بخش: سیاسی

ما از کی قرار است بمب اتم بسازیم

نتانیاهو برای همه چیز ایران را متهم می کند. منبع تصویر: knowyourmeme.com

نتانیاهو برای همه چیز ایران را متهم می کند. منبع تصویر: knowyourmeme.com

امروز 76 نفر از نمایندگان سنای آمریکا در نامه ای به اوباما خواستار تشدید تحریمها بر اقتصاد ایران شدند. این نامه که پیش از تعطیلات تابستانی سنا فرستاده می شود، به معنی تایید تحریمهای جدید کنگره است که دو روز پیش در مجلس نمایندگان این کشور تصویب شده و نیازمند تایید سنا بود. تحریمهای جدید تقریبا تمام تجارت خارجی ایران و صادرات نفت را هدف می گیرند تا درآمد نفتی ایران عملا به صفر برسد.

تحریمهای اقتصادی — که مطابق قوانین بین المللی، مجازات جمعی و جنایت جنگی محسوب می شوند — صرفا زندگی روزمره و آسایش مردم را تحت تاثیر قرار نداده و در مواردی حتی به مرگ شهروندان ایرانی انجامیده. تحریمها به همراه ناکارآمدی و بی لیاقتی مدیران داخلی، هزینه ی زندگی و درمان در ایران را به صورت سرسام آوری افزایش داده تا جایی که بسیاری از ایرانیان از تامین مایحتاج و نیازهای اولیه خود بازماندند. این تحریمها در حوزه هایی اعمال می شود که هیچ ارتباط منطقی با برنامه اتمی ایران ندارند؛ اما فشار سنگینی را بر مردم عادی وارد می کند. هدف از اعمال این تحریمها، علاوه بر متوقف کردن برنامه اتمی ایران، افزایش نارضایتی عمومی و جلوگیری از سرمایه گذاری ایران در حوزه هایی است که آمریکایی ها و شرکای اسراییلی شان نمی پسندند.

ایران کشوری که مریخی ها بر آن حکومت می کنند

حمله مریخی ها به زمین. منبع تصویر: aliens.wikia.com

حمله مریخی ها به زمین. منبع تصویر: aliens.wikia.com

تصور کنید یکی از دوستانتان ادعا کند مریخی ها به زمین آمده اند و در میان ما انسانها زندگی می کنند. شما برای او توضیح می دهید که هیچ نشانه ای از وجود اهالی مریخ بر روی زمین وجود ندارد و علاوه بر آن سالها مطالعه ی سیاره بهرام (مریخ) توسط سازمانهای فضایی و مراکز علمی نشانه ای از اینکه حتی اشکال ساده ی حیات هم در آن وجود داشته باشد بدست نداده چه برسد به حیات گونه های پیچیده تر و یا گونه های هوشمند و در نهایت تمدنهایی که بتوانند سفرهای فضایی را با موفقیت به انجام برسانند. در پاسخ شما دوستتان استدلال می کند که مریخی ها علاقه ندارند توسط انسانها دیده شوند و مراکز علمی و دانشگاهی هم توسط همین مریخی ها اداره می شود و در واقع آنها هستند که بر انسانها حکومت می کنند و چون انسانها را به بردگی گرفتند؛ اجازه نمی دهند که ما حقایق آنها را کشف کنیم. در چنین شرایطی شما هر اندازه که بحث را ادامه دهید یا تلاش کنید که مستندات علمی یا شواهد قانع کننده تری برای رد فرضیه طرف مخالف ارایه کنید، دوستتان می تواند شواهد شما را با عنوان شواهد دستکاری شده و بی ارزش رد کند و در نهایت در نتیجه بحث هم تغییری ایجاد نمی شود.

تبعید ابوالفضل عابدینی و شکنجه ستار بهشتی؛ ابوالفضل را از یاد نبریم

ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و عضو حزب پان ایرانیست است، که به جرم تبلیغ علیه نظام، به گذرندان دوازده سال زندان محکوم شد. اوایل او را در زندان اهواز نگهداری می کردند. در آن دوره چندین بار توسط مسئولین زندان و زندانیان تجزیه طلب عرب مورد ضرب و جرح قرار گرفت؛ تا اینکه با تلاشهای بسیار در سال 89 به زندان اوین در تهران منتقل شد.

سال گذشته اتفاقی در بند 350 اوین رخ داد که زندگی برخی زندانیان سیاسی آن بند و از جمله ابوالفضل عابدینی هم تحت الشعاع قرار گرفت. ماجرا مربوط به مرگ یک وبلاگنویس جوان از قشر زحمتکش جامعه — مانند خود ابوالفضل — است که توسط مسئولین زندان شکنجه شد و پس از آزار و اذیت فراوان او را کشتند. نام این وبلاگنویس ستار بهشتی بود و بجز وبلاگنویسی و ابراز عقایدش جرم دیگری نداشت. بهشتی شکنجه شد و زیر شکنجه رفت. بر خلاف پیشبینی قاتلین، جامعه واکنش شدیدی به این یک مورد نشان داد؛ و اگرچه در جمهوری اسلامی چیزی به نام آبرو وجود ندارد؛ قتل ستار بهشتی نهایتا به ضرر نظام تمام شد.

بی بی سی نام آذربایجان ایران را جعل کرد

خبر انتشار یافته در سایت بی بی سی.

خبر انتشار یافته در سایت بی بی سی.

سایت خبری بی بی سی فارسی در یک اقدام کم سابقه عنوان آذربایجان ایران را به آذربایجان جنوبی جعل کرد. در گزارشی که وبسایت بی بی سی فارسی درباره گروهی از تجزیه طلبان آذربایجان ایران منتشر کرده؛ از آنها با عنوان فعالان سیاسی و از گروه آنها هم با نام حرکت نوین بیداری ملی آذربایجان جنوبی یاد می کند.

نخست باید دانست که این افراد فعال سیاسی نیستند و رسما تجزیه طلب هستند. همانطور که جندالله هم گروه تروریستی است و اعضای فعال سیاسی نیستند. اگرچه ممکن است جندالله شاخه ی سیاسی هم داشته باشد؛ هیچگاه از آنها با عنوان فعال سیاسی یاد نمی شود. چون مشخصا فعالیت این گروه مجرمانه و نامشروع است؛ نمی توان از این عنوان برایشان استفاده کرد. گروه «یئنی گاموح» هم برای خودش کشوری خیالی در درون مرزهای ایران ایجاد کرده و برای آن پرچم، سرود ملی و محدوده قلمروی سیاسی تعیین شده که مصداق بارز تجزیه طلبی است. مطابق قوانین بین المللی (مشخصا اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری به عنوان رکن قضایی سازمان ملل متحد) تجزیه طلبی در زمره ی شنیع ترین جرایم در میان تمام ملل محسوب می شود و این افراد هم در صورت اثبات جرم تجزیه طلبی — یعنی اثبات وابستگی به گروهک یئنی گاموح — مرتکب جرایم بسیار سنگینی شدند که باید مطابق قوانین داخلی ایران با آنها برخورد شود. پس عنوان فعال سیاسی برای انتشار اخبار اعضای این گروه از اساس نادرست است. از این گذشته رسالت خبرنگاری ایجاب می کرد که در متن خبر از بکاربردن ادبیات و واژگان نادرست و مناقشه برانگیز خودداری شود. همانطور که بی بی سی مجاز نیست نام خلیج فارس را فی المثل به خلیج ع ر ب ی جعل کند تا خبری درباره یک تیم فوتبال اماراتی در لیگ آن کشور منتشر کند؛ این رسانه نمی تواند نام بخشی از مملکت ما را جعل کند تا خبر تجزیه طلبان آذربایجانی را بنویسد. عنوان آذربایجان جنوبی مربوط به ادبیات تجزیه طلبان است و این عنوان به همراه ملی خواندن آن بار سیاسی مشخص دارد. اگر لازم بود توضیحی برای عنوان «یئنی گاموح» در لید یا عنوان خبر آورده شود؛ این توضیح یا بدل می توانست «گروه جدایی طلب آذربایجانی» باشد.

حمله نظامی اسراییل؛ ایران خط قرمز نتانیاهو را پشت سر گذاشته

تصویر فتوشاپی نتانیاهو که خط قرمز ایران را بر روی بمب کارتونی مجموعه لونی تونز ترسیم می کند. منبع تصویر: العربیه.

تصویر فتوشاپی نتانیاهو که خط قرمز ایران را بر روی بمب کارتونی مجموعه لونی تونز در سازمان ملل ترسیم می کند. منبع تصویر: العربیه.

جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل و یکی از مسببین حمله نظامی به عراق، معتقد است که: «اسراییل باید دیروز به ایران حمله می کرد.» احتمالا منظور از این عبارت این باشد که اسراییل همین حالا هم ضرر زیادی از بابت عدم حمله نظامی متحمل شده. سخنان بولتون در حالی منتشر شد که چند روز پیش بنیامین نتانیاهو هم در مصاحبه با تلویزیون سی بی اس هشدار داده بود، ایران تنها چند هفته با خط قرمز مشهور او فاصله دارد. ماجرای خط قرمز نتانیاهو مربوط به تقریبا یک سال پیش است که در جریان سخنرانی سالانه اش در سازمان ملل، تصویر یک بمب (مشابه بمب های سری کارتونهای لونی تونز) را به سازمان ملل برده بود و برای تعیین محدوده غنی سازی اورانیوم، بر روی این بمب خط قرمزی ترسیم کرد. مطابق خط قرمز آقای نتانیاهو، ایران باید برای رسیدن به سلاح اتمی، 250 کیلوگرم اورانیوم بیست درصد در اختیار داشته باشد تا هر زمان خواست بتواند آن را به میزان بالاتر غنی سازی کند و در نهایت خرج مورد نیاز برای ساخت یک سلاح را فراهم کند. نتانیاهو تهدید کرده بود که اجازه نخواهد داد ایران به این نقطه برسد. حالا پس از یک سال نتانیاهو دیروز گفت که ایران به این نقطه نزدیک شده و در حال حاضر 190 کیلوگرم اورانیوم در اختیار دارد و ظرف فقط چند هفته از مرز 250 کیلوگرم عبور خواهد کرد و به این شیوه تلویحا ایران را تهدید به حمله نظامی کرد: «ایران باید بداند، به آنها اجازه داده نخواهد شد از این خط قرمر عبور کنند.»

حمایت وبلاگنویسان و کاربران دنیای مجازی از فراخوان 21 خرداد برای شرکت در مسابقه ایران و لبنان

21 خرداد، استادیوم آزادی با شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.

21 خرداد، استادیوم آزادی با شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.

هم میهنان،

در زمانه ای که مردمان دنیای آزاد و منطقه ی خاورمیانه، هر روز دستاوردهای تازه تری در جهت تامین رفاه و حمایت از حقوق اساسی شهروندان کشورهای خود کسب می کنند؛ سهم ملت ایران از این تحولات جهانی تنها تماشا و حسرت است.

ما عده ای از وبلاگنویسان، کاربران شبکه های اجتماعی و فعالان دنیای مجازی و اینترنتی، با آرا و نظرات و دیدگاههای گوناگون، از عموم شهروندان تهرانی و ایرانی دعوت می کنیم، در روز 21 خرداد ماه، بازی تیم های ملی ایران و لبنان (ساعت 18:30) در ورزشگاه آزادی حاضر شوند و با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» فریاد اتحاد و همدلی خود را به گوش جهان برسانند.

21 خرداد ماه و مسابقه ی تیم های ایران و لبنان، با توجه به تقارن زمانی با انتخابات ریاست جمهوری ایران و محدودیت نظام اسلامی برای هر نوع واکنش قهرآمیز، فرصت بسیار مناسبی برای طرح خواسته های قانونی و شروع حرکتهای اعتراضی بعدی در واکنش به وضعیت فقر، گرانی، ظلم، فساد لجام گسیخته، و نقض گسترده حقوق اساسی مردم ایران است.

ایران، امروز به کمک همه ی فرزندان خود نیاز دارد. لطفا با انتشار این خبر به گسترش حرکت اعتراضی مردم ایران کمک کنید. رسانه شمایید.

تحریم های آمریکا و اروپا طبق کنوانسیون ژنو جنایت جنگی است

با اعمال تحریمهای اقتصادی تعداد فقرا در ایران به شدت افزایش یافته. تصویر از ایسنا.

با اعمال تحریمهای اقتصادی تعداد فقرا در ایران به شدت افزایش یافته. تصویر از ایسنا.

اقتصاد ایران ورشکسته شده است. دولت ایران صدها هزار میلیارد تومان بدهی بانکی ببار آورده که هیچ منبع کوتاه مدتی برای بازپرداخت آنها در دسترس ندارد. کافی است مردم برای دریافت مطالبات و پس اندازهای خود به بانکها هجوم ببرند تا مفهوم ورشکستگی اقتصادی کشور و بی ارزش شدن طلبهایشان را بهتر درک کنند.

صادرات نفتی ایران که به واسطه ی تحریم ها به شدت کاهش پیدا کرده بود؛ با وجود تحریمهای جدید بیش از این هم کاهش پیدا خواهد کرد. آنچه هم که به عنوان مطالبات ارزی کشور — به عنوان منبعی برای بازپرداخت بخشی از بدهی های ریالی — مطرح بوده؛ یا اساسا در بانکهای خارجی مسدود شده و یا قابل انتقال به داخل نیست. همه ی اینها باعث شده تا نرخ تورم اقتصادی به شدت بالا برود. علیرغم گزارشهای رسمی تورم سی درصدی؛ برخی آمارهای غیر رسمی از تورم سه رقمی و بیش از صد درصدی هم در برخی اقلام حکایت دارد. افزایش نرخ تورم به همراه پایین آمدن ارزش پول ملی و کاهش تولید و اشتغال در وضعیت زندگی مردم تاثیرات زیادی داشته. در سال 2011 گزارشی منتشر شد که نشان می داد در حدود 45 تا 55 درصد از جمعیت شهری ایران زیر خط فقر است. از آن زمان تا کنون با سقوط ارزش ریال، میزان فقرا در جامعه بصورت تصاعدی افزایش یافته و در حال حاضر اغلب مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کند.

فراخوان برای شرکت در مسابقه ایران و لبنان؛ با شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

گروهی از وبلاگنویسان و کاربران شبکه های اینترنتی، برای شرکت در مسابقه فوتبال میان تیم ملی ایران و لبنان فراخوان دادند. مسابقه ی میان تیم های ملی ایران و لبنان، در روز 21 خرداد (ساعت 18:30)، سه روز پیش از انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، و در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.

مسابقه ی این دو تیم به صورت زنده از تلویزیون دولتی ایران هم پخش می شود و با توجه شرایط زمانی و موقعیت مکانی، بهترین فرصت را برای طرح شعارهای اعتراضی مردم فراهم می کند. این مسابقه می تواند یک شروع خوب برای تجمعات اعتراضی بعدی باشد.

رفسنجانی: تجزیه آذربایجان و بلوچستان پس از انتخابات

با پایان یافتن دوره ی کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و رد صلاحیت اش توسط شورای نگهبان، سخنانی از وی خطاب به طرفدارانش منتشر کرده که در بخشی از آن به طرح تجزیه آذربایجان و بلوچستان ایران توسط سنای آمریکا هم اشاره می کند. به گفته ی آقای هاشمی، قرار است پس از معلوم شدن نتیجه انتخابات این طرح عملیاتی شود:

– در مجلس سنای آمریکا دو طرح خطرناک وجود دارد؛ منتظر انتخابات بودند که تکلیف روشن شود و گویا از این پس فعال می شوند. می خواهند سیستان و بلوچستان و و آذربایجان را تجزیه کنند. بعد هم قرار است اگر اسراییل به ایران حمله نظامی کرد به او کمک نظامی کنند. شاید جنگ روانی باشد اما به قول علما هر احتمالی برای انسان تکلیف می آورد.

ایران را انتخابات نجات نمی دهد؛ اعتصابات و اعتراضات نجات می دهد

اکبر هاشمی زفسنجانی، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات 92، محمود احمدی نژاد، و علی خامنه ای. تصویر از خبرگزاری مهر.

اکبر هاشمی زفسنجانی، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲، محمود احمدی نژاد، و علی خامنه ای. تصویر از خبرگزاری مهر.

دعوای میان رای دهنده ها و تحریم کننده ها باردیگر در آستانه انتخابات بالا گرفته. رای دهنده ها با همان شیوه ی دوره های پیشین، استدلال می کنند، در شرایطی که مملکت در وضعیت بدی قرار دارد، انتخاب یک رییس جمهور میانه رو به تعدیل شرایط و کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی کمک می کند. در طرف مقابل تحریم کننده ها باور دارند که انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی — که علاوه بر جناحی بودن و بسته بودن، سی و چند سال با تقلب انجام شده و در دور گذشته هم به صورت کاملا فرمایشی و به قیمت خون چند صد تن از مردم ایران برگزار شد — فاقد حداقل های لازم برای مشارکت مردم است؛ بنابر این مشارکت در چنین انتخاباتی جز اینکه به نظام اسلامی مشروعیت مردمی بدهد، حاصل دیگری ندارد.

هر دو گروه رای دهنده و تحریم کننده، باور دارند که دیدگاه خودشان بر دیدگاه طرف مقابل ارجح است و جبهه مخالفشان یا از شرایط جاری کشور چیزی نمی فهمد و یا اساسا خاین و مغرض است. هر دو طرف باور دارند که شرکت یا عدم شرکشان قرار است یک اقدام بزرگ سیاسی باشد، که تاثیرات عظیمی بر آینده مملکت بگذارد. رای دهنده ها اصرار دارند که رای دادن به نامزد مد نظرشان، به ضرر حاکمیت است چون نامزد جناح مخالف به پیروزی نمی رسد. تحریم کننده ها هم معتقدند که رای دادنشان علاوه بر اینکه هیچ ثمری ندارد به نظام آبرو و اقتدار (قدرت مشروع) می دهد، چیزی که امروز فاقد آن است. آنچه همه ی این اختلاف نظرها را بی معنی می کند، تکرار هرباره و چندباره آنها در سالهای گذشته است. رای دهنده ها در دوره های مختلف به امید تغییرات به نامزدهای خودشان رای دادند و تحریم کننده ها هم در دوره های مختلف انتخابات را تحریم کردند و در نهایت هم وضع مملکت ما روز بروز بدتر شده. نه رای رای دهنده ها ظرف چند دهه ی گذشته تغییر قابل توجه در شرایط میهنمان ایجاد کرده و نه تحریم انتخابات توانسته گره ای از گره های مملکت باز کند. انتخابات در نظام اسلامی یک پدیده ی بی اهمیت و در بهترین شرایط دعوا میان مافیای درون قدرت برای کسب منابع بیشتر است، که شرکت و یا عدم شرکت در آن بخودی خود هیچ تحول اساسی ایجاد نخواهد کرد. علی القاعده ما نمی توانیم امیدوار باشیم که یک رفتار مشابه را تحت شریط مشابه برای سالها و دهه ها تکرار کنیم و نتایج متفاوتی بگیریم.

ویکی لیکس: محمد باقر قالیباف بنا بود رییس جمهور بعدی ایران بشود

محمد باقر قالیباف

محمد باقر قالیباف

سایت کمپین دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، اخیرا مطلبی منتشر کرده که به دعوای درونی جناحهای حکومت ایران اشاره دارد. به گفته ی این وبسایت، احمدی نژاد اسنادی از تخلفات محمد باقر قالیباف، شهردار کنونی تهران، را برای شورای نگهبان فرستاده که اگر اسفندیار رحیم مشایی، نامزد مورد نظر او، در انتخابات پیش رو تایید صلاحیت نشود، به تخلفات قالیباف هم رسیدگی شود و به این ترتیب او هم نتواند در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت کند.

اینکه احمدی نژاد حتی پیش پیش از اعلام کاندیداتوری و مشخص شدن فهرست نامزدهای انتخاباتی، به سراغ قالیباف برود، ممکن است قدری عجیب به نظر برسد. هر کس با نظامهای استبدادی مانند حکومت ایران آشنایی داشته باشند، بخوبی می داند که فعالیت سیاسی در چارچوب این نظامها با حفظ سلامت سیاسی و اخلاقی تقریبا غیر ممکن است. کما اینکه سلامت سیاسی افراد و مقامات در دایره ی قدرت، برای رقیبان فاسد، حتی تهدید هم به شمار می آید. از اینرو احمدی نژاد — که نه امروز برایش آبرویی مانده و نه دیگر چیزی برای از دست دادن دارد — با توجه به اینکه هشت سال رییس جمهور بوده، نباید در دسترسی به اطلاعات و افشای مفاسد نامزدهای جناح مقابل محدودیتی هم داشته باشد. با اینحال این پرسش وجود دارد که چرا او یکسره سراغ قالیباف رفته و به دیگرانی مثل ولایتی یا حداد عادل یاا محسن رضایی — که آنها هم ظاهرا دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری هستند — نپرداخته؟ شاید احمدی نژاد اطلاعات خاصی درباره شخص قالیباف دارد که دیگران از آن نا آگاهند و شاید این اطلاعات آن اندازه مهم باشد که سرنوشت انتخابات آینده ایران را معلوم کند.

سازمان سیا، بی بی سی و تجزیه طلبی در ایران

بی بی سی

بی بی سی

از زمان رویارویی ایران با قدرتهای جهانی بر سر برنامه هسته ای و افزایش نفوذ منطقه ای ایران، موضوع حمایت از تجزیه طلبان و قومگرایان هم با همان هدف تحریمهای اقتصادی — یعنی ایجاد بی ثباتی و آشوب در داخل کشور و امتیازگیری بر سر برنامه هسته ای — بطور گسترده در دستور کار کشورهای طرف مواجه با ایران قرار گرفت و ردیف بودجه ای محرمانه در داخل سازمان سیا برای آن تخصیص داده شد. این برنامه مشخصا توسط کشورهای آمریکا، اسراییل و بریتانیا پیگیری می شود؛ با اینحال بر پایه اسناد سایت ویکی لیکس، علاوه بر سازمانهای اطلاعاتی این سه کشور، کشورهای کوچکتر چون پاکستان هم در این این زمینه فعال هستند؛ که در مورد پاکستان، به گفته ی ویکی لیکس این همکاری با آشکار شدن حمایت سازمان موساد و سازمان اطلاعات بریتانیا از تجزیه طلبان آن کشور، خاتمه پیدا کرد.

ستار جان آزادی ات مبارک باشد

برای ستار بهشتی:

ستار بهشتی

ستار بهشتی

این روزها که عطوفت اسلامی همچو دیگر امورات در زندانهای رژیم و تحت عنایات داهیانه ی ولی امر مسلمین جهان، دچار تحولات بنیادین شده، شیوه مجازات وبلاگنویسان هم تغییرات اساسی کرده است. پیشتر مرسوم بود که اهل ایمان برای حفظ نظام، بیضه اسلام را در درون زندانها و از داخل شلوارها به ماتحت مخالفان سیاسی نظام اسلامی بتپانند؛ یک چند صباحی زندانی مادر مرده را می بردند شکنجه می کردند یا در مواردی آزار جنسی می دادند، پس از مدتی که قوانین شریعت به خوبی اجرا شد، لاشه ی نیمه جانش را بیرون می دادند تا جای خود را به یک بینوای دیگر بدهد.

با اینحال تو ستار جان از استثناها بودی؛ تو را از ابتدا بردند که دیگر برنگردانند. برای اینکارشان دلیل هم نخواستند؛ چه دلیلی روشن تر و چه جرمی شنیع تر از وطن دوستی و آزادیخواهی؟ آنهم در جامعه ای که بنیادش بر چاپلوسی و مجیزگویی استوار شده؛ اجتماعی که رهبرانش با توسل به خیانت و حماقت و خرافات توده ها حکومت می کنند. اصلا مگر تا امروز کسی هم چیزی پرسیده یا قرار است بپرسد که آدم کشی دلیل بخواهند؟ مگر کشته شدن یک انسان در مملکت ما چقدر مهم است که برایش حکم قضایی و قاضی و مجکمه طلب کنند؟

اما خودمانیم ستار عزیز، رفتی و آزاد شدی. اول از همه از قید همان رجاله ها و پفیوزها آزاد شدی. بعد از دست سبزالهی و رجوی الهی و شاه الهی مملکتمان آزاد شدی. از ملتی که فرق نان و آزادی و عزت نفس را نمی فهد؛ از جامعه مان که تفاوت فضیلت و رذیلت را نمی داند؛ از دست ما مردم پر ادعا آزاد شدی. ستار جان آزادی ات مبارک باشد.

دزد پولهای مردم ایران کیست

محمود احمدی نژاد

محمود احمدی نژاد

تصور کنید عده ای دزد، شبانه وارد منزل شما شدند و دار و ندارتان را همراه خودشان بردند. صبح که از موضوع آگاه می شوید، در می یابید ارزش آنچه دزدیده شده برابر با دو سوم مجموع دارایی های شما است. شما شخص ثروتمندی نیستید و زندگی مرفهی نداشتید. بخاطر می آورید چه روزهایی را در گرمای تابستان و سرمای زمستان پشت رل خودروی قسطی تان از یک سوی شهر به سوی دیگر راندید، تا تعداد بیشتری مسافر جا به جا کنید. بارها با راننده های دیگر بر سر نوبت مسافر دهان به دهان شدید یا قربان صدقه افسر راهنمایی و رانندگی رفتید تا جریمه تان نکند و دست آخر بتوانید این شندر غاز را پس انداز کنید. اگر معلم بازنشسته بودید سالهایی را که در مدرسه غیر انتفاعی درس می دادید، بخاطر می آورید. درس دادن به بچه ها برای کسی به سن شما کار آسانی نیست و حقوقش هم با وجود شیفت های اضافی و تدریس خصوصی، کفاف خرجتان را نمی داد؛ به همین علت هر بار از زن و بچه تان خواستید کمتر خرج و بیشتر قناعت کنند. یا به عنوان یک کارگر کارخانه ماهها حقوقتان را نگرفتید اگر هم دادند کم دادند و با هزار ادا و اطوار و منت دادند؛ هر چه این سالها کارفرمایتان با شما بد کرد را به جان خریدید به امید اینکه چیزی بماند و فردای بهتری برای خودتان و فرزندانتان باشد. اما حالا کسانی پیدا شدند و به خودشان اجازه دادند دسترنج یک عمر شما را غارت کنند و شما هم بخوبی آگاهید که دیگر جوانی و موقعیت سابق را ندارید که چنین ضرر هنگفتی را جبران کنید.

خواهر مریم، خواهر هیلاری و حکمت حرامزاده ها

خواهر مریم و خواهر هیلاری

خواهر مریم و خواهر هیلاری

از رامسفلد، وزیر خارجه پیشین آمریکا و نماینده آمریکا در خاورمیانه (۱۹۸۳)، جمله ای را درباره صدام حسین نقل می کنند که پیشتر فرانکلین روزولت هم درباره «ساموزا»، رییس حمهور نیکاراگوئه، بکار برده بود: «صدام ممکن است که یک حرامزاده (مادر بخطا) باشد اما حرامزاده ی ما است.»

هفت سال پس از دیدار تاریخی رامسفلد و حسین در سال ۱۹۸۳ (ویدیو این دیدار از اینجا)، دیکتاتور عراقی تصمیم گرفت که بجای حرامزاده آمریکایی ها، حرامزاده خودش باشد و در سال ۱۹۹۰ بدون اجازه اربابش به کویت لشکر کشید. در واقع همه گرفتاریها و نقض حقوق بشر و جنایتکاری و دیکتاتوری صدام هم از همان لحظه ی تمردش شروع شد. بقیه داستان را همه خیلی خوب می دانند؛ آمریکا دو مرتبه با عراق وارد جنگ شد؛ یک دهه عراق را تحریم اقتصادی کرد که به مرگ صدها هزار کودک و شهروند عراقی انجامید و دست آخر حرامزاده عراقی را تحویل دادگاه دادند تا به عنوان جنایتکار جنگی مجازات شود.

جعل عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبان

جهان در سال 1945

جهان در سال ۱۹۴۵

با گسترده شدن نفوذ رسانه های فارسی زبان بیگانه و نبود رسانه های خبری بی طرف و آزاد در داخل ایران، رفته رفته برخی عبارات و اصطلاحات جعلی هم وارد واژگان سیاسی ایرانیان شد. از جمله این جعلیات، یکی هم اطلاق عنوان «ملت» یا «ملیت» به اقوام ایرانی است که پیشتر تنها در میان رسانه های طیف چپ یا تجزیه طلبان متداول بود؛ اما در حال حاضر در بسیاری از رسانه های دولتی بیگانه همچون «بی بی سی فارسی»، «رادیو زمانه»، «روز آنلاین» یا «دویچه وله فارسی» کاربرد دارد. این جعل عنوان، به صورت حساب شده و برای برخی اهداف سیاسی از پیش تعیین شده انجام می شود که در این نوشته با دلایل آن بیشتر آشنا می شویم.

پارلمان اروپا؛ حمایت از حقوق بشر یا تجزیه طلبی در ایران؟

چند هفته ی پیش پارلمان اروپا قطعنامه ای را درباره نقض حقوق بشر در ایران به مجمع عمومی این نهاد برد و نمایندگانی هم درباره این موضوع سخنرانی کردند.

[youtube]http://www.youtube.com/watch?v=-wLnIq9d_tM[/youtube]

موضوع نقض مکرر حقوق بشر در ایران یک حقیقت غیر قابل انکار است و تقریبا همه کسانی که اندک آشنایی با شرایط ایران داشته باشند از آن آگاهی دارند و بنابر این محکومیت نقض حقوق بشر در ایران هم کمتر کسی را به شگفتی وا می دارد. اما این حمایت از حقوق بشر در سالهای اخیر رویه دیگری پیدا کرده و جنبه سیاسی بخود گرفته چنانکه برخی گروههای حقوق بشری یا نهادهای سیاسی مانند پارلمان اتحادیه اروپا، کنگره آمریکا یا برخی پارلمانهای محلی اروپایی این روند را برای رسیدن به اهداف مد نظر خود را دنبال می کنند.

فلسطینی های مسلمان، افغانی های نامسلمان و چپی های نگران

مدرسه برای کودکان افغان

مدرسه برای کودکان افغان

طی سی و سه سالی که از عمر نظام اسلامی گذشت، دشمنی و کینه توزی نظام نسبت به کشور اسراییل به عنوان اصل محوری و لایتغیر داکترین سیاست خارجی ایران، اسباب مخاطرات و گرفتاریهای فراوانی برای ملت ایران شد. در واقع هیچکس نمی تواند انکار کند، جمهوری اسلامی – که مدعی دفاع از حقوق مردم«فلسطین» و دیگر مسلمانان جهان است – در تمام این سالها برای دفاع از گروههای فلسطینی رودروی اسراییل و حامیان این کشور – که در مراکز بزرگ قدرت و ثروت جهان حضور دارند – قرار گرفت و هزینه های هنگفت آن را هم بر ملت ایران هموار کرد.

این رویارویی همواره با عنوان دفاع از حقوق مسلمانان ستمدیده فلسطین انجام می شود؛ اما رفتار نظام اسلامی در مواجه با دیگر مسلمانان از جمله مردم مسلمان افغانستان تردیدهای جدی در اهداف نظام و ادعای ظلم ستیزی سران آن ایجاد می کند.

محکومیت اظهارات رحیمی را محکوم می کنیم

تصویری از ابطحی و یک خاخام یهودی

تصویری از ابطحی و یک خاخام یهودی

محمدرضا رحیمی،معاون محمود احمدی نژاد، در ضمن اظهاراتی عنوان کرد:«گسترش تجارت مواد مخدر در جهان ریشه در تلمود، مجموعه قواعد مذهبی یهودیان، دارد» و همینطور:«در این کتاب‌ها آموزش داده می‌شود که چگونه خون مردم را بمکند و چگونه غیر یهود را نابود کنند.»

درباره اینکه «گسترش مواد مخدر در جهان» ریشه در کجا دارد اظهارنظر نمی کنم چون در اینباره آگاهی ندارم اما در مورد دوم کاملا حق را به آقای رحیمی می دهم.

تلمود مجموعه ای از قوانین و شرعیات عقب افتاده قوم یهود است که تقریبا هر نوع جرم و جنایتی را برای باورمندان به آن میسر می کند. قبلا چند بخش از این کتاب را در اینجا ترجمه کردم که توصیه می کنم پیش از هر گونه پیش داوری همین چند قسمت را بخوانید.

البته آقای رحیمی فراموش کرد که درباره کتب مذهبی مسلمانان هم اظهارنظر کند چون اگر ریشه بدبختی همه ملل دنیا کتب مذهبی مسلمانان نباشد، احتمالا ریشه بدبختی (یا ریشه بخش بزرگی از بدبختی) همان ملتی که آقای رحیمی معاون رییس جمهورش است، همین شرعیات است. به قول مرحوم میرزا آقا خان کرمانی اگر یک جلد کتاب بحارالانوار ملا محمد باقر مجلسی را بر ملتی نازل کنند، دیگر امیدی به نجات آن ملت نیست چه برسد به ما که هر بیست و چهار جلدش را یکجا برایمان آوردند!

توهین شنیع ماموران دولتی جمهوری آذربایجان به پرچم ایران

جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان

امیر اصغرنژاد، یک کمدین نروژی ایرانی تبار، که برای تهیه گزارش طنزی از روند برگزاری مسابقات یوروویژن در باکو بسر می برد، برنامه ی فکاهی درباره این مسابقات تهیه کرده بود که به واسطه آن از جانب مامورین دولتی جمهوری آذربایجان مورد بازخواست و اهانت قرار گرفت و در هنگام بازگشت وی از آن کشور، مسئولین پلیس فرودگاه باکو پس از تهدید و در آوردن لباسهایش مجبورش کردند به پرچم ایران اهانت کند و روی آن راه برود.

در این دوره از مسابقات موسیقی که جمهوری آذربایجان میزبانی آن را بر عهده داشت، یک ایرانی نروژی تبار به نام تورج کشتکار (توجی) کشور نروژ را نمایندگی می کرد؛ اما به گفته ی رسانه های کشور نروژ، پس از اهانت ماموران آذربایجان به خبرنگار ان آر کی (سازمان گزارشگران نروژ)، این تشکیلات حتی پیش از آنکه نماینده نروژ وارد دور رقابت شود از پوشش آن صرفنظر کرد.

به گزارش رسانه های نروژی، مسئولین ان آر کی طی تماس با مسئولین برگزاری مسابقات یوروویژن و وزارت خارجه این کشور خواستار رسیدگی به این وضعیت شدند.

در فیلم کمدی اصغرنژاد که برای نروژیها تهیه شده، وی اینطور وانمود می کند که نقش خبرنگار کشور ایران را بر عهده دارد و با مردم کوچه و خیابان و همینطور اعضای تیم نروژ مصاحبه های فکاهی ترتیب می دهد؛ اما ظاهرا مضامین این برنامه به مذاق مسئولین جمهوری آذربایجان خوش نمی آید و در هنگام بازگشت تیم نروژی از خروج آنها جلوگیری می کنند و اصغرزاده را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners