անշաններ: Անջատողականություն

حق تجزیه طلبی در رادیو فردا

Աստված ինչպես Ռադիո Ֆարդա միանշանակորեն հրաժարվել է ծանոթությունից և, իր կարծիքով, հավաքելով հայտնի վանդակավորներին, փորձում է իրավունքեր ապահովել Իրանի ներսի մարդկանց համար. کامنت ها را هم کما فی السابق سانسور می کند که بیشتر جا برای تعارف باقی نگذارد.

نخست باید دانست که اساسا حقی به نام تجزیه طلبی یا طرح موضوع تجزیه طلبی برای رادیو گشاد فردا یا یک رسانه بیگانه دیگر وجود ندارد. Այս հարցը ֆահիշական տարրախախտության մասին չէ, այլ միջազգային օրենքների մասին է.

Բի Բի Սի-ի կեղծիքները 3; Մահը լավ է, բայց համար է Իրանի ժողովրդի համար

بی بی سی.

بی بی سی. منبع تصویر: andyjohnscreative.com

Համաձայն հրապարակված փաստաթղթերի Վիքիլիքս կայք دولت انگستان به همراه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، اسراییل، عربستان و حتی پاکستان متصدی امر حمایت از تجزیه طلبی در ایران هستند (این مطلب را به همراه تمام منابعش ببینید.). بنا به گفته ی لوموند دیپلماتیک سازمان سیا اینکار را علاوه بر حمایت مستقیم، با هزینه کردن میلیونها دلار، با نام حقوق بشر و در غالب سازمانهای حقوق بشری انجام داد؛ بنابر این جای تعجب نباید باشد که بدانید بسیار از کسانی که عنوان فعال حقوق بشر و فعال حامی حقوق اقوام به خودشان بستند؛ از کجا تامین مالی می شوند.

جعلیات بی بی سی 2؛ پرشیا کجاست و پرشین کیست

ԲիԲիՍի Ֆարսի.

ԲիԲիՍի Ֆարսի.

Համաձայն հրապարակված փաստաթղթերի Վիքիլիքս կայք دولت انگستان به همراه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، اسراییل، عربستان و حتی پاکستان متصدی امر حمایت از تجزیه طلبی در ایران هستند (این مطلب را به همراه تمام منابعش ببینید.). بنا به گفته ی لوموند دیپلماتیک سازمان سیا اینکار را علاوه بر حمایت مستقیم، با هزینه کردن میلیونها دلار، با نام حقوق بشر و در غالب سازمانهای حقوق بشری انجام داد؛ بنابر این جای تعجب نباید باشد که بدانید بسیار از کسانی که عنوان فعال حقوق بشر و فعال حامی حقوق اقوام به خودشان بستند؛ از کجا تامین مالی می شوند.

جعلیات بی بی سی 1؛ زبان فارسی همواره زبان مشترک ایرانیان است

ԲիԲիՍի Ֆարսի.

بی بی سی. تصویر در قلمرو عموم.

Համաձայն հրապարակված փաստաթղթերի Վիքիլիքս կայք دولت انگستان به همراه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، اسراییل، عربستان و حتی پاکستان متصدی امر حمایت از تجزیه طلبی در ایران هستند (این مطلب را به همراه تمام منابعش ببینید.). بنا به گفته ی لوموند دیپلماتیک سازمان سیا اینکار را علاوه بر حمایت مستقیم، با هزینه کردن میلیونها دلار، با نام حقوق بشر و در غالب سازمانهای حقوق بشری انجام داد؛ بنابر این جای تعجب نباید باشد که بدانید بسیار از کسانی که عنوان فعال حقوق بشر و فعال حامی حقوق اقوام به خودشان بستند؛ از کجا تامین مالی می شوند.

ԲԲՍ-ն ստեղծեց Իրանյան Ադրբեջանի անունը

خبر انتشار یافته در سایت بی بی سی.

خبر انتشار یافته در سایت بی بی سی.

سایت خبری بی بی سی فارسی در یک اقدام کم سابقه عنوان آذربایجان ایران را به آذربایجان جنوبی جعل کرد. در گزارشی که وبسایت بی بی سی فارسی درباره گروهی از تجزیه طلبان آذربایجان ایران منتشر کرده؛ از آنها با عنوان فعالان سیاسی و از گروه آنها هم با نام حرکت نوین بیداری ملی آذربایجان جنوبی հիշեցնում է.

Նախ պետք է իմանալ, որ այս մարդիկ քաղաքական ակտիվ չեն և պաշտոնապես առանձնանալու կողմնակից են. Նույնպես, ինչպես Ջունդալլահը նույնպես ահաբեկչական խմբավորումն է և անդամները քաղաքական ակտիվ չեն. اگرچه ممکن است جندالله شاخه ی سیاسی هم داشته باشد؛ هیچگاه از آنها با عنوان فعال سیاسی یاد نمی شود. چون مشخصا فعالیت این گروه مجرمانه و نامشروع است؛ نمی توان از این عنوان برایشان استفاده کرد. گروه «یئنی گاموح» هم برای خودش کشوری خیالی در درون مرزهای ایران ایجاد کرده و برای آن پرچم، سرود ملی و محدوده قلمروی سیاسی تعیین شده که مصداق بارز تجزیه طلبی است. مطابق قوانین بین المللی (مشخصا اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری به عنوان رکن قضایی سازمان ملل متحد) تجزیه طلبی در زمره ی شنیع ترین جرایم در میان تمام ملل محسوب می شود و این افراد هم در صورت اثبات جرم تجزیه طلبی — یعنی اثبات وابستگی به گروهک یئنی گاموحمرتکب جرایم بسیار سنگینی شدند که باید مطابق قوانین داخلی ایران با آنها برخورد شود. پس عنوان فعال سیاسی برای انتشار اخبار اعضای این گروه از اساس نادرست است. از این گذشته رسالت خبرنگاری ایجاب می کرد که در متن خبر از بکاربردن ادبیات و واژگان نادرست و مناقشه برانگیز خودداری شود. همانطور که بی بی سی مجاز نیست نام خلیج فارس را فی المثل به خلیج ع ر ب ی جعل کند تا خبری درباره یک تیم فوتبال اماراتی در لیگ آن کشور منتشر کند؛ این رسانه نمی تواند نام بخشی از مملکت ما را جعل کند تا خبر تجزیه طلبان آذربایجانی را بنویسد. عنوان آذربایجان جنوبی مربوط به ادبیات تجزیه طلبان است و این عنوان به همراه ملی خواندن آن بار سیاسی مشخص دارد. Եթե անհրաժեշտ լիներ լիդում կամ նորության վերնագրի մեջ «յյանը գամոույ» վերնագրի համար բացատրություն ներկայացնել՝ այդ բացատրությունը կամ փոխարինումը կարող էր լինել «Ադրբեջանցի ինքնաճանաչողության խմբավորում».

ملت ایران مجاهد داغ می کند

Քույր Մարիամ և եղբայր Բաքեր.

Քույր Մարիամ և եղբայր Բաքեր.

Մարիամ Քաջար Ազդանլու, որդեգրված որպես «Քույր Մարիամ», Սդամի նախկին ընկերը և Նեթանյահուի հաստատված նախագահը, և Բոլթոնի եղբայրը, վերջերս հասել է այս կարևոր հայտնագործությանը, որ Իրանն մի երկիր է چند ملیتی است و لازم است که قهرمان حقوق بشری چون خود او از حقوق این ملیت ها دفاع کند. انصافا هم هیچکس (به استثنای قاضی مرتضوی) در حد و اندازه های خواهر مریم اینطور توانایی های ذاتی حقوق بشری ندارد. گفته می شود دلیل اینکه اخیرا در شوهای سازمان مجاهدین خلق همه جور نخاله ای از ملیت های مختلف یافت شده هم همین خوی جهانشمول خواهر مریم است. با اینحال ایراد این ایده این است که اگر قرار بشود ما به جای یک ملیت، چند ملیت داشته باشیم؛ خود او هم باید شغلش را تغییر بدهد و از این پس بجای رییس جمهور برگزیده، دبیرکل برگزیده سازمان ملل ایران باشد.

Ոմանք դեռ սիրում են «Նյարդայնացնող Իրանը»

شادی صدر، فعال حقوق زنان و همجنسگرایان، اخیرا مطلبی در صفحه ی فیس بوکش انتشار داده و علاوه بر توهین به کشور ایران، از تجزیه آن هم حمایت کرده. پیش از اینکه به این مطلب شادی صدر بپردازم، باید اعتراف کنم که قصد نوشتن و پاسخ دادن به پست فیس بوکی ایشان را نداشتم. به نظرم رسید اینطور مهملات ارزش اتلاف وقت ندارد و خانم صدر هم احتمالا برای جلب توجه دوستانش یا جامعه ایرانی چنین مطالبی می نویسد.

با اینکه اغلب وقت زیادی را صرف خواندن مطالب گروههای مختلف و طیف های سیاسی می کنم، تا پیش از انتشار مقاله شادی صدر درباره حق تعیین سرنوشت و مشروعیت تجزیه ایران، اصلا ایشان را نمی شناختم. خانم صدر در آن مقاله مدعی شده بود که بر پایه حق تعیین سرنوشت، اقوام ایرانی حق تجزیه کشور و تشکیل واحدهای مستقل سیاسی دارند. من پیشتر در یک نوشته توضیح دادم Ինչու՞ Աւագ Առաջնորդուհի Սադեր և նրա ընկերները չեն ասում ճշմարտությունը, իսկ ազգային ինքնորոշման իրավունքը չի նշանակում խռնության իրավունքը; ինչպես նշված է աղբյուրներում, որոնք բոլորը մատչելի են.

Ռեկտոր Ռաֆսանջանի: تجزیه آذربایجان و بلوچستان پس از انتخابات

با پایان یافتن دوره ی کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و رد صلاحیت اش توسط شورای نگهبان، سخنانی از وی خطاب به طرفدارانش منتشر کرده که در بخشی از آن به طرح تجزیه آذربایجان و بلوچستان ایران توسط سنای آمریکا هم اشاره می کند. به گفته ی آقای هاشمی، قرار است پس از معلوم شدن نتیجه انتخابات این طرح عملیاتی شود:

– در مجلس سنای آمریکا دو طرح خطرناک وجود دارد؛ منتظر انتخابات بودند که تکلیف روشن شود و گویا از این پس فعال می شوند. می خواهند سیستان و بلوچستان و و آذربایجان را تجزیه کنند. بعد هم قرار است اگر اسراییل به ایران حمله نظامی کرد به او کمک نظامی کنند. شاید جنگ روانی باشد اما به قول علما هر احتمالی برای انسان تکلیف می آورد.

سازمان سیا، بی بی سی و تجزیه طلبی در ایران

بی بی سی

بی بی سی

از زمان رویارویی ایران با قدرتهای جهانی بر سر برنامه هسته ای و افزایش نفوذ منطقه ای ایران، موضوع حمایت از تجزیه طلبان و قومگرایان هم با همان هدف تحریمهای اقتصادی — یعنی ایجاد بی ثباتی و آشوب در داخل کشور و امتیازگیری بر سر برنامه هسته ای — بطور گسترده در دستور کار کشورهای طرف مواجه با ایران قرار گرفت و ردیف بودجه ای محرمانه در داخل سازمان سیا برای آن تخصیص داده شد. ((Funding for their separatist causes comes directly from the CIA’s classified budget but is nowno great secret”, according to one former high-ranking CIA official in Washington who spoke anonymously to The Sunday Telegraph.

His claims were backed by Fred Burton, a former US state department counter-terrorism agent, who said: “The latest attacks inside Iran fall in line with US efforts to supply and train Iran’s ethnic minorities to destabilise the Iranian regime.” [+], [+]

)) این برنامه مشخصا توسط کشورهای آمریکا، اسراییل و بریتانیا پیگیری می شود؛ با اینحال بر پایه اسناد سایت ویکی لیکس، علاوه بر سازمانهای اطلاعاتی این سه کشور، کشورهای کوچکتر چون پاکستان هم در این این زمینه فعال هستند؛ که در مورد پاکستان، به گفته ی ویکی لیکس این همکاری با آشکار شدن حمایت سازمان موساد و سازمان اطلاعات بریتانیا از تجزیه طلبان آن کشور، خاتمه پیدا کرد. ((British and US intelligence have resented the Pakistani-Iranian
intelligence cooperation against Jondollah in Pakistani Balochistan. As
for the reason behind such a change in Pakistan’s position towards Iran,
it is attributed to the discovery of a joint UK-US-Indian intelligence
plan in cooperation with the Mosad that supports separatist movements in
Pakistan. Foremost among these movements is the Baloch rebel movement
through the Balochistan Liberation Army. British intelligence plays a
major role in this plan in cooperation with Indian intelligence. When
Pakistan was accused of supporting terrorism in India, it responded by
providing several documents that show Indian intelligence’s involvement
in supporting Pakistani separatist movements in Balochistan,
Khyber-Paktunkhwa, and the Pakistani tribal area.

Pakistani Prime Minister Syed Yousuf Raza Gilani handed the documents to
Indian Prime Minister Manmohan Singh when he met with him i n Sharm
al-Shaykh on 16 հուլիս 2009. This was through undeclared Egyptian
mediation. Pakistan objects to the British and US plans on Iran and the
support provided for Jondollah in order to separate the Iranian
Baluchestan Province. This is because it believes that the success of
such a plan will mean losing the strategic Pakistani Balochistan
Province and its enormous natural resources. [+], [+]

))

جعل عنوان ملت و حق تعین سرنوشت تجزیه طلبان

جهان در سال 1945

جهان در سال ۱۹۴۵

با گسترده شدن نفوذ رسانه های فارسی زبان بیگانه و نبود رسانه های خبری بی طرف و آزاد در داخل ایران، رفته رفته برخی عبارات و اصطلاحات جعلی هم وارد واژگان سیاسی ایرانیان شد. از جمله این جعلیات، یکی هم اطلاق عنوان «ملت» یا «ملیت» به اقوام ایرانی است که پیشتر تنها در میان رسانه های طیف چپ یا تجزیه طلبان متداول بود؛ اما در حال حاضر در بسیاری از رسانه های دولتی بیگانه همچون «بی بی سی فارسی»، «رادیو زمانه»، «روز آنلاین» یا «دویچه وله فارسی» کاربرد دارد. این جعل عنوان، به صورت حساب شده و برای برخی اهداف سیاسی از پیش تعیین شده انجام می شود که در این نوشته با دلایل آن بیشتر آشنا می شویم.

Եվրոպայի խորհրդարան՝ մարդու իրավունքների պաշտպանություն կամ Իրանում բաժանարար քաղաքականություն

چند هفته ی پیش پارلمان اروپا قطعنامه ای را درباره نقض حقوق بشر در ایران به مجمع عمومی این نهاد برد و نمایندگانی هم درباره این موضوع سخنرانی کردند.

موضوع نقض مکرر حقوق بشر در ایران یک حقیقت غیر قابل انکار است و تقریبا همه کسانی که اندک آشنایی با شرایط ایران داشته باشند از آن آگاهی دارند و بنابر این محکومیت نقض حقوق بشر در ایران هم کمتر کسی را به شگفتی وا می دارد. اما این حمایت از حقوق بشر در سالهای اخیر رویه دیگری پیدا کرده و جنبه سیاسی بخود گرفته چنانکه برخی گروههای حقوق بشری یا نهادهای سیاسی مانند پارلمان اتحادیه اروپا، کنگره آمریکا یا برخی پارلمانهای محلی اروپایی این روند را برای رسیدن به اهداف مد نظر خود را دنبال می کنند.

آمار کشتگان فرقه دموکرات آذربایجان و جعلیات پان ترکیستها

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان با تصویر استالین.

اعضای فرقه دموکرات آذربایجان با تصویر استالین.

نسخه انگلیسی این مقاله از مهرآذر سورن در اینجا یا اینجا.

اخیرا مطلبی Ալի Ղարաջե Լուի գրությամբ – մեկը հայտնի پانթուրքիստներից – հրապարակվել է քաղաքացի ազգանպարտականության կայքում, որը տալիս է կեղծ տվյալներ Ադրբեջանի դեմոկրատական կազմի զոհերի մասին. در مورد سایت شهروند و عملکرد آن، پیشتر مقاله ای به قلم اسپهبد را در اینجا منتشر کردم.

پان ترکیستها تقریبا در تمام موضوعات از تاریخ، فرهنگ، مشاهیر و افتخارات ملی گرفته تا تعداد لغات و افعال ترکی و جمعیت ترکزبانان و بودجه استانی مناطق ترکزبان جعل می کنند و این نخستین مورد از جعلیاتشان نیست، قطعا آخرینش هم نخواهد بود. اما این گفته که هزاران نفر از اعضای فرقه دموکرات توسط دولت ایران به قتل رسیدند، دروغی است که باید پیش از فراتر رفتن دامنه جعلیاتشان به آن پاسخ داده شود.

Այս ճշմարտությունը, որ ԽՍՀՄ-ը անմիջապես և սեփական ձեռքով ստեղծեց Ադրբեջանի և Քրդստանի Դեմոկրատական ծայրահեղականությունն Իրանին կոտրելու համար, ոչ մեկին գաղտնի չէ. (Լրացուցիչ տեղեկությունների համար Տեսեք այս փաստաթղթերը)

رضا مرادی غیاث آبادی؛ دکتر قلابی و جاعل تاریخ

رضا مرادی غیاث آبادی

رضا مرادی غیاث آبادی

تقریبا دو سال پیش برای نخستین بار در تارنمای «پژوهشهای ایرانی» متعلق به «رضا مرادی غیاث آبادی» و در اعتراض به یک نوشته ی او کامنتی گذاشتم؛ چند ماه قبل هم یکبار پیامی به ایمیل ایشان فرستادم که درباره آن هم خواهم نوشت اما آنچه که بر سر آن کامنت من آمد، دستکم از همان زمان بر من آشکار کرد که نه با یک محقق و پژوهشگر دگراندیش یا مخالف که با یک جاعل و تحریفگر سر و کار دارم. رضا غیاث آبادی به علت نامعلوم و بدون هیچ ملاحظه نوشته ای که متعلق به دیگری بود را با واژگان خودش تغییر داد تا جایی که مفهوم آن نوشته به کل به چیز دیگری تغییر کند.

اخلاقا یک نویسنده یا مدیر سایت مختار است که نوشته ی خواننده اش رامنتشر کند یا اگر صلاح نمی داند از انتشار آن چشم بپوشد؛ اما دست بردن در نوشته ی دیگران به منظور تغییر دادن معنا و مفهوم یک مطلب که با نام دیگری منتشر شده حتی اگر در سایت و وبلاگ شخصی باشد، در حکم دزدی است و کسی که در اندازه ی حفظ پیام یک مخاطب اش امانتدار نیست، نمی تواند در مقولاتی که نیاز به بردباری، خویشتنداری و دقت بیشتر دارد(مانند تاریخ چند هزار ساله یک ملت) جانب امانت و انصاف نگاه دارد.

իրավական համակարգը չի շրջում հանրային կարծիքի շուրջը ,դուք էլ արտահերթ որոշումներ չեք կայացնում

երբ իրավական համակարգը մի երկրի շուրջը հանրային կարծիք կշրջի, արդյունքը աղետալի կլինի. وقتی توده ی مردم بخواهند حکم گناهکاری یا بیگناهی بدهند آنوقت هرج و مرج همه جا را می گیرد .متاسفانه اغلب هم میهنان ما از دموکراسی که صرفا یک شیوه ی حکومتی است, Նրանք ճիշտ սահմանումներ չունեն և չեն ճանաչում նրա սահմաններն ու եղանակները. Հաճախ նրանց հայացքը այն է, որ եթե լայն հասարակությունը մի որոշման շուրջ համամիտ է, ապա այդ որոշումը անպայման օրինականություն է ստանում, քանի որ այն առաջացել է ժողովրդավարական սկզբունքներից. بر خلاف باور این گروه، دستگاه داوری در هر کشور باید کاملا مستقل بوده و گردانندگان آن هم افراد مستقل با صلاحیتهای لازم شغلی باشند و همینطور تنها در صورتی میتوان عملکرد چنین نهادی را توجیه نمود که در تصمیم گیریها به کل از هر نوع فشاری چه از جانب مراکز قدرت و چه افکار عمومی بدور بماند.

همه ی ما می دانیم که دستگاه قضایی کشور ما در مواجه با فعالین سیاسی چنین وضعی را ندارد؛ احکام غیر عادلانه ای که برای زندانیان می دهند؛ حکمهای حبس و اعدام که برای سیاسیون صادر کردند؛ همه وهمه افکار عمومی را به وضعیت محاکمات قضایی حساس کرده است. از طرف دیگر ما مردمی هستیم که دستکم بیش از دیگر ملتها در مواجه با رویدادها احساسی برخورد می کنیم و به پیامدهای رفتارهای غیر عقلانی خود پروا نداریم و از آن بدتر از گذشته خودمان عبرت نمیگیریم تمام آنچه که دستکم در طول یکصد سال گذشته بر سرمان آمده ناشی از همین برخوردهای احساسی و عدم عقلانیت در بزنگاههای تاریخی است.امروز هم متاسفانه به یکی از همان مقاطع حساس رسیدیم .شرایط داخلی میهمنمان هر روز بدتر می شود هر روز زیر تیغ تهدیدات جدید خارجی قرار می گیریم و هنوز هم احتمال حمله ی نظامی به وجود دارد ,Ներքին խմբերի կողմից, արտասահմանից աջակցությամբ փլուզման և պառակտման վտանգը ,մետաղադրամը սպառնում է մեր երկրին և ընդհանրապես մենք գտնվում ենք մեր պատմության ամենավատ ժամանակաշրջանի մեջ.

Ադրբեջանի քաղաքական բանտարկյալների պաշտպանության ասոցիացիայի խռովարարության վերլուծության փաստաթուղթը (آداپ) Ու Ֆախտե Զամանի

فاخته زمانیԴոստի ինձ ուղարկել է բողոքաթերթ և խնդրել՝ որ ես այն հրապարակեմ ;Այս հետաքրքիր փաստաթուղթը վերաբերում է մի կազմակերպության՝ «Ազարբայջանի քաղաքական բանտարկյալների պաշտպանության ասոցիացիա» կամ «Ադապ» կազմակերպությանը, որը գործում է որպես մարդու իրավունքների պաշտպան և աջակցություն ցուցաբերում է Ազարբայջանի քաղաքական բանտարկյալներին.

همانطور که در وبسایت این گروهک آمده (ساوالان سسی دات کام )این تشکیلات در همه حال خود را تشکیلاتی حقوق بشری می نمایاند که “به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد” اما عملکرد این ارگان در طول حیاتش و استفاده ی ابزاری از عنوان مشروع حقوق بشر به ایشان امکان داده تا با رویه ی حقوق بشری در راستای اهداف گروههای تجزیه طلب و انتشار محتوای ضد ایرانی گام بردارند.

این اعتراضنامه ظاهرا در سال 2006 خطاب به دبیرکل سازمان ملل نوشته شده و محتوای آن هم پیرامون اختلافات قومی گروههای آذری با کردها است که کردها را تروریست و مهاجمان به آذربایجان معرفی می کند ,اما آنچه این سند را برجسته می کند استفاده از عبارات تجزیه طلبانه و زیر سوال بردن موجودیت ایران توسط لیدر این تشکیلات به اصطلاح حقوق بشری است! آنچنان که فاخته زمانی ( با نام مستعار لونا) در این متن از ایران با عنوان «کشور به اصطلاح ایران »! نام برده و چندین بار از آذربایجان ایران با نام «آذربایجان جنوبی » یاد می کند که مقصودی جز زیر سوال بردن تمامیت ارضی ایران نمی تواند داشته باشد.

علی رغم اینکه نسخه ی اصلی این اعتراضنامه توسط نویسنده از روی سایت آن حذف شده اما نسخه ی پشتیبان از آن بر روی تارنمای آرکیو دات ارگ موجود است و من هم نسخه دیگری را بر روی تارنمای خود قرار دادم ,اهمیت این سند بیشتر از آن جهت است که اهداف تجزیه طلبانه ی آداپ را به خوبی نمایش داده و مشروعیت این سازمان و گردانندگان آن را به عنوان مدافعین مستقل حقوق بشر, به کل زیر سوال می برد .همچنین با در نظر گرفتن اصل پذیرفته شده ی حاکمیت ملی کشورها و حق شناخته شده ی برخورد با عناصر اغتشاش گر و تجزیه طلب که مخل تمامیت سرزمینی کشوری باشند, از این پس نظام سیاسی حاکم بر ایران (هر نظام سیاسی که بر سر کار باشد )و دستگاه قضایی می توانند با استناد به این سند که رونوشتی رسمی از آن هم به سازمان ملل متحد ارسال شده ,تمام مرتبطین با این تشکیلات را به جرم انتصاب به یک ارگان جدایی خواه (و نه تشکیلات حقوق بشری) محاکه و مجازات کنند.