بخش: روزنوشت ها

گوسفندها شادمانه هلهله می کردند: عوضش امنیت داریم!

Those who would give up essential liberty, to purchase a little temporary safety, deserve neither liberty nor safety. – – Ben Franklin

آنها که آزادی را قربانی می کنند تا موقتا به امنیت برسند، لیاقت هیچکدام آزادی یا امنیت را ندارند. – – بنجامین فرانکلین

گوسفندها نمی دانستند امنیت برای آنها نیست که برای حفظ حکومت سلاخ ها است! آنها نمی فهمیدند که گرگ ها فقط یک تن را می درند ولی سلاخ ها سر همگی شان را می برند.

همگی داخل دالان سلاخ خانه به نوبت صف کشیده بودند تا سر به چاقوی قصابی بسپارند؛ با شادمانی هلهله می کردند: عوضش امنیت داریم!

هنر جمهوری اسلامی بهره گیری از مردان بی خاصیت است

ادیب برومند شاعر ملی و رییس شورای مرکزی جبهه ی ملی شرط عضویت در جبهه ی ملی را مذهب شیعه دانسته و معتقد است که ‌شیعه رکن ملیت ما است و هر عضو جبهه ی ملی و هر فرد ملی گرا باید به مذهب شیعه باورمند باشد.

ادیب برومند شاعر ملی و رییس شورای مرکزی جبهه ی ملی شرط عضویت در جبهه ی ملی را مذهب شیعه دانسته و معتقد است که ‌شیعه رکن ملیت ما است و هر عضو جبهه ی ملی و هر فرد ملی گرا باید به مذهب شیعه باورمند باشد.

بوذرجمهر حکیم را پرسیدند: سبب چه بود كه پادشاهى آل ساسان ویران گشت و تو تدبیرگر آنها بودى و تو را تا امروز به تدبیر و خرد و دانش در همه جهان همتا نیست؟ بوذرجمهر پاسخ داد: سبب دو چیز بود یكى آن كه آل ساسان بر كارهاى بزرگ، كارداران كوچک و نادان گماشتند؛ و دیگر آنكه مردان بزرگ را به كارهاى كوچک؛ و سروكار من با زنان و كودكان افتاد. — سیر الملوک، خواجه نظام الملک طوسی

اگر گمان می کنید مردان بی خاصیت به کاری نمی آیند؛ باید در عقیده تان تجدید نظر کنید. مردان بی خاصیت می توانند یکی از مهمل ترین نظام های تاریخ بشر را سی و پنج سال قرص و محکم سرپا نگه دارند. مردان بی خاصیت می توانند راه یک ملت را سد کنند؛ می توانند جلوی تحولات اجتماعی بایستند؛ یک جامعه را به انحطاط بکشند؛ آرزوهای ملتی را به یاس تبدیل کنند؛ یا حتی مسیر تاریخ را تغییر دهند. مردان بی خاصیت فی نفسه بی خاصیت هستند اما با توجه به جایگاهی که در آن قرار می گیرند ممکن است خواصی داشته باشند.

مردان بی خاصیت را برای اینکه بی خاصیت ننامیم با عنوانهایی مانند واقعگرا، پراگماتیست، صلح طلب، اصلاح طلب، رفورمیست، روشنفکر و آینده نگر یاد می کنیم؛ اما یک شخص بی خاصیت در واقع هیچکدام از اینها نیست و فقط بی خاصیت است. مهمترین خصیصه ی یک بی خاصیت این است که همیشه بی خاصیت است و بی خاصیت می ماند. بنابر این یک بی خاصیت کاملا قابل پیش بینی و قابل اعتماد است.

چرا ریچارد فرای آشغال است

پروفسور ریچارد فرای.

پروفسور ریچارد فرای.

می گویند ملا نصرالدین همسرش را کتک می زد؛ کسی علت را از وی جویا شد. در پاسخ گفت که نه خرجی می دهم؛ نه کار می کنم؛ نه به خانه می آیم؛ اگر کتک هم نزنم پس ملت از کجا بدانند که این ضعیفه زن من است؟

اخیرا یک ملای دیگر در اصفهان پیدا شده و ادعا کرده که پروفسور ریچارد فرای، استاد برجسته دانشگاه هاروارد، کسی که حق بزرگی به گردن ملت ایران و فرهنگ ایرانی دارد، یک آشغال است. این شخص که فرای را آشغال نامیده، حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر، نماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهان، است.

جعلیات بی بی سی 3؛ مرگ خوب است اما برای ملت ایران

بی بی سی.

بی بی سی. منبع تصویر: andyjohnscreative.com

بنابر اسناد منتشر شده سایت ویکی لیکس دولت انگستان به همراه سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، اسراییل، عربستان و حتی پاکستان متصدی امر حمایت از تجزیه طلبی در ایران هستند (این مطلب را به همراه تمام منابعش ببینید.). بنا به گفته ی لوموند دیپلماتیک سازمان سیا اینکار را علاوه بر حمایت مستقیم، با هزینه کردن میلیونها دلار، با نام حقوق بشر و در غالب سازمانهای حقوق بشری انجام داد؛ بنابر این جای تعجب نباید باشد که بدانید بسیار از کسانی که عنوان فعال حقوق بشر و فعال حامی حقوق اقوام به خودشان بستند؛ از کجا تامین مالی می شوند.

وثیقه دادگاههای مسجد سلیمان از مجموع دادگاههای نیویورک، پاریس و لس آنجلس بیشتر است

شهر مسجد سلیمان.

شهر مسجد سلیمان.

اگر شما در شهر لس آنجلس جرمی را مرتکب شده باشید، برای رهایی از زندان باید بطور متوسط بیست هزار دلار (برابر با شصت میلیون تومان در ایران) وثیقه بپردازید. طبیعتا این وثیقه برای جرایم سبک تر، کمتر و برای جرایم سنگین تر مانند قتل، بیشتر است. در شهر نیویورک هم اوضاع به همین منوال است و وثیقه ها از 500 دلار آمریکا و بیشتر است. یک گزارش مربوط به سال جاری از میزان وثیقه های سنگین در دادگاههای نیویورک حکایت دارد. بنابر این گزارش اغلب شهروندان نیویورکی قادر به تامین وثیقه های سنگین دادگاهها نیستند. این گزارش برای نمونه به شخصی به نام خاویر هرناندز اشاره می کند که مرتکب قتل شده و به آدمکشی و فرار از صحنه با خودرو متهم است. دادگاه برای رهایی هرناندز میزان صد هزار دلار پول نقد یا دویست هزار دلار وثیقه غیر نقدی تعیین کرده که البته او توانایی پرداخت این مبلغ را ندارد. در شهر پاریس فرانسه هم وثیقه دادگاهها سنگین است. مثلا یک گزارش در رویترز از شخصی می گوید که مرتکب شیادی شده و تعداد سیصد هزار سیلیکون های کاشت سینه ی غیر استاندارد فروخته و جان تعداد زیادی را در سراسر جهان به خطر انداخته. دادگاه برای این شخص میزان صد هزار یورو (برابر با 136000$ آمریکا) وثیقه تعیین کرده و چون متهم وثیقه مورد نیاز را تسلیم نکرده مجددا بازداشت شده.

کمردرد خامنه ای و حرمت مردم ایران

برای اینکه بدانیم مردم یک کشور چه اندازه نزد رهبران آن حرمت دارند؛ لازم نیست که شناخت عمیقی از اوضاع آن کشور داشته باشیم. گاهی حتی دیدن چند تصویر ساده از خواندن صدها صفحه مقاله گویاتر است.

اگر به مجالسی که رهبر جمهوری اسلامی در آن حضور دارد دقت کنیم، شخص خامنه ای همواره بر روی مبل راحتی جلوس کرده و باقی مدعوین در کنار یا در مقابل رهبر جمهوری اسلامی و بر روی زمین نشسته اند.

سالروز درگذشت شعبان بی مخ؛ تصاویری از مقبره شعبان، هایده، مهستی و …

28 مرداد علاوه بر سالروز کودتای آمریکا و بریتانیا در ایران و سقوط دولت مصدق، مناسبت دیگری هم دارد. شعبان جعفری — که در تاریخ معاصر ایران با نام شعبان بی مخ شناخته می شود — در همین روز درگذشت. جعفری از سرکردگان گروههای اوباش خیابانی و فواحش (در آنزمان جوانمردان خوانده می شدند) بود؛ که در به ثمر رسیدن کودتای بیست و هشت مرداد نقش مستقیم داشتند و شگفت آور آنکه در همان سالروز کودتا و در بیست هشتم مرداد 1385 درگذشت.

در زیر چند تصویر از سنگ مزار شعبان جعفری، به همراه تصاویری از مزار هایده، مهستی، زنده یاد نادر نادرپور و احمد خیامی، پدر خودروسازی و صنایع مدرن ایران، که همگی در همان قبرستان عمومی وستوود در شهر لس آنجلس مدفون هستند، را پیوست می کنم. این عکس ها را مدتی پیش گرفتم.

جهود همان اندازه توهین آمیز است که فارس توهین آمیز است

ویدیویی از اکبر عبدی، هنرپیشه سینما، منتشر شده که در بخشی از آن به یهودیان با عنوان «جهود» اشاره می کند. ظاهرا این گفته ها اسباب اعتراض برخی هموطنان یهودی شده که به دلایل نامعلوم معتقدند لغت جهود توهین آمیز است.

عنوان کلیمی — که برخی جایگزین یهود و جهود کردند و بکار می برند — از صفت اسلامی موسی، پیغمبر دین یهود، آمده که مسلمانان به او موسی کلیم الله گفتند. کلیم به معنای هم سخن است و در دستور زبان عربی، صفت مشبه است بر وزن فعیل، که از سه حرف کاف، لام میم (مانند کلمه) ساخته شده. کلیم الله یعنی آن کس که خدا با او هم سخن می شود. این واژه بطور قطع مفهوم و بار مذهبی دارد و در آغاز یک نام قومی نبوده؛ با اینحال هر گروهی حق دارد نام قومی خودش را انتخاب کنند و اگر یهودیان کلیمی را بیشتر می پسندند باید همان را برایشان بکار برد.

من به عقیده تو احترام نمی گزارم

یک هندو در حال نیایش یک گاو. تصویر در قلمرو عمومی است. منبع: defence.pk

یک هندو در حال نیایش یک گاو. تصویر در قلمرو عمومی است. منبع: defence.pk

دوره دانشجویی من در ایران هنوز پدیده ی ساندیس خوری حکومتی باب نشده بود و ما ساندیس ها را با خیال راحت و بدون ترس از بی آبرویی سر می کشیدیم. کیک و ساندیس از کالاهای اساسی زمان ما بود که برخی به شوخی به آن «عمله خفه کن» می گفتند. این عمله خفه کن ها در روزهایی که صبح تا شب کلاس داشتیم یا در روزهای ماه رمضان عجیب می چسبید. یادم می آید هفت هشت سال پیش یک روز ماه رمضان، موقع ناهار یکی از همینها را خریده بودم و در یک مکان نسبتا خلوت مشغول روزه خواری بودم. در همین میان آقایی با سر و وضع نسبتا مرتب طرفم آمد و پرسید که مگر نمی دانی که الان رمضان است و نباید روزه خواری کرد؟ گفتم چرا می دانم اما همه مثل او فکر نمی کنند و برخی هم مثل من روزه نیستند. گفت ولی شما باید به عقیده من احترام بگزاری! گفتم با منطق خودت شما هم باید به عقیده من و امثال من احترام بگزاری! گفت اینجا مملکت اسلامی است و اغلب مردم روزه می گیرند و چون تعداد زیادی روزه می گیرند پس نظر من ارجح است. گفتم به فرض هم که اینطور باشد تعداد طرفداران یک عقیده درستی آن و نادرستی باور مخالف را اثبات نمی کند. گفت شما اگر به دموکراسی معتقدی نباید روزه خواری کنی. دیدم پرت و پلا می گوید تهمانده کیک و ساندیسم را هم جلوی رویش فرو دادم. در واقع آنقدر گرسنه بودم که اگر ماشین منکرات هم می آمد اول ترتیب کیک و ساندیس را می دادم بعد سراغ منکرات می رفتم.

انیشتن به وجود خدا باور نداشت

لغت خدا برای من چیزی بیش از بیان و محصول نقص بشر نیست. انجیل مجموعه ای است محترم اما بدوی از قصه هایی که به هر حال کودکانه هستند. هیچ تفسیری -- تفاوتی ندارد هر اندازه که هوشمندانه باشد -- این واقعیت را تغییر نمی دهد. - آلبرت اینیشتین. (تصویر در قلمرو عمومی است.)

لغت خدا برای من چیزی بیش از بیان و محصول نقص بشر نیست. انجیل مجموعه ای است محترم اما بدوی از قصه هایی که به هر حال کودکانه هستند. هیچ تفسیری — تفاوتی ندارد هر اندازه که هوشمندانه باشد — این واقعیت را تغییر نمی دهد. – آلبرت اینیشتین. (تصویر در قلمرو عمومی است.)

هفته ی پیش خانه ی دوستی برای مهمانی شام دعوت داشتم. پس از ورود به مهمانی و تعارفات معمول، به یکباره از من پرسید که آیا به وجود خدا باور دارم یا خیر؟ برای شروع گفتگو بعد از احوالپرسی پرسش عجیبی بود اما من سعی کردم بدون اینکه به اعتقادات میزبان اهانت کنم برایش توضیح دهم که این پرسش به ظاهر ساده اش می تواند پاسخ های نه چندان ساده داشته باشد.

واژه خدا در گذشته همواره مفهوم یکسان و مشابهی نداشته و امروز هم معانی متعدد دارد. خدایان مردم بابل همان خدایان آشوری، سومری یا مصری نبودند. (در بسیاری موارد این خدایان حتی شبیه به یکدیگر هم نیستند.) خدای عهد عتیق یهودیان همان ویژگیهای خدایان یونانی یا رومی را ندارد. خدای مسلمانان همان خدای زرتشتیان (یا خدایان زرتشتی) نیست. خدای ارسطو و خدای سقراط، خدایان متفاوتی بودند. ولتر و اسپینوزا و دکارت هم خدای یکسانی نداشتند. اگرچه همه ی خدایان به نحوی مشمول همان مفهوم خدا می شوند؛ من به وجود هر کدام از این خدایان باور داشته باشم لاجرم نسبت به بقیه اشکال خدا کافر هستم و هیچکس نمی تواند ادعا کند که به همه ی این خدایان باور دارد. پذیرش هر کدام از اینها نفی دیگری است، بنابر این پاسخ به این پرسش آسان نیست. با اینحال دوست من اصرار داشت که نیروی ورای همه چیز در جهان وجود دارد که آن نیرو خدا نامیده می شود و برای اثبات این ایده هم ادعا می کرد که همه دانشمندان به وجود آن واقف هستند. وقتی پرسیدم که مثلا یکی از این دانشمندان که چنین وقوفی دارد را نام ببرد؛ فی الفور چند حدیث و جمله قصار از انیشتین، فیزیکدان مشهور، درباره اهمیت وجود خدا و اعتقاد به آن برایم فهرست کرد. کار که به نقل حدیث رسید، بهتر دیدم که موضوع بحث را از اثبات وجود یا عدم خدا به دستپخت خوشمزه و مهماننوازی صاحبخانه تغییر دهم.

فراخوان برای شرکت در مسابقه ایران و لبنان؛ با شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

گروهی از وبلاگنویسان و کاربران شبکه های اینترنتی، برای شرکت در مسابقه فوتبال میان تیم ملی ایران و لبنان فراخوان دادند. مسابقه ی میان تیم های ملی ایران و لبنان، در روز 21 خرداد (ساعت 18:30)، سه روز پیش از انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، و در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.

مسابقه ی این دو تیم به صورت زنده از تلویزیون دولتی ایران هم پخش می شود و با توجه شرایط زمانی و موقعیت مکانی، بهترین فرصت را برای طرح شعارهای اعتراضی مردم فراهم می کند. این مسابقه می تواند یک شروع خوب برای تجمعات اعتراضی بعدی باشد.

برخی هنوز «ایران لعنتی» را دوست دارند

شادی صدر، فعال حقوق زنان و همجنسگرایان، اخیرا مطلبی در صفحه ی فیس بوکش انتشار داده و علاوه بر توهین به کشور ایران، از تجزیه آن هم حمایت کرده. پیش از اینکه به این مطلب شادی صدر بپردازم، باید اعتراف کنم که قصد نوشتن و پاسخ دادن به پست فیس بوکی ایشان را نداشتم. به نظرم رسید اینطور مهملات ارزش اتلاف وقت ندارد و خانم صدر هم احتمالا برای جلب توجه دوستانش یا جامعه ایرانی چنین مطالبی می نویسد.

با اینکه اغلب وقت زیادی را صرف خواندن مطالب گروههای مختلف و طیف های سیاسی می کنم، تا پیش از انتشار مقاله شادی صدر درباره حق تعیین سرنوشت و مشروعیت تجزیه ایران، اصلا ایشان را نمی شناختم. خانم صدر در آن مقاله مدعی شده بود که بر پایه حق تعیین سرنوشت، اقوام ایرانی حق تجزیه کشور و تشکیل واحدهای مستقل سیاسی دارند. من پیشتر در یک نوشته توضیح دادم که چرا خانم صدر و دوستانش راست نمی گویند و حق تعیین سرنوشت ملی به مفهوم حق تجزیه طلبی نیست؛ چنانکه منابع آن مطلب هم همگی در دسترس هستند.

سایتهایی که ادعای رفسنجانی درباره تجزیه ایران را سانسور کردند

بی بی سی گفته های هاشمی را بصورت گزینشی منتشر کرد.

بی بی سی گفته های هاشمی را بصورت گزینشی منتشر کرد.

پس از رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی،گفته هایی از وی درباره شرایط اسفبار مملکت و خطاب به هوادارانش منتشر شد که در بخشی از آن به طرح تجزیه ایران توسط سنای آمریکا می پردازد. اینکه چطور آقای هاشمی به یکباره دلسوز تمامیت ارضی ایران و تجزیه ی مملکت شده، موضوع نوشته ی من نیست کما اینکه عده ای هم چنین تردیدهایی را مطرح کردند. من دلایل متعدد دارم که گفته های آقای هاشمی را–با هر انگیزه ای که عنوان شده–جدی بگیرم و بخشی از این دلایل را هم در مطلبی که پیشتر در اینباره نوشتم، شرح دادم. اما موضوع دیگری که درباره ی مطلب هاشمی نظر من و دوستانی که برای من پیام گذاشتند، را جلب کرد، نحوه ی برخورد گزینشی برخی رسانه های فارسی زبان با این بخش از گفته های او بود.

از چند وبسایت فارسی زبانی که مطلب هاشمی را منتشر کردند، گروهی این بخش را به دلایلی بریدند و یا حذف کردند. این برخورد شاید معیار دقیق در خبررسانی این رسانه ها نباشد اما احتمالا می تواند تصویر کلی از اندازه آزادی و بی طرفی آنها بدست دهد.

ایران را انتخابات نجات نمی دهد؛ اعتصابات و اعتراضات نجات می دهد

اکبر هاشمی زفسنجانی، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات 92، محمود احمدی نژاد، و علی خامنه ای. تصویر از خبرگزاری مهر.

اکبر هاشمی زفسنجانی، نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲، محمود احمدی نژاد، و علی خامنه ای. تصویر از خبرگزاری مهر.

دعوای میان رای دهنده ها و تحریم کننده ها باردیگر در آستانه انتخابات بالا گرفته. رای دهنده ها با همان شیوه ی دوره های پیشین، استدلال می کنند، در شرایطی که مملکت در وضعیت بدی قرار دارد، انتخاب یک رییس جمهور میانه رو به تعدیل شرایط و کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی کمک می کند. در طرف مقابل تحریم کننده ها باور دارند که انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی — که علاوه بر جناحی بودن و بسته بودن، سی و چند سال با تقلب انجام شده و در دور گذشته هم به صورت کاملا فرمایشی و به قیمت خون چند صد تن از مردم ایران برگزار شد — فاقد حداقل های لازم برای مشارکت مردم است؛ بنابر این مشارکت در چنین انتخاباتی جز اینکه به نظام اسلامی مشروعیت مردمی بدهد، حاصل دیگری ندارد.

هر دو گروه رای دهنده و تحریم کننده، باور دارند که دیدگاه خودشان بر دیدگاه طرف مقابل ارجح است و جبهه مخالفشان یا از شرایط جاری کشور چیزی نمی فهمد و یا اساسا خاین و مغرض است. هر دو طرف باور دارند که شرکت یا عدم شرکشان قرار است یک اقدام بزرگ سیاسی باشد، که تاثیرات عظیمی بر آینده مملکت بگذارد. رای دهنده ها اصرار دارند که رای دادن به نامزد مد نظرشان، به ضرر حاکمیت است چون نامزد جناح مخالف به پیروزی نمی رسد. تحریم کننده ها هم معتقدند که رای دادنشان علاوه بر اینکه هیچ ثمری ندارد به نظام آبرو و اقتدار (قدرت مشروع) می دهد، چیزی که امروز فاقد آن است. آنچه همه ی این اختلاف نظرها را بی معنی می کند، تکرار هرباره و چندباره آنها در سالهای گذشته است. رای دهنده ها در دوره های مختلف به امید تغییرات به نامزدهای خودشان رای دادند و تحریم کننده ها هم در دوره های مختلف انتخابات را تحریم کردند و در نهایت هم وضع مملکت ما روز بروز بدتر شده. نه رای رای دهنده ها ظرف چند دهه ی گذشته تغییر قابل توجه در شرایط میهنمان ایجاد کرده و نه تحریم انتخابات توانسته گره ای از گره های مملکت باز کند. انتخابات در نظام اسلامی یک پدیده ی بی اهمیت و در بهترین شرایط دعوا میان مافیای درون قدرت برای کسب منابع بیشتر است، که شرکت و یا عدم شرکت در آن بخودی خود هیچ تحول اساسی ایجاد نخواهد کرد. علی القاعده ما نمی توانیم امیدوار باشیم که یک رفتار مشابه را تحت شریط مشابه برای سالها و دهه ها تکرار کنیم و نتایج متفاوتی بگیریم.

توهین های مکرر و نژادپرستانه ی هواداران تراکتورسازی به مردم شریف افغانستان

تراختور

تراختور

پان ترکیستها و قومگرایان ترک گرا — که از لایه های کم سواد و عقب افتاده جامعه ایران و آذربایجان هستند — برای توهین نژادی و تحقیر مردم پارسی زبان ایران، به آنها فارس افغانی یا فارس افغانی نژاد می گویند؛ غافل از اینکه افغانی بودن یا افغانی زاده بودن به هیچ عنوان اسباب شرمندگی نیست و مردم شریف افغانستان سالها در ایران وظیفه انجام کارهای دشور را بر عهده داشتند و بسیار بیش از پان ترکیستهای مفت خور و طلبکار در توسعه ی ایران و پیشرفت و آبادانی کشور ما سهم دارند.

این قبیل توهین ها متاسفانه به فضای استادیوم های فوتبال ایران هم سرایت کرده ودر بازیهایی که یک سوی آن تیم تراکتورسازی یا به قول پان ترکیستها تیم «تیراختور» باشد و در سوی دیگر تیم فارسی زبان و یا از شهرستان دیگر بازی کند، علاوه بر انواع و اقسام ناسزاهای ناموسی و شعارهای ضد ایرانی و توهین به تمامیت ارضی و هویت ملی ایرانیان، شعار فارس افغانی نژاد یا شعار آذربایجان مال ما است، افغانستان مال شما است (آذربایجان بیزیمده، افغانستان سیزینده) هم سر داده می شود.

استیون هاوکینگ: هیچوقت تسلیم نشوید

استیون هاوکینگ و بیل گیتس

استیون هاوکینگ و بیل گیتس

استیون هاوکینگ، مشهورترین دانشمند حال حاضر جهان است که از سن ۲۱ سالگی در شرایط فلج دستگاه عصبی بسر می برد. هاوکینگ را بچه ها با کارتون خانواده سیمپسون میشناسند؛ مردم عادی او را با بیماری عجیب و نظریات جنجالی اش درباره وجود خدا و پیدایش کائنات بیاد می آورند؛ و در دنیای علم با برجسته ترین کار علمی اش به نام تابش هاوکینگ شناخته می شود. اما نکته ی مهم درباره ی هاوکینگ این است که همه ی کارهای علمی او به عنوان یک اختر فیزیکدان و یک دانشمند، در دوران بیماری وی و ظرف ۵۰ سال گذشته انجام شده.

در یک مصاحبه با خبرگزاری بی بی سی، زمانی که خبرنگار بی بی سی از هاوکینگ می پرسد، انتظار می رفت که وی تنها مدت کوتاهی زندگی کند و اگر تنها بخواهد یک عامل را نام ببرد که باعث شده وی این مدت طولانی را دوام بیاورید، آن عامل چیست؟ هاوکینگ پاسخ می دهد: زمانی که من ۲۱ ساله بودم به بیماری عصبی حرکتی مبتلا شدم. این بیماری ای است که هیچ درمانی ندارد و مبتلایان به آن را ظرف دو یا سه سال می کشد. اگر من امروز در سن هفتاد سالگی هنوز زنده ام بخشی مربوط به مراقبت عالی است که در طول این سالها از آن برخوردار بودم و کمک کرد که در شغل علمی خود هم موفق باشم. این موفقیت ها من را فعال نگه داشت. من امیدوارم که سرگذشت من نمونه ای برای کسانی باشد که در شرایط مشابه هستند. هیچوقت تسلیم نشوید.

لطفا به نژاد من توهین نکنید

اخیرا در میان عده ای از وبلاگنویسان عمدتا چپگرا و برنامه سازان رسانه های بیگانه اینطور رایج شده، که برخی ناهنجاریهای جامعه ایرانی و بد اخلاقی های امروز ایرانیان را به خون آریایی و نژاد ایرانیان نسبت می دهند. این انتصاب و مربوط کردن مقولاتی که اساسا ماهیت نژادی ندارند به خون و تبار مردم یک کشور برای تمسخر و استهزای آن، بطور قطع نژادپرستانه است و توهین نژادی علاوه بر اینکه غیر اخلاقی و غیر انسانی است، در بسیاری از کشورهای جهان جرم محسوب می شود.

از نقطه نظر علمی همه ی ما انسانهای مدرن یا انسانهای کنونی از یک نژاد به نام نژاد هموسیپین (Homo sapien) هستیم که در حدود دویست هزار سال پیش در آفریقا ازنژادهای دیگر انسان تکامل پیدا کرد و امروز در تمام مناطق زمین پراکنده شده است. پیشوند «همو» اشاره به گونه ی ما یعنی انسان و «سیپین» نام علمی نژاد ما است. در گذشته نژادهای دیگری هم از انسان وجود داشت، که امروز اثری از ایشان نمانده و از میلیونها سال تا هزاران سال پیش همگی منقرض شده اند. دوران تکامل انسان کنونی یا هموسیپین ها هنوز آن اندازه طولانی نشده که از لغت نژاد برای توضیح تمایز میان دستجات آن استفاده کنند؛ بنابر این لغت نژاد برای دسته بندی انسانهای مدرن، دستکم در زیست شناسی و انسان شناسی پایه ی علمی ندارد؛ اما کماکان برای اشاره به ترکیب جمعیتی، در تحقیقات غیر تباری و در میان عامه مردم رایج است. از این حیث «ایرانی» یا «آریایی» هم برای اشاره به نژاد یا تبار مردم ایران کاربرد دارد. هر دو ایران و آریایی در واقع یک لغت یکسان هستند و معنای یکسان دارند. پیشتر در دو نوشته جداگانه در اینجا و در اینجا و در پاسخ به بی بی سی فارسی، بطور مبسوط درباره مفهوم آریایی و هویت قومی و تبار ملت ایران مطلبی نوشتم و دلایل انتساب عنوان آریایی به ایرانیان را شرح دادم. (منابع آن دو نوشته را ببینید.)

لطفا مک بوک دست دوم نخرید

کاربر مک بوک از نوع ایرانی

کاربر مک بوک از نوع ایرانی

وبسایت دیلی تلگراف که یکی از سایتهای معتبر و پر بازدید دنیا است٬ تصاویری را از یک کاربر ایرانی مک بوک (کامپیوتر ساخت شرکت اپل) با یک دستگاه کامپیوتر دزدی منتشر کرده که آبروریزی تبلیغاتی آن برای جامعه ایرانی٬ کمتر از پوشش خبری یک دور کامل سفر احمدی نژاد و همراهان به سازمان ملل و نیویورک نیست.

ظاهرا موضوع خبر٬ یک دستگاه لپ تاپ دزدی است که مدتی پیشتر در لندن سرقت شده و نهایتا سر از ایران درآورده. مالک اصلی این وسیله یک نفر انگلیسی است که پیش از سرقت دستگاه ٬ برنامه ای امنیتی بر روی آن نصب کرده بود که امکان موقعیت یابی و کنترل دستگاه را از راه دور فراهم می کند. موضوع سردرآوردن یک لپ تاپ دزدی انگلیسی٬ چند هزار کیلومتر دورتر در کشور ایران٬ برای این وبسایت آن اندازه جالب بوده٬ که تصاویری از کاربر ایرانی آن را به همراه یک گزارش کامل در وبسایت خود منتشر کند.

سازمان سیا، بی بی سی و تجزیه طلبی در ایران

بی بی سی

بی بی سی

از زمان رویارویی ایران با قدرتهای جهانی بر سر برنامه هسته ای و افزایش نفوذ منطقه ای ایران، موضوع حمایت از تجزیه طلبان و قومگرایان هم با همان هدف تحریمهای اقتصادی — یعنی ایجاد بی ثباتی و آشوب در داخل کشور و امتیازگیری بر سر برنامه هسته ای — بطور گسترده در دستور کار کشورهای طرف مواجه با ایران قرار گرفت و ردیف بودجه ای محرمانه در داخل سازمان سیا برای آن تخصیص داده شد. این برنامه مشخصا توسط کشورهای آمریکا، اسراییل و بریتانیا پیگیری می شود؛ با اینحال بر پایه اسناد سایت ویکی لیکس، علاوه بر سازمانهای اطلاعاتی این سه کشور، کشورهای کوچکتر چون پاکستان هم در این این زمینه فعال هستند؛ که در مورد پاکستان، به گفته ی ویکی لیکس این همکاری با آشکار شدن حمایت سازمان موساد و سازمان اطلاعات بریتانیا از تجزیه طلبان آن کشور، خاتمه پیدا کرد.

وندالیزم در پاسارگاد؛ از خلخالی تا خامنه ای

تخریب آرامگاه کورش

تخریب آرامگاه کورش

انگلیسی ها، در زبانشان، اصطلاحی به نام وندالیزم (Vandalism) دارند که به دشمنی کور با علم و فرهنگ و هنر اطلاق می کنند. خود این لغت از نام یک قوم به نام «وندال ها» گرفته شده که از اقوام جرمانیک شرقی بودند و آنقدر در طول تاریخشان توحش بخرج دادند که نامشان در توحش جاودانه شد.

به نظرم اگر ما هم بخواهیم در زبان پارسی لغت مشابهی برای دشمنی با فرهنگ بسازیم، باید آن را ازنام نظام اسلامی و سران آن وام بگیریم که در طول این 35 سال، یک روز هم در تخریب آثار تاریخی و فرهنگی ما فروگذار نکردند؛ از دوران خلخالی گرفته که کورش بزرگ را لواطکار و حرامزاده نامید و با بولدوزر به جان تخت جمشید افتاد، تا امروز که روی آثار تاریخی ایران سد و حسینیه می سازند و در آرامگاه کورش نارنجک دستی منفجر می کنند.

امروز فیلمی در اینترنت منتشر شد که پرتاب نارنجک دستی و تغییر رنگ بخشی از دیواره بیرونی بنای آرامگاه کورش را نشان می دهد. در همین حال گزارشهای هم از ایران می رسد که نیروهای دولتی و بسیجی ها، در همان محوطه با مردم درگیر بودند و در روز عید نوروز، شعار مرگ بر این یا آن کشور سر می دادند. فارغ از اینکه چه کسی مسئول خرابکاری و وندالیزم امروز است، بطور قطع سران نظام اسلامی، مسئول حفاظت و صیانت از آثار تاریخی ایران هستند و هر بلایی که بر سر آثار تاریخی ایران بیاید ملت ایران از ایشان بازخواست می کند.

WWW.FARDA.US © 2008-2015, Project by Tarnama.org Hosted by Live Hoster | All Images and Objects are the property of their Respective Owners