անշաններ: Ադրբեջանի Հանրապետություն

جعل وبسایت ترکی درباره آزمایش تسلیحاتی ایران و زلزله آذربایجان

جعل پان ترک ها درباره زلزله آذربایجان

جعل پان ترک ها درباره زلزله آذربایجان

پس از زلزله اخیر در آذربایجان و کشته شدن جمعی از مردم بومی آن خطه، گروههای پان ترکیستیکه در رویداد زلزله بم، زشت ترین توهین ها را متوجه مردم مصیبت زده ایران می کردند -بار دیگر با رویکرد طلبکارانه، رو به گسترش نفرت نژادی آوردند تا مسئولیت حوادث پس از آن را متوجه ایرانیان کنند.

در همین راستا، یک وبسایت جمهوری آذربایجان به نقل از سایت دبکا – نزدیک به منابع امنیتی اسرائیل- ادعا می کند که زلزله اخیر در آذربایجان در نتیجه آزمایش تسلیحاتی بمب زلزله ساز(!) Իրան և Իրաքի մարդկանց ատյանը Արզեբաջանի ժողովրդի նկատմամբ.

توهین شنیع ماموران دولتی جمهوری آذربایجان به پرچم ایران

جمهوری آذربایجان

Ադրբեջանի Հանրապետություն

امیر اصغرنژاد، یک کمدین نروژی ایرانی تبار، که برای تهیه گزارش طنزی از روند برگزاری مسابقات یوروویژن در باکو بسر می برد، برنامه ی فکاهی درباره این مسابقات تهیه کرده بود که به واسطه آن از جانب مامورین دولتی جمهوری آذربایجان مورد بازخواست و اهانت قرار گرفت و در هنگام بازگشت وی از آن کشور، مسئولین پلیس فرودگاه باکو پس از تهدید و در آوردن لباسهایش مجبورش کردند به پرچم ایران اهانت کند و روی آن راه برود.

در این دوره از مسابقات موسیقی که جمهوری آذربایجان میزبانی آن را بر عهده داشت، یک ایرانی نروژی تبار به نام تورج کشتکار (توجی) کشور نروژ را نمایندگی می کرد؛ اما به گفته ی رسانه های کشور نروژ، پس از اهانت ماموران آذربایجان به خبرنگار ان آر کی (سازمان گزارشگران نروژ)، این تشکیلات حتی پیش از آنکه نماینده نروژ وارد دور رقابت شود از پوشش آن صرفنظر کرد.

به گزارش رسانه های نروژی، مسئولین ان آر کی طی تماس با مسئولین برگزاری مسابقات یوروویژن و وزارت خارجه این کشور خواستار رسیدگی به این وضعیت شدند.

در فیلم کمدی اصغرنژاد که برای نروژیها تهیه شده، وی اینطور وانمود می کند که نقش خبرنگار کشور ایران را بر عهده دارد و با مردم کوچه و خیابان و همینطور اعضای تیم نروژ مصاحبه های فکاهی ترتیب می دهد؛ اما ظاهرا مضامین این برنامه به مذاق مسئولین جمهوری آذربایجان خوش نمی آید و در هنگام بازگشت تیم نروژی از خروج آنها جلوگیری می کنند و اصغرزاده را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

آمار کشتگان فرقه دموکرات آذربایجان و جعلیات پان ترکیستها

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان با تصویر استالین.

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان با تصویر استالین.

نسخه انگلیسی این مقاله از مهرآذر سورن در اینجا یا اینجا.

اخیرا مطلبی Ալի Ղարաջե Լուի գրությամբ – մեկը հայտնի پانթուրքիստներից – հրապարակվել է քաղաքացի ազգանպարտականության կայքում, որը տալիս է կեղծ տվյալներ Ադրբեջանի դեմոկրատական կազմի զոհերի մասին. در مورد سایت شهروند و عملکرد آن، پیشتر مقاله ای به قلم اسپهبد را در اینجا منتشر کردم.

پان ترکیستها تقریبا در تمام موضوعات از تاریخ، فرهنگ، مشاهیر و افتخارات ملی گرفته تا تعداد لغات و افعال ترکی و جمعیت ترکزبانان و بودجه استانی مناطق ترکزبان جعل می کنند و این نخستین مورد از جعلیاتشان نیست، قطعا آخرینش هم نخواهد بود. اما این گفته که هزاران نفر از اعضای فرقه دموکرات توسط دولت ایران به قتل رسیدند، دروغی است که باید پیش از فراتر رفتن دامنه جعلیاتشان به آن پاسخ داده شود.

Այս ճշմարտությունը, որ ԽՍՀՄ-ը անմիջապես և սեփական ձեռքով ստեղծեց Ադրբեջանի և Քրդստանի Դեմոկրատական ծայրահեղականությունն Իրանին կոտրելու համար, ոչ մեկին գաղտնի չէ. (Լրացուցիչ տեղեկությունների համար Տեսեք այս փաստաթղթերը)

Ինչպես Ատրպեյճանը դարձավ թուրքախոս

«بی تردید پیش از آن که زبان ترکی به آذربایجان وارد شود، زبان این منطقه شاخه ای از زبانهای ایرانی بوده و این موضوع به صورت عام پذیرفته شده است.»

این عبارات از پروفسور والتر هنینگ است(مقاله هنینگ را از اینجا می توانید ببینید) اما همانطور که هنینگ اشاره می کند، احتمالا کسروی نخستین کسی بود که جنین نظریه ای را مطرح کرد. هنینگ یکی از برجسته ترین دانشمندان زبان شناس جهان در یک قرن گذشته است؛ علاوه بر او دیگرانی همچون احسان یارشاطر هم در این زمینه مقالاتی منتشر کردند.

در این نوشته ی کوتاه قصدم پرداختن به زبان آذربایجان پیش از رواج ترکی در آن خطه نیست؛ موضوع تُرکاندن مردم این منطقه به جز در میان قومگرایان پان ترکیست، موضوعی پذیرفته شده است؛ همچنین از منابع علمی می دانیم که ترکان دستکم تا قرن یازدهم میلادی (هزار سال پیش) اصلا در این منطقه نبودند که بخواهند زبانشان را به گروههای دیگر منتقل کنند اما پرسشی که تا امروز بارها مطرح شده و پاسخ داده نشده اینکه «اگر آذربایجان ترک نیست پس چگونه ترکزبان شده است؟»

عید نوروز و دروغهای پان ترک ها

منظور از اطلاق عنوان «ترکـ» در این مقاله صرفا مردم ترکتبار است که در طول تاریخ به این نام شهرت داشتند و نه مردم آذربایجانی که بعدها ترکزبان شدند.

همچنین آن دسته از مردمی که خود را به این نام می خوانند و بر آن اصرار می کنند اگرچه ترکتبار نباشند اما از آن جهت که در انقیاد و تحت سیطره ی فرهنگ بیگانه هستند باید به همین عنوان شناخته شوند.

این شنیدستی که ترکی وصف جنت چون شنید //گفت با واعظ که: «آنجا غارت و تاراج هست؟»

Ասաց: «نی!»، گفتا: «بتر باشد ز دوزخ آن بهشت //کاندرو کوته بود از غارت و تاراج دست»

— بهارستان جامی

در چند سال گذشته و در ادامه ی روند جعل تاریخ و هویت ملی ,پان ترکیستها ادعاهایی را متوجه شخصیتها ,سنتها و آیینهای ایرانی کردند . از جمله شخصیتهایی که یکباره ترک شدند می توان به Բաբակ Խորամդին , ابن سینا ,Մաուլվի , Ռազմական, Բերիունի ,Զրատշտ և նույնիսկ رستم !! հիշատակեց և այն տոնախմբություններից ու ծեսերից, որոնք վերջին մի երկու տարվա ընթացքում ավելի շատ ուշադրություն գրավեցին նրա կողմից, Չհարշեբե Սուրի ,Յելդա և «Նոր տարի» տոնն է.

ترکان در طول تاریخ مشخصا قومی کوچرو بودند که مدنیت نداشتند و طبعا از مواهب و مصادیق تمدن نیز بی بهره بودند. بر طبق دانشنامه بریتانیکا که از بسیاری جهات معتبرترین دانشنامه به زبان انگلیسی است, موطن اصلی ترکان «اغوز» یا «اگوز» تا حداقل قرن یازدهم میلادی استپهای آسیای مرکزی و مغولستان بود و بنابر این نسبت دادن آیین نوروز که چند هزار سال در کشور و منطقه ی ما پیشینه دارد به این گروه, از اساس ادعای بی پایه و لاغی است.

Oğuz, also written Oghuz, or Ghuzz, Tunic ժողովուրդների կոնֆեդերացիա, որոնց հայրենիքը, առնվազն մինչեւ մ.թ. 11-րդ դարը, Կենտրոնական Ասիայի եւ Մոնղոլիայի տափաստաններն էին.

کهن ترین اثر ادبی به زبان ترکی در ایران بیش از چند سده قدمت ندارد و این ملت جعلی که نه ادبیات کلاسیک دارد و نه آداب و سنن ملی و نه مشاهیر و مفاخر تاریخی برای ساختن یک هویت جدید ناچار از تحریف تاریخ و دزدی از ملتهای دیگر است. این رویکرد نخستین بار چند دهه ی پیش توسط بازماندگان عثمانی و ترکیه امروزی آغاز شد که به صورت گسترده جعل تاریخ کردند. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی, Նոր անկախացած Ադրբեջանի Հանրապետությունը (اران) իր գոյության պահպանման և ազգային ինքնության ստեղծման համար ,միևնույն մեթոդը կիրառեց.

Վախճանաբար պանթուրքիստների մոտեցումը պատմական գողության մեջ նույն մեթոդն է, ինչ նախնիների մշակութային մոտեցումը. ترکان آنجا که می توانستند غارت می کردند و هر جا که قادر به دزدی نبودند شیوه ی تخریب و نابودی را در پیش می گرفتند. پان ترکیستها هم در کوششهایشان برای سرقت فرهنگی از تمدن ایرانی هر آنچه را که بتوانند جعل می کنند و به خودشان نسبت می دهند و آنجا که از دزدی مفاخر تاریخی و فرهنگی ما بازبمانند, سعی در لجن مال کردن و بی ارزش کردن آن می کنند چنانکه در مورد «فردوسی» همین رویه را در پیش گرفتند.

Ադրբեջանի քաղաքական բանտարկյալների պաշտպանության ասոցիացիայի խռովարարության վերլուծության փաստաթուղթը (آداپ) Ու Ֆախտե Զամանի

فاخته زمانیԴոստի ինձ ուղարկել է բողոքաթերթ և խնդրել՝ որ ես այն հրապարակեմ ;Այս հետաքրքիր փաստաթուղթը վերաբերում է մի կազմակերպության՝ «Ազարբայջանի քաղաքական բանտարկյալների պաշտպանության ասոցիացիա» կամ «Ադապ» կազմակերպությանը, որը գործում է որպես մարդու իրավունքների պաշտպան և աջակցություն ցուցաբերում է Ազարբայջանի քաղաքական բանտարկյալներին.

همانطور که در وبسایت این گروهک آمده (ساوالان سسی دات کام )این تشکیلات در همه حال خود را تشکیلاتی حقوق بشری می نمایاند که “به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد” اما عملکرد این ارگان در طول حیاتش و استفاده ی ابزاری از عنوان مشروع حقوق بشر به ایشان امکان داده تا با رویه ی حقوق بشری در راستای اهداف گروههای تجزیه طلب و انتشار محتوای ضد ایرانی گام بردارند.

این اعتراضنامه ظاهرا در سال 2006 خطاب به دبیرکل سازمان ملل نوشته شده و محتوای آن هم پیرامون اختلافات قومی گروههای آذری با کردها است که کردها را تروریست و مهاجمان به آذربایجان معرفی می کند ,اما آنچه این سند را برجسته می کند استفاده از عبارات تجزیه طلبانه و زیر سوال بردن موجودیت ایران توسط لیدر این تشکیلات به اصطلاح حقوق بشری است! آنچنان که فاخته زمانی ( با نام مستعار لونا) در این متن از ایران با عنوان «کشور به اصطلاح ایران »! نام برده و چندین بار از آذربایجان ایران با نام «آذربایجان جنوبی » یاد می کند که مقصودی جز زیر سوال بردن تمامیت ارضی ایران نمی تواند داشته باشد.

علی رغم اینکه نسخه ی اصلی این اعتراضنامه توسط نویسنده از روی سایت آن حذف شده اما نسخه ی پشتیبان از آن بر روی تارنمای آرکیو دات ارگ موجود است و من هم نسخه دیگری را بر روی تارنمای خود قرار دادم ,اهمیت این سند بیشتر از آن جهت است که اهداف تجزیه طلبانه ی آداپ را به خوبی نمایش داده و مشروعیت این سازمان و گردانندگان آن را به عنوان مدافعین مستقل حقوق بشر, به کل زیر سوال می برد .همچنین با در نظر گرفتن اصل پذیرفته شده ی حاکمیت ملی کشورها و حق شناخته شده ی برخورد با عناصر اغتشاش گر و تجزیه طلب که مخل تمامیت سرزمینی کشوری باشند, از این پس نظام سیاسی حاکم بر ایران (هر نظام سیاسی که بر سر کار باشد )و دستگاه قضایی می توانند با استناد به این سند که رونوشتی رسمی از آن هم به سازمان ملل متحد ارسال شده ,تمام مرتبطین با این تشکیلات را به جرم انتصاب به یک ارگان جدایی خواه (و نه تشکیلات حقوق بشری) محاکه و مجازات کنند.