارند.

آمار کشتگان فرقه دموکرات آذربایجان و جعلیات پان ترکیستها

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان با تصویر استالین.

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان با تصویر استالین.

نسخه انگلیسی این مقاله از مهرآذر سورن در اینجا یا  اینجا.

اخیرا مطلبی به قلم علی قره جه لو – یکی از پان ترکیستهای شناخته شده – در سایت تجزیه طلب شهروند منتشر شده که آمار دروغینی را درباره تعداد کشتگان فرقه دموکرات آذربایجان ارایه می دهد. در مورد سایت شهروند و عملکرد آن، پیشتر مقاله ای به قلم اسپهبد را در اینجا منتشر کردم.

پان ترکیستها تقریبا در تمام موضوعات از تاریخ، فرهنگ، مشاهیر و افتخارات ملی گرفته تا تعداد لغات و افعال ترکی و جمعیت ترکزبانان و بودجه استانی مناطق ترکزبان جعل می کنند و  این نخستین مورد از جعلیاتشان نیست، قطعا آخرینش هم نخواهد بود. اما این گفته که هزاران نفر از اعضای فرقه دموکرات توسط دولت ایران به قتل رسیدند، دروغی است که باید پیش از فراتر رفتن دامنه جعلیاتشان به آن پاسخ داده شود.

این حقیقت که اتحاد جماهیر شوروی فرقه دموکرات آذربایجان و کردستان را برای تجزیه ایران، مستقیما و به دست خود ایجاد کرد، بر کسی پوشیده نیست. (برای آگاهی بیشتر به این اسناد نگاه کنید)

همه چیزمان ترکی؛ نان سنگک هم ترکی

نان سنگک

نان سنگک

یکی از پان ترکان ادعا می کند که «نان سنگک» هم از ابداعات ترکان است و از ترکان به ایرانیان رسیده؛  اهمیت این ادعا زمانی بهتر مشخص می شود که بدانیم این سنگک دیگر آن سنگک قدیم نیست و به لطف نظام ولایی، ارج و منزلتی دارد و به دانه ای هزار تومان رسیده است.

البته ما بخیل نیستیم و شاید این امتیاز نان سنگک را به ترکان بدهیم که لا اقل یک نان سنگک در تاریخشان به یادگار گذاشته باشند اما این دوستان هم که بار اولشان نیست و از چارشنبه سوری و نوروز و مولوی و نظامی و ابن سینا شروع کردند و حالا به نان سنگک و آبگوشت بزباش رسیدند و اگر همینطور پیش بروند، نه فقط چیزی از گذشته تاریخی ما باقی نمی گذارند، لابد نقدا یک چیزی هم برای این خدمات تاریخی مطالبه می کنند.

علی ایحال دانشنامه غذاهای یهودی که یک مرجع جامع دانشگاهی برای طبقه بندی غذاها است، عقیده ای خلاف عقیده این دوستان پان ترکیست دارد بر طبق این دانشنامه، نان سنگک یک نان ایرانی است که باز هم بر خلاف عقیده این دوست پان ترکیستمان، نام آن از همان لغت «سنگ» پارسی گرفته شده و برای مدتهای مدید نان استاندارد ارتش ایران بوده؛ هر سرباز کیسه ای از آرد و سنگریزه همراه خود داشته و در صورت لزوم با خمیر کردن آرد نان می پخته.

نان بربری هم که نام آن از نام «بربرها» آمده، نان سنتی مردم افغانستان است و ربطی به ترکان ندارد و در قرن هجدهم به ایران آمد.

آذربایجان چگونه ترکزبان شد

«بی تردید پیش از آن که زبان ترکی به آذربایجان وارد شود، زبان این منطقه شاخه ای از زبانهای ایرانی بوده و این موضوع به صورت عام پذیرفته شده است.»

این عبارات از پروفسور والتر هنینگ است(مقاله هنینگ را از اینجا می توانید ببینید) اما همانطور که هنینگ اشاره می کند، احتمالا کسروی نخستین کسی بود که جنین نظریه ای را مطرح کرد. هنینگ یکی از برجسته ترین دانشمندان زبان شناس جهان در یک قرن گذشته است؛ علاوه بر او دیگرانی همچون احسان یارشاطر هم در این زمینه مقالاتی منتشر کردند.

در این نوشته ی کوتاه قصدم پرداختن به زبان آذربایجان پیش از رواج ترکی در آن خطه نیست؛ موضوع تُرکاندن مردم این منطقه به جز در میان قومگرایان پان ترکیست، موضوعی پذیرفته شده است؛ همچنین از منابع علمی می دانیم که ترکان دستکم تا قرن یازدهم میلادی (هزار سال پیش) اصلا در این منطقه نبودند که بخواهند زبانشان را به گروههای دیگر منتقل کنند اما پرسشی که تا امروز بارها مطرح شده و پاسخ داده نشده اینکه «اگر آذربایجان ترک نیست پس چگونه ترکزبان شده است؟»

عید نوروز و دروغهای پان ترک ها

منظور از اطلاق عنوان «ترکـ» در این مقاله صرفا مردم ترکتبار است که در طول تاریخ به این نام شهرت داشتند و نه مردم آذربایجانی که بعدها ترکزبان شدند.

همچنین آن دسته از مردمی که خود را به این نام می خوانند و بر آن اصرار می کنند اگرچه ترکتبار نباشند اما از آن جهت که در انقیاد و تحت سیطره ی فرهنگ بیگانه هستند باید به همین عنوان شناخته شوند.

این شنیدستی که ترکی وصف جنت چون شنید //گفت با واعظ که: «آنجا غارت و تاراج هست؟»

گفت: «نی!»، گفتا: «بتر باشد ز دوزخ آن بهشت //کاندرو کوته بود از غارت و تاراج دست»

— بهارستان جامی

در چند سال گذشته و در ادامه ی روند جعل تاریخ و هویت ملی ,پان ترکیستها ادعاهایی را متوجه شخصیتها ,سنتها و آیینهای ایرانی کردند . از جمله شخصیتهایی که یکباره ترک شدند می توان به بابک خرمدین , ابن سینا ,مولوی , نظامی, بیرونی ,زرتشت و حتی رستم !! اشاره کرد و از جمله جشنها و مراسمی که در یکی دو سال اخیر بیشتر مورد توجه ایشان قرار گرفت, چارشنبه سوری ,یلدا و «عید نوروز» است.

ترکان در طول تاریخ مشخصا قومی کوچرو بودند که مدنیت نداشتند و طبعا از مواهب و مصادیق تمدن نیز بی بهره بودند. بر طبق دانشنامه بریتانیکا که از بسیاری جهات معتبرترین دانشنامه به زبان انگلیسی است, موطن اصلی ترکان «اغوز» یا «اگوز» تا حداقل قرن یازدهم میلادی استپهای آسیای مرکزی و مغولستان بود و بنابر این نسبت دادن آیین نوروز که چند هزار سال در کشور و منطقه ی ما پیشینه دارد به این گروه, از اساس ادعای بی پایه و لاغی است.

Oğuz, also spelled Oghuz, or Ghuzz, confederation of Turkic peoples whose homeland, until at least the 11th century ad, was the steppes of central Asia and Mongolia.

کهن ترین اثر ادبی به زبان ترکی در ایران بیش از چند سده قدمت ندارد و این ملت جعلی که نه ادبیات کلاسیک دارد و نه آداب و سنن ملی و نه مشاهیر و مفاخر تاریخی برای ساختن یک هویت جدید ناچار از تحریف تاریخ و دزدی از ملتهای دیگر است. این رویکرد نخستین بار چند دهه ی پیش توسط بازماندگان عثمانی و ترکیه امروزی آغاز شد که به صورت گسترده جعل تاریخ کردند. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی, جمهوری تازه استقلال یافته ی آذربایجان (اران) هم برای بقای خود و ایجاد هویت ملی ,ناچار همان طریقه را در پیش گرفت.

متاسفانه شیوه ی پان ترکیستها در دزدی تاریخی همان شیوه ی اسلاف فرهنگی شان است. ترکان آنجا که می توانستند غارت می کردند و هر جا که قادر به دزدی نبودند شیوه ی تخریب و نابودی را در پیش می گرفتند. پان ترکیستها هم در کوششهایشان برای سرقت فرهنگی از تمدن ایرانی هر آنچه را که بتوانند جعل می کنند و به خودشان نسبت می دهند و آنجا که از دزدی مفاخر تاریخی و فرهنگی ما بازبمانند, سعی در لجن مال کردن و بی ارزش کردن آن می کنند چنانکه در مورد «فردوسی» همین رویه را در پیش گرفتند.

زبان ترکی مادر همه زبانها و فارسی لهجه زبان ترکی

تارنمای ترکهای افغان مطلب سرگرم کننده ای را از قول «تئهران اوشاقلاری» انتشار داده که حیفم آمد در اینجا بازگو نکنم.

این مقاله ی جالب به وضوح نسبت به نمونه های مشابه قبلی پیشرفت قابل توجهی نشان می دهد!

پیشتر شخصی به نام «دوقتور توحید ملکزاده دیلمقانی» در نوشته ای با عنوان «جایگاه زبان ترکی و سایر زبانها» که سایت دولتی ترکمنهای عراق (کرکوک نت ) و چندین وبسایت پانترکیستی دیگر آن را انتشار دادند, تقریبا نیمی از زبان ایتالیایی و یک پنجم انگلیسی را از ترکی  دانسته و فارسی را هم لهجه ی 261 زبان عربی به شمار آورده بود.

البته زبان فارسی در گذشته, همواره در رتبه ی 261 ام نبوده, بل همانطورکه هفته نامه ی امید زنجان ,ماشاالله رزمی و مجله رایاسپهر از قول «یونسکو» جعل کردند, زبان فارسی رتبه ی سی و سومی زبان عربی را داشته که بعدها هرچه ترکان در مقاله نویسی پیشرفت کردند, جایگاه آن هم پسرفت کرده ! اما در این مورد اخیر,سایت ترکهای افغانستان یکبار برای همیشه تیر آخر را زد و تکلیف تمامی زبانهای زنده و مرده ی دنیا را الی الابد معلوم کرد و از این جهت دیگر نیازی هم به رتبه بندی جدیدی نیست

سند تجزیه طلبی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آداپ) و فاخته زمانی

فاخته زمانیدوستی اعتراضنامه ی را برای من فرستاده و از من خواسته تا منتشر کنم ;این سند جالب مربوط به سازمانی با نام  «انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان » یا «آداپ» است که با عنوان یک سازمان حقوق بشری و حامی زندانیان سیاسی آذربایجانی فعالیت می کند.

همانطور که در وبسایت این گروهک آمده (ساوالان سسی دات کام )این تشکیلات در همه حال خود را تشکیلاتی حقوق بشری می نمایاند که  “به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد” اما عملکرد این ارگان در طول حیاتش و استفاده ی ابزاری از عنوان مشروع  حقوق بشر به ایشان  امکان داده تا با رویه ی حقوق بشری در راستای اهداف گروههای  تجزیه طلب و انتشار محتوای ضد ایرانی گام بردارند.

این اعتراضنامه ظاهرا در سال 2006 خطاب به دبیرکل سازمان ملل نوشته شده و محتوای آن هم پیرامون اختلافات قومی گروههای آذری با کردها است که کردها را تروریست و مهاجمان به آذربایجان معرفی می کند ,اما آنچه این سند را برجسته می کند استفاده از عبارات تجزیه طلبانه و زیر سوال بردن موجودیت ایران توسط لیدر این تشکیلات به اصطلاح حقوق بشری است! آنچنان که فاخته زمانی ( با نام مستعار لونا) در این متن از ایران با عنوان «کشور به اصطلاح ایران »! نام برده و چندین بار از آذربایجان ایران با نام «آذربایجان جنوبی » یاد می کند که مقصودی جز زیر سوال بردن تمامیت ارضی ایران نمی تواند داشته باشد.

علی رغم اینکه نسخه ی اصلی این اعتراضنامه توسط نویسنده از روی سایت آن حذف شده اما نسخه ی پشتیبان از آن بر روی  تارنمای آرکیو دات ارگ موجود است و من هم نسخه دیگری را بر روی تارنمای خود  قرار دادم ,اهمیت این سند بیشتر از آن جهت است که اهداف تجزیه طلبانه ی آداپ را به خوبی نمایش داده و مشروعیت این سازمان و گردانندگان آن را به عنوان مدافعین مستقل حقوق بشر, به کل زیر سوال می برد .همچنین با در نظر گرفتن اصل پذیرفته شده ی حاکمیت ملی کشورها و حق شناخته شده ی برخورد با عناصر اغتشاش گر و تجزیه طلب که مخل تمامیت سرزمینی کشوری باشند, از این پس نظام سیاسی حاکم بر ایران (هر نظام سیاسی که بر سر کار باشد )و دستگاه قضایی می توانند با استناد به این سند که رونوشتی رسمی از آن هم به سازمان ملل متحد ارسال شده ,تمام مرتبطین با این تشکیلات را به جرم انتصاب به یک ارگان جدایی خواه (و نه تشکیلات حقوق بشری) محاکه و مجازات کنند.

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners